Bedtime Stories

Bedtime Stories

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

Bedtime Stories (2008) 720p, 1080p BluRay
Kommentaari payampop
برای نسخه بلوری تنظیم کردم

Tunnisteet

BluRay
720p
720
1080
Julkaistu: 2015-04-27
Lataukset: 59
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

عــــــمـــاد تـــــقــديــــم مــــــي کـــــنــد

.مي خوام براتون يه قصه بگم

اما همونطور که همه ي ...قصه گوهاي خوب مي دونن

اول بايد مطمئن شد که .شنونده حاضره يا نه

همه سر جا شون نشستن؟

کسي نمي خواد بره دستشويي؟

شما. آقا. اوني که اون پشته؟

.خوب، پس خودتو نگه دار

حاضرين؟ .پس شروع مي کنيم

.من مارتي برانسون هستم

من صاحب متل .منظره آفتابي" هستم"

...که در بلوار لاسيانگا

در شهر لوس آنجلس، کاليفرنيا... .و در سال 1974 ساختم

...اين متل رو من با عشق ساختم

...و با کمک وندي

وندي، کليد لطفاً .براي آقا و خانم ديکسون

.متشکرم

.و اسکيتر اونو اداره مي کنم...

،مي تونم چمدان هاتون رو بيارم آقا و خانم ديکسون؟

.بله، لطفاً - .متشکرم، مرد جوان -

کمک مي خواي؟

.نه. نه. مي برمش

.باشه

،براي پسرم اسکيتر .اين متل مثل سرزمين عجايب بود

.آروم باش، آدم فضايي

اين سياره اون قد بزرگ نيست .که براي هر دوي ما جا داشته باشه

.يه جاي جادويي

پر از ماجراجويي هاي مختلف .براي يه پسر شش ساله

.اسکيتر. بيا اينجا

اسکيتر هم مثل من از .جاهاي قديمي خوشش ميومد

و هميشه دنبال راه هايي بود .که اونا رو بهتر جلوه بده

من يه عالمه ايده براي .بهتر کردن اينجا دارم

مي تونيم يه جفت جوراب اضافه ...توي هر اتاق بزاريم

چون مردم هميشه براي رفتن به سفر... .يادشون ميره که جوراب کافي با خودشون بيارن

.پيشنهاد خوبيه

،وقت خوابه .بايد برم پيش آقاي ناتينگهام

.صبر کن، بابا. من خوابم نمياد

خوب، چطوره يه قصه برات تعريف کنم؟

!آره

.يکي بود، يکي نبود ...پسر کوچولويي بود

.که اسمش اسکيتر بود...

اگه فکر کنم مي تونم .قصه هاي خوبي برات تعريف کنيم

.و پسر کوچکم رو بخندونم

.اون واقعاً جادويي بود

.من پدر و ميزبان خوبي بودم

،اما متأسفانه .تاجر بدي بودم

نمي توني بخونيش، برانسون؟

...اين متل داره غرق ميشه

و من دارم آخرين کشتي نجات رو... .بهت پيشنهاد مي کنم

.نمي دونم

.من کتاب ها رو ديدم، مارتين

،اگه اينجا رو به من نفروشي .ورشکسته ميشي

...آره، خوب، من

نمن هميشه اميدوار بودم که .اينجا خونه ي بچه هام باشه

اين چطوره؟

اگه پسرت سخت کار کنه و وقتي بزرگ شد ...هوشش رو نشون بده

.بهش اجازه ميدم اينجا رو اداره کنه...

قول ميدي؟

.آره. حالا اين کاغذاي لعنتي رو امضا کن

.اون پسرمه، برانسون

باور کن، من اينجا رو به بهترين .هتل لوس آنجلس تبديل مي کنم

.من آدم سخت گيري هستم

،و به اين ترتيب ...متل کوچولوي ما

تبديل ميشه به هتل فوق بزرگ .ناتينگهام

...و براي 25 سال

.اون از پسر من نگهداري کرد

.اسکيتر برانسون، خدمتکار

فکر کنم ناتينگهام قول داد که ...اسکيتر اينجا رو بگردونه

...فکر کنم يادش رفته

پسرم سخت کار مي کنه و ...اميدواره که

.بالاخره اون روز فرا برسه...

خانم ديکسون؟ مشکلي پيش اومده؟

چيزي نيست که بخواي به خاطرش .از ذهن کوچکت کار بکشي

حانم ديکسون از مشروب هاي ...توي يخچال خورده

.و نمي خواد پولش رو بده...

من حتي به اون يخچال .لعنتي دست هم نزدم

.من الکل نمي خورم

.فکر مي کنم سوء تفاهم شده باشه

.من ديدم کي برش داشت - .باشه -

.اون مو قرمز بود و ريش هم داشت

يه کت سبز با دکمه هاي .فلزي تنش بود

.و حدود ده اينچ قد داشت

پس درباره يه جن صحبت مي کني؟

.درسته

.نمي دونستم برادرت برگشته توي شهر

.فکر کنم بايد اين کارو بکنيم

.شيشه هاي گمشده رو به حساب من بزارين

،دفعه بعد که يه جن ديدين .ما به آسپن ميگيم

.اون يه جور غوله

غول ها جن مي خورن، درسته؟

.اون مي خوره

جادوي امروز در هواي گرانده تل ...پخش شده

و باد تغييرات ميخواد ...به داستان ما بوزه

.اونم در يه جهت جديد...

اما انتظار داري کسي که مثل من ...عاشق داستانه

توي يه هتل چي پيدا کنه؟...

