Jane the Virgin

Jane the Virgin

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 3

Julkaisutiedot

Jane the Virgin - S03E17 WEBg
Kommentaari warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 17 jane the virgin 2014 زیرنویس فارسی سریال

Tunnisteet

webdl
Julkaistu: 2026-02-23
Lataukset: 11
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

خب، رفقا، یادتونه جین رو کجا رها کردیم؟

داشت برای فابیان غش و ضعف می‌رفت و حدس بزنید چی شد

حس‌شون دوطرفه بود

آره، عجب بوسه‌ای بود

از اون بوسه‌هایی که آدم لحظه‌شماری می‌کنه

تا برای بهترین دوستش تعریف کنه

در مورد جین، اون دوست کسی نیست جز لینا

هرچند این اواخر زیاد ندیدیمش. همم

بگذریم، دیگه کی حال و هوای عشقولانه داره؟ رو و زو

چون تازگی‌ها دوباره با هم راه اومدن

و اونا تنها کسایی نبودن که به هم برگشتن

شب پرشور و حال رافائل و پترا رو یادتونه؟

خب، بعد از اینکه رافائل کم‌کم

بهش حس پیدا کرد

متأسفانه، پترا داشت با چاک چسر قرار می‌ذاشت

صاحب هتلی که درست بغل دست‌شونه

و باور کنید، کلی ماجرا و درام اونجا بود

چون یه جسد دقیقاً بین املاک اونا پیدا شد

آره، اون اسکات بود

اسکات رو که یادتونه، نه؟

یه جورایی رو مخ بود، یه دفترچه از سوتی‌های بقیه داشت

و همیشه هم از مردم باج‌گیری می‌کرد

با آنِزکا، خواهر دوقلوی پترا هم ازدواج کرده بود

بگذریم، سه سال بزنیم جلو

اون مرده، و آنزکا هم به جرم قتلش دستگیر شده

و پترا هم داشت زهره‌ترک می‌شد چون

بهتره این قضایا رو روبه‌راه کنی

وگرنه هرچی می‌دونم رو بهشون می‌گم

اون وقت تو هم، خواهر جونی، با من لباس نارنجی زندان می‌پوشی

می‌دونم، انگار دقیقاً از دلِ

یه تله‌نوالا اومده بیرون، نه؟

که خب، این سریال هم در واقع همینه

وقتی جین گلوریانا ویانوئوا

سالش بود ۱۴

رفت سرِ اولین قرارش

خب، یه قرار دوتایی بود

ببوسش

فکر نکنم از من خوشش بیاد

دیدی؟

آدما می‌تونن غافلگیرت کنن

هیچ‌وقت نگفتم که قراره غافلگیریِ خوبی باشه

نه

اصلاً راه نداشت که این اولین بوسه‌ی جین باشه

اون بوسه‌ای که همیشه خوابش رو می‌دید

قراره اولین رابطه‌ی گذریِ من باشه

هه. فابیان خوراکِ یه رابطه‌ی تفننی و گذریه

قطعاً قصد ندارم باهاش وارد رابطه‌ی جدی بشم

ولی اوه، اون جذاب‌ترین پسریه که تا حالا دیدم

آره، واقعاً سخته که به اون هیکل نه بگی

دارن صحنه‌ی شورت‌های سفیدِ تنگ رو فیلم‌برداری می‌کنن؟

تو از کجا می‌دونستی؟

توی فیلمنامه‌ی بابا دیدم

و توی اون بخشِ مغزم که مخصوصِ این جور چیزاست سپردمش

واو، واقعاً برای این کار آماده‌ای

کاملاً آماده‌ام. اون بی‌نقصه

کات! بسیار خب، من باید برم

من و بابات می‌خوایم بریم ناهار بخوریم

وایسا. دلم برات تنگ شده

شاید بتونیم امشب شام بخوریم

ولی امشب، شبِ خوش‌گذرونی با فابیانه

دقیقاً

ساعت ۹ باهاش قرار دارم

که بریم خونه‌اش فیلم ببینیم و حال کنیم

خب این یعنی... سـکس

می‌دونم. من که مادربزرگت نیستم

برای شام میام پیشت. شب می‌بینمت

لینا؟

جین

نمی‌دونستم اینجایی

آره، یه سفرِ یهویی شد

من... دو روز اومدم تا به کارای عروسی برسم

درسته. آره

راستش می‌خواستم همین الان بهت پیام بدم

فقط... آره

خب، دیگه الان اینجام

سورپرایز

بذار انگشترت رو ببینم. هورا

باید توضیح بدم

این دوتا خیلی وقته که همدیگه رو ندیدن

دقیقاً نزدیک به دو سال

و توی این مدت کلی چیز برای لینا عوض شده

آره، از وقتی لینا از اینجا رفته

تنها راه ارتباطی‌شون همین بوده

اوه، واو

از نزدیک حتی قشنگ‌تر هم هست. مرسی

واقعاً می‌خواستم بهت پیام بدم

آره، قبلاً گفتی

خیلی غم‌انگیزه، مگه نه؟

این دوتا مثل خواهر بودن

نه خواهر، من اسکات رو نکشتم

منظورم مثل خواهرهای معمولی بود

نه مثل این دوتا

