Hacks - First Season

Hacks - First Season

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Hacks S01E10 720p WEB H264-GLHF
Hacks S01E10 1080p WEB H264-GGWP
Hacks S01E10 720p HEVC X265-MeGusta
Hacks S01E10 WEBRip x264-ION10
Kommentaari MeysaM-UnicorN
🔴 30nama | میثم موسویان 🔴

Tunnisteet

other
Julkaistu: 2021-11-18
Lataukset: 26
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫یه یاد ریچارد گیلیلند ‫ ‫

‫- صبح بخیر، لاس‌وگاس. ‫- وای خدا.

‫- می‌تونید صدای منو بشنوید؟ ‫- آره، خیلی بلنده.

‫- نرمتر. ‫- خیلی بلنده.

‫خوبه.

‫باعث افتخار منه که به شما...

‫رئیس و مدیرعامل...

‫اقامتگاه و کازینوی پالمتو،

‫مارتی گلین خوشتیپ و ‫شیطون رو معرفی کنم.

‫ممنون، خانم شهردار.

‫فکر کنم بهتره بلند حرف بزنم.

‫اولین باری که اجرای ‫دبورا ونس رو دیدم یادمه.

‫سلام. چی شد؟

‫فکر می‌کردم قراره با هم بیایم.

‫به دبورا قول دادم که دیگه...

‫به‌خاطر کمربند ایمنی غر نزنم.

‫من چه بدونم.

‫شما ۲ تا چند هفته‌ست ‫که با هم یه برنامه دارید.

‫خب، اون داره عجیب رفتار می‌کنه.

‫انگار داره از من اجتناب می‌کنه.

‫شاید به‌خاطر بوت باشه

‫- اخیرا عوضش کردی؟ ‫- چی؟

‫خب، تابستون گذشته، فکر ‫می‌کردم که اون از دست من عصبانیه،

‫اما فهمیدم که فقط از ادکلن ‫آکوا د جیو بدش میاد، پس...

‫اون به این مسئله کمک کرد...

‫که وگاس روی نقشه شناخته بشه،

‫و حالا ما اون رو روی نقشه قرار میدیم

‫با این‌که امشب اجرای خداحافظی اونه...

‫اون جایی نمیره

‫شهردار؟

‫باعث افتخار منه...

‫- وای خدا. ‫- تف بهش.

‫تا به شما جدیدترین‌ خیابون لاس‌وگاس،

‫یعنی دبورا ونس رو معرفی کنم

‫می‌دونی که لازم نبود بیای.

‫می‌دونم از دست من عصبانی هستی،

‫اما من همیشه بزرگترین طرفدارت می‌مونم، دب.

‫جاتو با من عوض کن.

‫طرف خوبت رو نشون اونا بده.

‫این‌جا رو ببین، دب. این‌جا.

‫آفرین. بچه‌ها، همین‌جا.

‫شنیدم چند نفر از شماها در مورد...

‫این گرمای ۴۶ درجه گلایه می‌کنید.

‫من که عاشقشم

‫کیلا، چراغ قرمزه... قرمزه!

‫کیلا، تو چراغ قرمز رد کردی.

‫خیلی اعصابم خورده.

‫باورم نمیشه که مجبور شدم ‫لحظه آخر با عجله به وگاس بیام...

‫تا گندکاری تو رو جمع کنم.

‫ببخشید. می‌دونم.

‫وقتی ما رسیدیم اون‌جا،

‫منو قسمت خروج مسافرین پیاده کن.

‫- نباید این پرواز رو از دست بدم. ‫- پیاده‌ات کنم؟

‫من با تو میام،‌ عزیزم.

‫صندلی ۲ای و ۲بی. ‫تو وسط رو ترجیح میدی.

‫صبر کن ببینم.

‫نه، من وسط رو ترجیح نمیدم. و چرا تو...

‫من نمی‌تونم وسط بشینم.

‫تو با من به این سفر نمیای.

‫چی داری میگی؟

‫من به بابام گفتم این اولین سفر کاری منه،

‫و اون خیلی بهم افتخار کرد.

‫اما من می‌تونم بلیط رو ‫لغو کنم. مشکلی نیست.

‫نه، نه، نه. عیب نداره.

‫حالت تهوع دارم.

