200 ensimmäistä riviä.
ها ها ، اين باحال ترين چيزي بود که تا حالا ديده بودم
چندمين بودن ، 26 و 27 مين بودن ؟
شد 27 و 28 تا
تيک تيک
بـــــــــوم
با کمال احترام
هي ، امينم ، حالت خوبه
.. اين
.. واقعا
عالي بود
کاري از گروه ترجمه ايران فيلم قسمت چهارم / فصل دوم
ترجمه از 2AM2 , KiaKing
بخار رو ميبيني ؟
چراغ ها هم روشنه ؟
اين ساختمون برق داره
خب ، هر کاري که دارن توش ميکنن
به ما ربطي نداره
دستور ما اينه که يه راه امن به ، چارلستون ، پيدا کنيم
يعني بايد براي رد شدن از کنار اينجا دور بزنيم
جديدا خيلي ساکت شدي
حرفي براي گفتن ندارم
غذا رو تنهايي ميخوري خيلي هم کم ميخوابي
انگار يه آدم ديگه شدي
نميخوام در موردش حرف بزنم
هممون دلمون براي ، جيمي ، تنگ شده
ولي بايد يه راهي براي فراموش کردنش پيدا کني
هي
اونا موتور ما هستن
باورت ميشه ؟
اونا ديگه از کدوم گوري اومدن ؟
بدون اون موتور ها به کمپ برنميگرديم
چيکار ميکني ؟
دارم يه چيزي رو امتحان ميکنم
رفتن به سمت شرق
ار کجا ميدوني ؟
صداي موتورشون رو ميشنوم
ميشه اينا رو ببري تو غذا خوري ؟
ممنون
منو ببين
خبراي خوب
موجود فضايي ها رفتن ؟
کي بهت گفت ؟
ميخواستم اولين نفري باشم که بهت ميگه ميخواستم تحت تاثير قرار بگيري
ها ها
خب ، حالا واقعا خبر هاي خوب داري ؟
کيک شکلاتي ؟
اينو از کجا آوردي ؟
گروه من تو بغالي کره اي پيداش کردن حتي به مغازه دست هم نزده بودن
براي يک هفته غذاي کافي داريم
و يادمه که بهم ميگفتي
وقتي بچه بودي عاشق اينا بودي
معتادشون بودم
همين چيزا بودن که منو تا دوره دبيرستان چاق نگه داشته بودن
فکرشم نميکردم همچين چيزي دوباره ببينم
منم همينطور
سلام
سلام
اوه ، ببخشيد
... نه ، ما
نميخواد بهم توجه کنيد .. من فقط
عيب نداره .... من بايد برم چيز رو پيدا کنم
" مــــت " امروز فرستادمش اولين ماموريتش
.. خب پس من .. بهتره که برم
خيلي خب
ما يه چيزي پيدا کرديم
حالا به اندازه کافي وسيله داريم تا از اين سوراخ دوني بيايم بيرون
شايد بهتره بريم به کوهستان آبي
با حيوانات وحشي
خيلي خوبه براي تغيير گوشت تازه داشته باشيم
تو درباره شکار چي ميدوني ؟
از تو بيشتر ميدونم
پدرم قبلا من و خواهرم رو ميبرد شکار
فقط ميخوام در مورد موتور ها صحبت کنم
پانزده نفر به يک نفر ؟ موضوعي نيست در موردش صحبت کنيم
برو گمشو بيرون
اگه جاي تو بودم ميکشيدم عقب
آره ؟
آره
اگه الان تا 5 ثانيه ديگه عقب نکشن تو ميميري
1...
2...
3...
... ديگو
4...
