The Mentalist

The Mentalist

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 4

Julkaisutiedot

The Mentalist S04E20 HDTV XviD-FQM
Kommentaari p30film

Tunnisteet

HDTV
hdtv
XviD
HD
Julkaistu: 2019-07-17
Lataukset: 74
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

دبيرستان،هان.بايد خاطرات زيادي رو برات زنده کنه

جمعه شبها،با اکيپ بجه ها

،خوشگذروني با اون کلاههاي مسخره

ميدوني چيه؟ من هيچوقت گولشونو نخوردم

و بعد از تمرين کمي مشروب خوري

توي جاهاي خاص

هر چي تو بگي

،رِگزبي چي گيرمون اومده؟

جَک مَک تِرني28 ساله،معلم زبان انگليسي

زمان مرگ رو M.E

بين ساعت 6 تا 9 شب گذشته اعلام کرده

ظاهرا علاقه داشته تا آخر وقت بمونه

و دور محوطه بدَوه

چو،داره کُمُدِشو ميگرده

به نظر مياد با يه چيزي به سرش ضربه زده باشن

آلت قتل رو داريم؟

نه،اما"اِم ايي"معتقده که از جنس فلز بوده

ولي وقتي که ما رسيديم خفاشها توي سطل آشغال بودن

خونشونو داديم براي آزمايش؟

با خونوادش تماس گرفتين؟

آره،اما اونا همگي برگشتن به شرق

اون مجرده،تنها زندگي ميکنه

بسيار خب ترتيب بازجويي هارو بده

هر کسي که بين ساعت 6 تا 9 اينجا بوده

چشم رئيس

به کبوديه دور چشمش نگاه کن

هومم،کمرنگه

به نظر ميرسه مال هفته ها پيشه

خوبه بدونيم که چطور اتفاق افتاده

خب،بزن بريم از مُدير بپرسيم

اون يارو؟

،کت و شلوار ارزون زرق و برقي جلد چرميه گوشي،بلوتوث،ساعت بزرگ

،پِتي تيرانت"مستبد کوچولو" همه چيز در موردش نوشته شده

ميبخشيد آقا؟

سلام،من مامور ليزبن هستم ايشون هم پاتريک جين هستن

ما از سي بي اي هستيم

"مدير "کارل اِسنايدر

خيلي ممنونم از اينکه به سرعت اومديد

اُه،آقاي مک تِرني هيچ مشکلي نداشتن؟

مشکل با دانش آموزا؟- نه من اينطور فکر نميکنم-

اون يه معلم عالي بود

اون درست بعد از اتمام دانشگاهش در اينجا مشغول کار شد

اُه،بچهء درخشاني بود ميتونست پول ساز باشه

کارهاي زيادي ميکرد ولي عاشق معلمي بود

ما خوش شانس بوديم که اونو داشتيم- هان-

الان من يه جلسهء سوگواري دارم

هر لحظه ممکنه،شروع بشه،پس ممنون- چه خوب.ماهم ميايم-

اوه،چطوري دور چشماش سياه شدن

....اون گفت که اون توي بازيه بسکتبال بود

با چندتا از دانش آموزا،بعد از مدرسه

ولي شما باور نکردين؟

خب،اون چرا بايد دروغ بگه؟ البته که باورش کردم

نه،باور نکردي

خب،من چرا بايد دروغ بگم

احتمالا فقط غريزهء مدير بودنه

حالا اگه شما به اين داستان سياه شدن چشمش مشکوک بودين

هيچ تصوري داريد که داستان واقعي چي ميتونه باشه؟

نه- هومم-

ميخوام بگم،اون بين همه خيلي محبوب بود

دانش آموزا و هيئت علمي،همه

نه همه،رفته بودم سروقت کمد مَک ترني

هيچ چيز غير عادي اي نبود اما اينو توي صندوق پستيش پيدا کردم

اُه،اين خيلي جالبه

من افتخار کار کردن با آقاي جَک مَک تِرني رو

.براي 5 سال گذشته داشتم

اون معلم خوبي بود

و اونو از دست داديم

ممنون آقاي لاولَند

حالا،شخص ديگه اي اينجا حضور داره که بخواد چيزي

دربارهء آقاي مَک تِرني بگه؟

ما...خب من ميخوام يه چيزي بگم

آقاي جين

اين يک لحظهء بسيار حساسه

بله،اونا فقط يه تعداد نوجوونن اونا از پَسِش بَر ميان

صبح بخير به همگي من پاتريک جين هستم

از سي بي آي

به هَمَتون تسليت ميگم ....اُه

من ميدونم که شما به آقاي مَک ترني نزديک بودين

و اميدوار بودم که يکي از شما بتونه به من بگه

نامه اي رو که ما پيدا کرديم چه کسي نوشته

"......جناب آقاي مک ت"

من ديدم که چه کرديد و اَزَتون بيزارم"

"شما يه خوک کثيفيد علامت تعجب

من فکر ميکردم که شما خاص هستيد"

اما شما هم يه رياکار مثل بقيه هستيد

نميتونم باور کنم که هميشه فکر " ميکردم که شما فوق العاده ايد

"ازتون متنفرم"

