200 ensimmäistä riviä.
بس کن، داداش این چقدر خفن شده
ما میمیریم، ما میمیریم
اوه مامان
پاس بده
خب بچهها بیاین اینجا
خب بجنبین بجنبین بجنبین
بیاین وسط حلقه بزنین
یه دقیقه مونده باشه، بازی مساویه
لوکاس کجا... کجایی
لوکاس کجایی، من همینجام بابا
برو لوکاس، بیا اینجا
تو عضوی از تیمی، بجنب بیا
شوخی میکنی، اون افتضاحه
هیچکس تو کوارتر دوم پوشش ندادش
من اون بیرون سه نفره مهار شدم
خب میدونی چیه، پس بذار یه چیزی بگم
داداش اصلاً لاکراس بازی کردی
فقط برو بازی کن بازنده
باشه خیلی خب، ...همین خودش یه نقشهست
ما توپ رو میرسونیم به لوکاس
چی تو مواد زدی، آره همین نقشهست
لوکاس تو باید شوت بزنی
ما این بازی رو میبریم باشه
بریم تو زمین، نظرت چیه
نظر من اینه که میبازیم، مهم نیست
بیاین این بازی رو با هم ببریم بچهها
این مزخرفه، بجنبین بچهها
بجنبین، ما قهرمانیم
بابا مطمئنی از این نقشه
یعنی همه ازم عصبانی میشن
اگه خرابش کنم
شاید بهتر باشه برم رو نیمکت بشینم
بشینی رو نیمکت
رفیق تو آمادهای برای لحظهی قهرمان شدن
وقتی فیلمهای ورزشی رو میبینیم
و میرسه به اون چند ثانیهی آخر
و همهچی آهسته میشه
اونجاست که قهرمان ظاهر میشه
...وُو
همهچی کند میشه، و اون شوت رو میزنه
و پیروزی رقم میخوره
و میندازنش رو شونههاشون
و همه دیوونه میشن
دخترها داد میزنن لوکاس لوکاس
ما اینجوری میبریم
خب، خب
بزن بریم، بذار اتفاق بیفته
من دوستت دارم بابا
باشه هیس، هی یه کم آرومتر
این ورزشه، ما اینجا...
ما یه جورایی... قبلاً فرض شده
فرض شده
لوکاس
خب لطفاً آره
اوه لطفاً
لطفاً خدایا، لطفاً
آره
اوه خدای من
لوکاس برو
چشم ببر
اون لعنتی داره چی کار میکنه
چرا اون داره آهسته حرکت میکنه
شاید من بهش گفته باشم
نه، اون حق نداشت
نه، تو افتضاحی لوکاس
تو حالت خوبه، اون حالش خوبه
فقط نفست بند اومده
نفسش بند اومده
اون خوبه، زود برمیگرده
کمکم کن
شاید لاکراس چیز اون نیست؟
یعنی شاید اون اصلاً بچهی ورزشی نباشه
...برگ شبدر بیا پیشم
...عزیزم یه فرصت بهم بده
ببین ورزش براش مهمه
یعنی این تنها چیزیه که من میدونم
این کاریه که من انجام دادم
من با پدرم از طریق ورزش ارتباط گرفتم
اوه عزیزم میدونم این ماجرای ناپدری جدید آسون نیست
و من دوست دارم که تو اینقدر تلاش میکنی باهاش ارتباط بگیری
من واقعاً دارم تلاش میکنم
تو و لوکاس هم چیز خودتون رو پیدا میکنین
فقط باید بهش زمان بدی
تو نمیتونی مجبورش کنی
بیا اینجا، من دوستت دارم
من دوستت دارم
هی هانت، دفعهی بعد میزنیمشون، آره داداش
منو داداش صدا نزن رفیق
منو رفیق صدا نزن پسر
منو پسر صدا نزن عوضی
من عوضی نیستم، تویی که...، اوه خدای من بس کن
حالت خوبه
...آره خوبم فقط
راستی لوکاس چقدر طول میکشه بره دستشویی
میشه بری یه نگاهی بهش بندازی
اون مثانهاش خجالتیه
آره
اوه لعنتی، پوکاسه
چه خبر پوکاس
ببین ببخشید اگه کاری کردم که شماها رو ناراحت کرده باشم
راستش فقط میخوام بینمون همهچی خوب باشه
