Three Pines

Three Pines

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Three Pines S01E03 WEB x264-TGX
Three Pines S01E03 720p WEB H264-TRUFFLE
Three Pines S01E03 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Three Pines S01E03 1080p WEB H264-GLHF
Three Pines S01E03 HDR 2160p WEB H265-GGWP
Three Pines S01E03 480p x264-mSD
Three Pines S01E03 WEBRip x264-ION10
Three Pines S01E03 XviD-AFG
Three Pines S01E03 720p HEVC X265-MeGusta
Kommentaari MeysaM-UnicorN
🔴 30nama | میثم موسویان 🔴

Tunnisteet

web
x264
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
480p
480
webrip
BRip
XviD
x265
HEVC
Julkaistu: 2022-12-10
Lataukset: 44
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

درجه‌ سنی: TV-MA (مناسب مخاطبین بزرگسال)

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫بچه‌ها، این فکر خیلی بدیه.

‫بیاید ادامه بدیم، کسی کار احمقانه‌ای نکنه.

‫- ما گیر نمیفتیم. ‫- آروم حرف بزنین.

‫وقتش رسیده بود این کارو بکنیم.

‫- بچه‌ها. ‫- کلارا.

‫خب، فکر نکنم خوب باشه ‫چنین کاری کنیم.

‫الان دیگه برای پا پس کشیدن دیر شده.

‫اون چی بود؟

‫یه نفر داخله. برو.

‫گابری، درو باز کن!

‫کلارا، نه! منتظر من بمونین، ‫نمی‌دونین که کی داخله.

‫گابری.

‫من سعی می‌کنم گوش کنم.

‫اون چیه؟

‫تو اون طرفو بررسی کن.

‫صداشو شنیدی؟

‫- من میرم طبقه‌ی بالا. ‫- باشه.

‫از این‌جا.

‫وایسید، همون‌جا بمونین.

‫این یه ملک خصوصیه. ‫چطوری اومدین داخل؟

‫همه حالشون خوبه؟

‫وای خدای من!

‫کونده‌ها.

‫ما باید مطمئن شیم که همه‌شون ‫رفتن بیرون.

‫ببین چه کار کردن.

‫ما باید کل خونه رو بگردیم، ‫مطمئن شیم کسی داخل نمونده.

‫- من این طرف رو میگردم، تو اون طرفو. ‫- باشه.

‫درو قفل کن که نتونن برگردن داخل.

‫حله.

‫گوش کن، گاماش. ‫خانواده‌ی تو ریورز رو فراموش کن.

‫مرد گمشده از تری‌پاینز رو پیدا کن.

‫آخرین باری که خواستم پرونده‌ی ‫یه فرد گمشده رو بررسی کنم،

‫تو کاملا واضح گفتی که این کار من نیست.

‫اینم بهت واضح گفتم که باید ‫از اون اردوگاه دور بمونی.

‫اما رفتی و روی آتیش بنزین ریختی.

‫یعنی چی؟ تری‌پاینز مجازات منه؟

‫راستش از اون‌جا خوشم میاد. غذاش عالیه، ‫مردمش خوبن. به یوتننتونی نزدیکه.

‫کاری که براش حقوق می‌گیری ‫رو انجام بده، آرماند.

‫خدا لعنتش کنه.

‫هر جوری شده می‌خواد ما رو از ‫پرونده‌ی تو ریورز دور نگه داره.

‫من چند بار به آریساوه زنگ زدم ‫تا ادای احترام کنم...

‫اما اون جواب هیچکدوم از تماس‌هامو نمیده.

‫آره، منم همین‌طور.

‫ایزابل، میشه به پرونده یه نگاهی بکنی؟ ‫با یه دید جدید بررسیش کنی؟

‫آره، حتما.

‫ما باید هر جوری شده برای اون خانواده ‫جواب پیدا کنیم.

‫کس دیگه‌ای یاد چیزی افتاد؟

‫کیه که بخواد چنین جایی رو بخره؟

‫مخصوصا چون یه نفر رو کشته.

‫خونه‌ها کسیو نمی‌کشن. آدما می‌کشن.

‫حالا دیگه اشخاص گمشده رو ‫به ما ارجاع میدن.

‫اون دیشب رفت داخل خونه ‫و ظاهرا هیچ وقت نیومده بیرون.

‫هنوز برق نیست؟

‫ژنراتور به زودی ‫فعال میشه.

‫- رئیس. ‫- ها؟

‫- راه زیرزمین از این طرفه. ‫- باشه.

‫ای خدا!

‫- چه قدر طول کشید تا بیاین. ‫- این‌جا چه کار می‌کنی؟

‫مثل رئیس کار می‌کنم.

‫می‌خوام اینو حس کنم که اون یاروی ‫گمشده توی تاریکی چیو تجربه کرده.

‫- و چه حسی داشت، مامور نیکول؟ ‫- تاریک بود، قربان.

