You Only Live Once

You Only Live Once

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

You Only Live Once 1937 BluRay 720p - IMDb-DL fa
Kommentaari kaveh31
IMDb-DL Translation Group Presents

Tunnisteet

BluRay
720p
720
Julkaistu: 2013-07-15
Lataukset: 93
Kuulovammaisille: Yes

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

تيــــم تــرجـــمــه ســـايــــت .:: IMDb-DL ::. تقــديـــم مــي کــند

،بانويِ عزيزم. هر روز ...به مدتِ دوماهِ گذشته

.اين آقايِ پليس از کنارِ ميوه فروشيِ من ميگذره

...بعد، برميگرده

... و يه سيب رو برميداره و

...و، وقتي بهش ميگم سيبم رو بهم بده

بهم ميگه ."خودش پيگيري ميکنه"

بنابراين، من با خودم فکر کردم ...بايد اون رو به زندان بندازم

.برايِ دزديدنِ اون سيب

...اما

،اين ايده ي خوبي نيست .چون همه ي پليسها متحد هستن

.و يه پليس نميره يه پليس ديگه رو دستگير کنه

.ببخشيد

.دفتر وکيلِ تسخيري ."بله. قاضي "کالوين

خانومِ "گراهام"؟

.بهش ميگم

.بابت گلها خيلي ممنونم .دوست داشتني هستن

.يه دقيقه صبر کنين

.بله، ميدونم

.مرسي خانوم

.خداحافظ و بازم ممنون

حالا خانوم، من به اينجا اومدم ...تا توسط رئيستون از اين پليس شکايت کنم

.بخاطر دزديدنِ سيبهام

بله، آقايِ "ويتني"؟

ميتوني يه لحظه بياي، "جون"؟

،عذر من رو بپذيريد .الان برميگردم

،وقتي کارت تموم شد .لطفاً اين رو به دفترِ بازپرس بخش قضايي بفرست

.باورم نميشه

.وکيل تسخيري و پازپرس بخش قضايي باهم همکاري ميکنن

.امکان نداره

.ما فقط داشتيم درباره ي اون دختره "فولي" صحبت ميکرديم

چرا آزادش نميکنين؟ .من داستانِش رو باور ميکنم

.خوب استيو بهم گفت .بنابراين تصميم گرفتم دادگاهيش نکنم

.پشيمون نميشين. اون فقط قربانيِ يک سري اتفاقات شده بود

ميدونين فکر کنم، شما وکيل بهتري .نسبت به ما هستين. استيو و من شما رو معاوضه ميکنيم

منشيِ من و شام در رستورانِ "پيِرز" بجايِ "جون". قبوله؟

.اوه نه، من با "استيوِن" ميمونم .شما زندانيشون ميکنينن و اون آزادشون ميکنه

خيلي بيشتر جالبه، اينطور فکر نميکنين؟

،بيشتر جالبه، شايد .اما سودمند نيست

هنوز عاشقِ اون يارو "تِيلور" هست؟

عجيبه، نه؟

چه چيزي تو اون ديده؟

چطور بايد بدونم؟

.عذر ميخوام .خوب، به اميد ديدار

.و اون يه کلاه بردارِ پست ـه

.پيشنهادِ من پابرجاست

ميشه اون رو کتباً بنويسين؟

و يه چيز رو ميدونين؟

متأسفانه شکايت شما به اين دفتر مربوط نميشه .اما به دادگاه دادخواستهايِ کوچيک مربوط ميشه

دادخواستهايِ کوچيک؟

بانويِ عزيزم، فکر ميکنين که سه تا سيب روزانه به مدت يک ماه ميشه...؟

،يه دقيقه صبر کنين .بهتون چيزي رو نشون ميدم

.ميشه 1095 تا سيب در سال

.به مدت 5 سال، ميشه 5975 تا سيب

... و سه تا سيب روزانه به مدت 10 سال

،ميشه 10950 تا سيب .بانويِ عزيزم

.عذرميخوام، پيرمرد

دارم مستقيماً به دادگاهِ قاضي "کارتِر" ميرم .و تو رو اونجا ميبينم

."اِستيوِن"

