200 ensimmäistä riviä.
جهشیافتهها. از زمانی که وجودشون کشف شد
همیشه با دیدهی ترس بهشون نگاه شده
با تردید، و اغلب با نفرت
در سرتاسر سیاره، بحث و جدل بالا گرفته
آیا جهشیافتهها حلقهی بعدی زنجیرهی تکامل هستن
یا صرفاً گونهی جدیدی از انسانها
که برای رسیدن به سهمشون از این دنیا میجنگن؟
در هر صورت، این یه واقعیت تاریخیه
که تقسیم کردن دنیا، هیچوقت ویژگی بارز آدما نبوده
«ما دشمن هم نیستیم، بلکه دوستیم
«نباید با هم دشمنی کنیم
«هرچند ممکنه فشارِ احساسات، رشتهی الفت رو کشیده باشه
«اما نباید پیوند عاطفیمون رو از هم بگسله.»
لینکلن این رو توی اولین سخنرانی تحلیفش به عنوان شانزدهمین رئیسجمهور کشور گفت
این یکی از جملات محبوب منه
خب، اگه لطف کنید و بلیطهاتون رو آماده کنید
میتونیم بازدید رو شروع کنیم
جکی، میتونی برنامههای امشبم رو خالی کنی؟
میخوام با پسرم شام بخورم. بله، جناب رئیسجمهور
ببخشید آقا، راه رو گم کردین؟
نقض حریم امنیتی در ایست بازرسی بازدیدکنندگان
چندین سوژه مشاهده شده
جناب رئیسجمهور، رخنه امنیتی. جکی، برو بیرون. سریع ببریمش سمت ماشین
مسیر خروجی امن نیست. نمیدونیم چند نفرن
پست شماره پنج. موقعیت امنه
یه چیزی توی راهروئه. همه به سمت پناهگاه
منفی! مسیر امن نیست
درست پشت درِ دفتر بیضیه. همه جا رو قرنطینه کنید
شلیک نکنید! اونجاست
یا خدا
نئاندرتالها. زمانی فکر میکردیم که اونها منقرض شدن
بر اثر سالها درگیری با شاخهی بسیار پیشرفتهتری از بشریت
به اسمِ انسان کرومانیون
اما تحقیقات اخیر روی دیانای خودمون
نشون میده که این دو گونه ممکنه با هم آمیخته شده باشن
و به انسانهای امروزی تکامل پیدا کرده باشن
به عبارت دیگه، تبدیل به چی؟ ما
به ما. درسته
آرتی، نه اینجا
یالا، حواست رو جمع کن
وقتی اینجوری میکنه دیوونه میشم
به چی زل زدی، مرتیکهی روانیِ
لبم رو پاره کرد
من سرطان دارم. به سمت پناهگاه
نه! سلام
اونا میخوان بکشن
این چه مرگشه؟ کار نمیکنه
جین؟ خوبی؟ آره
آره، حالم خوبه
فقط... یه کم سردرد دارم همین
فقط یه سردرد ساده نیست، مگه نه؟
گوش کن، من... واقعاً نمیدونستم چطور این رو بگم
اما از بعد از جزیرهی آزادی، تو... اسکات
عوض شدی
این اواخر تلهپاتیم درست کار نمیکنه
نمیتونم تمرکز کنم. صدای همه چیز رو میشنوم. فقط تلهپاتی تو نیست
یه ماه پیش، باید کلی تمرکز میکردی تا فقط یه کتاب یا صندلی رو اونطرف اتاق معلق کنی
اما حالا، وقتی کابوس میبینی کل اتاق خواب میلرزه
رویاهام دارن بدتر میشن
اسکات
همش حس میکنم یه اتفاق وحشتناک قراره بیفته
هیچوقت اجازه نمیدم اتفاقی برات بیفته
هی. شماها بابی و روگ رو ندیدین؟
توی فودکورت یه اتفاقاتی داره میافته
برادرم یه سوال ساده ازت پرسید. چرا اینقدر عوضیبازی درمیاری؟
آره، چرا اینقدر لجنبازی درمیاری؟
