DuckTales the Movie: Treasure of the Lost Lamp

DuckTales the Movie: Treasure of the Lost Lamp

DuckTales: The Movie - Treasure of the Lost Lamp

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

DuckTales The Movie Treasure Of The Lost Lamp 1990 720p WEB-DL REMuX NORDiC x264
Kommentaari alirezasafaee
ترجمه و زیرنویس از علیرضا60 |ارائه ی اختصاصی از دنیای انیمه |Forums‏‏‏‏‏‏. ‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏. ‏‏‏‏‏‏net

Tunnisteet

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
REMUX
Julkaistu: 2014-05-26
Lataukset: 59
Kuulovammaisille: Yes

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

تند تر ، "لانچباد" ، تندتر - آروم تر "لانچباد" ، آروم تر -

ببينم "لانچباد" ، اين شيرين کاري ها رو تويِ دانشکده يِ پرواز ياد گرفتي؟

دانشکده يِ پرواز؟ - نکنه تو اصلا آموزشِ خلباني نديدي؟ -

فقط يه دوره يِ کوتاه ديدم - واي تازه الان بهم ميگه -

عاليه

اوه پسر ، اونجا رو باش ، چقدر جالبه

اينجا رو حفاري کردن عمو "اسکروج" ، مي دوني چي پيدا کردن ؟

آره. يه تالارِ پنهان

فکر مي کني گنجينه يِ علي بابا و چهل دزد اونجا باشه؟

راستش ، بعد ازين اتّفاقات زياد اميدوار نيستم

خب ، حالا ديگه وقتشه فرود بيايم

لطفا ، پُشتيِ صندلي هاتون رو به حالتِ ايستاده برگردونيد

خواهشا هواپيما رو راست نگه دار

لطفا تا وقتي که هواپيما کاملا واينَستاده از صندلي هاتون تکون نخوريد

خب ، چرخ ها برايِ فرود باز شد

لانچپاد" ، ببين چه بلايي سَر اين آثارِ باستاني اوردي"

مي تونست خيلي بدتر ازين باشه تازه شايد يه اتّفاقِ ديگه مي افتاد

بجنبين بياين آقايِ "مَک داک" ، ما يه چيزي پيدا کرديم

خدايِ من نگاه کنيد اين کَنده کاري ، چهره يِ علي باباست

اين بايد صندوقچه يِ جواهراتِ بزرگترينِ دزدِ دنيا باشه

بذار ببينيم چي توشه؟

اون لباس مي دزديده؟

اين که توش فقط لباس هايِ کهنه ست

يعني 40 سال زحمت کشيدم ، آخرش هم رَخت چرک هايِ علي بابا نصيبم شد

"عوضش صندوقچه ش خيلي قشنگه ، عمو "اسکروج

يه چيزي تو جيبِ اين کُته

اين مُهرِ علي باباست

اين يه نقشه ست

شايد اين حفاري زياد هم بي نتيجه نباشه بچّه ها

درسته ، اين نقشه يِ گنج رو خودِ علي بابا نوشته

پس بلاخره ، بعد از قرن ها ، چراغِ جادو از آنِ من ميشه

بله بله

شما از لوکوموتيو هم قوي تر ميشيد سرعتتون هم از گاوِ شاخ دار هم بيشتر ميشه

مي تونيد بر فرازِ خونه هايِ شهر پرواز کنيد

و بلاخره تو به خاطرِ اين همکاري ت پاداشِ خوبي ميگيري

راست ميگين؟ يعني منم پولدار ميشم؟

درسته ، حالا رَدش کن بياد

چي ؟ چي رو رَدش کنم؟ - نقشه رو ؟ ردش کن بياد -

نقشه ؟ نقشه يِ اصلي؟ الان؟ اينجا؟

هنوز نَدزديديش؟

آخه يه عالَم آدم اونجا بودن و منِ بيچاره هم دست تنها بودم عوضش ببينين چيا بُلند کردم

