Jane the Virgin

Jane the Virgin

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 3

Julkaisutiedot

Jane the Virgin - S03E12 WEBg
Kommentaari warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 12 jane the virgin 2014 زیرنویس فارسی سریال

Tunnisteet

webdl
Julkaistu: 2026-02-23
Lataukset: 12
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

خیلی خب بچه‌ها، کلی خبر تو راهه. همون‌طور که می‌دونید مایکل مُرد

و سه سال بعد، خب

هنوزم واقعاً سخت بود

رئیسِ رو اعصابِ جین، کلوئی هم یه سختیِ دیگه بود

اما حدس بزنین چی شده؟ تازه یه خبرِ توپی بهش رسیده

یه ناشر می‌خواد رمانم رو که در مورد مایکله بخره

دمت گرم جین

و در موردِ مامان باباش هم

خب، اوضاع اونا هم داشت روبه‌راه می‌شد

آخه تو دو سال گذشته با هم قهر بودن

بخاطرِ جوری که شخصیتِ «شو» رو توی برنامه‌ی رئالیتی‌شوی روخلیو نشون داده بودن

فاکتورِ دِ لا وِگا-فاکتور

آره دیگه، به اسمِ «نامزدِ سابقِ پلید» معروف شده بود

ولی روخلیو خرش کرد که از هیچی خبر نداشته

واسه همین داشتن سعی می‌کردن بیخیالِ اون قضیه بشن

رافائل، بابایِ بچه‌ی جین هم داشت می‌رفت جلو

آره دیگه، رفت زندان و وقتی برگشت کلاً فازِ «ذن» و آرامش برداشته بود

فقط نفس بکش

یه دوست‌دختر جدید هم پیدا کرده بود، اَبی

یه طراح کارت تبریکِ خیلی گل و ناز

و در موردِ اون یکی مامانِ بچه‌اش، پترا

خب، اون کلاً برندِ «ماربِیا» رو عوض کرد

و تبدیلش کرد به هتلِ بچه‌ها

اونم یه عشقِ جدید پیدا کرده بود: چاک چِسِر

صاحبِ هتل «فِرویک» که همسایه‌شونه

و می‌خواست رابطه‌شون رو مخفی نگه داره

اما حیف

اینجا هیچی زیر خاک نمی‌مونه

داستان تا اینجا بود

بعدِ اون اتفاق، بعدِ رفتنِ مایکل

یه وقتایی واقعیت خیلی سنگین می‌شد و

خب، بذارید خودِ جین برامون بگه

تپش قلب گرفتم

خیسِ عرق شدم

انگار همه چی دوره، صداها رو از دور می‌شنوم

انگار دارم تموم می‌کنم

آره، این دقیقاً حمله‌ی پانیکه

می‌تونم یه‌سری راهکار بهت یاد بدم

بله، لطفاً، حتماً

اول، یه نفس عمیق بکش

دستت رو بذار رو قلبت و به خودت

یه واقعیت‌سنجی بکن

به خودت یادآوری کن که

قرار نیست بمیری

و این فقط یه حسِ جسمیه که زود تموم می‌شه

بعدش یه لیست رو چک کن تا بفهمی چی باعثش شده

توقف

گشنته؟ عصبانی هستی؟ تنهایی یا خسته‌ای؟

معمولاً هر چهار تاش با هم

ببین کدومش از همه بیشتره

و بعدش همین‌طور نفس بکش

و وقتی حالت بهتر شد و حمله رد شد

برو سراغِ علتِ اصلیش

باشه، سعیم رو می‌کنم

حسِ خیلی بدی دارم، افتضاحه

بگو

فکر کنم دیگه وقتشه جلساتِ تراپی رو تموم کنم

آخ، جداییِ سخت و ضایع از تراپیست

کیه که تجربه‌ش نکرده باشه؟

خیلی هم عالی، جین

این یعنی واقعاً پیشرفت کردیم

هوم، مالِ من خیلی ضایع‌تر از این حرفا بود

خیلی بهم کمک کردید

البته من با بهونه‌ی «گرون بودن» شروع کردم

و هرچی یاد گرفتم رو همیشه یادم می‌مونه

که محضِ اطلاع، واقعاً هم یادش موند

مخصوصاً اون تکنیکِ نفسِ عمیق

چرا نوبتِ تراپیستم رو کنسل کردی؟

خُلی چیزی هستی؟

نه واسه حمله‌های پانیک

واسه رئیس‌هایی که خودشون عاملِ پانیک هستن

کنسلش کردم چون

دیشب دیروقت خودت پیام دادی گفتی کنسلش کن

خب باید می‌فهمیدی وقتی دارم بهت پیام می‌دم

نصف‌شبی در مورد تراپیستم

یعنی واقعاً بهش نیاز دارم

حق با توئه. ببخشید

می‌دونم چی تو فکرت می‌گذره

جین که قرارداد کتابش رو بسته

چرا هنوز داره واسه این عزرائیل کار می‌کنه؟

لاته‌م هم که یخ کرده

خب، باز جای شکرش باقیه که یخ کرده

بی‌خیال، می‌خوام مثبت‌اندیش باشم

نمی‌دونم چطوری روزی ۱۵ بار اون کار رو نمی‌بوسی نمی‌ذاری کنار

هنوز پیشنهادِ رسمیِ قراردادِ کتابم نیومده

باید بدونم قراره چقدر گیرم بیاد

قبل از اینکه اعلام کنم دیگه نمیام

به نظرم کاملاً منطقی داری رفتار می‌کنی

اوه، ببخشید. اصلاً یادم رفته بود اینم هست

ممنون خانم. دیدی؟ نه دیگه، نشینین با هم پشتِ سر من صفحه بچینین

پشتت صفحه نمی‌چینیم. فقط حرفش درسته

بگذریم، من باید بدوَم. محصولاتِ جدیدِ «یه چیزِ قرضی»

