200 ensimmäistä riviä.
...تقديم به کساني که جانشان را براي زندگي ديگران فدا ميکنن ...تقديم به آتش نشانان جهان .اين فيلم براي قدرشناسي از آنها تقديم ميشود
تيــــم تــرجـــمــه ســـايــــت .:: IMDb-DL ::. تقــديـــم مــي کــند
خُب، چطور بود؟ - .خوب بود -
قراره ادامه بدي، ها؟ - .با تمام وجود -
کاري ميتونم بکنم تا تصميمت رو عوض کنم؟
.نچ. راه نداره
...ميدوني، يه گفتهي قديمي هست که ميگه
...اهميت نداره در طول روز اونجا چقدر گرم ميشه
...چيزِ - .کوفتياي براي انجام دادن تو شب وجود نداره -
درسته. حالا فقط قراره چه کار کوفتياي موقع شب وسط ناکجا آباد انجام بدي؟
.مثل يه برنده بخوابم
.داگ"، تو يه بچه شهري با آستانهي خستگي کمي هستي"
.ظرف دو هفته برميگردي
يه دقيقه مياي به دفترم؟
.چندنفر بالا منتظرن
...خُب، چيزي که ميخوام بهت بگم، اينه که
.سناتور "پارکر" براي افتتاحيهي امشب با پرواز مياد
.و تقريباً قرارداد توسعه شهري رو تضمين کرد
حالا، ميدوني اين يعني چي؟
.آسمان خراشهايي مثل اين تو سراسر کشور
.تو طراحيشون ميکني، من ميسازمشون
.جيم"، فکر ميکنم بخاطر يه مجتمع مسکوني ضرر کني"
.عمراً نميري
درست بعد از پارتي، بيا طبقهي پايين .و من رو هنگام سوزوندن کاراوات سياهـَم تماشا کن
.خوشحالم ميبينم برگشتي - ."سَم" -
.داگ" تويي" - چطوري؟ -
.داگ"، اين رو درک نميکنم" .دريچههاي هوا باز نميمونن
دريچههاي هوا؟ چه بلايي سر "سلام کردن" اومده؟
.سلام - چطوري؟ -
.خوبم. بنظر مياد رو به راهي - .آره -
."سلام آقاي "رابرتز - ."سلام "داگ -
.فقط يه لحظه - .دلمون برات تنگ شده بود -
دانکِن" ميدونه؟" - .هميشه لبخند ميزنه -
از چه آهنرباي الکتريکياي استفاده کردين؟
."داگ" - ."تامسون جي 4" -
نبايد اونها مثلاً "جي 12" ميبودن؟ - .اوه، نه -
.احتمالاً بخاطر استرس لحظات پاياني بود ."درستش ميکنم، "داگ
بسيارخُب. چيه؟ - .ما هنوز داريم روي آبهاي زيرزميني "آتلانتا" کار ميکنم -
.امروز بعدازظهر طرحهاش رو برام بيار
،داگ"، خوشحالم ميبينم برگشتي" ."اما نظرت در مورد طرحهاي "شيکاگو" چيه؟ "فيلادلفيا
.دندون به جگر بگيرين، بچهها
.خُب، سلام - .خوش برگشتي -
جواب هيچ تلفني رو ميدي؟
...خُب، آيا اونجا
.نه، هيچ تلفني رو جواب نميدم
اصلاً قراره حرف بزنيم؟
.نه، الان وقت ناهارمه
.خُب، من يه چيزبرگر نيستم، ميدوني
.بهتري .سرشار از پروتئين
بدونِ نون. همهي چيزي .که بايد باهات بخورم، هشت ليوان آبـه
،همهي چيزي که من بايد باهات بخورم - .اونجا تو اون چمدونـه چي تو اون چمدونـه؟ -
يه لباس زير مبتذل .به ارزش 140 دلار برات خريدم
.همهچي به نوبت
.عاليه
سالها بعد، وقتي درمورد اين ....صحبت ميکنيم و اونها هم همينطور
.به يادشون بيار که اين ايدهي من بود - .باشه -
برا 50 دلاري پولِ خورد داري؟
.عذر ميخوام، اين کمترين پوليـه که دارم - .ندارم -
.بذار ببينم اينجا چي دارم
،25 ،50 ...60
...70
...75
،85 .95
.درست اندازهست .دفعهي بعد انعامت رو ميگيري