چند تا کيف پول ، يه ساعتِ گرون قيمتِ جيبي ابريشم ، يه پاکت کيکِ بادومي

و دو تا بليطِ ورود به جشنواره يِ پنيرِ فتا که تقديم ميشه به شما ، سرورم

شايد از ابريشم بيشتر خوشتون بياد؟

حتّي نديدي اين نقشه کجا رو نشون ميده؟

چرا ديدم سرورم ، اون وسطِ بيابون رو نشون ميده

جايي که آدم از گرما کباب ميشه - ولي من همه جا رو زير و رو کردم -

شايد ايندفعه بايد مسووليّت پيدا کردنش رو بعهده يِ "اسکروج" بذارم

تصميمِ زيرکانه ييِ سرورم بذاريد اون مُخش زير آفتاب غُل غُل کنه

و تو هم بايد بعنوانِ راهنما همراش بري

ولي پوستِ من خيلي حسّاسه مُخم هم سريع جوش مياره

البته ، نشون دادنِ راه که مُخ نمي خواد

آقايِ "مک داک" ، دردسرِ هواپيما سواري خيلي کمتر از شتر سواريه

... بر طبقِ اين نقشه ، غارِ علي بابا ، دقيقا بايد همينجا زيرِ

"نقطه يي که نگاهِ کوهِ "بادود بهش ختم ميشه ، قرار گرفته باشه

" من که چيزي نمي بينم ، عمو "اسکروج - حتّي تا الان يه سَراب هم نديدم -

شايد از آخرين تپه يِ شني مسيرِ رو اشتباهي دور زده باشيم

لانچپاد" ، تو حتّي نمي توني يه شتر رو دُرست بروني" بايد بزنيش زمين

تقصيرِ من نبود که اين قوزي اينجا خورد زمين

حتما پاش به اين صخره يِ نکبت گير کرده

اوخ پام - اين چقدر شبيه يه هرمِ کوچولوه -

ولي به نظر مياد بزرگتر از اونيِ که نشون ميده

نمي دونم داخلش چيه؟ - فقط يه راه برايِ فهميدنش وجود داره ، پسر جون -

حفاري کردن

اگه اين خطوطِ هروگليف رو دُرست خونده باشم ما راهِ ورودي رو پيدا کرديم بچه ها

اينجا رو نگاه

خيلي خب ، بزنيد بريم

اول من - خيلي خب ، اول خودت -

اگه من بيام ، شترها تنها مي مونن

به نظرتون يه موميايي هم مي بينيم؟

وقتِ خوابمه

"مراقب باش ، از پيشِ ما جُم نخور "وِبي چون معلوم نيست اينجا چه خطراتي در کمين مون باشه

من که فکر مي کنم اينجا خيلي امنه

اينُ ببين

يکي از تله هايِ علي باباست

ببين ، تو کتابِ راهنما در موردِ اين تله ها چي نوشته؟

نوشته ، حواستون رو جمع کنيد و از تيله هاتون استفاده کنيد

پسر ، عالي شد ، چون من چند تا اوردم - بچّه ها ، يه تله يِ ديگه اونجاست -

اگه من رو نگرفته بودي ، چه بلايي سَر من ميومد تو مثلا قراره راهنمايِ ما باشي ، بگيرش -

"بيا ديگه "ديجان

شايد يکي از بچّه ها بخواد مشعل رو نگه داره

بِپا

اوه ، اصلا نترسيد

ديجان" همه يِ تله ها رو از بين مي بره"

داشتين حرکت رو ؟

يه دکتر تو اين هرم پيدا نميشه؟

تخته ي پل.