سریِ «یه چیزِ آبی» رسیده... یعنی فیروزه‌ای

مگه فیروزه‌ای چشه؟ من که عاشقشم

فدات. دوستت دارم

موآه، موآه

آره والا، به این زودی رسیدن به «دوستت دارم»؟ این یعنی قضیه جدیه

ما میز رزرو کرده بودیم

می‌دونم، شرمنده، ولی خیلی سرمون شلوغ شده

الان حداقل یک ساعت معطلی داره

این اصلاً پذیرفتنی نیست

اگه فلاورباکس‌های دمِ نرده رو جابه‌جا کنی

می‌تونی دو تا میز رو بذاری کنار هم

دمت گرم

خوش بگذره

فرشته‌ی نجاتمی. اونم یاد می‌گیره

امیدوارم

اسکات یه آدمِ مرموز و آب‌زیرِکاهِ عجیبی بود

اما خدایی مدیرِ سالنِ حرفه‌ای بود

خدا بیامرزدش

حالا که حرفش شد، تو نباید بری...؟

آره، باید برم

موفق باشی

می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی

موفق باشی واسه چی؟

خب، نتایج اومد

به این نتیجه رسیدیم که جسدِ اسکات آرچولتا

رسماً توی زمین‌هایِ... پیدا شده

راستش، باید بپرم وسطِ حرفش و یه توضیحی بدم

این دنیسه. دنیس رو که یادتونه؟

همون رفیقِ صمیمیِ مایکل توی اداره پلیس

اون ترفیع گرفته و شده مثلاً

سرگردی، سرهنگی، چیزی

خلاصه، الان پرونده‌ی قتلِ اسکات دستِ اونه

بسیار خب، ادامه بدیم

جسدِ اسکات توی محوطه‌ی

هتلِ فِرویک بود

نه ماربِیا

خب، یه جنازه توی ملکِ من پیدا شده. که چی مثلاً؟

اتفاقه دیگه، پیش میاد

مسئله اینه که هنوز نمی‌دونیم واقعاً اتفاق بوده یا نه

شاید قتل باشه

پس باید تلاش کنیم همین رو بفهمیم

چاک، وایسا

سلام

نتونستی جلوی خودت رو بگیری و یه خداحافظیِ خصوصی نکنی، آره؟

نه، فقط می‌خواستم ببینم راهنمایی چیزی نمی‌خوای؟

آخه می‌دونی، ماربیا قبلاً هم از این تجربه‌ها داشته

اونم چند بار

صبر کن ببینم، اون مهمونِ پیره که

توی خواب و در کمالِ آرامش فوت کرد

قصد و غرضت چیه؟

چی؟

عزیزم، من که باهات تو یه رختخواب بودم

تو فقط به فکرِ خودتی و بس

اوه. زیادی واردِ جزئیات شدی، چاک

داری سعی می‌کنی چه بلایی سرم بیاری؟

هیچی بابا. دارم سعی می‌کنم کمکت کنم

بیا فقط با زبونِ عشق با هم حرف بزنیم عزیزم

منم خودم هوایِ هتلم رو دارم

خب، جدای از اینکه اسکات رو کجا پیدا کردن