."سلام آقاي "آلبرايت - ."سلام "فيليپ -
.فردا قراره خيلي کثيف بشيم .فردا قراره از زغال چوب استفاده کنيم
.مامان ميخواد بدونه، امشب با ما شام ميخورين
.مرسي، اما قراره به پارتي داخل برج برم
شما نمياين؟
.مامان ميگه مرسي، اما از موقعي که بابا مُرده به پارتي نميره
.بذار اون رنگ رو پاک کنم
.خداحافظ چطوري، "فيليپ"؟
."عذرميخوام، خانوم "ميولر چي گفتين؟
"گفتم، "چطوري؟ - .خوبم -
.خداحافظ
.باشه. همين الان انجامش ميدم
.بايد پنلها رو چک کنم .فقط همهي اونها رو روشن بذار
."آقاي "کالاهان - .بله -
هنوز اون الکترودهاي "جي 12" رو تو انبار داريم؟ - .آره، تو انبار اصلي - .مرسي -
.بسيارخُب. پمپ کمکي، بخش يک
.110 - .چک شد. ژنراتور اصلي، بخش يک -
.هيچ جوابي نميگيرم - .ژنراتور کمکي رو امتحان کن -
چه اتفاقي داره ميفته؟
.بازش کن
.رسيديم
به اندازهي آپارتمانها تو اين طبقه، ادارات هم هستن؟
.اين رو اصلاً دوست ندارم - .نه، نه -
.ادارات فقط تا طبقهي 80 هستن
،از اينجا، طبقهي 81 تا طبقهي 120 .منحصراً مسکوني هستن
حالا، آپارتماني که ميخوام .بهتون نشون بدم، شماره 8145ـه
."بيل" .رو مرکز تأسيسات تنظيم کن
.باشه
.يه جاي کار ميلنگه .حسگر، آژير آتشنشاني رو فعال نکرد
چرا بايد فعال کنه؟
.خودت ميتوني ببيني .آتشي وجود نداره
.خُب، حسگر نشون ميده که داره
.درضمن "وِس" الان زنگ زد .گفت اونجا مشکل سيم کشي دارن
.بهتره حواست بهش باشه
.ميخوام اون بالا باهام باشي .ميتونيم باهم کارهاي خوبي انجام بديم
مشکل چيه؟
.الو
.دِيو" داره ميره" .بهم پيشنهاد سردبيري دادن
.عاليه
...منظورم اينه
.به گمونم، به مشکل برخورديم
.بنظر مياد
ببين "داگ"، اون زندگياي .که درموردش حرف زدي رو ميخوام. ميخوام
و جايي که بچههامون بتونن اينور اونور بدوئن .و بزرگ شن و آزاد باشن، رو ميخوام
اما؟
.اين شغل رو ميخوام
.پنج ساله که اين کار رو ميخوام .پنج ساله که براش زحمت کشيدم
.حالا يهو، اونجاست
...ببين، من ."فکرهايي دارم، "داگ
.ميتونم باهاش کارهايي انجام بدم .کارهايي که قبلاً انجام نشده بودن
،فکر کنم جفتشون رو ميخوام و نميتونم جفتشون رو داشته باشم، نه؟
.نميدونم
.بله
کجا؟
.الان ميام اونجا
بذار اين قضيه رو تا شب به تأخير بندازيم، باشه؟
چه اتفاقي افتاد؟ - .کمکي رو راه انداختيم و اين اتصالي داد -
برق قطعـه؟ - .آره -
درمورد اون چي؟ - .بايد لوله کشي ميشد -
.يه سيمچين بهم بده
.ميدونم، ميدونم .کالاهان" بهم زنگ زد"
حالا، واقعاً چقدر اوضاعش بده؟
.بستگي داره تصورت چقدر خوب باشه
.يا خدا .تو طرحها درخواست روکشهاي ايمن شده بود
چندتا فيوز رو چک کردي؟
چندتا رو بايد چک کنم؟
.بله - .آقاي "بيگلو" اينجاست، قربان -
.بسيارخُب، بفرستش داخل ..."حالا "داگ
يه قسمت از سيمِ سوختهي .يه مدار قطع جريان به سختي متقاعد کنندهست
،خُب، شايد نباشه، اما بعد از اون .نگران اينم که چه شوکهايي قراره بهمون وارد شه
."ويل" ."داگ"
.جِي دي"، صبر کنين تا اين رو ببينين"
