200 ensimmäistä riviä.
تقدیم به همه پارسی زبانان متـــرجـــم حســـن شــیخ احمد& hassan_scofield
من همیشه رویای این روز رو داشتم
مث هر دختر دیگه ای به گمونم
"ویکتور" خیلی مشتاق و هیجان زده نبود
اون جشن های کاتولیک خیلی زیبا أن
ببین, میخواستم کلیسایی رو که توی اون....
....ازدواج می کنیم نشونت بدم.
اینجاست
اوه, "زنیا" خیلی زیباست
شرط می بندم قشنگ ترین لباس رو توی عروسیت پوشیدی
عروسی ای نداشتم
"سونیا" می شه خواهشاً تکون نخوری؟
باید این قسمت رو درست کنم
اوه, "ویت" , نه
چیکار می کنی؟ می دونی که بد شگون ــه
می دونی که من اعتقادی به این خرافات ندارم
کِی آماده می شه؟ سلام
بزار بهت معرفی کنم "ویتیا" , "زنیا"
سلام
ادامه بده, من بغلش می کنم
داره تمرین می کنه
خیلی خُب, دیگه کافیه
بهت گفتم اینجا نیا
"زنیا", چی شده؟
محض رضای خدا, احمق نباش
نمی تونی چیزی رو که اتاق افتاده تغییر بدی
باور کن بیش از پیش دوست داره
ممکنه واسه هر کسی اتفاق بیفته
فقط باید بهش بگی که چیزی ندیدی
اون فقط از کوره در رفت
خیلی خُب, کافیه , بسه دیگه
اینقدر خودتو عذاب نده
نمی تونی مجبورش کنی بمونه
فراموشش کن, "إوجینیا"
فکرشو از سرت بنداز بیرون
نمی خوام "پولینا" بدون پدربزرگ بشه
هر کسی اشتباه می کنه
هر کسی می تونه گند بزنه
بگیر
نمی تونی کسی رو مجبور به دوس داشتنت کنی
البته, مگر اینکه طلسم عشقش کنی
سلام "إلنا", "کِییر" خونه ست؟
چی شده؟
اومدم فقط وسایلش رو تحویل بدم
قول داد که بیاد و وسایل رو ببره
اما سه روزه که تماس های منو رد می کنه
عجیبه
من فکر می کردم تو همیشه می دونی "کریل" کجاست و با کیه
پیشت باشه, خواهشاً
مطمئن می شم که بیاد بگیره
چیکار می کنی؟
فکر کردم برای بردن وسایلت میای
وقت نداشتم
باید حرف بزنیم
می تونی با دخترهای دیگه قرار مدار بزاری
اگر این چیزیه که برای زندگی و خلاقیت نیاز داری
می تونیم حلش کنیم, درسته؟
آره, باشه, ولی مایی وجود نداره
داری جون به لبم می کنی, می فهمی؟
البته که مایی هست
من و تو هستیم و "پولینا"
خب که چی؟
فکر میکنی چونکه تو رو حامله کردم من ماله توام ؟
ولم کن , احمق
گمشو از اینجا
بیا عزیزم
داشتم فکر می کردم که راه رو گم کردی
کمکم کن, یالا
نترس
رو راست باش
منو نپیچون
تا آخرش رو می ری
یا فقط محض غرورته ؟
دوستش داری؟
می خوای برای همیشه با اون بمونی ؟
این واقعاً مهمه
دوستی داری که بزودی ازدواج کنه؟
آره, اما بیشترشون درواقع ازدواج کردن
باید یکی رو پیدا کنی
کسی که عشقش خیلی قوی باشه
ارواح از احساسات واقعی تغذیه می کنن
بهم اعتماد کن نخواه که فریبشون بدی
نمک رو به چهار جهت بریز
باید از بر یادش بگیری
ترتیب رو تغییر نده, تپق هم نزن
باید توی کلیسا انجامش بدی
رسیدن به ارواح اونجا راحت تره
در حین مراسم ازدواجشون انجامش بده
چقدر بهت بدهکارم؟
چقدر حاضری واسه عشقت بپردازی؟
فقط یادت باشه
اگر بهم دروغ گفته باشی و عشقت دروغ باشه
ارواح تو رو نمی بخشن
اگر دوستت داشته باشه بر می گرده
اگر نداشته باشه, انتظار چیز خوبی نداشته باش
