200 ensimmäistä riviä.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(هفـت فــراری: رستاخیز)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
از تمام بازیگران کودک) (تحت نظارت فیلمبرداری شده است
نیازی نیست اینقدر جو زده بشی
با مامان من چیکار کردی؟
چطوریه که حتی منم نمیشناسه هان؟
...تمام کاری که کردم این بود که یکم مواد استفاده کردم
تا دروغات تکمیل بشه
همش بخاطر تو بود
...از الان تو باید
بینقصترین مادری بشی که مونه ازش گفته
اگه میخوای مونه خوشحال باشه
باید بهم گوش بدی، مگه نه؟
همش بخاطر من بود؟
از جون من چی میخوای؟
حقیقتو
چیزی که میخوام حقیقته
من به زن جماعت اعتماد ندارم
...زنا همیشه
دروغ میگن
همشون دنبال پول و قدرت منن
یه رودهی راست تو شکمشون نیست
ولی خب تو با همشون فرق داری
منم یه برگ برنده برای خودم نیاز دارم اینطور فکر نمیکنی؟
همین الان مامانمو بیار اینجا
وگرنه خودم میکشمت
صدامو نمیشنوی؟
!مامانمو بیار اینجا گوسالهی روانی
::::::::: آيــــ(قسمت دهم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
عجب جهنمیه اینجا
یه سوراخ کوچیک و کثیف توی دیوار که هیچکس نمیتونه داخلش زندگی کنه
هی دوهیوک
هیونگ، سر و کلهی آجوما توی عروسی پیدا شد
ولی شرایطش خیلی عجیب بود
خانم یون جیسوک؟
ما جایی که زندانی شده بود رو هم پیدا کردیم
همونطور که گفتی، داخل خونهی هوانگ چانسونگ بود
هوانگ چانسونگ دوباره خانم یون رو دزدید
منم الان دنبالشونم
باشه، مراقب باش
هوانگ چانسونگ یه دیوونهی روانیه
مامانمو پیدا کرده؟
بیا اول از اینجا بریم بیرون
خودتو در حد اراذلی مثل مین دوهیوک آوردی پایین
به نظرت حیف تو نیست؟
میخوای مامانت بمیره؟
اگه میخوای تا همین الان بکشمش
نه
اشتباه کردم
یه لحظه عقلمو از دست دادم
هرکاری بخوای میکنم برات
هرکاری بگی میکنم برات
فقط میشه لطفا کاری به کار مامانم نداشته باشی؟
خواهش میکنم
مامانت درد و رنج زیادی کشید
بخاطر اینکه تو اون مین دوهیوک عنترو دیدی
دردایی رو کشید که تو باید جای اون میکشیدی
دیگه هیچوقت دوباره مین دوهیوک رو نمیبینم
واقعا میگم، باورم کن خب؟
اینکارو نکن
تو کار اشتباهی نکردی
...اینا همش
تقصیر اون مین دوهیوک پدرسگه
گریه نکن
خب پس
اول باید از شر مین دوهیوک خلاص شیم؟
زنگش بزن عمه ننه رو
بگو دست از تعقیب مامانت برداره
هان مونه، گوش کن
هوانگ چانسونگ مامانتو توی خونش زندانی کرده و نگه داشته
دست از تعقیب مامان من بردار
نه همین الان میتونم برم برسم بهش
الو؟
بس کن
کی به تو گفته بری مامان منو پیدا کنی؟
چرا داری پاتو از گلیمت درازتر میکنی و دخالت میکنی؟
!بسه، بس کن دیگه
چرا کاری میکنی که یه چیزو بارها و بارها تکرار کنم؟
تو
نکنه منو دوست داری؟
بخاطر همین داری زور میزنی که اینطوری توجه منو جلب کنی؟
ولی اینکه خیلی بده
...من برای گردنکلفتی مثل تو
پشیزی ارزش قائل نیستم
...پس
!دست از دخالت توی زندگی من بردار و گمشو
هوانگ چانسونگ پیششه
ولی الان...من دارم کمکت میکنم خب
خیلی خب باشه. گرفتم مونه
مامان توئه
میخوای پیداش کن میخوای نکن هرکاری میخوای بکن
من پامو کشیدم بیرون
هان مونه، حالت خوبه؟