چي شده؟ يکي کاغذ ديواري رو برعکس چسبونده؟
.يه مشکل تجهيزاتي داريم
مشکلي که تو برج نيست، نه؟ - .ممکنه باشه -
.حالا، بيخيال "داگ". فقط داري حدس ميزني - .باشه. فقط دارم حدس ميزنم -
.اما ميخوام با اون دامادت حرف بزنم .ميخوام همين الان باهاش حرف بزنم
.باشه
.راجر سيمونز" رو برام بگير" - .چشم، قربان -
."اين قضيه رو بررسي ميکنم، آقاي"دانکِن .بهتون اطمينان ميدم
.البته، البته، هممون اين رو بررسي ميکنم
.نگرفتم داستان چيه
.احتمال داره يه آتش سوزي داشته باشيم
.آره. يه آتش سوزي
تو اين ساختمان؟ .يالا
ميدوني هنوز نصب تجهيزات ايمني رو تموم نکرديم؟
.پارتي بايد حداقل يه ماه به تأخير بيفته - .حالا، صبر کن، "ويل". صبر کن -
.همه دارين زيادي واکنش نشون ميدين
.بله - .آقاي "سيمونز" بيرونه، قربان -
کجايِ بيرون؟ - .نميدونن، قربان -
.اما براش پيغام گذاشتم که زنگ بزنه
.باشه
...فردا با "راجر" حرف ميزنيم
.و بعد تصميم ميگيريم چيکار کنيم
مشکلي نداره، نه؟ - .نچ. من صبر نميکنم -
.دوباره بخش يک رو امتحان کن
."لعنت بهش، "هري .اين مسئلهي خيلي مهميـه
.بايد اين سيستمهاي برقي رو درست کنيم
.بدون اونها، کل برنامهي حفاظتيمون خراب ميشه
.جايي نرو
."داگ" .خُب، تو کجا، اينجا کجا
اون نابغهي برقيـت کجاست؟
،منظورم اينه، به ادارهش، کلوپ .تفرجگاه ساحلي، همه جا زنگ زدم. پيداش نکردم
چيکار کرده؟
.بيا .يه مشروب برات ميريزم
.بايد کاري کرده باشه، چون بابام زنگ زد
.چند سالي ميشد که اينقدر آشفته نديده بودمش
هيچ نظري داري که کجا ميتونه باشه؟
.خُب، محدودهي قلمروي شوهرم نسبتاً وسيعـه
...تقريباً به اندازهي قلمروي گرگِ "تيمبِر"ـه
.هرجا با شعاع 50 مايلي
.اما اگه ميخواي صبر کني، خودش رو نشون ميده
.مجبوره .لباسهاش اينجان
مشروب ميخوري؟ - .نه، نه، مرسي -
.به گمونم، قصد نداري بهم بگي "راجرز" چيکار کرده
."سلام "داگ
.عسلم - .سلام -
اين روزها چي مينوشي؟
.الان که هيچي
.خُب، از بيابان خوش برگشتي
چي شد که افتخار دادي بهمون سر بزني؟
.کالاهان" داشت يه ژنراتور پشتيباني رو تست ميکرد"
.يه اضافه جريان پيش اومد و يه سيستم خراب شد
چطور ميتونه اتفاق بيفته؟ - .خُب، نميتونه، از لحاظ تئوري -
.مگر اينکه تو مشخصات برقي رو ناديده گرفته باشي
تا اندازهاي حرفت رُکـه، نه؟
.دقيقاً
.پس درک ميکني منم به همون اندازه رُک باشم
بهرحال اين چه ربط کوفتياي به تو داره؟
خُب، فقط تو اين فکرم .که درگير چه نوع بازپرداختي بوديم
.لازم نيست از تو چرنديات بشنوم
حالا گوش کن. ما يه مشکلِ .آتش سوزيِ برقي تو مرکز تأسيسات داشتيم
بنظرم اومد که بعضي از اون سيمها .دقيقاً چيزي که ميخواستم، نبود
هر رشته سيمي که تو اون ساختمان گذاشتم .دقيقاً استاندارد، چک و تصويب شدهان
.استاندارد براي اون ساختمان کافي نيست
و اين رو ميدوني. بهمين خاطر بود که خواستم .سيمکشيها خيلي خيلي بالاتر از استاندارد باشن
No comments yet. Be the first to leave one.