اوه لعنتی
هی، بهش دست نزن
بابا اینجاست
بجنب لوکاس
بذار یه چیزی بهت بگم
اگه دوباره بهش دست بزنی من برمیگردم اینجا
من شخصاً تکتکتون رو میزنم
همهتونو، تکتکتونو
من میزنمش، فهمیدی
فقط بریم لوکاس، بجنب
میفهمی شماها نزدیک بود چه بلایی سرتون بیاد
هیچ تصوری داری از نابودیای
که ممکن بود اینجا اتفاق بیفته
نابودی، صبر کن، میخوای بجنگی
حالت جنگیه، میخوای بجنگی
میدونی چیه، من میجنگم
هوم، میخوای بجنگی
بزن بریم، چند سالته
اون لعنتی، تو از کجا پیدات شد
...بریم، من نه
من نمیگم نمیخوام برم
من فقط میگم میتونیم بریم
مزخرف نگو و فقط انجامش بده پیرمرد
بزن منو، صداتو بیار پایین
خب ما تو رختکنیم، صدا خیلی میپیچه
تو همین الان گفتی میتونی همهمونو بزنی
میدونم، من هنوز هیچی نخوردم
ما رزرو داریم تو بنیهانا
همون جا که آتشفشان دودزا درست میکنن
با اون رانینها
اشکالی نداره، بریم لوکاس
برو، فقط... دفعهی بعد حواست باشه
آره
خب
اسم اون بچه چی بود اصلاً
کرت، کرت
همون کرت لعنتی
میفهمی که... که... که
اگه این اتفاق میافتاد چی میشد، آره
من همهشونو میزدم
آره قطعاً، آره
الان باید برگردم اونجا میخوام برگردم اونجا
نه نه نه نه، احتمالاً اونجا نیست درسته
یعنی من میخوام... اشکالی نداره بابا
من باید این مزخرف رو جمعش کنم
این دیوونگیه، نه نه نه نه
اشکالی نداره بابا
من بهش عادت کردم
یعنی چی بهش عادت کردی
...اون
ببین اون چیزی نیست که باید بهش عادت کنی
چند وقت یه بار این اتفاق میافته
اوه، هر روز
یعنی هیچ راهی برای فرار براش نیست
تو میدونستی اینقدر بد بوده
نه، حالا باید چی کار کنیم
الان هیچی، چون من درشو کوبیدم
من بستمش، میدونی، من قضیه رو جمع کردم
...من ریشهشو زدم، میدونی، پس
تو باید فوراً با مدرسه و مدیر تماس بگیری
چی، نه، نمیتونی این کارو بکنی
اون وقت اون دهن لقه
تو فیلم رفتگان رو دیدی، میزننش
برایان، تو الان پدرشی
این چیزییه که یه پدر باید حلش کنه
درست میگی، درست میگی
من... هی، به من نگاه کن
من بهت قول میدم هیچ اتفاق بدی براش پیش نمیاد
باشه
باشه، من باید برگردم سر کار
وقتی برگشتم، این قضیه رو حل میکنیم باشه
هی، دیگه قلدر بازی ممنوع
بزنش
لطفاً ولش کن، اوه اوه
بزنش، عوضی کوچولو
داداش، من پنج هزار دلار رو تو شرط بستم
برو برو
...کلر گفت تو میخواستی منو ببینی
سلام رفیق
آره، بیا تو
فقط... فقط یه صندلی بردار
برو برو، تو میتونی
به خودت باور داشته باش
آره، ...ووو
پولو بده
هی، گوش کن
ماجرای فایزر
تو قراره اون عددها رو درست کنی درسته
خب یعنی عددها همینی هستن که هستن
اول از همه سرم داد نزن
باشه، من فکر نمیکردم دارم داد میزنم
مثل داد زدن بود
عددها یه کم فشردهان رفیق
پس یه کم شلشون کن، میدونی
...خب یعنی اگه شلشون کنیم
آروم باش
اگه شلشون کنیم
اون وقت کاری که میکنی اینه که اساساً
داری از من میخوای که تقلب کنم
No comments yet. Be the first to leave one.