کارت عالی بود
اگه همش به حرفام گوش بدی دیگه از دستت عصبانی نمیشم
و میتونی به زودی مامانتو ببینی
بخاطر فیلمت نتونستیم بریم ماهعسل
خیلی ناامید شدی؟
به جاش، امشب
بیا بریم یه هتل خوشگل، باهم وقت بگذرونیم
ممنون که اومدین
پیوندتون مبارک- ممنونم-
مبارک باشه- عروست خیلی زیباست-
مبارک باشه- مبارک باشه-
مبارک باشه- خیلی خوشگل شدی-
مبارک باشه
ممنونم
ممنون
نباید پا رو دمش بذارم
تا وقتی که هاننا توی چنگ هوانگ چانسونگه
توی ضعیفترین حالتمم
اگه باهاش بد برخورد کنم یه موقع هاننا آسیب میبینه
بگو
مین دوهیوک، بادقت بهم گوش کن
هوانگ چانسونگ هاننا رو گرفته
منظورت چیه؟
من دادمش
انتخابات شهرداری دیگه تموم شده
و منم دیگه استفادههامو ازش کردم
دیگه به نگه داشتنش نیازی نیست
گفتم بهت بگم که بدونی
اوه شهردار یانگ! حالتون خوبه؟
!مرتیکه
اوکیه، برو داخل
...ولی
گفتم اوکیه
فکر کردی داری چیکار میکنی؟
چرا باید هاننا رو بدی به اون عوضی؟
حتی درمورد خانم نو هم احساس گناه نمیکنی نه؟
اگه تو وارث صندلی ریاست گروه سونگچان نبودی
پنگهی و هاننا میتونستن خوشحال باشن
همه بخاطر تو به خاک سیاه نشستن نکبت
...دلیلی که کِی میخواست روی صندلی شهردار بشینی
میدونم بخاطر منطقهی گاگوکه
همهی نقشههایی که کِی برای اونجا ریخته رو هم میدونم
دونستنش چه فایده؟
هیچ جوره نمیتونی جلوی متیو رو بگیری
من سر ناحیهی گاگوک روی زندگیم شرط بستم
قصد دارم تا جایی که میشه ازش سود کنم
و میخوام از هرچیزی که سر راهم !قرار بگیره هم خلاص شم
حتی اگه پنگهی هم دوباره زنده شه
هیچ استثنایی قائل نمیشم
فقط یه مدت زمان کوتاه بود
ولی امید داشتم که بتونیم با هم تو یه جبهه باشیم
احمق بودم
بچرخ تا بچرخیم
منم هدفم برنده شدنه
خوبه
بریم
مین دوهیوک
...میدونی چرا حتی میونگجی و بچهها رو هم
ول کردم تا شهردار بشم؟
...تنها راهی بود که میتونستم جلوی نقشههای شیطانی
کِی رو برای صاحب شدن منطقهی گاگوک بگیرم
بیا
مدرکی هست که نشون میده هوانگ چانسونگ منو دیده
میتونی با این یه تکون و لرزهای به هوانگ چانسونگ بدی
من که یه تیکه آشغالم که حتی نمیتونم بازیافت شم
...ولی اگه بخاطر میونگجی
...و بچهها باشه
دوهیوک
...یه عنتری مثل من هم
میتونه پدر باشه؟
باورم نمیشه تو زن منی
خیلی خوشحالم
یکم عرق کردم
میرم زود دوش بگیرم بیام
اشکالی نداره
حتما یه چیز ضروریه
برو چکش کن
یه لحظه صبر کن
کیه؟
آقای هوانگ، اتفاق بدی افتاده
چیه؟
من مرتکب گناه بزرگی شدم
اون بچه ناپدید شده
چطوری یه کامیون آدم یه بچه فسقلی رو گم کردن؟
...فکر کردم خوابیده
یه لحظه تنهاش گذاشتم
الان به این میگی بهونه؟
واسه چی عین خیار وایسادین و دنبالش نمیگردین؟
چشم قربان- چشم قربان-
احیانا هاننا بهت زنگ زده؟
هاننا؟
همونطور که گفتین آوردمش هتل
نکنه هاننا گم شده؟
اگه احیانا درباره هاننا چیزی شنیدی
سریع بهم زنگ بزن
چیزی شده؟
چیز بدیه؟
واقعا ببخشید
یه کار ضروری پیش اومد؛ باید برم
نگران من نباش و برو به کارت برس
من میرم خونه
باشه
چرا نمیخوری؟
تو که بستنی دوست داری
میخوام برم خونه
نمیشه
تو عضوی از خانوادهی ما نیستی
No comments yet. Be the first to leave one.