The Peripheral

The Peripheral

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

The Peripheral Season1 HDR 2160p WEB H265-GLHF
The Peripheral Season1 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Peripheral Season1 2160p AMZN WEB-DL x265 8bit SDR DDP5 1-NTb
The Peripheral Season1 720p WEB H264-TRUFFLE
The Peripheral Season1 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Peripheral Season1 WEB x264-TORRENTGALAXY XEN0N
The Peripheral Season1 720p HEVC X265-MeGusta
The Peripheral Season1 WEBRip x264-ION10
The Peripheral Season1 REPACK 720p WEB x265-MiNX
The Peripheral Season1 WEB x264-TGX
Kommentaari MeysaM-UnicorN
🔴 30nama | تمامی قسمت‌ها 🔴

Tunnisteet

web
HD
webrip
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
1080
HEVC
Julkaistu: 2022-12-14
Lataukset: 92
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫درجه‌ سنی: TV-MA (مناسب مخاطبین بزرگسال)

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫باز خودتو...

‫توی چه دردسری انداختی، آلیتا؟

‫منظورت اینه خودت منو ‫توی چه دردسری انداختی؟

‫کی فکرشو می‌کرد تو مردی بشی که...

‫چنین دوستای خطرناکی پیدا می‌کنه؟

‫من یه بار ۶ ماه بدون کفش بودم.

‫یادته؟

‫شگفت‌انگیزه که چطور کف پای یه نفر...

‫می‌تونه سفت یا نرم بشه.

‫بر اساس محیطی که توش هست.

‫انگار یه روح دیگه‌ی آدمه.

‫یادته چه اتفاقی براشون افتاد؟

‫کفشام؟

‫تو اونا رو دادی به من.

‫وقتی برای اولین بار پیدات کردم، ‫یه قسم خوردم.

‫که اگه بتونم نجاتت بدم.

‫و نجاتم دادی.

‫واقعا؟

‫چه نقشه‌ای داری، آلیتا؟

‫می‌خوام یه دنیا رو نجات بدم.

‫دنیای ما رو خیلی وقته که دیگه ‫نمیشه نجاتش داد.

‫فکر می‌کردم همیشه اینو می‌خوای ثابت کنی.

‫من نگفتم که می‌خوام ‫دنیای خودمونو نجات بدم.

‫خداحافظ، ولف.

‫آلیتا؟

‫آلیتا؟

‫صبح بخیر، مامان.

‫برات قهوه آوردم.

‫مراقب باش. یکم داغه.

‫ممنون.

‫اینم از این. برات ساندویچ هم درست کردم.

‫توی یخچال گذاشتمش.

‫اگه برتون ساندویچ می‌خواد می‌تونه ‫بره برای خودش درست کنه.

‫اون دیروز ساندویچ تو رو خورد. ‫و لطفا سعی نکن به من بگی...

‫که این‌طور نبوده.

‫من گرسنه نبودم.

‫نمیشه همین‌جوری وزن کم کنی، مامان.

‫باز کارت به بیمارستان می‌کشه.

‫برتون!

‫لعنتی.

‫برتون! درو باز کن!

‫برتون.

‫میشه به من بگی که چرا...

‫آخرین داروی تموزین مامان ‫فقط ۱۰ میلی‌گرمه؟

‫الان میام. باید برم دستشویی.

‫تو قرص‌های مامانو عوض کردی؟

‫برتون.

‫تو قرص‌های مامانو عوض کردی؟

‫عجبا، فلین. واقعا فکر می‌کنی ‫چنین کاری می‌کنم؟

‫اون یه قرص ۱۰ میلی‌گرمی داره.

‫و فقط همون یه قرص هم هست.

‫که یعنی تو نه تنها اونو عوض کردی،

‫بلکه دزدی هم کردی.

‫- من پول نقد می‌خوام. همین حالا. ‫- چه‌قدر؟

‫- چه‌قدر داری؟ ‫- اگه به مرحله‌ی بعد برسم هزارتا.

‫که شاید بتونی در این مورد کمک کنی.

‫این فقط یه قرصه.

‫که برای یه روزه، مگه نه؟

‫و من امشب چیز بزرگی در پیش دارم.

‫بقیه‌اش رو فردا جور می‌کنیم.

‫خیلی خب. منو جهت‌دهی کن.

‫یه جوخه‌ی نازی توی خونه هست. ‫ما توی طویله هستیم.

‫"ما" کی هستیم؟

‫من و ریس و یه یارویی از کالیفرنیا.

‫اون ما رو استخدام کرده که از ‫مرحله‌ی ۲۰ ردش کنیم.

‫همش میگه "بیخیال"

‫بدجوری رو مخه.

‫ریس اونیه که کلاه هنرمندی داره.

‫عجله کن!

‫همین‌جوریش هم دیر کردم.

‫ادامه بده!

‫عجب، شماها یکم...

‫شعور سرتون نمیشه؟

‫حداقل بذارید گوسفندای کوفتی برن بیرون.

‫از کلاهت خوشم اومد، ریس.

‫خیلی باکلاسه.

‫فلین؟

‫برتون کجاست؟

‫رفته دستشویی.

‫ما دنبال چی هستیم؟

‫قراره این‌جا یه نقشه باشه.

‫پیداش کردین؟

‫چه کار می‌کنی؟

‫درو باز می‌کنی؟

‫من برگشتم.

‫یه لحظه بهم وقت بده.

‫وای، بیخیال، رفیق.

‫می‌خواید حدس بزنید که چرا ‫اون نقشه رو پیدا نکردین؟

‫چرا؟

‫چون هنوز نیومده بود.

