The Patient

The Patient

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

The Patient S01E08 720p WEB x265-MiNX
The Patient S01E08 WEB x264-TGX
The Patient S01E08 720p WEB H264-GLHF
The Patient S01E08 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Patient S01E08 1080p WEB H264-CAKES
The Patient S01E08 Ezra 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Patient S01E08 2160p WEB H265-GGEZ
The Patient S01E08 480p x264-mSD
The Patient S01E08 WEBRip x264-ION10
The Patient S01E08 720p HEVC X265-MeGusta
Kommentaari MeysaM-UnicorN
🔴 30nama | میثم موسویان 🔴

Tunnisteet

other
Julkaistu: 2022-10-11
Lataukset: 56
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

176 ensimmäistä riviä.

‫من دارم به چپمن هیلز میرم.

‫کایل به من گفته که جایی رو بررسی کنم ‫که یک هفته و نیم پیش بررسی کردم.

‫این درست نیست.

‫سلام.

‫سلام، سم.

‫تو جنت رو به جایی توی چپمن هیلز...

‫فرستادی که تازگی اون‌جا بوده.

‫آره.

‫و...

‫تو منو دوباره به تورنا پتراکی فرستادی.

‫بعضی جاها دوباره بازرسی میشن، سم.

‫اما اونا باید منتظر نوبتشون بمونن.

‫زمان انتظار کنونی توی منطقه‌ی لینکن...

‫برای بازرسی دوباره تقریبا ۸ ماهه.

‫سم...

‫وقتی شغل منو داشته باشی، ‫می‌تونی کار منو انجام بدی،

‫اما فعلا چطوره که نگران ‫انجام شغل خودت باشی.

‫که توش مهارت داری،

‫البته غیر از نحوه‌ی حرف زدنت با رئیست.

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

‫یادداشت من...

‫یه جایی دفن شده.

‫یا توی یه رودخونه غرق شده.

‫من از این‌جا خارج نمیشم.

‫من هیچ‌وقت نمیرم خونه.

‫قضیه‌ی استیک چیه؟

‫چی؟

‫چرا همش به استیک فکر می‌کنی؟

‫استیک؟ من...

‫فکر نمی‌کنم به یه...

‫خب، دلیلش گرسنه بودنم نیست.

‫تنها چیزی که نمی‌تونی توی این‌جا...

‫در موردش شکایت داشته باشی، غذاست.

‫باشه. می‌خوای در مورد استیک حرف بزنیم؟

‫این رو مخمه.

‫عروسم نمی‌‌تونه یه تعریف ساده ‫رو قبول کنه...

‫یا ازرا نمی‌تونه قبولش کنه...

‫بدون این‌که چنین چیزی رو ‫یه حمله به اون زن تبدیل کنه.

‫باید حتما از کاه کوه بسازه.

‫تعریفت دقیقا چی بود؟

‫من بهش گفتم که...

‫اون بهترین استیک کوشری ‫که تا حالا خوردم پخته.

‫من از آشپزیش تعریف کردم.

‫با گفتن این‌که اون بهترین استیک کوشر ‫رو درست می‌کنه.

‫توی استیک‌های کوشر تفاوتی هست؟

‫آره. آره، منظورت رو فهمیدم.

‫این می‌تونه یه تعریف کنایه‌آمیز تلقی بشه.

‫هر چیزی می‌تونه یه تعریف کنایه‌آمیز ‫تلقی بشه.

‫این استیک خوبی بود و منم گفتمش.

‫اون یه استیک "کوشر" خوبی بود.

‫خیلی خب. باشه.

‫می‌دونی، من توی محیطی هستم...

‫که باید درک کنم همه...

‫در حالت دفاعی قرار دارن و حساسن،

‫و اگه هشیارتر بودم ‫باید فقط می‌گفتم "استیک".

‫باید فقط می‌گفتم "استیک".

‫وای خدا.

‫چیه؟ این باعث میشه پدر بدی باشم؟

‫این چیزیه که...

‫اون گلایه‌ای کرد در مورد...

‫یه کمک مالی که انجام دادی.

‫قضیه‌ی اون چی بود؟

‫مدرسه‌ی علوم دینی کوفتیش،

‫توی اسرائیل.

‫بعد دانشگاه، شوشانا رفت دانشکده‌ی پزشکی،

‫و ازرا رفت به این مدرسه‌ی ‫علوم دینی ارتدکس کوفتی...

‫توی اورشلیم. مشکلی نداشت.

‫توی سال دومش بث اون‌جا یه کنفرانس داشت،

‫برای همین گفتیم بیایم ‫و به ارزا سر بزنیم.

‫ما رفتیم اون‌جا، قبل این‌که ‫توی مدرسه‌ی علوم دینی ببینیمش،

‫اون یه سری دستورالعمل...

‫در مورد نحوه‌ی لباس پوشیدن بث ‫براش فرستاد،

‫انگار بث نمی‌دونه جلوی یهودی‌های ارتدکس ‫چطور لباس بپوشه.

‫اون موهاش رو پوشوند، ‫هر اینچ از بدنش رو پوشوند.

‫اون ما رو برد که خاخام رو ملاقات کنیم. ‫هر چی در مورد خاخام‌ها تو ذهنته فراموش کن.

‫یه مرد هیکلی و جوون بود.

‫می‌تونست بازیکن راگبی بشه.