قلبم داره تند تند ميزنه - گنج -

پيش به سويِ ياقوت ها - خدايِ من ، اون مرواريد ها رو ببين -

"بيا ديگه "ديجان

اون همه طلا رو نِگا

علي بابا ، خودتي ، بلاخره پيدات کردم

اوه ، اينا رو ببين

چه خوشگله - چه لقمه ي چربيه -

پول ، جواهر ، الماس _ چراغِ جادو -

يه نيشگون بگير نکنه تو بهشتم

"عمو "اسکروج

عقرب هايِ کُشتيِ سومويي * سومويي همون کُشتيِ سنگين وزنِ ژاپنيِ - اصلا نگران نباشيد اين بالا ، جامون اَمنه اَمنه _

"ديجان؟" - هان؟ من به هيچي دست نمي زنم -

من مثه يه برّه يِ کوچولو ، پاک و بي گناهم

برو کيسه بردار بيار - کيسه ؟ -

اوه بله کيسه ، به رويِ چِشم قربان

اين همه گنج رو مي خواي کجا نگه داري؟

من همش رو نگه نمي دارم نصفِ اين عتيقه ها رو به موزه مي بخشم

ولي اين حرفا به عمو "اسکروج" نمياد - بله بله ، اينجوري از شرِ ماليات هايِ کمرشکن خلاص ميشم -

اين شد يه چيزي

نگا نگا ، يه قوريِ چايي

اين فقط يه چراغِ نفتيِ قديميِ ارزشِ چنداني هم نداره

عمو "اسکورج" ، ميشه بدينش به من ؟ مي خوام توش چايي درست کنم

... خب ، چايي - اينم خيلي قشنگه -

بگيرش عزيزم ، ديگه نگي عمو "اسکورج" بهم هيچي ندادا

ممنونم

خب ، اينم آخريش بود - لانچپاد" ، فکر مي کني بتوني بلندش کني؟" -

حلّه ، خيالي نيست

وايسين ، بدين من کمکتون کنم

"ممنون "ديجان - خواهش مي کنم ، خودم مي تونم ترتيبشُ بدم -

!کمک

بدش به من

اون ديگه کيه؟ - يه راهنمايِ تورِ مسافرتيِ ديگه -

اجازه بدين راه رو بهتون نشون بدم؟ - بويِ يه جفت موشِ صحراييِ به مَشامم مي خوره -

"عمو "اسکروج - بجنب ، فرار کن -

اِي دزدايِ نامردِ پست فطرت من تمامِ زندگيم رو دنبالِ اين گنج دويدم

آخي نادون، خيلي بد شد که ديگه دستِ ت به طلاها نميرسه

بدرود ما که رفتيم

مي دونستم چنين خوشي اي به دور از واقعيّته

حالا چيکار کنيم؟

پسرا طنابا رو بِبريد - "بجنب ، "لويي -

گمشو موجود بي قَواره يِ کثيف

وقتِ لاک پشت بازيِ ، همگي اين زير پناه بگيريد

همگي پيش به جلو

حالا برميگرديم

اگه بازم به اين وَر اونور بخوري ، اخراجت مي کنم

شما صدا رو مي شنوين؟

دست بِجنبونين ، بايد سوراخش رو بگيريم و ازش بعنوانِ قايق استفاده کنيم

"عجله کن ، عمو "اسکروج

وبي" ، اينُ بگير"

!يالا

اينجاست سرورم ، خودم ديدمش صبر کنيد تا بِبينيدش ، مطمئنم از ديدنش خوشحال ميشيد

خيلي خب ، پس کجاست؟

سَر در نميارم ، بايد همين جاها باشه - دستِ توئه ، مگه نه ؟ -

چراغِ جادو کجاست؟ - بايد دستِ اونا باشه ، دستِ اونا -

اون دزدايِ کثيف و اون بچّه هايِ مثلا دوست داشتني

يه سئوالي ازتون دارم ، چرا دنيا اينقدر کثيف شده؟

تو اجازه دادي ازت بِدزدنش ، اِي آفتابه دزد

نگران نباشين ، کمکِ تون مي کنم پسش بگيرين اصلا مسئله اي نيست ، مطمئن باشين پُشتِ سرتون ميام

