200 ensimmäistä riviä.
درجه سنی: TV-MA (مناسب مخاطبین بزرگسال)
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید officialcinama@
باز خودتو...
توی چه دردسری انداختی، آلیتا؟
منظورت اینه خودت منو توی چه دردسری انداختی؟
کی فکرشو میکرد تو مردی بشی که...
چنین دوستای خطرناکی پیدا میکنه؟
من یه بار ۶ ماه بدون کفش بودم.
یادته؟
شگفتانگیزه که چطور کف پای یه نفر...
میتونه سفت یا نرم بشه.
بر اساس محیطی که توش هست.
انگار یه روح دیگهی آدمه.
یادته چه اتفاقی براشون افتاد؟
کفشام؟
تو اونا رو دادی به من.
وقتی برای اولین بار پیدات کردم، یه قسم خوردم.
که اگه بتونم نجاتت بدم.
و نجاتم دادی.
واقعا؟
چه نقشهای داری، آلیتا؟
میخوام یه دنیا رو نجات بدم.
دنیای ما رو خیلی وقته که دیگه نمیشه نجاتش داد.
فکر میکردم همیشه اینو میخوای ثابت کنی.
من نگفتم که میخوام دنیای خودمونو نجات بدم.
خداحافظ، ولف.
آلیتا؟
آلیتا؟
صبح بخیر، مامان.
برات قهوه آوردم.
مراقب باش. یکم داغه.
ممنون.
اینم از این. برات ساندویچ هم درست کردم.
توی یخچال گذاشتمش.
اگه برتون ساندویچ میخواد میتونه بره برای خودش درست کنه.
اون دیروز ساندویچ تو رو خورد. و لطفا سعی نکن به من بگی...
که اینطور نبوده.
من گرسنه نبودم.
نمیشه همینجوری وزن کم کنی، مامان.
باز کارت به بیمارستان میکشه.
برتون!
لعنتی.
برتون! درو باز کن!
برتون.
میشه به من بگی که چرا...
آخرین داروی تموزین مامان فقط ۱۰ میلیگرمه؟
الان میام. باید برم دستشویی.
تو قرصهای مامانو عوض کردی؟
برتون.
تو قرصهای مامانو عوض کردی؟
عجبا، فلین. واقعا فکر میکنی چنین کاری میکنم؟
اون یه قرص ۱۰ میلیگرمی داره.
و فقط همون یه قرص هم هست.
که یعنی تو نه تنها اونو عوض کردی،
بلکه دزدی هم کردی.
- من پول نقد میخوام. همین حالا. - چهقدر؟
- چهقدر داری؟ - اگه به مرحلهی بعد برسم هزارتا.
که شاید بتونی در این مورد کمک کنی.
این فقط یه قرصه.
که برای یه روزه، مگه نه؟
و من امشب چیز بزرگی در پیش دارم.
بقیهاش رو فردا جور میکنیم.
خیلی خب. منو جهتدهی کن.
یه جوخهی نازی توی خونه هست. ما توی طویله هستیم.
"ما" کی هستیم؟
من و ریس و یه یارویی از کالیفرنیا.
اون ما رو استخدام کرده که از مرحلهی ۲۰ ردش کنیم.
همش میگه "بیخیال"
بدجوری رو مخه.
ریس اونیه که کلاه هنرمندی داره.
عجله کن!
همینجوریش هم دیر کردم.
ادامه بده!
عجب، شماها یکم...
شعور سرتون نمیشه؟
حداقل بذارید گوسفندای کوفتی برن بیرون.
از کلاهت خوشم اومد، ریس.
خیلی باکلاسه.
فلین؟
برتون کجاست؟
رفته دستشویی.
ما دنبال چی هستیم؟
قراره اینجا یه نقشه باشه.
پیداش کردین؟
چه کار میکنی؟
درو باز میکنی؟
من برگشتم.
یه لحظه بهم وقت بده.
وای، بیخیال، رفیق.
میخواید حدس بزنید که چرا اون نقشه رو پیدا نکردین؟
چرا؟
چون هنوز نیومده بود.
میتونی پول رو به گوشیم ارسال کنی.
قابلتم نداشت.
ریس!
چی شد؟
فلین اومد.
راسته که میگن سازمان امنیت ملی...
هر برداشت پولی رو زیر نظر داره؟
خب، به نظرم منطقی باشه.
