Three Pines

Three Pines

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Three Pines S01E04 WEB x264-TGX
Three Pines S01E04 720p WEB H264-TRUFFLE
Three Pines S01E04 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Three Pines S01E04 1080p WEB H264-GLHF
Three Pines S01E04 HDR 2160p WEB H265-GGWP
Three Pines S01E04 480p x264-mSD
Three Pines S01E04 WEBRip x264-ION10
Three Pines S01E04 XviD-AFG
Three Pines S01E04 720p HEVC X265-MeGusta
Three Pines S01E04 1080p WEB HEVC X265-RMT
Kommentaari MeysaM-UnicorN
🔴 30nama | میثم موسویان 🔴

Tunnisteet

web
x264
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
480p
480
webrip
BRip
XviD
x265
HEVC
Julkaistu: 2022-12-10
Lataukset: 37
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

درجه‌ سنی: TV-MA (مناسب مخاطبین بزرگسال)

‫صبر کنید. ما نمی‌تونیم ‫بدون اون این‌جا رو ترک کنیم.

‫فرار کنید!

‫فرار کنید!

‫ولم کن.

‫ولم کن!

‫حالت خوبه، رئیس؟

‫چه جور خدایی اجازه میده این اعمال ‫شنیع و خشونت آمیز به‌خاطرش انجام بشه؟

‫چه جور انسانی اجازه‌ی اینو میده؟

‫این دهکده‌ی کوچیک و آروم که پر از...

‫مردم مهربون و با محبته، ‫در یک سال ۲ قتل رو تجربه کرده.

‫آره.

‫شاید یه مقداری از اون شرارت سینت‌ آنتونی ‫به درون زمین رسوخ کرده...

‫و به تری‌پاینز رسیده ‫و اون‌جا رو آلوده کرده.

‫همه‌ی اینا بهم مرتبطه.

‫بیا.

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

‫رابطه‌ی تو با مارک فورتیه چطور بود؟

‫- ما فقط آشنا بودیم. ‫- دست بردار، پیتر.

‫ما می‌دونیم رابطه‌تون بیش از این بوده.

‫وقتی تو یه چیزی رو از گوشیت پاک می‌کنی،

‫اون واقعا پاک نمیشه.

‫ما می‌تونیم به هر اطلاعات و پیام و عکسی ‫که فرستادی دسترسی داشته باشیم.

‫ما مکالمه‌ی تو رو با مارک فورتیه ‫داریم.

‫تو زیاد با مارک ملاقات کردی.

‫و با توجه به این پیام‌ها، ‫رابطه‌ی شما...

‫جدی بوده.

‫"سال ها بود که این حس رو نداشتم، ‫من سبک و آزاد بودم.

‫اما فقط تا چند دقیقه بعد رفتنت ‫طول کشیده...

‫و حالا دوباره حس بدی دارم."

‫"تو باید به کلارا بگی."

‫"می‌دونم، اما هر بار تلاش کردم، جا زدم."

‫- "می‌تونم امشب ببینمت؟" ‫- لطفا بس کنید.

‫این بد به نظر می‌رسه، متوجه‌ام.

‫اما این‌طور که به نظر می‌رسه نیست. ‫به خدا قسم نیست.

‫تو اولین مرد متاهلی نیستی که ‫رابطه‌ی خیانت آمیز با یه مرد دیگه داشته.

‫- این خیانت نبود. ‫- پس چی بود؟

‫تو توی اون کلبه دنبال یه چیزی بودی. ‫اون چی بود؟

‫لپتاپ مارک.

‫چی توی لپتاپ بود که می‌خواستی ‫مخفیش کنی؟

‫یادداشت‌های روان‌درمانیم.

‫من برای مارک هنر تدریس می‌کردم، ‫اون منو روان‌درمانی می‌کرد.

‫چرا باید بخوای اینا رو مخفی کنی؟

‫چون می‌دونم وقتی یه نفر میمیره ‫چه کار می‌کنین.

‫من نمی‌خوام کسی اون یادداشت‌ها رو بخونه. ‫اونا شخصی هستن.

‫اگه بخونیدشون، خودتون می‌فهمید.

‫- چیو میدونیم، پیتر؟ ‫- این‌که کی مارک رو کشت؟

‫نه.

‫چیزهایی که خیلی وقت پیش اتفاق افتاد.

‫چیزهایی که هیچ وقت اونا ‫رو به کلارا نگفتم.

‫ببخشید، باید قبلش ازت اجازه می‌گرفتم.

‫این فقط یه طرح اولیه‌ست.

‫کی می‌تونم پیتر رو ببینم؟

‫وقتی مارک جیغ زد کجا بودی؟

‫نمی‌دونم، یه جایی توی طبقه‌ی همکف بودم ‫و سعی می‌کردم خارج شم.

‫به نظر نمیاد اندازه‌ی دوستات ‫از مارک خوشت اومده باشه.