‫بیا عیب نداره.

‫- واقعا؟ ‫- آره.

‫آخ جون!

‫من برای خودمون یه لیست ‫پخش آهنگ وگاس درست کردم.

‫وای نه. اون لیست ‫پخش آهنگ سکسم بود.

‫نمی‌تونم بدون فکر کردن ‫به آلت بهش گوش کنم.

‫- کیلا، حواست به جاده باشه. ‫- یه آلت گنده.

‫جلوتو ببین.

‫مگه پلیس به خوشگذرونی گیر میده؟

‫فکر کنم آره.

‫ببخشید. فکر کردم قراره تصادف کنیم.

‫ممنون که رسوندیم.

‫من می‌خواستم در مورد ‫یه چیزی باهات حرف بزنم.

‫وای خدای من.

‫دوباره که نمی‌خوای حکمی برام بفرستی؟

‫نه، نه.

‫اوه.

‫توی اجرای امشب،

‫من می‌خوام در مورد تو و پدرت...

‫و چند تا چیز سخت دیگه...

‫که هیچ‌وقت روی صحنه ‫در موردش حرف نزدم صحبت کنم.

‫- خیلی خب. ‫- و، می‌دونی....

‫شنیدنش شاید خیلی آسون‌ نباشه...

‫یا پخش شدنش، برای ‫همین دارم بهت میگم.

‫عالیه. ممنون. فهمیدم.

‫نه، دارم اینو بهت میگم...

‫چون اگه تو نمی‌خوای من ‫این اجرا رو انجام بدم، نمیدم.

‫خیلی خب.

‫مثل حق انتخابم توی اون...

‫تبلیغ دیده‌بان وزن که با تو انجام دادم هست؟ ‫

‫- مثل اونه؟ ‫- نه.

‫جدی میگم. دارم از تو می‌پرسم، دی‌جی.

‫باشه.

‫خب، ممنون. لطف کردی.

‫تو همیشه حرف درست رو میزدی.

‫حداقل روی صحنه این‌طور بوده.

‫برای همین مطمئنم که اگه فکر ‫می‌کنی باید این حرفا رو بزنی،

‫پس باید بزنی.

‫عالیه. باشه.

‫- پس این کارو می‌کنم. ‫- خیلی خب.

‫بهت گفتم که من رو همیشه...

‫به‌خاطر اون تبلیغ دیده‌بان وزن می‌شناسن؟

‫- نه. ‫- آره.

‫یه زن توی فرودگاه جلوی منو گرفت...

‫و گفت که ما الهام‌بخش اون بودیم.

‫- اوه. ‫- می‌دونم. خیلی قشنگ بود.

‫بهش نگفتم که ما ذاتا لاغریم.

‫وای خدا.

‫ممنون که ناهار گرفتی.

‫خب، این تنها چیزی نیست که برای تو گرفتم.

‫بوم!

‫وای خدا. کفش‌های پنجه‌ای.

‫- برای سفرمون. ‫- اونا افتضاحن.

‫من عاشقشونم.

‫ممنون.

‫قابلت رو نداشت.

‫درخواست مرخصی چطور پیش رفت؟

‫آسون بود. زیادی آسون بود.

‫دبورا اون‌قدر روی این اجرای ‫جدیدش تمرکز کرده بود...

‫که هر کاری که من می‌کنم ‫در درجه دوم قرار می‌گیره.

‫ببخشید.

‫می‌دونم از این‌که من در ‫مورد اون غر بزنم خوشت نمیاد.

‫نه، من مشکلی ندارم که ‫در مورد دبورا حرف بزنی.

‫فقط... حس می‌کنم من تنها کسی نیستم ‫که باید در مورد اون باهاش حرف بزنی.

‫- باید با خودش حرف بزنی. ‫- نه.

‫من دیدم که دبورا راننده‌ها ‫رو به‌خاطر این‌که...

‫پشت چراغ زرد توقف ‫می‌کنند اخراج می‌کنه.

‫نمی‌خوام این بلا سرم بیاد.

‫به علاوه، اصلا نمی‌دونم چی بگم.

‫خیلی خب، بیا تمرین کنیم.

‫چیزی که به دبورا ‫میخوای بگی رو به من بگو.

‫بیخیال، می‌دونی که از این ‫چیزای روانشناسی متنفرم.

