200 ensimmäistä riviä.
هیچوقت فکر کردی که ممکنه همهش یه دروغ باشه؟
دارم فکر میکنم که توی 5 سال، همهی اینا از بین میره!
هیچهیچکس دیگه قرار نیست آهنگ مورد علاقهتو بخونه، هیچوقت
نمیتونی سوگند به اعتراف رو بشکنی، میتونی؟
من به یکی صدمه زدم
اعترافـم اینه
صحیح. پس، چرا این آدم؟ منظورم اینه که چرا این کشیش؟
نمیتونه تصادفی باشه
کسی کمکـم میکنه؟
میدونی، این قاتل، افسارش رو از دست داده
اگه بهمون اسمشو نگی...
آدم های بیشتری میمیرن
متاسفم
نمیتونم بهتون کمک کنم
پدرم بهت تجاوز کرد؟!
آره
ما باهات یه معامله کردیم
ما پسرتو به زندان نمیندازیم، تو هم برامون چارلی هکس رو گیر میندازی
اگه بتونی بفهمی که اون با این فایل چیکار کرده
اینطوری دیگه تو زندگیت نیست
- بعضی ها دعا میکنن... - «خورشیدِ سوزان» در راهـه
و من پیامبرش هستم
اگه خدا وجود داره...
بذار جلومو بگیره
وایسا، وایسا، وایسا
لباس بپوش
خبرها هنوز در حال دریافت هستند. چندین گزارش تایید نشده...
درمورد تلفات متعدد در یک یادبود که برای...
جیمی آنوین که به صورت داوطلبانه به بقیه کمک میکرد، دریافت کردیم
یک زن جوان که به طور بیرحمانه، دوروز پیش در همان مکانِ یادبود به قتل رسید
پلیس هنوز هیچ نقطهی مشترکی را در رابطه با این قتل و...
حادثه ی اتوبوس عمومیِ دیروز که به آن...
لقب «قتل نیکوکار» را دادهاند تایید یا تکذیب نکرده است
پلیس از مردم خواست که مراقب خود باشند
و از هرکسی که برای کمکخواستن نزد آنها میآید، یا پریشان به نظر میرسد...
دوری کنند
شما چی فکر میکنید؟ آیا در خیابانهایتان احساس امنیت میکنید؟
همین الان با شماره ی 999 570 08081 تماس بگیرید
شاهدهای عینی چیز زیادی ندیدن
یکی از اونها، مردی رو دید که زانو زده و اون سر رو پایین گذاشته
الان پیش مامورِ شناسایی چهرهست
اسمش جیسون واکرـه، اون و تیم خبریش کامل از بین رفتن
هیچکس سعی نکرد کمک کنه، خیلی ترسیده بودن
پس، اول جیمی آنوین رو میاره اینجا
ما فکر کردیم که اون دنبال دیدهشدنِ کامله
وارد کردن حداکثر مقدارِ شوک
خب، اون موفق شد
ولی شاید اون میدونست که دوباره برمیگرده
- میدونست که برمیگرده؟ - آره
آره، یه زن جوون مثل جیمی آنوین تو این شرایط میمیره
یه موقعیت خوبه که توی یادبودش اینکارو کنه و به همراش رسانهها رو بکشونه اینجا
من به آخرین تصاویری که این گرفته، نیاز دارم
اون بردتش
چی؟!
اینجور تصاویر توی یه کارت حافظهی SDXC قرار میگیرن
قاتل همشو برد
سربازرس ویژه هکس کجاست؟
گفت که ما رو تو جادهی لیث میبینه
وقتی 14 سالم بود باهم قرار میذاشتیم
همه دوستش داشتن
منظورم اینه، اون خوشتیپ بود و توی ورزش و اون مسائل هم کارش خیلی خوب بود
ولی مهربون هم بود. نمیتونستم باور کنم که اون دوستپسرِ منه
و بعد نمیتونستم باور کنم که اون شوهرِ منه
میشنیدم که بقیهی زنها درمورد شوهرشون غُر میزنن
و من چون الکس اونطوری نبود، احساس گناه میکردم
منظورم اینه، اصلاً اونطوری نبود
ببخشید. من فقط...
