Hacks - First Season

Hacks - First Season

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Hacks Season1 720p WEB H264-CAKES
Hacks Season1 1080p HEVC X265-MeGusta
Hacks Season1 720p WEB X265-MiNX
Hacks Season1 720p WEB H264-GLHF
Hacks Season1 1080p WEB H264-GGWP
Hacks Season1 720p WEB H264-GGEZ
Hacks Season1 WEBRip x264-ION10
Kommentaari MeysaM-UnicorN
🔴 30nama | تمامی قسمت‌ها 🔴

Tunnisteet

other
Julkaistu: 2022-05-10
Lataukset: 54
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫خب بگذریم، حالا اون مرده روی من بود...

‫و کار خودشو می‌کرد.

‫هنوز تی‌شرتش تنش بود چون سینه‌هاش...

‫از مال من بزرگ‌تر بود...

‫و من بهش گفتم... چیه؟

‫من حسودیم شد.

‫بگذریم، اون احمق شروع ‫کرد از من سوال پرسیدن.

‫"نزدیکی؟ داری میای؟"

‫گفتم "آره. آره.

‫من نزدیکم.

‫من نزدیک اینم که موهامو مدل سایه‌دار ‫بزنم،‌ یه تیشرت چهارخونه بپوشم...

‫و بالاخره دعوت مهمونی ملیسا آتریج رو قبول کنم! ‫

‫من هنوز دبورا ونس هستم

‫شب بخیر، لاس وگاس!

‫- اجرای خوبی بود. ‫- ممنون.

‫عاشق این کفش‌های پاشنه‌بلندت شدم.

‫آره، بیا شب جمعه از اینا استفاده کنیم،

‫و یه چیزی زیرش بچسبون.

‫- باشه. ‫- نزدیک بود بیوفتم.

‫می‌دونستم این گوشواره‌ها ‫قراره خیلی سنگین باشه.

‫نمایش خوبی بود.

‫حق با من بود.

‫- حوله؟ ‫- نه، ممنون عزیزم.

‫خب بیل،‌ چطور بود؟

‫به اندازه کافی در نیومد.

‫من ۲ هزار دلار کم دارم.

‫بورلی به حسابت می‌رسه.

‫تو بیشتر از سگ من روی مبل می‌خوابی.

‫- سلام. دب. ‫- خوشگل شدین، خانوما.

‫- می‌خوان تا ۲۵ دقیقه دیگه سوار شده باشیم ‫- من طولش نمیدم.

‫و بعد از ضبط فردا،

‫من شبکه QVC رو راضی کردم ‫که به ما فضای استدیو...

‫برای عکاسی کاور آلبوم کریسمس رو بده

‫اوه، عاشقشم.

‫دیمین هم یه خبر تاریخی داره.

‫- ای‌بی خر کیه. ‫- نه.

‫تابلو فرش ورچیر مال توئه.

‫ای جان!

‫همینو می‌خواستم بشنوم.

‫- نمایش خوبی بود، دب. ‫- ممنون، عزیزم.

‫- ماشین دم دره. ‫- خیلی خب.

‫بیاید مهمونی بگیریم.

‫شماها نمایش رو دوست داشتید؟ خیلی متاسفم.

‫ما برای رسیدن به فرودگاه داره دیرمون میشه.

‫خیلی ممنون.

‫عاشقتونم.

‫عاشقتونم.

‫رگه‌هاش رو ببین

‫این طرح مرمر گل رزه.

‫به جزئیات کریستال‌کوبیش نگاه کن.

‫انگار یه میلیون نفر دارن بهت چشمک میزنن.

‫من تا حالا یه دستگیره شیشه‌ای مثل این...

‫توی هیچ سینی وانی ندیدم.

‫حتما یه دلیلی داشته.

‫دارم میشنوم که همه‌اش فروش رفت.

‫وای!

‫ما یه تیم هستیم. این فوق‌العاده هست.

‫یه نفر پسر بدی بوده.

‫- تو پسر بدی بودی؟ ‫- هو هو هو

‫اون منو "هو" صدا زد. ‫

‫تو بچه شیطونی بودی یا نه؟

‫شب بخیر، رانی.

‫شام آماده‌است!