نميتونم بازم بهت بگم .چقدر حيرت آور بودي

.نگو

.تو اين دوهفته دلم برات تنگ ميشه

.دختر جديده نسبتاً زيباست .اميدوارم وقتي برگشتم شغلم رو داشته باشم

...اگه اين تنها نگرانيته

.يه دقيقه صبر کنين شما وکيل تسخيري هستين؟

.مردم اينجوري صدام ميکنن

.بهتره که آماده بشي .رانندگيِ طولاني ايه

حالا ميبينين؟ همه اينجا طوري رفتار ميکنن .که من مثلِ يه مرغ سر بريده هستم

من يه شهروند هستم .و ماليات ميدم

...و اگه کسي در اين ساختمان من رو راضي نکنه

.يه پليس در اين ايالت کمتر خواهد شد

...هيچکس قرار نيست

.صبح بخير

."مرسي "پَت

.فکر ميکردم من تنها ديوانه ي اين خانواده هستم

،اما تو .تو کاملاً مجنوني

.دوست دارم مجنون باشم

.اوه، ادامه بده

.زندگيت رو نابود کن، پرتِش کن جلويِ يه گوريلِ بي ارزش

.و در سنِ من بدون هيچ آينده اي کارِت تموم ميشه فکر ميکني مردم چي خواهند گفت؟

که من ديوانه هستم، که من متأسف خواهم شد .و خيلي چيزهايِ ديگه که اهميت نداره

.خواهي فهميد که اهميت پيدا خواهند کرد

،اوه، بيخيال "باني"، خوشبين باش .برامون آرزوي خوشبختي کن

،آرزو ميکنم، عزيزم .اما يه کم هم شانس نداري

،تقريباً ساعت 12 هست .بايد عجله کنم

ناهار نميخوري؟

.وقت ندارم. زشتِ که "اِدي" رو منتظر بذارم

،زشت، راست ميگي .زشته

نميخواي 10 دقيقه اون رو منتظر بذاري .و اون تو رو 3 سال منتظر گذاشت

تِيلور"، تو داري اينجا رو با فرصت بهتري" .نسبت به بقيه ي زندانيهايي که من آزاد کردم ترک ميکني

.تو هوشِ برتري نسبت به اون مجرمهايِ متوسط داري

."مرسي "واردِن

،با هدايتِش به راهِ راست .اين هوش ميتونه تو رو به همه ثابت کنه

.تو راهِ غلط، دوباره به همينجا برخواهي گشت

.قراره اين بار شما رو فريب بدم

.همين انتظار رو دارم

.شرايطِ ما از آخرين باري که برات سخنراني کردم عوض شده

.تو دقيقاً 3 بار مهمونِ من بودي

.اولين بار، بخاطرِ سرقتِ ماشين برايِ خوشگذروني بود

.بعديش، بخاطرِ سرقتِ لوازم گرون قيمت بود

...اين ملاقات، که امروز به پايان ميرسه

،"به سببِ تلاشِ آقايِ "ويتني ...بخاطرِ رانندگي يه ماشينِ در حال فرار

.برايِ قوي ترين سارقينِ مسلحِ بانکِ داخلِ کشور بود

.تو سه بار ناموفق بودي ...جُرمِ چهارم، بر طبق قانونِ ايالت

.يعني حبسِ ابد

.نگران نباشين، من برايِ هميشه از اين هتل ميرم

،من يه کار براش دارم .جبران ميکنه

،ميکنم .اگه بهم اجازه بدن

.بستگي به خودت داره

."خداحافظ و موفق باشي، "تِيلور

."خداحافظ "واردِن

.سلام، تيمسار

."خداحافظ "باگزي

.خدايا، سلولِ قديمي بدونِ تو مثلِ خونه نخواهد بود

.بيا جورابهات رو بگير، بچه .اونها رو برات شستم

.مرسي "باگزي". نگهشون دار

.مرسي. يادت نره چي در موردِ زنها بهت گفته بودم

،وِلِشون کني .مثلِ يه کيکِ ميوه اي وسوسه ت ميکنن

.و يادت باشه يه عکس از اون ستاره ي سينما برام بفرستي

.ميدوني کدوم رو ميگم - .البته -

با چشمهايِ بزرگِ آبي رنگ. پسر، اين همون زنيه که برام .پوره ي سيب زميني درست کرده بود