‫می‌تونی پول رو به گوشیم ارسال کنی.

‫قابلتم نداشت.

‫ریس!

‫چی شد؟

‫فلین اومد.

‫راسته که میگن سازمان امنیت ملی...

‫هر برداشت پولی رو زیر نظر داره؟

‫خب، به نظرم منطقی باشه.

‫به نظر میاد این روزا مردم ‫فقط برای کارای بو دار...

‫از پول نقد استفاده می‌کنن.

‫خب، سوالی هست...

‫که بخوای بپرسی، تامی؟

‫حال مامانت چطوره، فلین؟

‫اون حالش خوبه.

‫آره. ممنون که پرسیدی.

‫تو این‌جا چه کار می‌کنی؟

‫میکون و ادوارد قانون رو رعایت نمی‌کنن...

‫- مثل همیشه؟ ‫- خب، نه کاملا.

‫اما... بهشون زمان بده.

‫من داشتم به دی‌دی یه سفارش می‌دادم.

‫تاپرای چاپی روی کیک عروسیمون.

‫خب...

‫بهتره برم بهشون کمک کنم.

‫اونا...

‫احتمالا بدون نظارت یه بزرگتر ‫خرابش می‌کنن.

‫خب، بیلی ان منتظرته.

‫با چند تا شیرینی.

‫گفتم که در جریان باشی.

‫ممنون.

‫می‌بینمت، تامی.

‫تو که چیزی نگفتی، نه؟

‫خب، من چی باید می‌گفتم؟

‫چطور بود اینو می‌گفتی...

‫"بیا تصور کن...

‫این که خودت باشی و اون‌جا بایستی...

‫چه جوریه."

‫بعدش بگو "اما من نمی‌تونم تصور کنم.

‫تو زیادی خوشتیپی.

‫مثل اینه که سعی کنم خودمو...

‫درون یه شیر تصور کنم."

‫بیلی، یه شیر؟

‫مهم نیست. یه حیوونی رو انتخاب کن.

‫و بعد...

‫با عشوه بگو...

‫"تو برای زمانت ارزش قائلی؟"

‫و اون میگه "البته." ‫دیگه چی می‌تونه بگه؟

‫و بعد تو میگی "خب،

‫چرا این زمان با ارزش رو صرف ‫حرف زدن کنیم..."

‫هی، فلین؟ من این‌جا سفارش تامی رو دارم.

‫"وقتی می‌تونیم بدن‌های عرقی خودمونو...

‫- به هم..." ‫- میدونی دلیلش چیه...

‫که اونا ۲ تا داماد و فقط ‫یه عروس سفارش دادن؟

‫"سلام،‌ بیلی‌ ان. میشه یه شیرینی بردارم؟"

‫شاید دلیلش اینه که فرم رو اشتباه خوندی؟

‫کیر توش.

‫درست شد.

‫"از دیدنت خوشحال شدم. بیلی ان. ‫ممنون بابت شیرینی."

‫من باید اینو بگم:

‫مهارت‌ها و شخصیت تو...

‫متاسفانه توی این احمق‌خونه ‫داره هدر میره.

‫چاپگر شماره‌ی ۱۵ گیر کرده.

‫مخصوصا وقتی که...

‫می‌تونی یه جای پردرآمدتر کار کنی...

‫که کاملا دم دستته.

‫برتون از کمک کردن ‫به پولدارا چه‌قدر در میاره؟

‫خیلی بیشتر از چیزی که حقشه.

‫و تو می‌تونی بیشتر از اونم در بیاری.

‫البته تا وقتی که از نمایه‌ی اون ‫استفاده کنی،

‫و اونا نفهمن یه دختره ‫که داره این‌کارو می‌کنه.

‫من دیگه این کارو نمی‌کنم، بیلی ان. ‫بهت گفته بودم.

‫آره، گفته بودی. ‫اما دلیلش رو نگفتی.

‫که به نظر میاد...

‫- نکته‌ی اصلی این تصمیمه. ‫- اون واقعی نیست.

‫چه خوشم بیاد یا نه، این‌جا ‫تنها دنیایی هست که من دارم.

‫اوه.

‫خب،

‫حالا که حرفش شد...

‫قبل از این‌که برم و دنیا رو یه جای ‫تمیزتر بکنم،

‫باید حرف آخرم رو در این مورد بزنم.

‫اگه کسی چشماش برای من قلبی میشد...

‫وقتی که داشتم با جسپر ازدواج می‌کردم...

‫قطعا دلم می‌خواست بدونم.

‫چون همون‌طور که خودت گفتی،

‫زندگی خیلی زود میگذره.

‫پس...

‫چرا حتی یه دقیقه‌اش رو با خجالتی بودن ‫حروم کنم؟

‫می‌دونی که دنیا فقط...

‫همون یه چیز نیست؟

‫خیلی خب. روز خوبی داشته باشی، گلم.

‫یه حرکت جسورانه انجام بده و همه‌مون رو ‫سربلند کن، باشه؟

‫- خداحافظ، بیلی ان. ‫- خداحافظ.

‫سلام، خانوما.

‫لعنتی.

‫اوه!

‫کیر تو این زندگی.

‫چیه؟

‫برتون گفت اینو ببری خونه.

‫- این چیه؟ ‫- باحال‌ترین چیزی که...

‫تا الان چاپ کردیم.

‫و چطور پولش رو میده؟

‫اون پولش رو نداد. یه چیزی به اسم...

‫"می‌-لا-‌گروس کلدآیرون" پولشو داده.

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left