باید کنترلِ اوضاع رو به دست بگیریم

دارم یه بایکوتِ خبریِ کامل راه می‌اندازم

تمامِ تماس‌های خبرنگارها باید مستقیم وصل بشه به من

پرسنل باید به مهمونا بگن اون منطقه‌ای که نوار کشیده شده

توی ساحل، بخاطرِ بازسازی و تعمیراته

به حراست هم دستورِ اکید دادم

که هیچ خبرنگاری رو راه ندن داخل

ولی فکر نمی‌کنی

اینجا هتلِ بچه‌هاست

فقط کافیه اسمِ قتل بیاد تا بیچارگی‌مون شروع بشه

داری نابودم می‌کنی

فقط بهترین ماساژورها واسه عروسِ گلم

دستات روی بدنم حسِ خیلی خوبی دارن

این روغنِ ماساژ چقدر نرم و عالیه

می‌شه... یه خورده پایین‌تر رو هم ماساژ بدی؟

روغنِ برنزه کردن واقعاً روی پوست می‌چسبه

کات

روخلیو، این پسره داره به زنت نزدیک می‌شه

اونم توی ماهِ عسلِ رمانتیکتون توی هاوایی

تو باید از حسادت خون جلوی چشمات رو بگیره

و بعد اون تکیه‌کلامِ همیشگیت رو بگی

فقط می‌خوام منم لحاظ بشم

آره می‌دونم، قبلاً همین رو می‌گفتم

ولی یادت باشه، این یه ورژنِ مهربون‌تر و آروم‌ترِ

فاکتورِ دلاوگا-فاکتوره

از رگِ غیرت و این حرفا خبری نیست

من فقط می‌خوام یه برنامه بسازم در موردِ

یه زوجِ قلابیِ خوشبخت و منطقی

باشه. بابا الاناست که برسه

عالی

خیلی خوشحالم که داریم این کار رو می‌کنیم

آره دیگه، یادتونه که «شو» و «رو»

دعواشون رو تموم کردن

منم همین‌طور. دیگه وقتش بود

بیا دیگه فندقِ مامان

بابایی تو راهه که بیاد دنبالت

قبل از اینکه شروع کنیم می‌خواستم یه چیزی بگم

خیلی خوشحالم

که همه‌مون اینجا دورِ هم جمع شدیم تا توی این لحظه سهیم باشیم

لحظه‌ای که می‌خوام بهتون نشون بدم که

روخلیو واقعاً چه آدمِ دروغگوییه

من می‌رم باهاش حرف می‌زنم. دوباره ضبط می‌کنیم

چرا؟ عالی بود که. یه کاریش می‌کنیم

که انگار بخاطرِ تو و دارسی از کوره در رفته

بی‌خیال بابا، فقط یه ذره قهوه ریخت رو لباسش

آمریکایی‌ها که اینو نمی‌دونن

رو، رفیق، این همون جنجالیه که دنبالش بودیم

این ریتینگ رو می‌ترکونه

باشه، فقط همین یه بار

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left