خون طلسم رو قوی تر می کنه
بریزش تا گوشت خراب بشه
به خون متعهد می شی
مگر نظرت رو عوض کنی
- سلام - "اولگ", تو نباید اینجا باشی
عزیزان, ما امروز اینجا جمع شدیم
تا شاهد پیوند "ویکتور" و "سوفیا" در این ازدواج مقدس باشیم
ازدواج مقدس است
هیچکس نباید عجولانه وارد این امر بشه
باید با اخلاص و درایت ازدواج کرد
پروردگارا, ای مهربان ترین پدر ما
تو حقیقت, و عشق و زندگی را تجلی بخشیدی
لطف و مهربانیت بر جهان گسترانیده
روحم رو در این شمع اول قرار می دم
ما رو "کریل" و "إوجینیا" برای هم قرار بده
مانند این دو شمع در هم تنیده کن
"ویکتور" و "سوفیای" عزیز
آیا آرزوتون برای پیوستن به این امر ازدواج مقدس
دربرابر این حاضرین واقعی و ارادی ست؟
- بله - بله
روح "کریل" رو دومی قرار بده
بزار برای همیشه با من بمونه
اون رو فقط و فقط وفادار به خودت قرار بده
اون رو مخلص قرار بده
اون رو وفادر و متعهد به من قرار بده
و با روشن کردن این شمع ها
من قلب و روح "کریل" رو شعله ور می کنم
میزارم بهم فکر کنه
بهم عشق بورزه
عهد می کنید که بهم صادق باشید
چه در سختی ها و آسانی ها ؟
بله
شمع اول تویی
و شمع دوم منم
تو مالِ من و من مالِ توام
تو مالِ من و من مالِ توام
تو برای من و من برای توام
چه در بیماری یا سلامتی؟
بله
تو برای من و من برای توام
اکنون و الان, ازدواج شما رو به رسمیت و مبارک می دارم
اما باشد انچه پروردگار پیوند داده از هم گسسته نشود
بنام پدر
و پسر
و روح القدس
چیه؟
نترس
بخاطر استرسه
زينيا؟
این نحسی میاره
و تو اینو می دونی
"زنیا", صدامو می شنوی؟
حالا خودت نفس می کشی
اینم از این
آروم, خوبه
عفونت حادی داشتی
الان همه چی خوبه
می خوای با کسی تماس بگیرم؟
خانوادت؟ دخترت الان کجاست؟
پیش مامانمه
با کسی تماس نگیر
فقط باید برم خونه
فردا, تا اون موقع باید استراحت کنی
"ویکتور" من واقعاً متأسفم
خواهش می کنم منو ببخش, عروسیت رو خراب کردم
استراحت کن
"ویتیا", "ویت" , من معذرت می خوام, خواهشاً خواهشاً صبر کن
من نمی دونم چطور اتفاق افتاد
التماست می کنم, "ویکتور"
خواهش می کنم منو ببخش
خواهش می کنم, نرو! "ویتیا"
اینجا چیکار می کنی؟
توی خوابم بودی
صدام می کردی, عجیب بود, من....
بقیه روز رو با فکر تو گذروندم
حق با تو بود
باید باهم باشیم, می گذرونیمش
منو می بخشی؟
آره
ترسوندیم
خیلی زیبایی
مثل یه عروس
روشنایی روته
بأیست اونجا
سلام مامان
نگران نباش, بزودی اونجاییم
یه چیزی توی این طوفان پیش اومده
بریم "پولینا" رو بیاریم؟
گمونم باد بود
باید مدتها پیش از شر همه این ها خلاص می شدیم
الان می پوشونمش و بعداً یکی جدید می زارم جاش
مامان, شاید بتونی مدتی پیش ما بمونی؟
نمی خوام اذیت بشین, عزیزم
تو خانواده خودتو داری
اما توام بخشی از خانواده ای
درسته, "کریل"؟
خُب, شاید واسه یه چند روزی
"کریل" میشه بهم بگی...
باعث مزاحمت مونی
چی؟
گفتم باعث مزاحمت مایی
مامان, تاکسی رسیده
برو وآماده شو
باغچه چی می شه عزیزم؟
کی به باغچم می رسه؟
No comments yet. Be the first to leave one.