200 ensimmäistä riviä.
بالاتر دارشون بزنید
اون گردن های تُخمی شون رو بشکنید
آره بُکُشیدشون فالتست تو فصل یک فاش شدکه با خواهرش سکس داشته
.بسلامتی بَر و بَچ شجاع تیمیریا- هم مرز با سینترا هست) .که جز قلمرو نیلفگارده.نیلفگارد هم با اِلف ها متحده.دارن تهدید میشن
اون (کیدوینی ها) های کونی رو برگردونید به اون !!لونه سگ های یخ زده شون
از راه دوری اومدی رفیق؟
هر جایی که پادشاه (دِماوند) منو بفرسته میرم
پیغام رسون سلطنتی هستی؟
احتمالا میخای بهترین اسبم رو ببری؟
تو ایستگاه بعدی اسب رو تحویل میدم تحت اسم اَپلگات
حتما اینقدر سواری ازش میگیری که شَل میشه و خیلی خسته میشه
پس پیکی از بهترین آبجوت رو بده بخورم بعد به حساب پادشاه اسب رو اضافه میکنم
ظاهر این اطراف زیاد جشن میگیرید
اعدام کردنا برای کاسبی ها خوبه
اون چهارمین جاسوسیه که اعدام کردیم در چهار روز اخیر
....یکی از کیدون . یکی از عیدرن و- اون چشماشو نگاه کن چقدر خوشگله-
نگاش کن
مشکل همینه . یه جادوگر درباری این اطراف چیکار میکنه؟
اون تمرکزش باید روی نگه داشتن صلح مملکت باشه
نه اینجوری هی کُصچرخ بزنه تو مناطق روستایی و علاف باشه
البته اینقدر خوشگله که دوس دارم تمام شب روعلافش بشم و دلی از عذا دربیاریم
خبر داری اونا هرشب با خون انسان حمام میکنن تا زیباییشون رو حفظ کنن. میدونی؟
بابت آبجو ممنون
دوباره میبینمت
.مستقیم تحویل تیسایا میدی. از پورتال هم استفاده نکنی- باپورتال جادوگرامیتونن دریک ثانیه به جای دوردیگه ای برن
بله بانوی من
به بازیگری آنیا شالوترا 27 ساله بریتانیایی از داف های وحشی و سسکی روزگار
نوه مکله کالانته و دختر پادشاه نیلفگارد به دلایل پیچیده ای :) به بازیگری فریا اَلِن21 ساله بریتانیایی و از فنچ های ناز روزگار
شب سردیه مگه نه؟
در پناه خدا باشید خانوم
فقط خاستم یه سفر امن براتون آرزو کنم
!!تو رو دیدم - چی؟-
معذرت آقای محترم . به دختره توجه نکنید قبلا یه اسب جُفت پا زده به سرش
از اون موقع خُل و چل شده-
یه بُرج بود . بعد تیر خوردی
یادته گفتم باید بی سر و صدا باشیم . این منظورم نبود
نمیتونم رویاهامو کنترل کنم ینیفر- ولی میتونی کنترل کنی که با کی زر بزنی-
بسه دیگه جوری منو میکشی انگار یه اُلاغ بچه ننه م
مرگش رو دیدم و باید بهش بگم
اگه مرگش از یه فاجعه جلوگیری کنه چی؟
عواقبش چی میشه پس؟کوچولوی زشت من
نمیدونم
منم نمیدونم
ولی تغییر سرنوشت آدما وظیفه خیلی سنگین و سخته
رویاهات دارن بیشتر میشن
.فقط مسئله زمانه قبل اینکه یکی مارو پیدا کنه- :) و چیز بزارن تو چیز هردوتامون هم جنوب (نیلفگارد) - هم همه ی کشورهای شمال دنبالشونن
باید سریعتر برسیم آریتوزا
ترسیدی
به گرالت قول دادم جات امن باشه باید چیزی استفاده کنیم که غیرقابل ردیابی باشه
میریم خرید
تاریخ انتشار زیرنویس برابر چهارشنبه 18 مرداد 1402 خورشیدی اسم قسمت : رها شده یا بدون وابستگی UNBOUND
هیچوقت نمیفهمم چرا اینقدر نازن؟ بعنوان هیولا منظورمه
مثلا اون صورتای کوچیک و ناز رو دارن
:بعد مثلا وانمود میکنن میگن تو رو خدا بهم صدمه نزن
بعد بوووم دندوناشون معلوم میشه
و میخان تموم دندون هاشون رو بکنن تو کونت
گفتی این جونوره چند نفر رو خورده؟
.هفت نفر خورده- اووووف-
و تموم اون سکه ها رو لازم داریم- اوکی-
واقعا؟یعنی اطلاعاتی که میخان بفروشن چقدر خرجشه؟ از همه چیز خبر دارن با جاسوس و مُخبرهاشون