من عاشقش بودم. خودت می‌دونی

پس بهتره این قضیه رو حل کنی وگرنه به همه می‌گم

که اون شب تو توی آپارتمانش بودی

و دفترچه سیاهش رو دزدیدی

من فقط برای این رفتم اونجا که لباسات رو بردارم

چون خودت ازم خواسته بودی

نمی‌دونستم اون مرده

شاید تو این کار رو کردی

شاید تو کشتیش

تو همیشه ازش متنفر بودی

خیلی مسخره است. تمومش کن

تو کشتیش؟

البته که نه. م-من عاشقش بودم

پس چرا تهدیدش کردی؟

پلیس می‌گه یه فیلم دارن

ظاهراً یکی از مهمون‌ها براشون فرستاده. چی؟

آره، من فیلم رو دیدم

اوضاع خیلی خرابه

نه. ازت متنفرم

کاش می‌مردی. دیگه هیچ‌وقت نزدیک من نیا

تو کشتیش؟

نه

نه، من نمی‌تونستم همچین کاری کنم

فکر نکنم

بسیار خب، باید همه چیز رو مو به مو بررسی کنیم

هر اتفاقی که اون روز افتاد... هرچی که یادت میاد

شماها با هم دعوا کرده بودین؟

آره، آره، داشت با یه پیشخدمت لاس می‌زد

منم خیلی حسودیم شد. اسکات عصبانی شد

متنفر بود از اینکه من غیرتی بشم

ولی دست خودم نیست

توی یتیم‌خونه آدم همیشه باید

حواسش هم به نون شبش باشه هم به دوست‌پسرش

اون شب، آنزکا

آره، من... یه پیام برام اومد

داشت باهام بهم می‌زد

منم بهش پیام دادم که برگرده

ولی اون قبول نکرد

و همون موقع بود که تو من رو پیدا کردی

اوه، نه

طفلیِ من

بذار کمکت کنم

می‌تونم با اولین پروازِ فردا بفرستمت بری

وسایلت رو هم جمع می‌کنم

این‌طوری دیگه مجبور نیستی دوباره اسکات رو ببینی. نه

نه، نه، واقعاً... مشکلی نیست

تو فقط باید بری

و بعدش ما برگشتیم به پنت‌هاوست

و منم داشتم غصه‌هام رو می‌شستم می‌برد

و این تنها چیزیه که یادمه

روی مبل خوابم برد

خب، تو توی فیلم هستی

پس حتماً دوباره رفتی بیرون

اونم بعد از اینکه من برگشتم سر کار

اون‌قدر مست بودم که هیچی یادم نمیاد

ولی نه، من نمی‌تونستم بکشمش

نه، من عاشقش بودم

اوه، تو خودت می‌دونی چقدر عاشقش بودم

خواهر خوشگلم، لطفاً، باید یه فکری به حال این قضیه بکنی

البته که می‌خوام حلش کنم

ولی باورم نمی‌شه لینا اومده میامی

و به من زنگ نزده

آره، اپرا و گیل هم

یه همچین چیزی رو تجربه کردن

چند سال پیش که اپرا خیلی سرش شلوغ بود

داشت شبکه‌ی اکسیژن رو راه می‌انداخت، و گیل

واقعاً بهش فشار اومده بود، برای همین من پیشنهاد دادم

که یه مدت زمانِ مفیدی رو با هم بگذرونن

توی هتل کلونیال هاوس

فقط یه شب لازم بود

تا رابطه‌ی دوستانه‌شون دوباره بیفته روی غلتک

تو و لینا پایه هستین یه همچین کاری بکنیم؟

ممنون بابا، ولی فکر کنم بهتره فقط باهاش حرف بزنم

یکی می‌تونه من رو پاک کنه؟

من که نیستم

خیلی خب

ببخشید، می‌دونم

قرار بود فقط من و تو باشیم

اوه، اصلاً نیازی به معذرت‌خواهی نیست

من فقط خوشحالم که شما دوتا این‌قدر خوشبختین

هستیم

ولی فکر نمی‌کنی داریم خیلی تند پیش می‌ریم؟

تو این‌طوری فکر می‌کنی؟

ن-نمی‌دونم. شاید

خب پس با بابا در موردش حرف بزن

می‌خوام حرف بزنم

ولی هر بار که سعی می‌کنم، آخرش کارمون به سـکس می‌کشه

آره... اوه، اصلاً لازم نبود این رو بدونم

فقط دوباره امتحان کن

یعنی می‌تونی پنج دقیقه دندون روی جگر بذاری

ها. حالا که بحث سـکس شد

من باید برم آماده بشم

تا اونم بتونه لخت بشه

درسته، دیگه وقتشه که بریم خونه‌اش و فیلم ببینیم و حال کنیم

می‌دونستی این داستان بر اساس یه ماجرای واقعیه؟

واقعاً یه ملکه الیزابتی وجود داشت

هست. هنوز هم یکی هست

مهم نیست

می‌دونی، راستش امیدوار بودم که

شاید امشب کمتر فیلم ببینیم

و بیشتر به هم برسیم

امم، صبر کن. باید تمومش کنیم

چرا؟

خب، من، امم... یه جورایی دارم خودم رو نگه می‌دارم

سورپرایز

تو باکره‌ای؟

نه، نه. من رابطه داشتم

اوه. کلی رابطه. هر جور رابطه‌ای که فکرش رو بکنی

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left