200 ensimmäistä riviä.
میخوای سر صبح یواشکی و بدون خداحافظی بری؟
فکر میکردم اینکار رو فقط با رقاصههای ذخیره میکنی.
من هنوز نرفتم.
من قرار نیست برات صبحونه درست کنم، اگه اینو میخوای.
امروز یه خبری منتشر میشه...
توی روزنامه "ریویو ژورنال" که امسی لدویگ...
جای نمایش تو رو توی پالمتو میگیره.
- چی؟ - متاسفم.
من اینجا لخت و بیدفاعم.
فقط میخواستم اینو خودم بهت بگم...
قبل از اینکه از جای دیگه بشنوی.
اجرای دوهزار و پونصدم تو، آخرین اجرات هست.
اون عکسایی که دارم چی؟
چنین ضرری رو قبول میکنم.
من تا ۲ سال دیگه قرارداد دارم.
و من هزینهاش رو میدم. جریمهات رو بهطور کامل دریافت میکنی.
این فقط تصمیم من نبود. من باید به یه هیئت مدیره جواب پس بدم.
لازم نبود با من سکس کنی تا از شدت این ضربه کم بشه.
- اونقدر هم روی تخت کارت خوب نیست. - نه.
ببین، من میخواستم دیشب اینو بهت بگم،
اما همه چیز دست به دست هم داد و...
با اینکه ازش لذت بردم،
این بخشی از برنامه نبود.
الان میتونی بری.
باشه.
من واقعا متاسفم.
ایوا!
- پاشو. - چطور اومدی اینجا؟
من پول اتاق رو دادم. کلیدش رو دارم.
پاشو. ما باید یه ساعت اجرا بنویسیم.
صبر کن ببینم، چی؟
- من باید جیش کنم. - نه. وقت نداریم.
مارتی داره قرارداد منو لغو میکنه.
- وای. - ما قراره که همه اون...
چیزهای اعترافی و بینمکی که...
در موردش حرف زدیم رو برای برنامه سالگرد اجرا کنیم.
خیلی کار داره.
- بینمک؟ - و باید حسابی سر و صدا کنه...
که یه کازینوی دیگه من رو بخواد،
و من بتونم به مارتی بگم کون لقت.
چرا هنوز روی تختی؟
یه ساعت کامل برنامه جدید میخوای؟
دی، اون برنامه دو هفته دیگه هست.
اولا، به هیچوجه نباید منو دی صدا کنی.
و دوما، آره، میدونم. وقتمون کمه.
پس زود باش یه... توده لباس بردار.
تا وقتی که کارمون تموم بشه خونه من میمونی.
هر روز هم ساعت ۷ صبح بیدار میشی.
یه نصیحت.
اگه دوران محبوبیت کلی ریپا تموم بشه...
و دوران اوج تو شروع نشده باشه، توی دردسر افتادی.
این چیه؟
اون سطل سوتینمه. اینجا برای لباس جا ندارن.
نه، نه، نه، نه، اینو میگم.
اون محل درست کردن چای ماچا لاته منه.
اینو نمیاری.
- پاشو ببینم! - باشه!
و من شروع کردم به خوردن قرصهای رژیمی.
اما اونا باعث سردردهای بدی شدن،
من نمیتونستم بخوابم، اما یه چیزی رو بهتون میگم.
یه ثانیه هم از محاکمه اوجی رو از دست ندادم.
بیخیال تو ویدئوی زمین خوردن "زن لهکننده انگور" رو دیدی.
- اصلا در موردش نشنیدم. - خیلی خب. اینو ببین.
این سطلها با انگور پر شدن...
- باشه بابا، تو انتخاب کن. - من سوشی میخوام.
من عاشق رول گوشت خرچنگ اونجام.
نه. اون روز تولد الن آلدا بود.
اون دیگه کیه؟
اوه. چهقدر بد.
من نمیتونم نفس بکشم. بس کن.
دوباره پخشش کن.
برنده ۲ دست از ۳ دست انتخاب میکنه.
آره! آخ جون رول گوشت خرچنگ.
خب، من یه صدایی شنیدم.
و میدونستم که استخون شکسته.
وای!
[یه جوک در مورد اینکه روانشناسم از من دزدی میکنه چطوره؟ - دی]
وای خدا.
اونا یادشون رفت رول گوشت خرچنگ بذارن!
ما کل روز رو کار میکردیم.
تو یه بار هم به این شدت نخندیدی.
نه، من شوخی توهینآمیز انجام نمیدم.
تو همیشه به دستای من توهین میکنی.
- این شوخی نگرشیه. - وای خدا!
عیبی نداره که چشمام رو باز بذارم؟
- قطعا نباید بذاری. - چرا به من نگفتی؟
جوونی. چیزیت نمیشه.
ورق بده.
۲۱.
ایوا برنده شد!
لازم نیست همیشه غافلگیر به نظر برسی.
چرا شماها به ساکرامنتو میرید؟
نمیتونید اینجا تمرین کنید؟
چون اگه اونجا جواب بده، هر جایی جواب میده.
یه نکته جالب:
ساکرامنتو شهر تنها...
قاتلین زنجیرهای زنه.
چیه؟ منم این چیزای فمینیستی رو بلدم.
من همیشه فکر میکردم خیلی عجیبه...