.اينجا وقت طلاست، اسکيتر

مي دونم. فقط نمي خوام که .رييس گنده مون رو برق بگيره

.البته

درستش کردي؟ - .بزار ببينم -

.اسکيتر

،"من ميگم "باري ."شما ميگين "ناتينگهام

.باري - .ناتينگهام -

.باري - .ناتينگهام -

# باري يه ناتينگهام داشت #

# ناتينگهام، ناتينگهام #

# باري يه ناتينگهام داشت #

# کسي که ريش هاش به سفيدي برف بود #

،خوبه .حالا براي اين مرد بزرگ دست بزنين

.دارم شرايط رو براي شما آماده مي کنم، قربان

.خوشحالم که دوباره مي بينمتون - .ميکروب ها -

ميکروب ها؟ - ...اسکيتر -

...آقاي ناتينگهام يه ترسي داره

...ترس نه، يه آگاهي

از ميکروب ها و اين که... ...چقدر خطرناکن

...اون مي ترسه، پس

.داري کار درست رو مي کني .من امروز دوش نگرفتم

.آره، بايد برم

.باري ناتينگهام

.اون فوق العاده ست. خيلي ازش خوشم مياد - .خوش اومدين -

همونطور که ميدونين، من صاحب 23 هتل .از برلين تا پکن هستم

...اما بر هيچ کسي پوشيده نيست که

هتل مورد علاقه من .منظره آفتابي ناتينگهام" هست"

.به هر حال، اين يه هتل قرن بيستميه

.ما به يه چيزي براي قرن 21 نياز داريم

بنابراين، تصميم گرفتيم تا ...اين هتل رو ببنديم

.و يه هتل پيشرفته تر بسازيم...

.اون بزرگترين هتل غرب خواهد شد

،نمي فهمم چرا انقدر شلوغش مي کنن .اون فقط يه ساختمون بزرگه ديگه

.نه نه، اين آينده تجارت هتلداريه

و يه موضوع فوق محرمانه که... .مختون رو از کار ميندازه

!آره

من مفتخرم که مير عامل جديد .اين هتل رو به شما معرفي کنم

.اون مدت هاست که منتظر اين پسته

،همه مي دونيم که اون چقدر سخت کار مي کنه ...اون چقدر باهوشه

.و اين هتل چقدر به اون مياد...

!به افتخار آقاي کندال دانکن

.سخنراني خوبي بود، قربان

.خيلي خوشحالم که اومدي

.خوشحالم که مي بينمت

.به من دست نزن

.سلام، بابا

.سلام دخترم، ويولت رو مي شناسي؟

.اسمش رو شنيدم، قربان

ببخشيد؟

.نه، نه، اسمش رو نشنيدم

.فقط شنيدم که اون خيلي جذابه

.اون جذاب نه

...جذاب، يعني گرم .قلب مهربوني داره

و اون دوست داره که بره بيرون ...و خوش بگذرونه، جشن بگيره

...با آدم هاي مختلف و

.اون ويولت ناتينگهام قديمه .يعني زماني که هنوز نمي شناختمش

حالا من نبايد بزارم که اون ...انگشت نما بشه و

.و به کلوب هاي شبانه و جاهاي ديگه بره... درسته، قربان؟

ويولت بايد به تمرين خصوصيش .با راجر فدرر برسه

.بسيار خوب، خيلي خوبه - .خداحافظ -

...بايد بگم

برام سخته که ببينم هتل... .رو دارين تغيير ميدين

اميدوارم بتوني بياي و .به ما کمک کني

...اونقدر که کندال داره اونو بزرگ ميسازه

پس اونجا خيلي لامپ هست که .بايد وصل کني

.يکي به من دست زد دستشويي کجاست؟

.بله قربان، از اين طرف

...هر کي کارش تموم شده

.بايد سفالش رو بزاره توي کوره...

اون مردي که الاغ نجات داره ...تا پنج دقيقه ديگه ميره

.اگه کسي سوار نشده، پس عجله کنين...

.متشکرم، خانم مدير

.توي مهموني من مدير نيستم .من فقط مامانم

!هي

فکر کنم هيچ کس اين کيک .هاي خوشمزه رو نخورده باشه

،به من اعتماد کنين .بايد بي خيال بوي بدش بشين

چي شده؟ دلقک مرده؟

چي توي کيسه ست؟ - .کلوچه هاي شکلاتي -

!غذا - !غذا -

.آروم. آروم - .سلام، سيسي -

چرا هر دفعه که مياي خونه من غذاهاي شيرين قندي مياري؟

چي؟ هر دفعه؟ الان چهار ساله .که تو منو اينجا دعوت نکردي

چي ميگي؟ .چهار سال نشده

تو روز چهار جولاي ...اينجا بودي

همون موقع که يه مشت... .توي دهنم شوهرم زدي

.آره. اون مال چهار سال پيشه ...نمي خواستم روش برينم

.اما شورتم سوراخ بود...

.مي دونستم که ازش جدا ميشي .بايد خوشحال باشي

.بسيار خوب. دوباره شروع نکن

...بچه ها چوري با

طلاق شما کنار اومدن؟...

.الان جفتشون فعلاً بي خيالن .بابي چند وقته که ساکت شده

چرا نمياي يه سلام کني؟ .بايد پول اون يارو خر سواره رو بدم

بوي شماست؟ - .نه، مال کيکه -

اون چي درست کرده، کيک الاغ؟

.بوي کود مياد

سلام بچه ها. منو يادتون مياد؟

.دايي اسکيتر

.چقدر بزرگ شدي .خيلي وقت بود که نديده بودمت

.تولدت مبارک، بابي

.من پاتريکم. بابي اونه

.اشتباه شد

.يه چيز کوچک برات گرفتم .تولدت مبارک، بابي

.بفرماييد .از هتل گيرش آوردم

More Farsi Persian subtitles for Bedtime Stories

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left