The Adventures of Tintin

The Adventures of Tintin

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Tintin - The Black Island Episode 06 DVDRip
Kommentaari alirezasafaee
علیرضا60 ارائه اختصاصی از دنیای انیمه

Tunnisteet

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Julkaistu: 2013-01-13
Lataukset: 33
Kuulovammaisille: Yes

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

! انگار اون هواپيما خراب شده

"زود باش "اسنويي

بريم ببينيم

شما حالتون خوبه؟

ببخشيد ، کمک لازم دارين؟

تو جوون خيلي خوش شانسي هستي

گلوله فقط دنده ات رو خراش داده

! ما رو ببخشيد خانوم

سلام آقايون کاراگاه

چه اتفاقي افتاد "تن تن"؟ دقيقا بگو_

دقيقا مطمئن نيستم

دو تا مرد بودن با يه هواپيما

مشخصات؟

... صورتشون رو نديدم

ولي متوجه شدم هواپيما به ثبت نرسيده...

... آهان

... يه هواپيماي ثبت نشده ، ديشب در

در بخشِ جنوب شرقي "انگلستان" سقوط کرده...

همين الان ميريم بررسي مي کنيم

تو هم خوب استراحت کن

خداحافظ

بازرسي رو بذار به عهده ما

چرا جلوي پاتُ نيگا نمي کني؟

... من داشتم دنبال تو مي اومدم

تو بايد جلوي پاتُ نيگا مي کردي

تصحيح مي کنم ، من پشت سرت مي اومدم

دقيقا! تو داشتي پشت سر من مي اومدي

! واسه همين هم من وايسادم

آ... جنوب شرقي "انگلستان" ، ها؟

... نادان فضول

... دردسرهاش کم بود کله پوک

حالا براي ما سئوال مطرح مي کنه...

... من کارُ تموم مي کنم

! خودم ميکشمش

... نگاه کن

!خودشه

"مغزت رو به کار بنداز "ايوان

... مردم زيادي اينجا هستن

... بايد بعدا حسابش رو بذاريم کف دستش

چرا نگه داشت؟

... هي ، تو ، وايسا

... هي جوون

چيکار مي خواستي بکني ، ها؟

من کاري نمي کردم ، يکي از قطار پريد پايين

پليس ، هيچ کس از جاش تکون نخوره

بسيار خوب ، دوباره مرور مي کنيم

... گفتم که

يکي زد توي سرم و کيفم رو دزديد ، همين و بس

!کاراگاه ها . . اينه ، خودشه_

قيافش درست يادم ميادش

چي!؟_ "دستها بالا "تن تن

! من اين مرد رو نميشناسم

... آهان

... دقيقا

مي توني براي ما توضيح بدي ؟ها؟

باور کنين من اينا رو قبلا نديدم

يکي بايد ، برام پاپوش درست کرده باشه...

تو بازداشتي

! من بيگناهم

"کافيه ، " تن تن

تو با مياي

"آفرين "اسنويي

"تن تن"

"تن تن"

"تن تن"

بالاخره به يه روستا رسيديم

"شايد بتونيم يه ماشين کرايه کنيم "اسنويي

تا بندرگاه راهِ زياديه

ببخشين ، من کجا مي تونم به ماشين ، آه... کرايه کنم؟

تو!؟

تو!؟

"وايسا ببينم "تن تن "وايسا ،"تن تن_

... برگرد اينجا به نام قانون وايسا

جرم خودتُ سنگين تر نکن

"بگيرش "تامسون

"ما دنبالش ميريم "تامسون

نمي تونه از دست ما در بره

کجا رفت؟

ببخشيد پدر جان ، يه جوون از اين طرفها رد نشد؟

آ... بذار ببينم

... فکر کنم رفت

! اونطرف

خيله خوب ، بريم ، متشکرم

... يا

!ها

شايد هم رفتش اِ ، اونطرف

آ ، خوبه

اسنويي" ، اوه"

" تن تن"

هي! وايسا

"ميگيرمت ، "تن تن

تو هنوز تحت بازداشتي ، وايسا اوضاع رو خرابتر نکن

وايسا من که نميذارم فرار کني_

!فرار کرد

ميرم بندرگاه آقا بپر بالا_

"عجله کن "اسنويي

به موقع رسيديم

تن تن" برگرد" ايست_

تو بازداشتي

به نام قانون بهت اخطار مي کنم برگرد

... با دوستمون صحبت کردم

با ماشين مياد دنبالمون...