چون میتونم
آتیش داری؟
هوم
متاسفم رفیق، نمیتونم کمکت کنم. - جان، تمومش کن
چرا دست از خودنمایی برنمیداری؟
بهخاطر اون؟ تقصیر من نیست که دوستدخترت داره هیجانزده میشه
فکر نمیکنم هیجانزده شده باشه. سعی کن بهت خوش بگذره
فکر کنم تو تنها کسی هستی که داره بهش خوش میگذره
هی
خیلی جالب بود پسر. حالا میخوای چیکار کنی؟
انگار یهو دیگه اونقدرها هم سرسخت نیستی
الو؟ عزیزم، صدامو میشنوی؟
بابی، چیکار کردی؟
من این کار رو نکردم. نه
من کردم
و دفعهی بعد اگه خواستی خودنمایی کنی، نکن
خبر فوری. ما به صورت زنده از واشینگتن با شما هستیم
جایی که در دفتر بیضیشکل کاخ سفید حملهای صورت گرفته
جزئیات هنوز در حال تکمیل شدنه، اما به ما اطلاع دادن
که به رئیسجمهور و معاونش آسیبی نرسیده
منابع میگن که یک یا چند جهشیافته در این حمله دست داشتن
فکر کنم وقتشه بریم، پروفسور
مقامات اونجا رو بستن... فکر کنم حق با توئه
آآآآه! اوه
نظر من؟ مگنیتو پشت این قضیه است
نه، فکر نمیکنم اسکات
با اینکه اریک توانایی سازماندهی چنین چیزی رو از داخل زندان داره
اما برای اون، این کار غیرمنطقی بود
این فقط به هدفش که شکوفایی جهشیافتههاست ضربه میزنه
منظورت برتریطلبیه. حق با توئه
اگه اریک راه خودش رو میرفت... البته، خودت میدونی دولت چه واکنشی نشون میده
دوباره قانون ثبتنام رو پیش میکشن
یا بدتر. رئیسجمهور ممکنه وضعیت اضطراری اعلام کنه
و دستور بازداشت تمام جهشیافتههای کشور رو بده
فکر میکنی قاتل تنها بوده؟
خب، فقط وقتی میفهمیم که زودتر از مامورها پیداش کنیم
داشتم سعی میکردم با «سربور» ردیابیش کنم
اما حرکتهاش به شکل عجیبی نامنظمه
وقتی مختصات دقیقتری پیدا کردم
استورم، جین، باید با جت برید و سعی کنید بیاریدش اینجا
خیلی نزدیک بود، نه؟
نزدیکتر از اونی که بقیه اعتراف میکنن
چی لازم داری ویلیام؟ فقط مجوز شما رو
برای یه عملیات ویژه
اوه، نه، ممنونم آقای رئیسجمهور
و یه جورایی فکر میکردم اینجایید تا درباره اصلاحات مدرسه حرف بزنید
جالبه که اینو میگید آقای رئیسجمهور
سناتور. آقای رئیسجمهور
ممنون که منو پذیرفتید. سناتور کلی، ایشون سرهنگ ویلیام استرایکر هستن
خوشبختم. - بخش ایشون از خیلی وقت پیش با پدیده جهشیافتهها سر و کار داشته
حتی قبل از دوره من
تا جایی که یادمه شما از حامیان سرسخت «قانون ثبتنام» بودید، سناتور
به نظر میرسه نظرتون درباره مشکل جهشیافتهها اخیراً تغییر کرده
امیدوارم در جهت مثبت باشه
خب، پیشنهاد شما چیه آقای استرایکر؟
اوه، اجازه هست آقای رئیسجمهور؟
ما موفق شدیم مدارکی از یه مرکز آموزشی برای جهشیافتهها جمعآوری کنیم
در منطقه سِیلم در شمال نیویورک
این اطلاعات رو از کجا آوردید؟
از بازجوییِ یکی از تروریستهای جهشیافته
مربوط به حادثه جزیره آزادی
اریک؟ اریک لنشر؟