برای اینکه بفهمم کی داره سیری رو تعقیب میکنه؟خعععلی
بعد اونو برای چی لازم داریم؟
یه نیزه آهنی بزرگ توی دَرِ رازآلود خودت مخفی کردی؟
.......یا فقط میخای که-
.بنظرم بهترین جُکت نبود- آره میدونم همه جُک هام که عالی در نمیاد-
از کجا میدونستم که قراره تو بیای
سلام کادرینگر- سلام گرالت-
وای خدای من چه نجیب زاده ای اومده
یک افتخار نادر
میدونی اون تله رو همین الان تعمیرش کردم
دفعه دیگ وقت قبلی بگیر بابا
بیاید داخل
سرورم این براتون آماده شده
معرفی میکنم امپراطور نیلفگارد اِمهیر وار اِمریس. ملقب به دونی خلاصه ش میگم شجاع و نابغه س. طبق کتاب ویچر مطالب درباره ش زیاده و میشه یه اسپین آف ازش ساخت ولی فعلا چیزی نمیگن درباره ش
.اون قلمروهای زیادی رو ضمیمه خاکش کرد و پسر پادشاه قبله توی کتاب داپلر هم بوده و میتونسته تغییر قیافه بده ولی توی سریال چیزی بروز ندادن و معلوم نیست
پدر سیری هستش ولی ملکه کالانته اونو بهش نداد در نتیجه .سینترا رو سابید و خار و مار ملکه کالانته رو وصلت داد به زور تا سیری رو بگیره ولی فرار کرده سیری
فکررر کنم خودش هم خون ارشد داره. بین مردمش هم بسیار محبوبه و پادشاه عادلیه.یه لقب دیگه ش شعله سفیده یعنی کسی که روی قبر دشمناش میرقصه
حالا این شمشیر کمک میکنه که چیزی که لایقشی رو بگیری
دادی تا تعادلش رو درست بکنن؟- پس چی خودت گفتی-
زنم دوس داره زنده بمونم
منم گفتم دستورات رو اجرا کنم بهتره
خبر داری یه شمشیر مثل این یه بار یک امپراطوری رو برام به ارمغان آورد؟
اممم دوس دارم داستانشو بشنوم
اواخر تابستان 1260 بود
اکثر سربازام کشته شده بودن
روزها بود چیزی نخورده بودیم
شمشیرهامون هم بخاطر نبردهای زیاد و خون هایی که روشون بود مثل قاشق کُند شده بودن
شانس آخرم بود تا غاصب رو شکست بدم و خودش رو کرد پادشاه
فهمیدم
تنها راهی که بشه باهاش تاج پادشاهیم رو پس بگیرم
اینه که به قلعه نفوذ کنم
و تمام آدمایی رو که بین من و کسی که زندگیم رو دزدیده بود بُکشم
یک تلاش شجاعانه
منظورت تلاش احمقانه س
. سرباز: امپراطور- اگه بعدا مُردَم بدونید سم توی این بوده. و تو شاهدی خلاصه
با ابتکارهایی که کرده قوی ترین شبکه جاسوسی و اطلاعاتی و امنیتی توی کل اقلیم داره.ازشبکه ردینیا هم قویتره.خودش هم از نوابغ جنگیه.بخاطر قتل پدرش بسیار محتاط وباهوشه
با یه کوتوله پوتین هامو برای یه شمشیر (مَحاکَم) معاوضه کردم
با همون شمشیر سَر اون مادرجنده(غاصب) رو بُریدم
یک روز
جنگ یک چیز برای زمان گذشته میشه
جنگ میشه یه خاطره قدیمی
ملکه م کنارم خواهد بود
و نژادهای مختلف دنیا در صلح زندگی خواهند کرد
و تو شمشیر جدیدی برایم خواهی ساخت
یه شمشیر که لیاقت آهنگری و هنرت داشته باشه
یک شمشیر لایق امپراطور تمام قاره ( اقلیم)
بسلامتیش مینوشم
چی شده؟
ریدم تو (کایرمورهن)
.فرینجیلا: سمی نیست- بعنوان پیش مرگ مدام برای امپراطور شراب تست میکنن
تا وقتی شراب مینوشن که یا بخاطر مستی زیاد میمیرن یا بخاطر سم داخلش اگه باشه.خلاصه میمیرن
.این خرس سیاه هم فرینجیلا ساحره و مشاور سابق- (اِمهیر) -اوایل خیلی بهش وفادار بود ولی خَر شدو خیانت بدی کرد- امپراطور اِمهیر هم زود فهمید و زندانیش کرد
همه بنوشید
بنوش
نمیتونم
دلت میخاد شعله سفید (امپراطور اِمهیر) مسموم بشه؟؟
بنوش.
