200 ensimmäistä riviä.
داری چیکار میکنی؟ فقط دارم یه چیزی رو چک میکنم
استل هنوز نیومده خونه؟
نه. ۲۰ دقیقه پیش سعی کردم بهش زنگ بزنم
تونستی باهاش تماس بگیری؟
نه، مستقیم رفت رو پیغامگیر
مگه قرار نبود امروز سر ظهر برگرده؟
آره، ولی پیش تارا بود
احتمالاً تا صبح داشتن سریال میدیدن و خب
یادش رفته گوشیش رو بزنه شارژ
به مامانش زنگ زدی؟ چی؟
میخوای من بهش زنگ بزنم؟ آره
مگه تو نبودی که چند ماهه داری میگی
باید یه کم بهش آسون بگیریم؟
مگه خودت تو نوجوونی سر وقت میاومدی خونه؟
نه، ولی زمانه عوض شده. میدونی که؟
اینهمه روانی که ایناطراف هست رو دیدی؟
تازه، یه دختر با سن اون... نه، میرم دنبالش
اون فقط ۱۶ سالشه
همین الان؟ آره، الان دارم میرم
اسمش رودیه
اسم عجیبی داره، ولی بانمکه
جدی میگم، بانمکه، مگه نه؟ آره، بد نیست
خب، چی بهش بگم؟
جوابشو نده. تو که نمیشناسیش
برای یه بار هم که شده، از اون بازندههای مدرسه نیست
بیخیال. هم خوشتیپه، هم خوب حرف میزنه
خیلی خب پس. بفرما
باشه. لعنتی
«دوست داری بیشتر با هم آشنا بشیم؟»
«سلام... سلام رودی. حتماً.»
«حتماً»، با یه ایموجی لبخند
البته که با یه ایموجی لبخند
نگاهت کن، جواب بله دادی
اون غریبهست. ای بابا، بیخیال
جدی میگم، مگه چه فرقی میکنه اگه یه ساعت دیرتر بیام؟
مشقامو مینویسم. درسامو میخونم. همهچی ردیفه
دقیقاً برای چی دیر کردم؟
برای تلویزیون دیدن با شما تو پذیرایی؟
دیر کردی و در دسترس هم نبودی
اصلاً به فکرت رسید که ممکنه نگران بشیم؟
جدی؟ تو این دره؟
نگران چی بشین؟
تفنگت رو هم با خودت آوردی؟ واسه وقتی که یه دیوونه بهمون حمله کرد؟
آره، همینجوری بخند
شکار
کارگاه ونهای مسافرتی
بیا اینجا. بهت نشون میدم
این مدل ممکنه بیشتر به کارت بیاد
چهار تا پوکه. یکی برای هر کدوممون
و یه دستگاه ردیاب زیر ماشینم
ایده عالیای بود که آوردیش اینجا
خیلی خب، باید ماشینت رو چک کنی
من به بقیه میگم
از کی دارن ردیابیت میکنن؟ ژیل، من از کجا باید بدونم؟
بُرد این دستگاهها محدوده، باشه؟ مخصوصاً تو کوهستان
ممکنه وقتی پیش ما بودی، تمام قدمهات رو ردیابی کرده باشن
بهتره یه سیبل بچسبونیم به ماتحتمون؛ اینجوری سریعتر تموم میشه
چون میدونن من کجا زندگی میکنم، به زودی شما رو هم پیدا میکنن
واقعاً فکر میکنی برامون کمین میکنن و مثل آب خوردن میکشنمون؟
بهم بگو، چی باعث شده فکر کنی این دهاتیها دنبال انتقامن؟
بیخیال، پیامشون واضحه، مگه نه؟
تازه، اگه من جای اونا بودم، سعی میکردم همهمون رو یه جا نفله کنم
فکر نکن که مثل اونا فکر میکنی
اونی که کشتش من بودم
بیا فقط بریم پیش پلیس. اونا ازمون محافظت میکنن
محافظت؟
از نظر قانون، ما از اون مردا خطرناکتریم
و کسی رو به خاطر تهدید نمیاندازن زندان
چون هیچکس چیزی نگفت، همهمون همدستیم
حالیت شد؟
هی
فهمیدی؟
الو، سونیا؟ صدام رو میشنوی؟
آره. همهچی مرتبه؟
آره
مطمئنی؟
خوبم
میخوام باهات حرف بزنم. میتونم بیام اونجا؟
اگه میخوای، آره
دقیقه دیگه اونجام. الان میتونم بیام پیشت ۱۵
سلام. سلام
خوبی؟ میتونم بیام تو؟
بیا تو
ولی
اون مادرمه
خیلی خب، چه خبر شده؟
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
نمیخواستم بیای
شوهر سابقم اومد اینجا
کی؟
شوهر سابقم. تازه اومده بیرون. آزادش کردن
رفته پیش مادرم و تهدیدش کرده که میکشتش
اگه بهش نگه من کجا زندگی میکنم
اونم بهش گفت و
ازم در مورد زندگیم سوال پرسید
در مورد آپارتمان، در مورد پسری که باهاشم
کی آزاد شد؟ نمیدونم. نمیدونم