‫روانشناسی نیست. این حفظ سلامت ‫روانی با روش تیک‌تاک‌درمانی هست.

‫- این‌که بدتر شد. ‫- دست بردار. بیا انجامش بدیم.

‫باشه.

‫دبورا، من زندگی و کسب و کار تو رو...

‫بر زندگی و کار خودم اولویت دادم.

‫و حالا داری یه کار جدیدی می‌کنی...

‫که من بخشی از اون ‫نیستم، و حس نمی‌کنم که...

‫فکر کرده باشی این چه تاثیری روی من میذاره.

‫دارم فکر می‌کنم که زندگی ‫خودم رو برای کسی ول کردم...

‫که کاملا منو در نظر نمی‌گیره.

‫تو خیلی نازی.

‫اون چنین جوابی نمیده.

‫- ممکنه، شاید... ‫- این‌طور نیست.

‫من خیلی مجذوب حرفات شدم.

‫ها.

‫- سلام. ‫- سلام... پشمام.

‫داری چه‌کار می‌کنی؟ چرا لباس زیر پوشیدی؟

‫این لباس زیر نیست. یه پیژامه معمولیه.

‫خیلی خب، چرا پیژامه معمولی پوشیدی؟

‫برای این‌که باورپذیرتر ‫باشه که اومدیم ماه عسل.

‫- چی؟ ‫- هتل فکر می‌کنه این ماه عسل ماست.

‫این‌جوری برای خودمون ‫این اتاق فوق‌العاده رو گرفتم.

‫ما؟ وای خدا.

‫فکر کردم فقط داری از ‫دستشویی من استفاده می‌کنی.

‫تو باید اتاق خودت رو بگیری و ‫همین الان هم باید انجامش بدی.

‫فکر کنم وقتی مسئول خدمات اتاق ‫اومد بتونم اینو ازش بپرسم.

‫ما خدمات اتاق رو سفارش نمیدیم.

‫چی داری میگی؟

‫آره، سفارش میدیم. من یه ‫شامپاین برای خودمون گرفتم.

‫چرا؟

‫تا با توت‌فرنگی‌هایی که ‫روکش شکلاتی دارن بخوریم.

‫دقیقا چی رو متوجه نمیشی؟

‫چی... کیلا! خدای من!

‫تو کارمند منی.

‫تو نمی‌تونی با من توی یه اتاق باشی. خب؟

‫تو منو توی دردسر میندازی.

‫چرا؟

‫- می‌خوای چه‌کار کنی؟ ‫- هیچی!

‫- تو می‌خوای چه‌کار کنی؟ ‫- نمی‌دونم.

‫جواب دادن تلفن. پیغام گرفتن.

‫فکر برای ایده‌های ایمیل. کار خودمو!

‫اولا، کار تو نیست که...

‫برای ایمیل‌های من ایده پردازی کنی، خب؟

‫- خیلی ضدحالی. ‫- خیلی خب.

‫و دوما، می‌خوای این‌کارا رو الان بکنی؟

‫تو ۶ ماهه که کارت رو انجام نمیدی.

‫هیس. وایسا با هم بریم.

‫هیس. هیس. هیس.

‫چرا این‌قدر عصبانی هستی؟ ‫من کارمو خوب انجام دادم.

‫من به طور مجانی اتاقمون رو ‫به سوئیت ماه عسل ارتقاء دادم.

‫تو همیشه به من میگی ‫که حواسم به مخارج باشه.

‫من ازت خواستم حواست به مخارج خودت باشه،

‫و صبحونه شوگرفیش نخوری. ‫

‫توی فیجی این غذا رو ‫در وعده صبحونه می‌خورن

‫برام مهم نیست صبحونه چی می‌خوری.

‫تو نمی‌تونی برای صبحونه ۵۰ ‫دلار خرج رو دست شرکت بذاری،

‫اما می‌تونی ۲ اتاق جدا بگیری.

‫من رئیستم.

‫خب، بابام صاحب نصف شرکته،

‫پس این یه رابطه معمولی ‫رئیس و کارمندی نیست.

‫آره، مشخصه.

‫منظورت از این حرف چی بود؟

‫- تو یه حسی نسبت به من داری؟ ‫- نه!

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left