."به اميدِ ديدار "باگزي

.به اميدِ ديدار

.ميبينمت

.نه اگه من کاري نکنم

اون برايِ چي اينجاست؟

.زندگي

.تيکه پاره کردنِ بند بازي که با زنِش مي پريد

اون بي ضرره. خيلي وقته اينجاست .اون يه جورايي يکي از خانواده ي "واردِن" هست

.وقتي آزاد شدم دنبالِت ميگردم

."هيچ لطفي بهم نکن، "مانک

."کمتر مغرور باش "تِيلور .هنوز يکي از ما هستي

.بيرون

.بيرون. سريع

.توپ رو پرتاب کنين

.پرتاب اول

.چهارمين پرتاب. موقعيت بگير

."هِي "مايک

بله، پدر؟

."داورشون باش، "مايک

.باشه پدر

.و صادقانه قضاوت کن

.من هميشه صادق هستم، پدر

."اِدي"

قرار نبود بدونِ خداحافظي با من اينجا رو ترک کني، نه؟ ."سلام، آقايِ "ويتني

.سلام

.هِي، پدر "دولان"، ما به يه توپ ديگه احتياج داريم !اين يکي رفت اونورِ ديوار

.بنظر بعنوانِ مردي که داره آزاد ميشه خيلي خوشحال نمياي

ميخواي چيکار کنم پدر؟ هورا بکشم؟

.خيلي افراد اينجا هستن که هورا ميکشن

.من اولين بار که آزاد شدم هورا کشيدم .اونها با زور برگردوندنِش تو گلوم

.کسايي که اون بيرونَن مثلِ شما نيستن

.اگه بودن، اينجا خونه ي ارواح ميشد

،تو يه آدمِ بزرگي .يکي از اين روزها اين رو خواهي فهميد

.مرسي، پدر .لطف دارين

!"جون"

!"اِدي"

.جون"، عزيزم" .تو اينجايي، تو اينجايي

.عزيزم، شيرينم

.دلبرم

."تکون بخور، "تِيلور

ميخواي بري بيرون، نه؟

.عزيزم .اِدي"، بذار نفس بکشم"

.نميتونم دستهام رو ازت بردارم

يه جور رفتار ميکني که فکر ميکردي .من اينجا نخواهم بود

.ميدونستم، ميترسيدم از "ويتني" درخواست نکني

،نامه هام اونها رو باور نکردي؟

.الان باور ميکنم تو جذابي؟

.يالا، بيا از اينجا بريم بيرون

."بازم مرسي، "اِستيوِن .و شما هم همينطور، پدر

.جُفتِتون ميدونين من چه حسي دارم

.برايِ من هم همينطوره

،بيشتر حقوقدان ها فقط وکيل هستن .اما شما اينطور نيستين

.مرسي بخاطرِ اينکه برام کار هم دست و پا کردين

."کاري نکردم، "اِدي

.خداحافظ پدر

،"خداحافظ "اِدي .و موفق باشي

.مرسي

،"اين کارِ بزرگي بود که کردين آقايِ "ويتني .اون رو بخاطرِ دختره آزاد کردين

.پشيمون نميشين

خوبيهايِ خيلي بيشتري نسبت به چيزيکه مردم فکر ميکنن در "تِيلور" وجود داره

،اميدوارم حق با شما باشه .اما فکر ميکنم اون دختر اشتباه کرده

،طبيعيه که اينطور فکر ميکنين .حسي که در موردِ اون دختر دارين

پدر، چه حسي نسبت به "اِدي" داره؟

عشقه؟ دلسوزيه؟

من کمتر بد گمانم .اين بيشتر از دلسوزيه

.چه جايِ آرومي برايِ ماهِ عسله

چطور پيداش کردي؟

.سه سال رو برا پيدا کردنِش وقت صرف کردم

.سه سال

ميدوني، "هِستِر"؟

.من قيافه ي او يارو رو قبلاً يه جايي ديده بودم .و ازش خوشم نمياد

...اگه بجايِ خوندنِ اون مجلات کاراگاهي، سخت کار ميکردي

.اينقدر به همه مشکوک نميشدي

.من حق دارم که مشکوک بشم ...وقتي ازم درخواستِ يه اتاق کرد

"گفتم "اسمتون چيه؟ .مستقيم به چشمهاش نگاه کردم

.همسرِش يه نگاهِ عجيب به من کرد

بيفتم زندان، اگه چهره ي اون رو .در يکي از اون مجله ها نديده باشم

،خوب، بهتره پيداش کني .يا من اون آشغالها رو اولِ صبح ميسوزونم

ميسوزوني؟

You Only Live Once subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for You Only Live Once

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left