آره ، درست پُشتِ سَرتون

يعني ، منتظرم نباش ، بعدا ميام واي مامانم اينا

مطمئنم مي دونم اين مسير به کجا ختم ميشه

زياد هم مطمئن نباش - بچّه ها ، تو دردسر افتاديم -

معلوم نيست سطحِ آب داره ميره بالا يا سقف داره مياد پايين

چه سواريِ عالي اي بود

آره ، حالا که ديگه تََرسم ريخت دوست دارم يه بارِ ديگه سواري کنم

باز جايِ شکرش باقيِ که هممون سالميم

تو مي توني بيخودي خوشحال باشي ولي من گنجِ قرن رو از دست دادم

بيا عمو "اسکروج" ، مي توني پسش بگيري شايد اينطوري يکمي خوشحال بشي

نه عزيزم ، نگه ش دار من 40 سال از عمرم رو صرفِ پيدا کردنِ اون گنجينه کردم

حالام پَسش ميگيرم حتّي اگه 40 ساله ديگهَ م طول بکشه

آهـــاي

"مِرلاک؟"

"اسکروج"

پس اونا کجا رفتن؟

اونا ناپديد شدن - ولي آخه چطوري؟ -

به کمکِ چراغِ جادو ، اِي احمق

بايد کمکم کني پسش بگيرم

و گرنه زخمي که من به اونا زدم در برابرِ زخمي که اونا به من زدن هيچه

آقا ، از روزنامه يِ "دِيلي داکبورگ" تماس گرفتن - که چي بشه؟ -

گمان کنم مي خوان در موردِ گنجينه ، سوالايي ازتون بپرسن

به شما هيچ ربطي نداره

حتّي مي خوام فکرِ اين گنجينه رو از سَرم بيرون کنم اين مطبوعاتِ لعنتي دوباره بيادَم ميارن

من يه خبري دارم که از شنيدنش خوشحال ميشين؟ - چه خبري؟ -

بلاخره ، شما رو به مهمانيِ انجمنِ باستان شناسان دعوت کردن

ديگه نمي تونم با اون پير پاتالا روبرو بشم

هر سال دارم بهشون ميگم که گنجينه يِ ... علي بابا رو پيدا مي کنم

ولي هر سالم دستِ خالي بر ميگردم

ولي شما که يه مدّت کوتاه داشتينش

تو هم داري اينُ مثه چُماق مي کوبي تو سَرم ؟ - متاسفم -

"من نمي تونم کار کنم خانومِ "فِتر باي ميرم خونه

پس نهارتون چي ميشه؟ - بفروشِش -

بيا "وِبي" جان ، اينم براق کننده يي که مي خواستي - "ممنونم "گرمي -

به محضِ اينکه برق انداختنِ قوريِ چاييم تموم بشه مي تونيم با عروسکام يه مهموني چايي راه بندازيم

بابتِ پيشنهادت ممنون - ببخشيد خانوم -

"من احضار شدم که برم دنبالِ آقايِ "مک داک

اينطور که معلومه ، ايشون اصلا روزِ خوبي رو نگذروندن و خيلي عصبانيَ ن

اوه خدايا چه بد - شايد بهتر باشه امروز رو بيرون بازي کنيم -

هان - چيه؟ -

تکون خورد

ديدين ؟ - اوه پسر -

اينکه چيزي توش نيست

اين ديگه چيه ؟ يه چراغِ پرنده يِ مکزيکي؟

!خدايا شکر

بلاخره آزاد شدم

ايول

اينکه يه جنِ ، مگه نه ؟ - مثه پري ها که نيست ، هان؟ -

چــي؟؟

ببينم شماها کي هستين؟ علي بابا کجاست؟ اينجا رُمِ

ما فقط چراغ رو پاک کرديم ببخشيد اگه کارِ بدي کرديم

شماها اربابِ جديدِ مَنين تا ابد در خدمتگذاريِ شمام

بلاخره ، تونستم خودم رو راحت کِش بدم

پاهام الان شش قرنِ که خواب رفته

چه خونه يِ جالبي دارين ايراد نداره يه نگاه بندازم؟

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left