خوبه

"نيگا کن ، اون "تن تنه

در "انگلستان" به حسابت ميرسم

ممکنه منُ به "ايست داون" ببرين؟ البته آقا ، سوار شو_

چه اتفاقي افتاده ، آقا؟

يه اشکال پيش اومده

کمک مي خواين؟ ... اگه ممکنه لطفا

برو بيرون

"لطفا بپر آقاي "تن تن

!بپر

! زود باش بپر

چرا شليک نمي کني؟

"ترجيح ميديم توي يه حادثه بميري "تن تن

! دستها بالا

"نه ، "اسنويي

... آ

"ديگه بايد رسيده باشيم به "ايست داون

! يه هواپيما

سلام سرکار

چي به سر خلبان اومده؟

نميدونم آقا

امروز صبح پيدا کرديم

خلبان بايد از چتر استفاده کرده باشه

دقيقا همون هواپيماست

چيه ، پسر؟

چي پيدا کردي؟

يه استخون!؟

منُ براي يه استخون کشيدي اينجا؟

"اسنويي"

ديگه چيه؟

باز هم يه استخون ديگه؟

... اوه ، ژاکت خلبان

"آفرين "اسنويي

خوب ، ببينم چيزي توي جيبش هست

بلـــه

"ايست داون"

"مولر"

... يه مثلث

... سه چراغ قرمز

... دوازده تا

يک صبح...

معني اينا چيه؟

اوه "اسنويي" دوباره نه

! ديگه استخون بي استخون

... آخ

... نيگا ، ببين چيکار داري مي کني

علاوه بر اون اينجا يه ملک شخصيه

معذرت مي خوام ، مثل اينکه راهمُ گم کردم

... خوب ، ايندفعه رو گذشت مي کنم

جاده رو برو پايين ، ميرسي به رودخونه ... از پل که رد بشي

جاده اصلي رو ميبيني...

"دکتر "مولر

... کَسي نيست

خوب ، اين بخشي از معماست

فکر کنم بايد دکتر رو ببينيم

... اوه

"اسنويي"

"بسيار خب "اسنويي

اون استخون هر دومون رو نجات داد

... واووو

يکي بيرونِ

بَه ، بَه ، بَه

!چه سوپرايز خوبي

الو ، بيمارستان رواني "ايست داون"؟

... دکتر "مولر" صحبت مي کنه

... ما يه بيمار رواني داريم

که بايد مدتها مهمان شما باشه...

بله ، درسته

... واقعا خطرناکه

بله ، به درمان خاص نياز داره

! اونجا

! نه ، اينجا

... نه

... آتيش

مطمئنيد کَس ديگه اي توي خونه نيست؟

ما شانس اورديم فرار کرديم

هي ، چيکار مي کني؟

... بيا دکتر

چيه پسر؟

افراد ، خونه رو بررسي کنيد

احساس مي کنم يه نفر توي خونه ست

... خلافکارها رو پيدا نکرديم

ولي اونا نمي تونن زياد دور شده بشن...

"اِ ، "تن تن

... درباره مسئله قطار

... متاسفانه يه سو تفاهم بود تصحيح مي کنم ، يه سو تفاهم بزرگ بود

اشکالي نداره ، آقايون کاراگاه ، درک مي کنم

"خيلي خوب ، تو استراحت کن "تن تن

آره ، همه چيز رو به ما واگذار کن

"دقيقا ، "تامسون

چرا جلوي پاتُ نگاه نمي کني؟

... من داشتم دنبال تو مي اومدم

اينجا هيچ سرنخي پيدا نمي کنيم

"چيه ؟ "اسنويي

يه کابل!؟

بايد يه چيزي اون بالا باشه

اين چراغ بالاي درخت چيکار مي کنه؟

! باز هم هست

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left