قشنگ روانی شده بود
تلویزیون، کارت اعتباری و جواهراتم رو برد
بعدش هم همهچی رو داغون کرد
متاسفم
مادرمه. نگرانه. باید بهش زنگ بزنم
میدونی الان کجاست؟
فکر میکنی دوباره بهت زنگ میزنه؟
نمیدونم
چرا هیچوقت حرفی از شوهرت نزدی؟
شوهر سابق
منم هیچوقت در مورد زنت نمیپرسم
وقتی قبلتر زنگ زدی، گفتی... گفتی که میخوای حرف بزنی
چی میخواستی بهم بگی؟ بیخیال. چیز مهمی نبود
باید شکایت کنی
اینطور فکر میکنی؟ البته که آره
منم باهات میام، باشه؟
ازت میخوام هر وقت دوباره بهت زنگ زد، بهم بگی
اگه برگشت اینجا، فوراً بهم خبر بده
نگران نباش، من ازت محافظت میکنم
همهچی درست میشه. باشه؟
باشه
متاسفم
متاسفم
واقعاً متاسفم
سفارشهای در حال ارسال
داری چیکار میکنی؟
هیچی. فقط دارم یه چیزی رو چک میکنم
پنجشنبه میرم یه آپارتمان رو ببینم
عالیه
دیگه نمیتونم تو دادن اجاره اینجا بهت کمک کنم
من... امروز بعدازظهر به ماشین احتیاج دارم. میتونم ببرمش؟
پس باید «سلیا» رو از کلاس رقص برداری
باشه
گورتون رو از اینجا گم کنین! تو و اون سگِ لعنتیت
الان دیگه شیرفهم شدی؟ ها؟
برو به درک
دلم برای اونایی که اینجوری با زندگیشون قمار میکنن میسوزه
آخه لعنتی
بهت گفتم که دیگه نمیخوام قیافههای نحستون رو اینجا ببینم
اوه، تویی. خفه شو هیوستون
بیا تو
بالاخره میتونم آشپزی رو شروع کنم
ریکی، اون چه بساطی بود؟
فکر کردن کی هستن؟ نگران نباش عزیزم
اریک هیچوقت برای کسی کار نکرده و نخواهد کرد
چی میخواستن؟
به تو چه؟
اومده بودن رو اعصابت پیادهروی کنن؟
دیدیشون؟ آره
خب، پولم رو آوردی؟
آره، یه لحظه صبر کن
دستم بنده
خیلی خب، اینترنت داری؟ آره، چطور؟
یوتیوب. میدونی ویدیوی آموزشی چیه؟
پس لطف کن اینقدر زل نزن به من
تولیدِ خانگی
در ضمن، برق اینجا یه مشکلی داره
هر بار که شیر آب رو باز میکنم، برق قطع میشه
خب، واسه اینه که اصلاً رانندگی نمیکنی
پس یا باید باتری رو عوض کنی یا شارژش کنی
میتونی برام یکی بگیری؟ آره، میتونم برات پیدا کنم
به خاطر اون دو تا عوضی، باید به زودی از اینجا جابهجا بشیم
مگه نه عزیزم؟
باید جابهجا بشیم
عالیه. بیا یه بار دیگه انجامش بدیم. باشه
بابات اومده
سلام. سلام
خیلی دیر کردم. ببخشید. اشکالی نداره
ممنون. خداحافظ. مرسی. فعلاً
چطوری؟ خوبم
روزت چطور بود؟ خوب بود
بیا اینجا
این عروسک پولیشی رو از کجا آوردی؟ جدیده؟
نه. عمو بهم دادش
عمو؟ منظورت چیه؟
همونی که باهام حرف زد
همین الان؟
نه، قبلش، وقتی همه پدر و مادرها اینجا بودن
حالت چطوره؟
«دروزرا» یک گیاه گوشتخوار به رنگ قرمز درخشان است
که نامش از واژه یونانی «دروسوس» به معنای «شبنمدار» گرفته شده است
این نام به این دلیل است که
تارهای غدهایِ چسبناکش شبیه مرواریدهای آب هستند
وقتی با قطرات درخشان پوشیده شده باشند
این قطرات فریبنده، حشرات را به شکلی مقاومتناپذیر جذب میکنند
گیاه این ماده شیرین را ترشح میکند تا پشههای اطراف برکهها را شکار کند
این گیاه مثل یک تله زنده عمل میکند که هر موجودی را که نزدیکش شود، به دام میاندازد
هوی، عوضیها
اگه اون بیرونین، بهتره زود گورتون رو گم کنین
چون اگه یکیتون رو بگیرم
رحم نمیکنم بهش
بجنب! هی
یالا، تندتر برو
بگیرش
یالا، داریم بهش میرسیم
بگیرش لعنتی
همینجا نگه دار. من میرم
یالا، برو بگیرش
یالا
لعنتی. بچهها کمک کنید. خوبی؟
دکتر کریستل دلوال، پزشک عمومی
خواهش میکنم، کمک لازم دارم
چی شده؟ بهم حمله کردن. خواهش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.