گفتم بنوش شرابو
سمی نیست
یاسکیر چه افتخار خوبی نصیبمون کردی- و اطلاعات رو برای پول میفروشن اگه کسی خاست
نه اطمینان میدم که افتخار دیدارتون کاملا مال منه خانوم
!!! اوه
دوس داشتم بهت امضا بدم ولی ظاهرا کاغذ سفید ندارید
قبلا یک بار گفتی
که از مردم محافظت میکنید در برابر هیولا ها و مشکلات هیولا مانند
از اونجایی که از قبل میدونستید من میام اینحا
پس بیاید درباره مشکلات من حرف بزنیم
همونی که خیلی بهت علاقه داره تا پیدات بکنه ظاهرا شخصیت کاملا مرموزی داره
البته که درباره ش ما شنیدیم
سوال اینه
که چرا تو درباره رینس کنجکاوی؟؟
تهدید کرد که یکی از دوستام رو بُکشه
منو تهدید نکرده نگران نباشید
ساحره های طرد شده معمولا بعدش بعنوان قاتل کار میکنن
و میدونیم رینس از (بَن آرد) اخراج و طرد شده
.پس این تئوری ما رو حمایت میکنه- کدوم تئوری؟؟-
اینکه داره برای یه ساحره دیگه کار میکنه که خیلی از خودش قوی تره
گربه م رو ترسوندی-
معذرت
فکر کردم صدای خش خش سکه آخرین چیزی باشه که ازش بترسه
متاسفانه اون اطلاعاتی که میخای خرج بیشتری داره گرالت
!! پس یه شرط بندی بکنیم
من پشتم رو بهتون میکنم
و تو سعی کن با این بزنی به سرم
اگر منو زدی برنده میشید
اگه خطا بزنی
اون اطلاعاتی که میخام رو بهم میدید
که البته بعدا پولش رو میارم براتون
جدی نمیگی که من این شرط رو قبول بکنم؟؟
نه مطمئنم که قبول میکنی
حتی یک ذره هم تکون نخوردی
چرا تکون بخورم؟
شنیدم که میخای خطا بزنی
پیرمرد دل نازک
بعضی از ساحره های رسمی شاگرد مخفی برای خودشون استخدام میکنن
و کار های غیرقانونی و کثیف رو براشون انجام میدن
توی محفل جادوگرا بهش میگن افسار اون شاگرد دستشه
افسار دست کیه؟؟
نمیدونیم
ولی میدونیم این جادوگر کجا کارای کثیفش رو انجام میده
....یه قلعه هست به اسم (ویلپَن)نزدیک قرمزه از پنجره قلعه بیرونو نگاه کرد و فهمید مکانش کجاست
!!نزدیک معادن آمونیت قرمز- . درسته-
اطراف پیانا-
اگه اینو میدونستی پس دیگه خیلی درگیر ماجرا شدی
اون جادوگر هرکی که هست
خیلی خطرناکه
بیخیالش شو گرالت
!! بیخیال نمیشم . ولی از قبل میدونستی
ممنون بابت وقتتون
سلام گرم ما رو برسون به شاهدُخت از خون اَرشد (کُهن)
یه مشتری داشتین که دنبال سیری میگشته؟؟
ایسترد
اون جادوگره میگی؟
باید بدونی اون تنها کسی نیست که حاضره پول بده
برای دختری که با یک ویچر موسر سفید سفر میکنه
میخای نجاتش بدی؟ باید یه دختر دیگ پیدا کنی
مثلادختری که بخاطر جنگ یتیم شده
!موهای خاکستری و چشمای سبز- نه-
گرالت دوست من
زمان خاری و ذلت نزدیکه
خاری و خِفَت عمیق و بزرگ
پیشنهاد من یک راه حل ساده ست
یکی باید بمیره
.....تا یک نفر دیگه- !! بتونه زنده بمونه
بخاطر کسی که عاشق شم هزینه نمیدم تا بعدش از خودم متنفر بشم
بریم- ممنون-
جادوگرای یاغی و سرکش/پادشاهس های تشنه قدرت و حالا ایسترد هم دنبال سیری هستن
خسته نشدی همیشه خدا درحال فرار هستی؟
شاید بتونیم یه جای امن براش پیدا کنیم
بنظرم تو راه ردینیا دنبال یه راه حل باشیم
هی
میشنوم داری فکر میکنی
دوباره نگو : من تنها سفرمیکنم .تا من نیام
یا بگی :یاسکیر خیلی خطرناکه برات
یادته من بعنوان طعمه استفاده شدم؟
برای آقای انگشت آتیشی؟؟
ممنونم ازت یاسک
نمیخام دوباره تورو در معرض خطر بزارم
بخاطر همین باید برم (ویلپَن)
میام پیدات میکنم وقتی ریینس مُرده
No comments yet. Be the first to leave one.