‫اون به ما گفت که ازرا...

‫یه پیرو حقیقی توراته.

‫و ازرا داشت بال در میورد،

‫انگار این بهترین تعریفی بوده ‫که تا حالا ازش شده.

‫قضیه‌ی کمک مالی چی شد؟

‫آها.

‫من قرار بود توی اون دفتر...

‫یه کمک مالی انجام بدم.

‫این برای من روشن بود.

‫خب، من یه چک به مبلغ ۱۰۰۰ دلار نوشتم.

‫اما بعد...

‫ما جلوی خونه بودیم،

‫مادرش واقعا توی خونه داشت جون می‌داد،

‫و اون گفت من بهش احترام نمیذارم.

‫من به انتخاب‌هاش احترام نمیذارم.

‫گفت که من به شوشانا...

‫سالی ۴۰ هزار دلار برای ‫دانشکده‌ی پزشکی پول میدم،

‫و من به مدرسه‌ی اون فقط ‫مبلغ ناچیز ۱۰۰۰ دلار کمک کردم.

‫تحصیل توی مدرسه‌ی علوم دینی رایگانه؟

‫اون هیچ وقت از من ‫نخواست که پولی بابتش بدم.

‫اون یه شغل و یه بورسیه‌ی تحصیلی محدود ‫داشت.

‫- اون از تو درخواست کمک مالی کرد. ‫- و منم کمک کردم.

‫می‌دونی چه حسی داشت که...

‫با بث توی اون مدرسه‌ی علوم دینی ‫راه بریم؟

‫تصور کن پسرت...

‫ساینتولوژیست بشه. ‫

‫و تو مجبور شی باهاش...

‫توی مرکز ساینتولوژی قدم بزنی،

‫و در آخر تو یه کمک مالی انجام بدی...

‫چون می‌خواستی ادب رو به جا بیاری،

‫و اون اینو توهین تلقی کنه.

‫آلن،

‫اگه الان می‌تونستی با ازرا حرف بزنی،

‫چی بهش می‌گفتی؟

‫"ازرا، تو خانواده‌ی ما رو متلاشی کردی."

‫"تو فکر کردی همه‌ی جواب‌ها رو داری.

‫تو خیلی پرهیزگار بودی.

‫تو مادرت رو تحقیر کردی.

‫تو اونو نابود کردی.

‫من می‌خوام...

‫من می‌خوام تو اونو کشتی،

‫اما می‌دونم این حقیقت نداره.

‫تنها چیزی که مادرت می‌خواست، ‫تنها خواسته‌ی اون...

‫این بود که بتونه دستای هر دو بچه‌اش رو...

‫توی لحظات مرگش بگیره، ‫و حتی این کارو نتونستی انجام بدی.

‫فکر می‌کنی نگرش تو به دنیا...

‫باید تنها راست درست باشه.

‫بقیه اشتباه می‌کنن."

‫تو همیشه فکر می‌کردی ازرا خودرای هست،

‫از همون وقتی که یه پسربچه بود.

‫یادمه که در موردش حرف میزدی.

‫اون همیشه همین‌طور بود.

‫تو گفتی، "مثل مادرشه."

‫بفرمایید.

‫ممنون، مادربزرگ.

‫- و گیلاس. ‫- گیلاس؟

‫بذارش نزدیک آلن.

‫بیا، رفیق. اینو ببین.

‫گیلاس...

‫من همیشه می‌دونستم اون ‫بیشتر بچه‌ی بث هست تا من.

‫اهل موسیقیه،

‫خیلی به چرت و پرتای مذهبی علاقه داره،

‫حتی وقتی که کوچیک‌ بود.

‫توی کنیسه، با بث،

‫هر دوی اونا...

‫خیلی به خودشون مطمئن بودن...

‫در مورد همه چیز.

‫شوشانا بچه‌ی من بود.

‫منطقی بود، یه روانشناس شد.

‫می‌تونست دیدگاه‌های بقیه رو ‫در نظر بگیره.

‫اما، ظاهرا...

‫این داستان چرت بود. ‫این چیزیه که داری میگی؟

‫من چیزی نمیگم.

‫تو فکر می‌کنی من کسی هستم ‫که خودرای هست؟

‫من اون عوضی هستم که همیشه ‫فکر می‌کنه همه چیو می‌دونه.

‫کون لقت، چارلی.

‫ممکنه این‌طور بشه، آلن.

‫اینو در نظر بگیر.

‫باشه. من همه‌ی جوابا رو داشتم.

‫من کتاب نوشتم.

‫ازرای خشک و همه چیز دان...

‫همون‌قدری که بچه‌ی بث بود ‫بچه‌ی منم هست.

‫حتی بیشتر شبیه منه.

‫من در مورد انتخاب‌های مذهبیش...

‫نگاه خود برتر بینانه بهش داشتم.

‫من اونو سرزنش می‌کردم.

‫سرزنش و...؟

‫تحقیر.

‫بله، تحقیر.

‫اون حتما اینو حس کرده،

‫همه‌اش رو.

‫چی می‌خوای بهش بگی؟

‫می‌خوام بگم...

‫می‌خوام بگم...

‫"چرا تو..."

‫"چرا نتونستی..."

‫خیلی خب.

‫"منو ببخش، ازرا. منو ببخش."

More Farsi Persian subtitles for The Patient

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left