‫بفرمایید عزیزای من.

‫بخورید.

‫ درجه سنی سریال: TV-MA ‫

‫می‌دونی که دارم برج شرقی ‫کازینو رو بازسازی می‌کنم؟

‫آره.

‫پیمانکار همه چیز رو دوبرابر سفارش داده.

‫من قراره با ۲ تن کود...

‫چه غلطی بکنم؟

‫دم در استیو وین خالیش کن. ‫

‫همینه.

‫تو گولم زدی.

‫دب، ۲۵۰۰ تا نمایش.

‫- فکر می‌کنم این یه رکورد در سطح وگاسه ‫- هست.

‫- خب، پس نوش ‫- نوش

‫و اونا دارن اسمت رو روی یه خیابون میذارن.

‫می‌دونم. جاده دبورا ونس.

‫احتمالا یه خیابون بن‌بسته...

‫که تهش یه کلینیک سقط جنین ساختن.

‫حالا که برای همه اجراهای ‫بزرگ برنامه ریزی شده،

‫شاید وقتش رسیده که ‫در مورد آینده حرف بزنیم.

‫می‌دونی که تو همیشه...

‫بخشی از تاریخ پالمتو هستی،

‫اما شاید خوب باشه...

‫یه سال کمتر اجرا داشته باشی.

‫برای کی خوبه؟

‫آره.

‫من به وقت خالی برای اجراهای جدید،

‫مثل پنتانیکس نیاز دارم.

‫اون دیگه چه کوفتیه؟

‫اونا یه گروه آواز بیت‌باکس هستند.

‫اونا توی چند مسابقه برنده شدن.

‫توی برنامه "د سینگ‌آف" برنده شدن.

‫کی چنین چیزی به تخمشه؟

‫ببین، من باید ۲ جور مخاطب رو سرگرم کنم:

‫خانواده‌ها و احمقای بیست و خورده‌ای ساله.

‫خانواده‌ها می‌خوان ‫خوانندگی و آواز رو ببینن،

‫و بچه دانشجو‌ها می‌خوان ‫هزار دلار خرج کنن...

‫تا ببینن یه نفر با کلاه ایمنی ‫دکمه پخش آی‌پاد رو فشار میده.

‫سومین گروه مخاطبینت رو فراموش کردی،

‫آدمایی که از فلوریدا میان. ‫

‫اونا عاشق منن، و آمار مخاطبینم بالاست.

‫تو به اجراهات ادامه میدی،

‫غیر از روزای جمعه و شنبه.

‫فقط شبای مهم.

‫این کسشرا رو باورم نمیشه.

‫دب، چرا اصلا می‌خوای...

‫سالی بیشتر از صد تا اجرا داشته باشی؟

‫به نظر نمیاد که از این‌کار لذتی می‌بری.

‫تو روی صحنه به خودت زحمتی نمیدی.

‫- کاش این‌طور بود! ‫- خیلی خب.

‫کاش به خودم زحمتی نمی‌دادم.

‫کل عمر کاریم به لطف عوضی‌هایی مثل تو...

‫همش تو لاک دفاعی بودم!

‫- دبورا، خواهش می‌کنم آروم باش. ‫- مگه تو برات مهمه؟

‫تو صاحب این‌جایی، و سرویس‌دهیش هم آشغاله.

‫عالی شد.

‫کیسه بیرون‌بر من کجاست؟

‫خیلی خب، باشه.

‫- غذای اونم می‌برم. ‫ باشه.

‫به همراه چنگال!

‫یه سوسک توی سالادم بود!

‫تف بهش.

‫- از همه دلجویی کن. ‫- باشه.

‫فکر کنم باید از پنجره بپرم بیرون.

‫خب، احتمالا فقط پاهات میشکنه...

‫چون اون تراس طبقه دوازدهم هست،

‫اما اگه جدا می‌خوای به خودت صدمه بزنی...

‫نمی‌خوام این کارو بکنم.

‫به علاوه، من میلیون‌ها بار به تو گفتم...

‫- که چطور خودمو می‌کشم. ‫- آره.

‫یه جلیقه انتحاری می‌پوشم...