‫مشکلش چی بود؟

‫اون از من خواست بکشمش.

‫اوه.

‫- تو این کارو کردی؟ ‫- نه. من کار سفارشی نمی‌کنم.

‫من موضوع‌هام رو برای این انتخاب می‌کنم ‫چون یه چیزی درونشون می‌بینم.

‫یه چیزی که...

‫حل نشده و شاید حتی خودشون ‫درونشون اون رو نمی‌بینن.

‫و تو چیزی درون مارک ندیدی؟

‫هیچ چیزی نبود که بخوام بکشم.

‫از حضورش احساس خطر می‌کردی؟ ‫به‌خاطر دوستیش با پیتر؟

‫نه. چرا باید احساس خطر کنم؟

‫خب، ما می‌دونیم که اونا ‫وقت زیادی رو با هم میگذروندن.

‫- شاید این اذیتت می‌کرده. ‫- من خیلی راضی نبودم.

‫پیتر همیشه با اون بود. ‫چنین چیزی برای من منطقی نبود.

‫اما واقعا فکر می‌کنی من ‫می‌تونم قتل انجام بدم؟

‫خب، فکر می‌کنم همه‌ی ما قادر ‫به انجام چنین کاری هستیم.

‫من به یه نمونه‌ی دی‌ان‌ای نیاز دارم.

‫شما به پیامگیر سرکاراگاه ‫آرماند گاماش متصل شدین.

‫لطفا پیام بگذارین.

‫رئیس، من یه بار دیگه خونه‌ی کوین ‫و تامی رو بررسی می‌کنم.

‫حتما یه چیزی بوده که متوجه‌اش نشدم.

‫وای خدای من.

‫زمین یکم سفته.

‫کمک می‌خوای؟

‫برای چی داری می‌کنیش؟

‫من اونو لیلیوم صدا میزدم.

‫من فقط برای کمک بهش ‫پوسته‌ی تخمش رو شکستم.

‫بیا. مراقبش باش.

‫این تقصیر تو نیست، روث.

‫طبیعت مسیر خودش رو طی می‌کنه.

‫همه‌ی اونا نمی‌تونن ‫زنده بمونن.

‫"امید یک چیز پرداره ‫که در روح لونه می‌کنه...

‫و آوازی بدون کلام می‌خونه ‫و هیچ وقت متوقف نمیشه."

‫آره، آره. امیلی دیکنسون.

‫چه‌قدر حوصله‌سربر.

‫خب،‌ اون نویسنده‌ی مورد علاقه‌ی من بود، ‫تا وقتی که آثار روث زاردو رو خوندم.

‫شنیدم پیتر رو توی یه سلول ‫داخل مونترال زندانی کردین.

‫دیگه اون‌جا نیست.

‫- توی خونه‌‌شون چه کار می‌کردی؟ ‫- کلارا داره توی تحقیقات کمک می‌کنه.

‫اونا هیچ ربطی به این قتل ندارن.

‫- مدرکی مبنی بر این داری؟ ‫- من اینو میدونم.

‫قاتل ممکنه یکی از اونا باشه.

‫احمقا، چطوره به جای فرضیه سازی،

‫برین مدارک و شواهد واقعی جمع کنین؟

‫خیلی خب. اونو داخل کیسه بذار.

‫این خونه؟

‫ما بلافاصله اینو پردازش می‌کنیم.

‫می‌تونم کمکت کنم؟

‫سلام، کیتلین بارکر. ‫سازمان حفاظت از کودکان.

‫قضیه چیه؟

‫- من باید در مورد دخترات باهات صحبت کنم. ‫- همه چی رو به راهه؟

‫- میشه بریم داخل؟ ‫- بله.

‫یه اتهاماتی در مورد مادری تو هست.

‫چه اتهاماتی؟

‫من اجازه ندارم بگم.

‫به ما گفته شده که تو ‫ساعت‌های زیادی کار می‌کنی.

‫من یه افسر پلیسم.

‫و بعضی وقت‌ها دخترا تنها میمونن.

‫نه.

‫هیچ وقت.

‫وقتی من کار می‌کنم اونا پیش مادرم هستن.

‫اونا همیشه جاشون امنه.

‫- تو نمی‌تونی اونا رو از من بگیری. ‫- این فقط یه تحقیقه.

‫با خط سازمان حمایت از کودکان ‫تماس گرفته شده...

‫و ما باید هر شکایتی رو بررسی کنیم.

‫اون تماس ناشناس بوده؟

‫این خیلی عجیبه.

‫بعضی وقتا شکایت‌هایی از روی ‫کینه و بدخواهی انجام میشه.

‫اما ما باید هر تماسی رو جدی بگیریم.

‫تو اینو می‌دونی.

‫لپتاپ مارک پردازش شده. هیچی توش نیست.

‫من یه چیزی پیدا کردم.

‫من یه نگاهی به اون گوشی...