چه کسي ميتونه اين نامه رو نوشته باشه؟هوم؟

واضحه که يکنفر احساس کرده که بهش خيانت شده

روح حساسي که الان به شدت احساس ندامت ميکنه

براي حرفهاي تندي که زده

کسي که درست همينجا توي اين اتاق نشسته

بله

تو

وقتي که همه داشتن به اطراف نگاه ميکردن

تا بفهمن کي اين نامه رو نوشته

تو اين کار رو نميکردي

تو ميدوني کي اين نامه رو نوشته

چون خودت بودي

درست نيست؟

متاسفم

متاسفم

ليزبن نوبت توئه

واو

هي

هي،وايسا

درام،هان؟

کَسِ ديگه اي چيزي براي گفتن داره؟

The Mentalist S04E20 Something's Rotten in Redmund Original Air Date on April 5, 2012

== TRANSLATED BY SAIED3 ==

چرا اين نامه رو نوشتي

آقاي مک ترني معلم مور علاقهء من بود

اون هميشه در مورد عزت نفس صحبت ميکرد

اون ميخواست که ما دخترا براي ذهن خودمون ارزش بيشتري قائل باشيم

من..منظورم اينه که اون هميشه با ما خوب بود

اون با ما مثل يه تعداد بچهء احمق برخورد نميکرد

خب،چي تغيير کرده بود؟

سه شب پيش داشتم رانندگي ميکردم

به سمت فودبانک "بانک غذا" جايي که داوطلب شدم

اونجا محلهء چندان خوبي نيست

...و آقاي مک ترني رو ديدم که داشت به نظر با يه

فاحشه صحبت ميکرد

و باهاش درگير بود

خب،يه جورايي جر و بحث

و بعد اون(زن)سوار ماشينش شد

منظورم اينه که ..... اون يه معلمه

قيافهء اون زن چطور بود؟

اينا،من يه عکس اَزَش گرفتم

اين عکس رو برام بفرست

و آدرسي رو که اونجا ديديش،يه لحظه ببخشيد

چو،چه خبر؟

کار پزشک قانوني تموم شد

هيچ لکه خوني روي خفاشهايي که توي مدرسه پيدا کرديم نبود

و اينکه من يه کيسهء پلاستيکي دارو

توي ماشين مک ترني پيدا کردم شبيه "اِم دي اِم آ " به نظر ميان

(اِکستازي(قرص اِکس

بنظر مياد قربانيه ما رازهاي زيادي داشته

من اينجا يه دانش آموز دارم

که ميگه اونو ديده

که با يه فاحشه جر و بحث ميکرده

من يه عکس از اون فاحشه برات ميفرستم همراه با آدرسش

تو و رِگزبي بريد ببينيد ميتونيد پيداش کنيد

بله رئيس

جين؟

سلام

هوم؟اِکستازي؟

جالبه

نه،تو برو،من ترجيح ميدم همينجا بمونم

خدا حافظ

ببخشيد،ميتونم کمکتون کنم؟

نه،به کمک نيازي ندارم اُه،شما؟

خانم آستين اُه،مربيه نمايش

اُه،من فقط داشتم يه چرخي روي صحنه ميزدم

اُه،چه نمايشي رو بازي ميکنيد؟ "هملت"

يه برداشت جديد همونطوري که ميبينيد

بمير ، بخواب"

بخواب تا شايد رويايي ببيني

"آه از اين فرسايش

درسته

من،اُه،نگران راشل هستم

اون توي نمايشه واقعا بچهء خوبيه

اُه،مشکلي براش پيش نمياد

مگر اينکه اون قاتل مک ترني باشه

شما چي فکر ميکنيد؟- نه-

نه حتي نميتونم فکرش رو هم بکنم

هومم

خب،حالا اگه منو ببخشيد من فقط 5 دقيقه وقت دارم

تا برم به اتاق معلما و يه قهوهء بَد بنوشم

هووم،خوش بگذره

اُو

گارد بگير

خب،اين اصلا حال نميده اگه بخواي تسليم بشي

شما يکي از پليسا هستين؟

پليس تقريبي،شايد

تو توي نمايش هستي؟- آره،هستم-

من جِرِميا هستم نقش روح رو بازي ميکنم

من روح پدرت هستم"

"براي مدتي محکومم به راه رفتن در شب

وقتي شما ميگيد خيلي باحال بنظر مياد- آه،ممنون-

من مطمئن نيستم شايد بيخيال اين بشم

من فقط بلدم با دخترا قرار بذارم

اين قضيه چه تاثيري روي تو داشت؟

خوب نبود

خب،جِرِميا تو آدم عاقلي بنظر مياي

بزار اَزت اينو بپرسم

من کجا ميتونم اين دور و بر کمي مواد تهيه کنم؟

چي؟

ترجيحا،اِکستازي

من هيچ نظري ندارم

چ...چرا اينو ميپرسي؟

اُه...ميخوام با بچه هاي بَد يه ملاقاتي بکنم

ميدوني،اينجور بچه ها به معلما هم مواد ميفروشن

.هر مدرسه اي از اينجور آدما داره ميدوني پاتوقشون کچاست؟

اوه،من...من نميدونم که کجا گير ميکنن

اومم،آدم بَدا هويتشونو مخفي نگه ميدارن

مدير اِسنايدر خيلي سختگيره

هومم که نميدوني،هان؟

قَسَم ميخوري؟

آره،قَسَم ميخورم

نبرد خوبي بود

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left