من فقط باورم نمیشه که اون مُرده
اصلاً باورم نمیشه
اوه، خدای من. الِیـن
کـاری از هـومـن صـمـدی و حـسـیـن امـیـری Raylan Givens & Hossein_124
میدونی چرا من اینجام؟
نه
میدونی من کی هستم؟
نه
خب، من میدونم تو کی هستی
اینکه درموردش حرفی نمیزنی...
باید خیلی برات سخت باشه
چون اونا نمیتونن حقیقتِ این موضوع رو بشنون
لطفاً... اینکارو نکن...لطفاً
اوه، خدای من!
اوه، خدای من!
من زندگیت رو بهت برمیگردونم
در عوض، ازت میخوام که یه صدا بهم بدی
حواسم بهت هست، ویل
،حالا، همین یک ساعت پیش » تعداد تقریبی سیصد تن
در اینجا ایستاده بودند، برخی آواز میخواندند، « ...برخی دعا میکردند
به فیلمگرفتن ادامه بده، وگرنه میمیره
«خورشیدِ سوزان» در راهـه
و من پیامبرش هستم
گوش کن، ویل. میدونم که این کارو به عنوان یه راه برای برگشتن به بازی میدونی
ولی این اتفاق نمیفته
جز اینکه، تو میدونی همه اینو میخوان، آلن
و با این حال، اینجا در لبهی اسفانگیز یه صنعت در حال مرگ هستی
در حال ویرایش و کلیک روی یه دستگاه دستِ سوم که هم ازش متنفری...
و هم چیزی ازش سر در نمیاری
آخرین باری که یه داستان درست و حسابی داشتی، کِی بود آلن؟
اگه دقیقتر بخوام بگم، کِی قراره این اتفاق دوباره برات بیفته؟
خیلیخب، آدمای دوستداشتنی. هنوز نگرفتیمش؟
اگه نه، چرا؟
پزشکی قانونی در محل ردّ پا پیدا کرد
سایزش 9 و نیمـه
الگوش با چکمههای چتربازی آلمانی سازگاری داره
این اطلاعات همین الان که ما داریم حرف میزنیم، در حال پخششدن هستن
اینطوری مضنونین رو به حدود ده-یازده میلیون نفر کاهش میده
اینو از کجا گرفت؟
خب، معلوم شد که 52 تا کلیسایِ کاتولیک تو لندن وجود داره
صدها از C تا E و دیگر مذهبات
و الان، ساعت 5 صبحـه، پس...
کلیسای سنت ماری رو چک کردید؟ میدونی، محلِ دنیس اینا
آره، آره. اولین جایی بود که دیدیم
لطفاً باهام بیا
زودباش
این اتفاقیه که سکوتت داره باعثش میشه
میفهمی؟
فقط میخوام اینو هم بهت نشون بدم
اون کیه، دنیس؟
اون کیه؟!
میخوای مجبورم کنی که بپرسم اینجا چه خبره؟
فقط داریم سعی میکنیم حافظهی پدر دنیس رو برگردونیم، رئیس
و میتونیم؟
انگار نه
بسیارخب. پس بیا پدر دنیس رو برسونیم خونه، باشه؟
سربازرس رنکو، میشه لطفاً یه دقیقه وقتتو بهم بدی؟
پس، نتیجه گرفتی که چارلی هکس، الکس باتلر رو نکُشته
ولی آدمایی که تو رو اینجا گذاشتن که این تحقیقات رو پیش ببری...
فکر نمیکنن که این نتیجهگیری با توجه به مدارک جور در بیاد
مسئله اینه که، هیچ مدرکی وجود نداره
یه نگرانیای وجود داره که ممکنه به خطر بیفتی
درنتیجهش، معاملهای که روش مذاکره کردی
باطل و بیارزش شده
همین که دنیل از بیمارستان مرخص بشه، اونو به...
یه زندان فوق امنیتی میفرستن
- تو نمیتونی اینکارو بکنی - بشین و نگام کن (که اینکارو میکنم)
مگراینکه...
چیزی که میخوای رو بهت بدم
سربازرس ویژه هکس بیگناه نیست
- تو این موضوع بیگناهه - اینطور که تو میگی
ولی اگه رفیقِ جدیدت یه گلوله به سر الکس باتلر شلیک نکرد، پس کار کی بوده؟
چون اگه واقعاً میخوای که دنیل رو از خطرِ...