‫که اون بچه توی شب قتل جا گذاشت کردم.

‫می‌خواید ببینید چی پیدا کردم؟

‫آماده‌این؟ آره؟

‫ببینین، سوفی اون‌جاست.

‫سوفی اون‌جا بوده.

‫فکر می‌کنی ممکنه بدون اطلاع ‫هیدن اون‌جا بوده باشه؟

‫یا شاید اون نمی‌خواسته ما فکر کنیم ‫نابغه‌ی کوچولوی اون...

‫املاک خالی رو تخریب می‌کنه.

‫خیلی خب، برای این آماده‌این؟

‫خیلی خب، سمت راست صفحه رو نگاه کنین.

‫- اون بی هست. ‫- بی به من گفت اون‌جا نبوده.

‫اون دروغ گفته.

‫سوال اینه که چرا.

‫کارت خوب بود.

‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

‫چرا به من دروغ گفتی، بی؟

‫تو توی سینت آنتونی بودی.

‫چرا در این مورد دروغ گفتی؟

‫دلایل خودم رو داشتم.

‫- هیچ کدومشون به تو ربط نداره. ‫- معلومه که به من ربط داره.

‫تو فکر می‌کنی من خطرناکم،‌ رئیس؟ ‫فکر می‌کنی من یه قاتلم؟

‫بیا، منو بازداشت کن.

‫نه؟

‫فکرشو می‌کردم.

‫متیو، برادر بی.

‫برادر بی؟

‫اون اشاره‌ای به داشتن یه برادر نکرده بود.

‫متیو و ۲ تا از پسرا از مدرسه فرار کردن.

‫توی سوابق نوشته شده که اونا ‫سعی کردن از رود بلابلا رد شن و غرق شدن.

‫اجسادشون هیچ وقت پیدا نشد.

‫و این لیست همه‌ی بچه‌هایی هست...

‫که از وقتی که بی توی سینت آنتونی بوده ‫تا تعطیلیش به اون‌جا رفتن.

‫فکر کردم این شاید برات جالب باشه.

‫- مری تو ریورز؟ ‫- آره، تاریخ‌ تولدش یکیه.

‫فکر می‌کنم مری اسمیه که راهبه‌ها ‫به آریساوه تو ریورز دادن، یه اسم مسیحی.

‫شاید اون بتونه به ما کمک کنه.

‫- کارت خوب بود، ژان‌گی. ‫- ممنون.

‫کراونزویل نیرو کم داره، برای همین ما ‫امشب صحنه‌ی جرم رو زیر نظر داریم.

‫باشه.

‫اس‌آی‌جی توی خونه‌ی تامی و کوین ‫خون پیدا کرده.

‫اونا دارن آزمایشش می‌کنن تا ببینن ‫با دی‌ان‌ای بلو مطابقت داره یا نه.

‫زمین اون‌جا کاملا شسته شده،

‫برای همین اونا از بین تخته‌های کف زمین ‫نمونه‌برداری کردن،

‫بیشترش خاک و مو و چیزای دیگه بوده.

‫- برگ کاج؟ ‫- ایزابل، حالت خوبه؟

‫یه نفر برای من با سازمان حفاظت از کودکان ‫تماس گرفته.

‫- چی؟ ‫- آره. من...

‫مددکارهای اجتماعی میان سراغم، ‫به من میگن مادر بدی هستم.

‫- اگه اونا رو از من بگیرن. ‫- نه، نه، چنین اتفاقی نمیفته.

‫هیچ کسی بچه‌هاتو ازت نمیگیره.

‫- ما با هم یه فکری برای این می‌کنیم، باشه؟ ‫- ممنون.

‫من می‌خوام بری و با آریساوه صحبت کنی.

‫اون توی مدرسه‌ی سینت آنتونی ‫دانش‌آموز بوده.

‫ایزابل...

‫حالش رو داری که فردا با من ‫برگردی اون‌جا؟

‫آره، آره، البته.

‫خوبه.

‫من یادداشت‌های روان‌درمانیت رو پیدا کردم.

‫خوندیشون؟

‫فقط در حدی که بدونم ‫حقیقت رو می‌گفتی.

‫من اونا رو از لپتاپ مارک پاک کردم.

‫نیازی نیست کسی اینا رو بدونه، ‫مگه این‌که خودت بخوای بهشون بگی.

‫پیتر، چنین رازهایی برای روح آدم خوب نیستن.

‫یا برای یه ازدواج.

‫هیدن حتما می‌دونسته که سوفی ‫اون شب اون‌جا بوده.

‫اون به ما دروغ گفت.

‫باید هر کاری می‌تونی برای ‫محافظت از بچه‌هات بکنی.

‫هی.

‫خوبی؟ چی شده؟

‫- چی بود؟ ‫- صدا از زیرزمین میاد.

More Farsi Persian subtitles for Three Pines

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left