‫می‌خوای به ما گزارش بدی؟

‫یه گروه از افراد محلی اومدن این‌جا ‫رو بررسی کنن، با چند نفر بچه مواجه شدن...

‫که غیرقانونی این‌جا بودن، بعد ‫از زیرزمین صدای یه جیغ رو شنیدن...

‫و متوجه شدن که مارک فورتیه گمشده. ‫کسی از اون موقع اونو ندیده.

‫اولین افسری که اومد این‌جا ‫صبح خونه و اطراف رو جستجو کرد.

‫جستجوی دوم رو خودم انجام دادم. ‫هیچ کسی این‌جا نیست.

‫اما اونا یه گوشی رو پیدا کردن ‫که متعلق به یکی از بچه‌هاست.

‫نشونه‌‌ای از درگیری مشاهده شده؟

‫نه.

‫اون به بن‌بست میرسه، قربان.

‫خیلی خب. چند تا افسر داریم؟

‫حدود ده نفر؟

‫یه تونل قدیمی هست ‫که از زیر ملک رد میشه.

‫خیلی خب.

‫من این‌جا یه چیزی پیدا کردم.

‫ما باید اینو باز کنیم.

‫چطور اینو بشکنیم؟

‫امنه.

‫اونا چی هستن؟ همه جا دیده میشن.

‫حتما وقتی این‌جا مدرسه‌ی شبانه‌روزی بوده ‫بچه‌ها اونا رو درست کردن.

‫فکر می‌کنی اونا بچه‌ها رو این‌جا ‫زندانی می‌کردن؟

‫می‌دونم که این کارو کردن.

‫هزاران بچه‌ی بومی توی ‫این جاها شکنجه می‌شدن.

‫این‌جا رو ببینین.

‫شبیه نوشتار سیلابیه. ‫شاید زبون کری یا اینکتیتوت باشه.

‫معناش چیه؟

‫من نمی‌دونم.

‫- نمی‌تونی بخونیش؟ ‫- تو می‌تونی؟

‫- من... ‫- مامور نیکول.

‫این چیه؟

‫اگه همون چیزی باشه که فکر می‌کنم،

‫کشیش‌ها و راهبه‌ها سلول‌های شکنجه‌...

‫توی فضاهای پسینه‌ای مثل این می‌ساختن.

‫اونا به عنوان شکنجه بچه‌ها رو ‫داخل این می‌کردن.

‫یا خدا.

‫خب، اون مقابله کرده. ‫یه نفر...

‫جمجمه‌ی اونو با اون سنگ خورد کرده.

‫وقتی قاتل اونو زندانی کرده ‫هنوز زنده بوده.

‫آره، قطعا از خونریزی مرده.

‫ما جسدش رو توی زیرزمین پیدا کردیم.

‫این حقیقت داره؟ شما مارک رو پیدا کردین؟

‫اون مرده؟

‫باورم نمیشه.

‫تو دیشب این‌جا بودی؟

‫همه‌تون؟ این‌جا چه کار می‌کردین؟

‫گابری و من از این‌جا مراقبت می‌کنیم.

‫ما می‌خواستیم یه سری بهش بزنیم ‫و چند تا دوست با ما اومدن.

‫ما از داخل صداهایی شنیدیم، ‫برای همین حدس زدیم داخل چند تا بچه باشه.

‫مارک با ما بود. بعد ناپدید شد.

‫ما کل خونه رو گشتیم. ‫کجا پیداش کردین؟

‫من باید قبلش با خانواده‌اش صحبت کنم.

‫- اما اون هیچ کسی رو نداشت. ‫- اون فقط هیدن رو داشت.

‫اونا با هم فامیل بودن؟

‫بهترین دوست هم بودن. این مسئله ‫نابودش می‌کنه. همین‌طور دخترش سوفی رو.

‫من باید با هر کسی که دیشب ‫این‌جا بوده حرف بزنم.

‫همه‌ی اونا دیشب این‌جا بودن.

‫- ما باید اظهاریه بگیریم. ‫- میرم سراغش.

‫وقتی اون در کوچیک رو دیدی ‫فکر کردی داری به چی نگاه می‌کنی؟

‫فکر کردم یه انباره.

‫این که اون‌جا یه اتاق بود ‫و یه سلول داخلش داشت غافلگیرکننده بود.

‫حتما قاتل در این مورد می‌دونسته.

‫فکر کنم ما دنبال یه نفر هستیم ‫که ارتباطی با سینت آنتونی داره.

‫تا الان چی می‌دونیم؟

‫خب، این‌جا از سال ۱۸۹۶ ‫یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی بوده

‫که توسط راهبه‌ها اداره می‌شده.

‫توی دهه‌ی ۸۰ تعطیل شده، ‫مالک خصوصی داشته اما خالی مونده.

‫تا وقتی که سی‌سی د پوتیه پارسال ‫اونو خرید.

