179 ensimmäistä riviä.
هی!
هی!
هی!
هی!
هی!
هی!
اینجا کلاب مورو در موج 100
جمهوری آرژانتین در ایستگاه رادیویی
هر روز صبح...
دلار این هفته رو با افزایش...
سلام
سلام
صبح بخیر
خوش آمدید
اجازه بدید خودم رو به شما معرفی کنم، بنده دکتر انریکه فراری هستم
بیمارهام من رو کوئیک صدا میزنن
پشت خطی؟
سلام؟
سلام خیلی خب
من مالک این شاسی بلند هستم
تا حالا 28 بار در طول زندگیم ازم سرقت شده
به نظر دروغ میاد، ولی اگه بخوای حساب کنی 28 بار بود
به اضافه ی تو امروز، 29 بار
بذار برم بیرون، ساکت
بزار حرفمو بزنم
وقت زیادی برای حرف زدن داریم
تو داخل ماشین 4x4 من هستی
یه زنگ خطر داره که به گوشی من وصله
و میتونم تمام درها رو باهاش قفل کنم
کاملا ضد گلولست
حرکت نمیکنه، سیستم تعلیق فعالش قفله
ضد صداست
پنجره ها ضد گلوله و قطبیده شده هستن
شیشه جلو هم قطبیده شدست
تنها چیزی که ضد گلوله نیست
مخزن گازه.
120 لیتر ظرفیت داره و کاملا پره.
مثل یه بمب میمونه
فقط خواستم بگم که، اگه خواستی یاغی گری کنی
میدونی ممکنه چه اتفاقی بیوفته؟
بوووم!
من یه مرد بیوه ام. و 60 سال پیش در کیلمز به دنیا اومدم
دوران کودکی معمولی داشتم
به عنوان بچه ای که وسط کلاس میشینه تو زمان خودم
درهای خونه هیچوقت قفل نبودن
ما توی زمونه ی بدی هستیم که یادمون رفته زندگی
یک قرن پیش چطوری بوده
اگه توی موقعیتی گرفتار بشی که پسرت دزدیده بشه چی کار میکنی؟
نمیدونم
اشتباه جواب دادی
من تشنمه. صدامو میشنوی؟
سلام!
من لوت میدم، حرومزاده!
تا سر حد مرگ گرممه، آب میخوام!
قسم میخورم از اینجا میام بیرون و میکشمت، حرومزاده.
میکشمت! تو و کل خوانوادت رو!
بذار بیام بیرون!
بیا دوباره امتحان کنیم
اگه توی موقعیتی گرفتار بشی که پسرت دزدیده بشه چی کار میکنی؟
من تشنمه
بذار بیام بیرون، حرومزاده
اگه درست جواب بدی، بهت آب میدم
اگه توی موقعیتی گرفتار بشی که پسرت دزدیده بشه چی کار میکنی؟
گوشاشو میگیرم و اون رو تحویل پلیس میدم
کجا میبریش؟
تحویل پلیس میدم، نه اشتباه بود.
هیچکدوم نه پلیس، نه قاضی، نه معلم ها، و نه وکلا.
اون پسرته، باید خودت رو توی موقعیت اون سوال قرار بدی
بسه دیگه
متوجه منظورت شدم
میتونم یه چیزی رو بهت بگم؟ به این گوش کن...
دسامبر سال قبل دو مرد به خونه ی دخترم وقتی که داشت ماشینش رو پارک میکرد
دستبرد زدن
من بهش یاد داده بودم که توی همچین موقعیتی چی کار کنه
از ارتباط چشمی جلوگیری کنه
مقداری پول آماده کنه که بهشون تحویل بده
اما اینا کافی نبود
اونا حتی مسواکش رو هم دزدیدن
لطفا بس کن. میخوام برم بیرون از اینجا
اونا نوه ام رو گرفتن و اسلحه رو به سمت سرش نشونه گرفتن
اون فقط 5 سالشه. متوجه میشی؟
اونا سه ساعت تمام به سمت سرش اسلحه نشونه گرفتن
بعد از اینکه اونا خونشون رو فروختن
و به بارسلونا نقل مکان کردن
از تشنگی دارم میمیرم
تو دیگه چه نوع دکتری هستی؟
سوال خوبی بود. یه حدس بزن
چه نوع دکتری هستم؟ بجنب حدس بزن
نمیدونم، بذار بیام بیرون
من نه متخصص قلبم.