بهش دسترسی دارید؟ مگنیتو. بله
ما تکنولوژیای که اون زندان پلاستیکی رو باهاش ساختن، ابداع کردیم
این مرکز یه مدرسهست. حتماً همینطوره
اون دیگه چه کوفتیه؟ یه جت
چه جور جتی؟ نمیدونیم
اما از وسط زمین بسکتبال میاد بیرون
اگه به ما اجازه میدادید کارمون رو بکنیم آقای رئیسجمهور، قبل از اینکه این اتفاق بیفته
خیلی خب. گوش کن
ویلیام، میری داخل، بازداشت میکنی، بازجویی میکنی
اما آخرین چیزی که دلمون میخواد ببینیم
جنازه یه بچه جهشیافته توی اخبار ساعت ۶ هستش
آقای استرایکر. سناتور کلی
ایشون یوریکو، دستیار شخصی من هستن
عجب دست دادنی. چه کاری از دستم برمیاد؟
اوه، زندان اریک لنشر. اگه بشه میخوام یه ملاقاتی ترتیب بدم
اینجا باغ وحش نیست سناتور
توی این درگیری، اون دشمنه
تو فقط یه تماشاچی هستی. پس بهتره خودت رو کنار بکشی، باشه؟
درگیری؟ آقای استرایکر، واقعاً میخواید این رو تبدیل به یه جور جنگ کنید؟
زمانی که تو داشتی توی «ووداستاک» سینه مامانت رو میمکیدی کلی
من داشتم توی جنگلهای ویتنام شمالی ماموریتهای سری انجام میدادم
برای من درباره جنگ سخنرانی نکن
این همین الانشم یه جنگه
تو مُردی. بدجوری مُردی. کارت تمومه
مـ... من نمیخوام بهت صدمه بزنم
من نمیترسم
هی
لوگان! لوگانه
دلت برام تنگ شده بود، بچه؟
نه واقعاً. خب، چطوری؟
خوبم. تو چطوری؟ این کیه؟
اوه، ایشون بابیئه. اون... من دوستپسرشم
بهم بگو «آیسمن»
آها. دوستپسر؟
خب، شماها چطوری
خب، هنوز داریم رو اون قسمتش کار میکنیم
ببین کی برگشته. درست به موقع
برای چی؟ به یه پرستار بچه نیاز داریم
پرستار بچه؟ از دیدن دوبارهت خوشحالم لوگان
سلام لوگان. سلام جین
اِ، من باید برم جت رو آماده کنم
آره، خب، از دیدنت خوشحال شدم
بیا بریم. خداحافظ لوگان
بعداً میبینمت. باشه
من و استورم داریم میریم بوستون
زیاد طول نمیکشه
پروفسور ازمون خواسته ردِّ جهشیافتهای که به رئیسجمهور حمله کرده رو بزنیم
پس کارِ یه جهشیافته بوده؟
وقتی برگردیم همینجا هستی دیگه؟
مگه اینکه دوباره قصد داشته باشی غیبت بزنه
خب، احتمالاً چندتا دلیل برای موندن سراغ دارم
چیزی که دنبالش بودی رو پیدا کردی لوگان؟
کموبیش
بعداً میبینمتون پسرا
مواظب خودت باش، باشه؟ - تو هم همینطور
خداحافظ. میبینمت
نمیخوای بهم خوشآمد بگی؟
موتورت بنزین لازم داره
خب پُرش کن
آقای لاریو
تا کی میتونیم این وضع رو ادامه بدیم؟
محکومیتت چقدره؟
تا ابد. لزوماً تا ابد نیست آقای لنشر
فقط تا وقتی که هر چی لازم دارم رو به دست بیارم
آقای استرایکر. چه لطفی کردید که تشریف آوردید
بازگشتید تا مطمئن شید پول مالیاتدهندهها خرجِ رفاه من میشه؟
اوه
تمومه. میتونی بری
همین حالا
آقای لنشر
میخوام یه گفتگوی نهایی داشته باشیم
درباره خونهای که اگزویر ساخته
No comments yet. Be the first to leave one.