200 ensimmäistä riviä.
آنچه که در سریال : گذشت "Weeds"
ماما ؛ مامان میخواد حرف بزنه
اینجا برای توِ
تو بزرگ شدی و هر کاری دلت بخواد میتونی بکنی
عالیه
...اندی
مردی با ایدههای بزرگ
چی میخوای؟
من پسرم رو میخوام
من قبلاً باهات خوابیدم
گرفتن " استیوی " مشکلات رو حل نمیکنه
روح سازش و آشتی در جریان
یکی کمی خوشحالِ و یکی کمی بیچاره
!!خانواده یعنی همین
!!به جای خود
وقتی از دانشکده پلیس فارغالتحصیل بشین
شما در خط مقدم دفاع از جامعه خواهید بود
ما داریم به ثمر رسیدن اتحاد
بین " باتوین-پرایس-گِرِی " و بهم پیوستنشون رو جشن میگیریم
" همراه با شریک مالی و سرمایه " ویلسون
ناظر بر امور مالی؟
ترفیع گرفتم ، آره؟
کلی پول درمیاری و پولدار میشی
از رو تجربه میگم ، مطمئن باشید
...اما واقعاً...تنها راه ممکن
ممکنه دست از کشتن همدیگه برداریم؟
" شیلا "
توروخدا بس کن
نانسی؟ خدای من نفس میکشه؟
من باید از لیوان پلاستیکی استفاده کنم
اما شراب همیشه تو لیوان مزه بهتری داره
اینطور فکر نمیکنی؟
تا حالا کسی از این مارک کفشه پوشیده؟
سایلِس زنگ بزن 911
!!!سایلِس
" زاپوس ، زاپاتوس "
فکر میکنی چرا بهش میگن " زاپوس "؟
" چون کفش در اسپانیایی میشه " زاپاتوس
تکون نخور - نه مشکلی نیست ؛ من یه صندل " زاپوس " پوشیدم -
سایلِس ؛ تلفنت رو دربیار و یه زنگ بزن
گفتم هیچ تلفنی رو میز نباشه
اون صدا چیه؟ - لعنتی -
دماغم داره صدا میده ممکنه کمکم کنی بلند شم اندی؟
من فکر میکنی بهترِ همونجایی که هستی بمونی - چرا؟ -
اون تیر خورده مامانم تیر خورده تو سرش
چی؟ مامان کی؟
شیلا " ، نگاه نکن "
!!مادرجنده
اسمت رو میدونی؟
بله میدونم اسمم رو میدونم
نانسی باتوین - از تو سوال نکردم -
دارم از اون میپرسم ارزیابی میزان آسیب میکنم
متأسفم
نانسی ، چندتا انگشتم رو بلند کردم؟
اینجا
سه...سهتا انگشت خوشگل خیلی بلند
تو پیانو میزنی؟ - نه پیانو نمیزنم -
تو دوستدختر خیلی شادی داری؟ - بذار مامان سوالش رو بپرسه ؛ باشه؟ -
مشکلی نیست فقط باید به حرف زدنش ادامه بده
اما تو داشتی ارزیابی آسیب میکردی - بهم نگو کارم رو چجوری انجام بدم ؛ باشه؟ -
به بچهی من نپر ، مرد انگشتدراز
انگشتدراز پرخاش کرد
نانسی ، میدونی تو چه سالی هستیم؟
نمیدونی واقعاً؟ آخرالزمان داره میاد
جدی که فکر نمیکنم
تو هنوز به سوال جواب ندادی مامان
باشه اسمت چیه؟
مایک - مایک -
میتونی منو نانسی صدا کنی
نانسی ، میدونی چه اتفاقی برات افتاده؟
آره من یه لیوان رو شکستم
نانسی ؛ میتونی از 100 تا 7 برعکس بشماری؟
من ریاضیم خوب نیست
هر چند ؛ من تو ماستمالیکردن کارم خوبه
" متوجه شدم یکبار تلفظ کردم " پِلنزنِر
مثل خرس
!!!نُهتا حرف ؛ مادرجنده
باشه ، نانسی ، داریم میرسونیمت به بیمارستان
چون من تیر خورده تو سرم
چون تو تیر خورده تو سرت
!!مادرجنده
من فقط میخوام چشمام رو ببندم ، مشکلی نیست؟
نانسی ؛ میخوام با من حرف زدن ادامه بدی عزیزم - باشه -
نانسی؟ هی
نانسی - مامان؟ مامان؟ -
مامان
مامان
مامان
چه غلطی میکنی اندی؟ بزن بریم
خفهشو ، جیل
!!!دهنت رو ببند ؛ فقط خفهشو خفهشو و خفهشو
باشه بیخیال داریم میریم
اون ازم خواست یه چیزایی رو براش جمع کنم
اونها آخرین کلماتش بودن " یهسری از وسایل رو جمع کن "
اندی ؛ اون نیاز به ژاکت نخنی و زیرپوش نداره
کل تنش خونی بود
اونها تمیزش میکنن
اونها تنش لباس بلند بیمارستان کردن
بجنب ؛ بریم
بعداً تو میتونی بری سراغ لباسهای زیرش
وقتی که من میرم سراغ جواهراتش
تو چه مرگته؟
من تکوتنها وسط این بحران گیر کردم