بريد عقب
تفنگاتون رو بندازيد زمين
با همتونم تفنگاتون رو بندازيد زمين
ديگو ؟ اسمت همينه ؟
خب اسم منم ، هال ، هستش اينم برادرم ، بن
فقط موتور ها رو بردار و برو
فقط شما ها اينجاييد ؟ بزرگسال ندارين ؟
ما بهشون نياز نداريم
بزرگسال ها ما رو به کشتن ميدن
ما مواظب همديگه هستيم
مردم ما تو کمپ زياد از اينجا دور نيستن
شايد بتونيم يکم قطعه زاپاس براي موتور بهتون بديم
حد اقلش آب و غذا بديم
به نظر همتون يکم غذاي خوب نياز داريد البته توهين نباشه
بگو ، باشه
هيلاري ، شان ، جوليان ،راب با ما بياين يه چک بکنيم
.. بقيتون
تو پناهگاه بمونيد
تا اونجايي که بتونيم سريع بر ميگرديم
ممنون
خيلي خب خيلي خب
مثل اين بود اينجا رو ببين
همچين هم بد نبود
هي ، هي
هي ، چي شده ميسون ؟
اون 9 سالشه ... ، آبجو ؟ از مغزت استفاده کن
اين کوچولو فقط داشت جايزه وظيفش رو ميگرفت
- داريم جشن ميگيريم - اره ؟
دو تا ديگه هم امروز کشتيم ، رئيس
- واقعا ؟ - واقعا عالي بود بابا
من دو تا ، اسکيتر ، رو کشوندم توي ميدون جنگ
منظورت چيه ، کشوندي ، ؟
اون قرار بود فقط دونده باشه
" اگه حرکت موجود فضايي رو ديدين برگردين و به کمپ اطلاع بدين "
ديديم موقعيتش هست يکم ابتکار به خرج داديم
تو از پسرم به عنوان طعمه ، اسکيتر ، استفاده کردي ؟
اونا گير افتاده بودن ، مرد مثل ماهي توي قلاب
- ... بابا اصلا اونجوري که فکر ميکني - متيو
ببين ، من و ، تک ، بيشتر از هر کس ديگه اي تا حالا ، اسکيتر ، کشتيم
خفه شو ، بون طرف راست ميگه گند زديم
اگه اشتباه ميکرديم اونموقع گند زديم
- اگه اشتباه ميکردي چي ؟ - کار ما براي اينه که اشتباه نکنيم
هي ، تو 20 سالته تا همين پارسال هم داشتي موبايل ميفروختي
اگه اشتباه ميکردين ، چي ؟
- .. ما اشتباه - بون
دستورات من کاملا واضح بود کارتون ديدباني بود
نه اينکه پسر 9 ساله من رو طعمش کنيد
تو ميتوني اون تفنگ رو بگيري و بدي به نفرات دوم گروه
تو هم ديگه وظيفه تک تيراندازي نداري
و شما دو تا تا اطلاع ثانوي ميرين توي پاکسازي
مرخصين
بيا بريم
تو توي چند تا ماموريت بعدي جايي نميري ، مت
عاليه همه چيو خراب کردي
تو بهشت مشکل پيش اومده ؟
مشکل ادب کردنه کاري نيست نتونم انجام بدم
بايد ، هال ، و ، بن ، باشن
اينجا چي داريم ؟
توي يه انبار پيدا کرديمشون
نصفشون گشنه بودن بزرگسال هم باهاشون نبود
شايد بتونيم بهشون کمک کنيم
جين ؟
بابا
جين ؟
- بابا - جين
دخترم
چي جوري مرد ؟
سکته کرد
قرص هاي فشار خونش تموم شده بود
مامان هميشه يادش ميرفت پرشون کنه
من اين کارو براش ميکردم
منم همينطور
بعد اينکه از هم جدا شدين
من زياد در موردت فکر کردم
فکر ميکردم تو مردي
من دنبالت گشتم جيني
دنبال تو ، و مادرت
و خواهرت
کاش زودتر رسيده بودم اونجا
الان ما با هميم
فقط همين برام مهمه
دلم برات تنگ شده بود ، بابا
منم دلم برات تنگ شده بود دخترم
ديگه چي ؟
اون کارخونه توي خيابون ، برنارد ، رو ديدين ؟
آره ، اون يکي رو ديديم
اونجا جنگ خيلي زياد بود
اون بچه هايي که يه چيزايي روي کمرشون بود و ، چينچس ،هم اونجا بودن
چينچس ؟
اون حشره گنده ها
اوه ، نه ما بهشون ميگيم اسکيتر
اوه
تقصير من بود
مطمئن باش جبران ميکنم
دوست دخترته ؟
نه ، نه ، نه ، نه ، نه فقط دوستيم باهم
داري ، شوخي ميکني ، اره ؟
اون دختر الان توپ فوتبال زد به صورتت
و تو هم جوري خنديدي انگار لاتاري برنده شدي ؟
هي ، بابا
ديگو ، الان يه اطلاعات خيلي خوب بهمون داد
براي راه به چارلستون
- خوبه - حالا تو ، چارلستون ، چه خبر هست ؟
يه شايعه هايي از زنده مونده ها و سازماني هست
که يه نيرو در مقابل تجاوز درست کردن
گروهتون اگه بخواي ميتونه به ما ملحق بشه
در موردش فکر ميکنيم
کاميون ها آمادست اگه ميخواين لوازمتون رو برداريد
جميل ، يکم قطعه براي موتور داره
شايد بتوني موتورت رو باهاش تعمير کني
ببخشيد که بيشتر از اين نميتونيم بهتون بديم ولي دست و بالمون بستست
از خوب هم بهتره
خيلي خب بيا بريم
بيا بريم
مت
هي ، معذرت ميخوام اگه ديروز خجالت زدت کردم
No comments yet. Be the first to leave one.