‫و به برنامه "واچ وات هپنز لایو" زنگ میزنم. ‫

‫- خیلی بامزه‌ هست ‫- تو می‌تونی یه ملاقات برام جور کنی...

‫تا در مورد هر چیزی که بخوای بنویسم.

‫فقط به‌خاطر یه اشتباه کارم تمومه؟

‫خب، یه اشتباه و چندین جواب بود...

‫که با اونا حسابی گند زدی، ایوا.

‫من کار اشتباهی نکردم.

‫بیا، داری روی چرم اشک می‌ریزی.

‫من تازه اون صندلی‌ها رو ‫گرفتم، خیلی دردسر داشت.

‫باید چند تا تاییدیه می‌گرفتم.

‫ببین، می‌دونم که تو عاشق نشون دادن ‫یه شخصیت مونث قوی هستی. عاشقشم.

‫اما شاید توی آینده،

‫لازم نباشه همیشه در مورد همه چیز...

‫دقیقا بگی که چه حسی داری.

‫وای خدا.

‫متاسفم که من بدون فیلتر...

‫و صادق یا همچین چیزی بودم،

‫اما این به معنای واقعی کلمه...

‫چیزیه که مردم در مورد قلم من دوست دارند.

‫حالا یهویی این شده مشکل؟

‫خط قرمز کجاست؟

‫نمی‌دونم. خب؟

‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که باید ‫یه مدتی استراحت کنی.

‫من نمی‌تونم استراحت کنم. باید کار کنم.

‫می‌دونی که من برای والدینم پول می‌فرستم،

‫و من تازگی یه خونه خریدم.

‫فکر می‌کردم اون یه خونه شهرکیه.

‫خب، به اندازه هر خونه ‫دیگه‌ای برام هزینه داشته.

‫دوست ندارم اینو بگم، اما شاید بهتر ‫باشه فروختنش رو در نظر بگیری.

‫همین‌طوره. ولی نمی‌تونم ‫بلافاصله اونو برای فروش بذارم.

‫کلی پول از دست میدم.

‫دلال ملکم به طور اشتباهی ‫یه ایمیل فرستاد برام...

‫که توش نوشته بود معامله بدی کردم.

‫اوف. ایمیل‌ها خیلی آدمو به فنا میدن.

‫این حتما...

‫یه عذاب وجدان کاتولیکی چرته،

‫همش دارم حس می‌کنم...

‫همه اینا مجازات منه برای این‌که...

‫توی مراسم یادبود عموم راکو انگشت شدم.

‫خیلی خب، این مثال خیلی خوبیه ‫در مورد چیزی که دارم میگم، ایوا

‫من هیچ‌وقت لازم ندارم ‫بدونم که کجا انگشت شدی.

‫تو نمی‌دونی کجای یه زن انگشت میشه؟

‫ایوا.

‫باور کن من خیلی تلاش کردم،

‫من با همه تماس گرفتم،

‫اما متاسفم.

‫به نظر نمیاد که هیچ کس علاقه‌ای ‫داشته باشه در حال حاضر به تو کمک کنه.

‫- و این‌جا هم ویپ نکش. همش شیشه‌ایه. ‫- این...

‫برو بیرون بکش. یه دقیقه ‫دندون روی جیگر بذار.

‫این خیلی بی‌انصافیه.

‫بغلت کنم حالت بهتر میشه؟

‫از لحاظ فنی نمی‌تونم بدون ‫حضور کس دیگه‌ای تو رو لمس کنم.

‫ما یه جلسه در این مورد داشتیم، اما...

‫سلام.

‫سلام.

‫به من گفتی که بهت اطلاع بدم...

‫وقتی که یه مشتری مهم‌تر زنگ میزنه،

‫و دبورا ونس پشت خطه...

‫و اون به این اندازه مهم نیست.

‫برای همین می‌خواستم بهت اطلاع داده باشم.

‫کیلا، لطفا می‌تونی اونو به یه ‫جایی ببری که راحت باشه؟

‫قطعا. بیا دنبالم، دختر.

‫ما داریم حرف می‌زنیم.

‫دبورا، وقت خوبی زنگ زدی.

‫حالت چطوره، مشتری مورد علاقه من؟

‫پنتاتونیکس تخمی!

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left