نمیتونی همهچی رو گردن من بندازی هر کدوم راه خودمون رو داریم
داریم میریم؟
من یه حسی دارم که دلم میخواد از اینجا گورم رو گم کنم
شِین کجاست؟ - رفت تو جنگل -
رفت دنبال تیرانداز
لعنتی ؛ اون بچه چه خاییهای داره - یا داشت -
اونها ممکنه تا الان زده باشنش
شما آدمهای بدی هستین
گوش کن ؛ بچه مکزیکیه رفتِ تو جای نگهداری شرابها قایم شده
من واقعاً فکر میکنم باید بریم
باشه ؛ همه ضروریات رو برداشتیم بزن بربم
جیل؟
اگر اون بمیره چی؟
اون قرار نیست بمیره ، اندی
چرا؟
چون خدایی وجود نداره
چی میبنی ؛ " فیل-فیل "؟
کلی کثافت و بههمریختگی میبینم
تعجب نکردم
اونها به نظر آدمهای شلوغکاری میان
!چجوری ندیدمت
ما همسایه شما هستیم
" آردمور "ها ، " فیلیپ " و " ویمزی "
من فکر میکنم بهتره از نردبون برین پایین
وقتی " برانسون "ها اینجا زندگی میکردن
اونها یه برجک زشت تو زمین بازیشون داشتن
درست مقابل خط همسایگی ما
بچههاش ازش استفاده میکردن بیان بالا و بشاشن تو حیاط ما
من اونها رو با شلنگ گرفتم
یکبارم با کپسول آتشنشانی
و یکبارم با زنبور
درمورد شلوغی بپرس
باشه ، سروصدا برای چی بود؟
مادرم زخمی شده
ما تو خانه خودمون زندگی میکنیم
اینجا مال ماست
ما سعی میکنیم صدامون رو
تا حد صدای یه شهروند عادی پایین بیاریم
ببخشید اگر مزاحمتون شدم
من داشتم تله موشصحراییها رو بررسی میکردم که یهو صدای بنگ اومد
اون بنگ چی بود؟ - خیلی هم بنگ بدی بود -
صدای تیراندازی بود
تیراندازی؟
خب ؛ اون کاملاً غیرقابلقبولـه
اونجا جنگل شکاری نیست
اونجا جنگل تفریحی هست
او.اس " پلیس!! تکون نخورید "
...خدای
...شما دوتا پیری هم همینطور
" تیپتون "
اون چی گفت؟ - به ما گفت پیری -
اینجا خونه منه من اینجا زندگی میکنم
تفنگت رو بیار پایین تفنگت رو بیار پایین ، تیپتون
به خاطر اون شرمنده
بجنب
«باید یکی از افرادت رو بفرستی به جاده «هالیکان
و رد لاستیک رو بردارن
و اون از اونجا تیراندازی شد
اونجا باید دنبال پوکه تفنگ بگردین
نمونه مو احتمالی یا ردپا یا اثرانگشت
هر چیزی رو میتونید تو پایگاه اظلاعاتیتون بررسی کنید
یکی از افرادتون پاش رو گذاشت رو خون نانسی
لعنتی - پسر میخوای تا بیمارستان برسونمت؟ -
من مطمئنم که میخوای بدونی حال مادرت چطوره
من خوشحال میشم ببرمت بیمارستان
تا وقتی که افرادم اینجا رو جستجو میکنند
خدایا ؛ باشه
لطفاً منو به بیمارستان ببر
خب منم نمیخوام به افرادت نگاه کنم
که چطوری میرینن به صحنه جرم
من حواسم بهت هست بچه
خوبه ؛ اینو ببین
ما داریم میریم ، " تیپتون " ، تو مسئولی
اونها کجا میرن؟
شلوغکن
مطمئنم از نوع شلوغکن و کثیفن
میتونم قهوه بگیرم؟
اون قهوه گیرش میاد؟
من دسر میوهای میخوام - برو هر چی میخوای بگیر -
تلویزیون ببینید ، تلفنتون روشن باشه ، ول هم نچرخین
تو کافهتریا باشین یا همین پشتمشتها
خیلیخب ؛ باید کار مکزیکیها باشه ، نه؟
آره ؛ مکزیکیها چرا که نه؟
...ممکنه که برگردن دوباره
میدونی ؛ که بخوان کارشون رو تموم کنن؟
مگر اینکه تموم کرده باشن
باید کنار بابا خاکش کنیم؟
نمیتونیم ، اونجا قبرستون یهودیاست
نانسی قبل تولد سایلِس کلاس تعویض دیانت میرفت ، یادته؟
درواقع اون کلاس رو اصلاً تموم نکرد
نمیدونم فقط میدونم کلاس رو گرفت
مامان چیزبرگر و ماهی و میگو میخورد
ما هر سال درخت کریسمس داشتیم
مثل بیشتر یهودیا شاید تغییر دین داده
خانواده باتوین؟ - آره ، ما اینجاییم -
اون زندهست؟ - ...بله ؛ البته اون تو کماست و -
من نمیخوام دستگاه رو قطع کنید
No comments yet. Be the first to leave one.