نه دکتر بالینی، نه جراح
بجنب، حدس بزن. چیزای زیادی نمونده
تنهام بذار
یه اشاره ای میکنم برات
من جایی کار میکنم که هر کس دیگه ای کار میکنه
آب!
هی! هی!
هی! هی!
هی!
هی!
هی!
هی!
هی!
هی!
هی!
هی!
هی، مرد!
هی!
هی!
شماره شناسایی، لطفا
آب.
شماره شناساییت، رفیق.
من تشنمه.
به من، نام، نام خانوادگی، و شماره شناساییت رو بده
اونوقت من بهت آب میدم
سیرو
سیرو برمودز
نود، بیست و هفت.
برای آب
شلنگ واشر اون پشت رو امتحان کن
نگهبانی محله...
من چی میدونم؟
اونا برای ماشینها استفاده میکنن
برای خونه ها
برای کسب و کارها
اون هیچ فایده ای نداره
الان باید هزار تا هشدار وجود داشته باشه
که داخل شهر پخش بشه
خیلی زیاد
مثل یه کنسرت
هم مجروهم، هم تب دارم، باید چی کار کنم؟
این یه مشاورست؟
بله.
خب
همه چیز بستگی به شرایط عمومی شخصی داره
یک مریض همراه با جراحت داستانش فرق داره
زمان خیلی سریع میگذره، چه بلای به سرت میاد؟
یه شلیک به پام
واو! چه جوری اتفاق افتاد؟
خودم به خودم شلیک کردم، تصادفی بود
هنوز خونریزی میکنه؟
نه.
نه خیلی.
پوست اطراف زخم چه رنگیه؟
زرد.
گرمه؟
اره،اره.
خوب به نظر نمیاد.
بخاری رو زیاد میکنم، اگه تب داری
اونوقت باید احساس سرما بکنی.
نه، نه، نه.
امروز زود بیدار شدم
ساعت 7 صبح برای دوییدن رفتم بیرون
صبحونه خوردم
رفتم آزمایشگاه که نتایج
آزمایشی که هفته ی گذشته گرفته بودم رو بگیرم
تموم شده، محلش منبسط شده
اعضای داخلی بدنم کاملا مورد تهاجم قرار گرفته
چیز خاصی نیست
خوش بینانه در نظر بگیرم، نهایت یه سال دیگه زنده میمونم
اونقدرام بد نیست
داخل یکسال اتفاقات زیادی میتونه بیوفته، میدونی؟
اگه سازماندهیش کنی، میتونی دنیارو تغییر بدی
یا حداقل یه تیکه ای از دنیا که بهت نزدیکتره
من به فکر تاریخ ها و مکان ها بودم
اتفاق هایی که در سال های گذشته برام افتاد
و اونا رو یادداشت کردم
گوش کن
در آگوست 1998، با بعضی از دوستام برای شام رفتیم بیرون
وقتی داشتیم برمیگشتیم اونا دو تا چرخ ماشینم رو دزدیدن
مدلش پژو 205 بود
در ژانویه 2001، اونا به حیاط خونم اومدن
و یه سری وسایل باغبونی رو دزدیدن
یه سری وسیله از استخر، و گوشت از یخچال حیاط
در مارچ 2006، یه دزد مسلح
در رستوران لاتابا در ویسنته لوپز
اونا همه ی افراد رو دزدیدن
و یه پیر مرد رو با گریپ تفنگ زدن
در آپریل 2008، اونا به ماشین همسرم نفوذ کردن
No comments yet. Be the first to leave one.