مهمونیهای شبانهی «بوکاکی» تو یه جای خلوت، دور نگه داری...
اینکه بگی هکس بیگناهه کافی نیست
اینو ثابت کن، کسی که اینکارو کرد رو برام بیار
به زودی...
در غیر این صورت، دیگه از دست من کاری بر نمیاد
هی، هی، هی. قضیه چی بود؟
اون درمورد دنیل میدونه
ازم خواست که با پاهای خودم اینجا رو ترک کنم
- چی، امروز؟ - آره، خوب میدونه با چی میتونه فشار وارد کنه
پس، من داشتم همهی اینارو بررسی میکردم
این قضیهی دوربینهای خبری، کارتهای حافظه و چیزایی که شما دارین
حالا، دارم فکر میکنم که، ممکنه اینا درمورد قانونیبودنش نباشه
منظورم اینه، هر ننهقمری میتونه خودش رو بذاره توی یوتیوب
ولی آدم ما خودش رو هر ننهقمری نمیدونه
اون خودش رو به عنوان یه خبر میبینه
پس، اگه چیز مهمی برای گفتن داشته باشه، شانس اینکه...
قبلاً سعی کرده اونو بگه و موفق نشده، چقدره؟
امم
درواقع، این یه نظر احمقانه نیست
خیلی ممنون
نه، منظورم اینه. قضیهی قتل عام کردن به صورت تکی اینه
که 82 درصد مواقع، دوستان
و خانواده، درمورد شکایت و مشکلات قاتل به خوبی خبر دارن، پس...
پیغامش هرچی که هست...
احتمالاً قبلاً هم سعی کرده که اونو به بیرون منتشر کنه
آره، احتمالا تو اینترنت. ولی کسی گوش نکرد
پس، اگه تصمیم گرفته باشه مستقیم بره پیش منبع چی؟ به سبک قدیمی
تلویزیون، یا روزنامه
خیلی دیره
« حالا، همین یک ساعت پیش، تعداد تقریبی سیصد تن
،در اینجا ایستاده بودند، برخی آواز میخواندند « ...برخی دعا میکردند
به فیلمگرفتن ادامه بده، وگرنه میمیره
«خورشیدِ سوزان» در راهـه
و من پیامبرش هستم
«خورشیدِ سوزان» در راهـه. «خورشیدِ سوزان» که خدا نیست
خداوند خالق و نور است. خداوند کلام است
«خورشیدِ سوزان» نابودی، تاریکی و سکوت است
شما فکر میکنید آدمهای خوبی هستید، ولی شما هیولا هستید
شماها بیشتر از اون چیزی که همیشه نیاز دارید، مصرف میکنید
در حالی که همهجای این دنیا، بچههایی هستن که در بدبختی میمیرن
شکمپرستیِ شما یک کشتار همگانیِ بچههاست
خیریهی شما با مرگ و ناامیدی عجین شده
خیریهی شما، ریاکارانهست
و ریاکاریِ شما، حکم مرگ شماست
من اینجام که مجازاتتون کنم
این شهر یک قبرِ بی نشانـه
ولی دنیس میتونه جلومو بگیره. پدر دنیس چپمن میتونه جلومو بگیره
خدای من! اون اسم کشیش رو آورد!
خب، خبرهای فوری. ما یک کشیش داریم که میدونه قاتل کیه
این وقتِ فکرهای شماست
یه تماسگیرندهی دیگه داریم، ریچارد...
آره، اونا از اینکه چرا کلیساها صبح یکشنبه خالیان...
متعجب ان، اونا هیچ ایده و سرنخی ندارن!
دنیس
آدام، نوبت توئه. تو تماس گرفتی...
خب، من یه کاتولیک هستم و عاشق خدا و کلیسای خودم هستم. ولی چطور...
یه کشیش میتونه به یه قاتل که هرگز توبه نمیکنه، پیشنهاد آمرزش بده؟
به نکتهی خوبی اشاره کردی، آدام
من واقعاً فکر میکنم بهتره که از اینجا بری
برای یه تلفن دیگه وقت داریم...
No comments yet. Be the first to leave one.