‫آره.

‫بوش رو حس می‌کنی؟

‫این بنزینه.

‫چیزی نیست، مشکلی برامون ‫پیش نمیاد.

‫- ما باید با بقیه حرف بزنیم. ‫- بیاید بریم.

‫همه جا بنزین ریخته.

‫سرکاراگاه آرماند گاماش...

‫و همکارم ژان‌گی بوار.

‫تسلیت میگیم. ‫میشه با پدرت صحبت کنیم،‌ سوفی؟

‫بابا داره تدریس می‌کنه ‫اما کارش خیلی طول نمی‌کشه.

‫- بیاید داخل. ‫- ممنون.

‫می‌تونین تا کارش تموم شه ‫این‌جا منتظر بمونین.

‫ممنون.

‫خیلی خب، امروز کارت خوب بود.

‫روی آرپژ کار کن،‌ اما کارت خوب بود.

‫مامانت این‌جاست.

‫سلام.

‫اگه وقت داشته باشین ‫چند تا سوال داشتیم.

‫البته. مشکلی نیست.

‫مارک دوست نزدیک تو بود؟

‫از زمان دانشگاه. ما همیشه مراقب هم بودیم. ‫بهترین دوستای هم بودیم.

‫و اون پدرخوانده‌ی سوفیه. مادر سوفی...

‫وقتی سوفی سه ساله بود فوت شد.

‫مارک کمکم کرد دوباره سرپا شم...

‫و نوبت من بود که این‌جوری بهش کمک کنم.

‫این‌که سه نفرتون زیر یه سقف ‫زندگی کنین حتما سخت بوده.

‫اون خیلی در مورد سوفی کمک کرد.

‫وقتی من کار می‌کردم و شام درست می‌کردم ‫با ماشین اونو می‌رسوند.

‫من خوشحال بودم که وقتی سوفی پاییز ‫می‌‌خواست به دانشگاه مک‌گیل بره این‌جاست.

‫چنین چیزی آسون نیست. ‫سوفی بورسیه داشت.

‫شولک. آره. اون می‌خواد یه نوازنده بشه.

‫- این دانشگاه خوبیه. ‫- آره.

‫جای خالیش برای یه مدت ‫توی خونه حس میشه،

‫اما بالاخره بهش عادت می‌کنی.

‫اون از این‌جا نمیره. ‫قراره رفت و آمد داشته باشه.

‫من اونو می‌رسونم و برمیگردونم.

‫سوفی پشتیبانی زیادی نیاز داره.

‫بیناییش اون‌قدر کمه که ‫خودش نمی‌تونه رانندگی کنه.

‫بینایی سوفی همیشه مشکل داشته؟

‫اون با زالی چشمی به دنیا اومد.

‫وضعیتش خیلی وخیمه. ‫بیناییش اون‌قدر کمه...

‫که نمی‌تونه بخونه، اما این هیچ‌وقت ‫مانع پیشرفتش نشد.

‫مارک توی رابطه‌ای بود؟

‫همسرش پارسال مرد. ‫به‌خاطر سرطان گلبول سفید.

‫اون اومد تا چند هفته پیش ما بمونه...

‫و بالاخره برای همیشه موند، ‫که عالی بود.

‫این کاریه که آدم برای بهترین رفیقش می‌کنه.

‫مارک دشمنی داشته؟

‫نه. دوست نداشتن مارک غیرممکن بود.

‫اون مهربون‌ترین مرد بود.

‫چرا تو به سینت آنتونی رفتی؟

‫من با بقیه همراه شدم.

‫ما نباید می‌رفتیم اون‌جا.

‫سوفی‌ هم اون‌جا می‌رفت؟ ‫با بقیه‌ی بچه‌ها؟

‫نه، البته که نه. ‫سوفی وقت‌های اضافه‌اش رو صرف تمرین می‌کرد.

‫- قبلا داخل اون‌جا رفته بودی؟ ‫- نه.

‫می‌دونی چرا روی زمین مدرسه ‫بنزین ریخته شده بود؟

‫اصلا نمیدونم.

‫میشه اتاق مارک رو ببینیم؟

‫البته، طبقه‌ی بالاست.

‫چرا باید یه دانش‌آموز شاگرد اول ‫دسته‌ی گل مشروب بخوره؟

‫استرس. فشار.

‫تنهایی. مطمئنم که هیدن در مورد...

‫عادت مخفی مشروب خوردن دخترش نمیدونه.

‫یا هر چیزی که باعثش شده.

‫شاید اوضاع اون‌قدری که به نظر میاد...

‫- ساده نیست. ‫- آره.

‫یه تیم میاد و تحقیقات کامل انجام میده.

‫باشه، مشکلی نیست.

‫- من اونا رو بدرقه می‌کنم،‌ بابا. ‫- ممنون عزیزم.

More Farsi Persian subtitles for Three Pines

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left