که ساکرامنتو مرکز ایالت کالیفرنیا هست
مثل این میمونه که آلبانی مرکز ایالت نیویورک باشه
حس اینو داره که انگار یه نفر ۲۰۰ سال پیش...
سعی کرده حدس بزنه کدوم شهرها قراره مهم باشه...
و حالا همه ترسیدن اعتراف کنن که اشتباه کردن.
میدونی چی عجیبه؟
من به کل حرفات گوش کردم و باهات موافقم.
خیلی عجیبه.
خیلی عجیبه.
- سلام. - سلام، بچه.
سلام، بابا!
- شهر گناه چطوره؟ - خوبه.
- حالت چطوره؟ - عالیم!
داشتم به این فکر میکردم که بیام یه سر بزنم.
برنامه کمدینت رو ببینم.
میدونی، من زمانای قدیم همه کارای وودی آلن رو داشتم.
باید از شر اونا راحت شی.
خیلی خب، کدوم آخر هفته خوبه که بیام؟
مطمئنی که پرواز برات خوبه، بابا؟
مامان چه فکری میکنه؟
خب، تو که اونو میشناسی.
یادته که اون اجازه نمیداد...
قبل ۱۹ سالگیت تا فروشگاه رانندگی کنی؟
آره، اما اون پارکینگ بدقلقی بود و ما هم یه ون بزرگ داشتیم.
تو داری در مورد پرواز از اون سر کشور...
چند ماه بعد از یه سکته حرف میزنی.
دارم بهت میگم که حالم خوبه.
فکر میکنی این معتبره؟
آره. معتبره.
سلام، نقطه.
برای امشب دیدنت مشتاقم، نقطه.
اموجی چشمک.
پاکش کن.
اون اموجی چشمک رو پاک کن.
وای خدا.
من همیشه برام سوال بود که توی دنیا،
کی از مبدل صدا به متن استفاده میکنه و اون تویی.
خیلی برام عجیب بود.
مگه تو نباید توی ساکرامنتو باشی؟
آره، ما ۲۰ دقیقه دیگه میریم.
میدونی، من همیشه فکر میکردم خیلی عجیبه...
که ساکرامنتو مرکز ایالت کالیفرنیاست،
انگار آلبانی مرکز ایالت نیویورک باشه...
- امیدوارم ارزشش رو داشته باشه. - چی؟
میدونی که اون مجبورم کرد برنامهاش رو...
در دو هفته گذشته خالی کنم؟
و دبورا در طی سالها مخاطبین وفاداری برای خودش دست و پا کرده بود.
و این پایه و اساس کسب و کار ماست، پس...
این قضیه اعتراف اصلا به برندی که از خودش ساخته نمیخوره.
آره، ولی... مگه هدف همین نیست؟
نه، اینطوری شاید طرفداراش رو از خودش دور کنه.
مطمئن نیستم که این باید هدف باشه.
خب، یه ساعت برنامه جدید فکر خودش بود.
و من فکر میکنم خیلی خوبه که اون میخواد تغییر کنه.
و دبورا قراره تغییر کنه؟
خیلی خب.
ایوا، بیا بریم!
اموجی چشمک رو پاک کن.
اوه، اونا همیشه این بو رو میدن.
- بد؟ - آره.
- وای خدای من. - وای.
وای خدا.
وای خدا، اون موقع خیلی استرس داشتم.
اونموقع کمتر از یه سال بود که استندآپ کمدی اجرا میکردم.
اما مردم تو رو از سریالت میشناختن، مگه نه؟
به عنوان یه استندآپ کمدین نمیشناختن. من باید خودمو ثابت میکردم.
هر جوکی باید موفق میبود.
دلم برای این تنگ شده که خندههام رو با تلاش به دست بیارم.
وقتی مشهور میشی هیچ هیجانی نیست، میدونی؟
ریسک اینکه مردم قراره از تو متنفر باشن وجود نداره.
هی، هی.
خیلی از آدما هنوز میتونن از تو متنفر باشن.
خوب بود.
وای.
فکر نکنم از وقتی که اینجا بودم فرش رو عوض کرده باشن.
ایناهاش، دبورا ونس!
چه خبر؟
اوه.
بوم. از دیدنت خوشحالم.
درو هیگنز. من امشب مجری هستم.
من معمولا تا آخر برنامه کاملم رو اجرا میکنم...
اما امشب نمیتونم، چون تو اینجایی...
یه افسانه واقعی، که خیلی خوبه.
شاید وسطش صدام بگیره،
و تو بتونی نیم ساعت آخر رو داشته باشی، چطوره؟
این عالی میشه.
من ۲ بار نور سالن رو میخوام.
خیلی خب، من به مسئولش میگم.
و اون پشت یه اتاق انتظار هست.
میتونی وسائلت رو اونجا بذاری،
و گند نزن.
باید بر اساس این جمله زندگی کرد.
من میدونم اون دبورا ونس نیست!
اوه!
نه، عزیزم!
اون زنیکه مشهور توی این آشغالدونی پاشو نمیذاره.
- اوه، زندگی بیرحمه، فرانسی. - اوه!
- زندگی بیرحمه. - بذار ببینمت.
تو باورنکردنی هستی.
بهتره خوب به نظر بیام چون پولدارم!
اوه!
No comments yet. Be the first to leave one.