200 ensimmäistä riviä.
کسی سوالی داره؟
باید در این مورد یه تصمیمی گرفته بشه.
- اون دیوونهست. - خل شده.
- این تحقیرآمیزه. - این اعداد و ارقام ماست.
بیا.
ما برای رای دادن آماده هستیم.
کسی به مطرح شدن پیشنهاد تام رای میده؟
- مطرح شد. - کسی برای بررسی رای میده؟
- رای میدم. - به درستی مطرح و بررسی شد.
همهی کسایی که موافقن با گفتن "آری" اعلام کنند.
آری.
کسی مخالفه؟
طرح تصویب شد.
به دفترش زنگ بزن و بگو بیاد اینجا.
دفتر آدام نیومن. من الان اونو از این جلسه خارج میکنم.
- اون گوشیو بر نمیداره. - استر رو بفرست اونجا.
بله، متوجه هستم که این فوریه.
بله، خیلی خب. بله. ممنون.
اون توی کشوره دیگه، آره؟
دفترش گفت که اون به زودی میاد اینجا.
ممنون.
برو داخل خونه.
چون این کاریه که دستیار سوم انجام میده، استر.
من وقتی دستیار سوم بودم کارای خیلی عجیبتری انجام دادم.
پس میدونی که مشکل چیه؟
آره. متوجهم.
خوبه. ۳ تای قبلی نمیدونستن.
فنگشوی اینجا... میزون نیست.
اصلا میزون نیست.
وقتی وارد میشی انگار... حس خفگی بهت دست میده.
- قطعا. - پس من میخوام کلش رو بریزم بیرون.
بالاخره یکم جا برای نفس کشیدن پیدا میکنم.
اولین فکری که بعد اومدن به اینجا به سرم زد باز کردنش بود.
همینو لازم داره. فقط...
پاشو تلاش کن.
پاشو تلاش کن!
آره!
میتونی اینجا رو بگردی. فکر میکنم تو بخوای اندازهگیری کنی.
- و کارای دیگه داری. - باشه.
بله، عشقم.
- من توی ماشین میبینمت. - خیلی خب. مطمئنی که آمادهای؟
- بله، بله. البته. به پیش! - خیلی خب.
عشقم، پیرهن تنت نیست.
یه نفر برام یه پیرهن میاره؟
من پیداش کردم.
- صبح بخیرع کریس. - آقای نیومن.
تو کی هستی؟
- من استر هستم. دستیار سومت. - استر؟
فیل پشت خطه.
نه، نه. فیل برای خماری من خوب نیست.
اون میگه که کارش فوریه.
فیل همیشه کارش فوریه.
- آقای نیومن، خواهش میکنم. - کریس.
- میتونی اینو جواب بدی؟ - نه.
بلندش کن! بلندش کن، کریس!
خیلی خب.
صبح بخیر!
- عصر بخیر، آدام. - صبح بخیر!
- از دیدنت خوشحالم. - نه.
آدام، هیئت مدیره درخواست جلسهی اضطراری داده.
عالیه. بعدش میتونی بیای سراغ این.
میشه به بانبری مارت بری...
و قبل اینکه تموم کند سالاد واکامهی سزار بگیری برام؟
- چرا با من تماس نگرفتی؟ - آدام...
مقاله چاپ شد.
لعنتی!
کنترل خودتو حفظ کن، پسر! کنترل خودتو حفظ کن!
آدام، در اتاقت بازه.
ریوکا، هیئت مدیره میخواد عرضهی اولیه شرکتو نابود کنه.
ما شخصا ۳۸۰ میلیون دلار بیشتر از سهممون از شرکت برداشتیم.
۳۸۰ میلیون دلار، ریوکا.
- منو ببین. - ۳۸۰ میلیون.
منو ببین. منو ببین.
ترس یه انتخابه.
سلام، با ما بیا.
خیلی خب.
تو یه ابرستارهای.
عالیه، عالیه، عالیه.
امروز ما یه قرارداد خیلی خوبی میبندیم،کوچولو.
ما قرارداد خیلی خوبی میبندیم.
- ممنون. تو همه چیز رو تمرین کردی؟ - خواهش میکنم.
- اون آمادهست؟ می دونه چی باید بگه؟ - ما تمرین کردیم.
- بله. - خیلی خب.
سلام. آدام نیومن. کراولرز
ما چیزی داریم که امروز زندگیتون رو عوض میکنه.
شلوار بچه با پد زانویی.
نینی، بیا پیش من نینی.
- بیا پیش من نینی. بیا. - این...
- متوجه نمیشم. قبلا اینکارو میکرد. - آقا.
- یه لحظه به من فرصت بده. - آقا.
آیا مقیاس کسب و کار شما بیشتر میشه؟
فرق یه ایدهی خوب و یه ایدهی عالی مقیاسپذیری اونه.
این میتونه صنعت مد رو دگرگون کنه،
باعث میشه رقبای تو به زانو در بیان.
خواهرم آدی بهت نشون میده.
یه پاشنهی تاشو برای زنهایی که سرشون شلوغه.
چون نباید هیچ وقت خوشپوشی رو فدای راحتی کرد. درست میگم؟
بیا، نینی. بیا سمت من.
میبینید؟ داره انجامش میده.
زانوهاشو ببینید. زانوهاش رو ببینید.
ما رنگهای متفاوتی داریم،
از ارغوانی روشن تا سرخ تیره.
ما خاکستری مایل به قهوهای و گیلاسی رو داریم.
ما قهوهای داریم، قهوهای سوخته...
دلم نمیخواست اینکارو بکنم، اما نیکولاس، ما به این قرارداد نیاز داریم.
ما مشکی و سبز مایل به زرد داریم...
لعنتی! لعنتی! لعنتی!