به نظر میاد این روزا مردم فقط برای کارای بو دار...
از پول نقد استفاده میکنن.
خب، سوالی هست...
که بخوای بپرسی، تامی؟
حال مامانت چطوره، فلین؟
اون حالش خوبه.
آره. ممنون که پرسیدی.
تو اینجا چه کار میکنی؟
میکون و ادوارد قانون رو رعایت نمیکنن...
- مثل همیشه؟ - خب، نه کاملا.
اما... بهشون زمان بده.
من داشتم به دیدی یه سفارش میدادم.
تاپرای چاپی روی کیک عروسیمون.
خب...
بهتره برم بهشون کمک کنم.
اونا...
احتمالا بدون نظارت یه بزرگتر خرابش میکنن.
خب، بیلی ان منتظرته.
با چند تا شیرینی.
گفتم که در جریان باشی.
ممنون.
میبینمت، تامی.
تو که چیزی نگفتی، نه؟
خب، من چی باید میگفتم؟
چطور بود اینو میگفتی...
"بیا تصور کن...
این که خودت باشی و اونجا بایستی...
چه جوریه."
بعدش بگو "اما من نمیتونم تصور کنم.
تو زیادی خوشتیپی.
مثل اینه که سعی کنم خودمو...
درون یه شیر تصور کنم."
بیلی، یه شیر؟
مهم نیست. یه حیوونی رو انتخاب کن.
و بعد...
با عشوه بگو...
"تو برای زمانت ارزش قائلی؟"
و اون میگه "البته." دیگه چی میتونه بگه؟
و بعد تو میگی "خب،
چرا این زمان با ارزش رو صرف حرف زدن کنیم..."
هی، فلین؟ من اینجا سفارش تامی رو دارم.
"وقتی میتونیم بدنهای عرقی خودمونو...
- به هم..." - میدونی دلیلش چیه...
که اونا ۲ تا داماد و فقط یه عروس سفارش دادن؟
"سلام، بیلی ان. میشه یه شیرینی بردارم؟"
شاید دلیلش اینه که فرم رو اشتباه خوندی؟
کیر توش.
درست شد.
"از دیدنت خوشحال شدم. بیلی ان. ممنون بابت شیرینی."
من باید اینو بگم:
مهارتها و شخصیت تو...
متاسفانه توی این احمقخونه داره هدر میره.
چاپگر شمارهی ۱۵ گیر کرده.
مخصوصا وقتی که...
میتونی یه جای پردرآمدتر کار کنی...
که کاملا دم دستته.
برتون از کمک کردن به پولدارا چهقدر در میاره؟
خیلی بیشتر از چیزی که حقشه.
و تو میتونی بیشتر از اونم در بیاری.
البته تا وقتی که از نمایهی اون استفاده کنی،
و اونا نفهمن یه دختره که داره اینکارو میکنه.
من دیگه این کارو نمیکنم، بیلی ان. بهت گفته بودم.
آره، گفته بودی. اما دلیلش رو نگفتی.
که به نظر میاد...
- نکتهی اصلی این تصمیمه. - اون واقعی نیست.
چه خوشم بیاد یا نه، اینجا تنها دنیایی هست که من دارم.
اوه.
خب،
حالا که حرفش شد...
قبل از اینکه برم و دنیا رو یه جای تمیزتر بکنم،
باید حرف آخرم رو در این مورد بزنم.
اگه کسی چشماش برای من قلبی میشد...
وقتی که داشتم با جسپر ازدواج میکردم...
قطعا دلم میخواست بدونم.
چون همونطور که خودت گفتی،
زندگی خیلی زود میگذره.
پس...
چرا حتی یه دقیقهاش رو با خجالتی بودن حروم کنم؟
میدونی که دنیا فقط...
همون یه چیز نیست؟
خیلی خب. روز خوبی داشته باشی، گلم.
یه حرکت جسورانه انجام بده و همهمون رو سربلند کن، باشه؟
- خداحافظ، بیلی ان. - خداحافظ.
سلام، خانوما.
لعنتی.
اوه!
کیر تو این زندگی.
چیه؟
برتون گفت اینو ببری خونه.
- این چیه؟ - باحالترین چیزی که...
تا الان چاپ کردیم.
و چطور پولش رو میده؟
اون پولش رو نداد. یه چیزی به اسم...
"می-لا-گروس کلدآیرون" پولشو داده.
No comments yet. Be the first to leave one.