نیکولاس، دوست کوچولوی من. خواهش میکنم. ما یه قراری داشتیم.
این کندترین آسانسور کل منهتنه.
شاید توی کل دنیا.
درسته.
برای شب جمعه برنامه چیدی، آره؟
- آره، معلومه. - آره.
- غذای تایلندی گرفتی؟ - چینی.
- چینی! - آره.
هی، میخوای با هم یه نوشیدنی بخوریم؟
خب، من الان غذامو گرفتم، پس...
خب. بیارش. مهم نیست.
خونهی منو به گند بکش. من عاشق اینم.
میخوای توی خونهی تو نوشیدنی بخورم؟
این خیلی عجیبه؟
ما اینجا همسایه هستیم.
خب، توی شهر نیویورک آره، یکمی عجیبه.
خب، من اهل نیویورک نیستم. من از اسرائیل اومدم.
و اونجا چنین چیزی اصلا عجیب نیست.
در واقع، ما همیشه به خونهی همدیگه رفت و آمد داریم.
همسایههای ما بهترین دوستامون هستن.
گوش کن. خواهرم داره میاد خونه.
من و اون تنها زندگی میکنیم. در ضمن اون یه سوپرمدله.
اما اگه میخوای بیای و نوشیدنی بخوری خوشحال میشیم که مهمون داشته باشیم.
اصراری ندارم.
خب، شاید یه آبجوی مختصر بزنم و برم.
... ارتباط چشمی برقرار نکنیم.
من به خواهرم پیشنهاد یه بازی رو دادم.
کی میتونه توی یه ماه با همسایههای بیشتری آشنا بشه؟
حدس بزن کی برنده شد.
خواهرت کجاست؟
اون هر لحظه ممکنه بیاد.
لعنتی. فکر کردم یه بسته آبجو دارم.
من توی یخچالم آبجو دارم. میتونم برم طبقهی بالا.
عالیه. خیلی خوبه.
عالیه، عالیه.
سس سویا میخوای؟
- آره. البته. - پس بیزحمت از بالا بیار.
نفر بعدی، آدام نیومن.
این رو تصور کنید.
شما فارغالتحصیل شدید. شما مدرک با کلاس دانشگاه باروک رو گرفتید.
اولین شغلتون رو پیدا کردید. چه قدر پول در میارید؟
حقوق پایهی یه فارغالتحصیل دانشگاه توی نیویورک سالی ۴۱ هزار دلاره.
با کسر مالیات ۲۹ هزار دلار.
کجا میخواید زندگی کنید؟
میانگین اجارهی سالانه برای یه خونهی یه خوابه توی شهر...
۳۸ هزار دلاره.
پس اتاق یه خوابه رو فراموش کنید.
یه سوئیت: ۳۲ هزار دلار.
محلهی منهتن رو فراموش کنید.
میتونید توی یه خوابگاه در هوبوکن زندگی کنید؟
یا شاید کشتی استتن آیلند؟
حالا زندگی توی شهر رو تصور کنید...
توی یه خونهی مدرن با همهی امکانات رفاهی...
که هزینهی خیلی کمتری داره.
من در مورد زندگی مشارکی حرف میزنم.
فضاهای مشترک، هزینههای مشترک، تجربههای مشترک، خاطرات مشترک...
زندگیهای مشترک.
به کانسپت لیوینگ خوش اومدین.
خواهش میکنم. خواهش میکنم.
بچهها، شما سرمایهگذار هستید، شروع کنید.
این شبیه یه خوابگاه به نظر میاد.
آره، دقیقا. خیلی ممنون.
خب، من دارم میرم دانشگاه که یه شغل پیدا کنم...
تا بتونم پول در بیارم و لازم نباشه توی خوابگاه زندگی کنم.
آره. و کی دستشوییها رو تمیز میکنه؟
شما میکنید. شما و بقیهی ساکنین.
این دستشویی شماست.
پس واقعا از یه خوابگاه بدتره.
من یکمی از بقیهی شما مسنتر هستم،
من یه راز کوچیکی رو به شما میگم.
شما باقی عمرتون رو سعی میکنید...
چیزی که الان دارید رو بازیابی کنید.
همهی مهمونیهای رسمی رفتنا، مهمونی مجردی رفتنا، سفرای وگاس.
همهاش برای بازیابی همین لحظه هست.
برای باقی عمرتون این حس رو دنبال میکنید.
شما الان که ارزش ما ۵ میلیونه میتونید سرمایهگذاری کنید،
یا میتونید بعدا با بقیه وقتی که ارزش ما ۱۰۰ میلیونه سرمایهگذاری کنید.
خیلی ممنون، اما من با شما حرف نمیزدم.
آقای سیلوسترو.
من دنبال نمرهی قبولی توی رشتهی اقتصاد دانشگاه نیستم.
بیاحترامی نباشه. من دنبال یه سرمایهگذاری هستم.
شرکت شما روی بیش از ۳۰۰ میلیون استارتاپ مرتبط با املاک سرمایهگذاری کرده.
و بزرگترین داستان موفقیتت هر چی که باشه،
این ۱۰ برابر اونه.
فکر میکنم اگه بتونی از اعتماد به نفست برق تولید کنی،
من روی اون سرمایهگذاری میکنم.
اما این یکی برای من نیست.
من با همکلاسیهات هم نظرم. دلم نمیخواد یه دستشویی رو تمیز کنم.
من ۲ تا ایدهی دیگه رو به تو ارائه میکنم.
کراولرز. شلوار بچه با پد زانو.
این که به شما نمیگن دلیل نمیشه که درد نکشن.
و یه کفش زنانه با پاشنهی تاشو..
که صنعت مد رو زیر و رو میکنه.
No comments yet. Be the first to leave one.