200 ensimmäistä riviä.
آماده! بپر!
آره!
من از تو بلندترم! من بلندترم!
این حرفه خیلی خودخواهه.
و این سخته.
برای بقیهی خانواده طاقتفرسا هست.
وای!
مطمئنم یه وقتایی هست...
که با من بودن غیرقابل تحمل میشه.
من یهویی میذارم میرم.
ما کاملا جاگیر شده بودیم.
داشتیم توی لندن یه خونه میخریدیم.
ما توی مسیر درستی بودیم.
داشتیم ازدواج میکردیم.
نمیتونم تو رو بکشم بالا. میام پایین.
و بعد من بهش گفتم به ورکسام میرم،
این یعنی چی؟
به نظر میاد راب، رایان و فیل پارکینسون...
با بستن یه قرارداد رکوردشکن...
با مهاجم دو متری، اولی پالمر جادو کردن.
با مبلغ هنگفت ۳۰۰ هزار پوند،
پالمر ۲ رده از تیم لیگ دسته یکی...
ویمبلدون ایافسی پایینتر اومد.
این مرد بزرگ قطعا ترکیب پارکینسون رو...
تقویت میکنه و قدرت بدنی مورد نیاز تیم رو...
به زمین بازی میاره.
به نظر میاد که تا ۳ سال پیش تو...
کاملا بدون مصدومیت بودی.
برای من در مورد این مصدومیت لگنت بگو.
ما میدونیم که اون در طی سه سال گذشته چندین مصدومیت داشته...
چندین ناحیه که در موردش نگرانی داریم، مچ پا،
ساق پا و لگن هستن...
برای همین اون نقاط رو بیشتر بررسی میکنیم.
نیمرخ دماغم رو نگیر، باشه؟
توی قاب دوربین جا نمیشه، نگران نباش.
تا حالا کسی چیزی به این زیبایی در مورد دماغم نگفته بود.
پای سمت راستت رو بگیر بالا.
اون پای چپته.
- میدونم. - خیلی خب.
خیلی خب، من کاملا راضیم.
به باشگاه خوش اومدی.
ممنون.
قبل اینکه بری یه صحبتی داشته باشیم.
آره.
- اینجا؟ - آره، ممنون.
اینم یه فرم طولانی دیگه هست.
این برای بازی فیفا هست.
فیفا تیم رو میاره، آره؟
- ما عاشق این هستیم. - تو توی فیفا هستی.
آره، اولین باشگاه بدون لیگ بازی فیفا هستیم.
تو اون بند رو اینجا مینویسی.
خیلی ممنون.
این قدرت رایان رینولدزه، مگه نه؟
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید officialcinama@
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
سلام، به ریسکورس...
خوش اومدین.
به بازی ورکسام خوش اومدین.
مسابقهای که اهمیتش فقط به این دلیل نیست که...
ورکسام و گریمزبی رقبای باستانی هستن،
بلکه بهخاطر اومدن اولی پالمر...
که خبر اصلی ورکسامه.
خب، به نظر من خبر اصلی تیم...
اولین بازی لیگ من در برابر گریمزبی بود.
من یه بازیکن هم ندیده بودم.
من مربی رو دیده بودم.
فقط همون. من رفتم توی رختکن...
و سلام کردم و باهاشون رفتم توی زمین.
تو رو میخوان سریع به پالمر برسونن.
اون به توپ نمیرسه.
و توپ بلند فرستاده میشه.
توپش قطع میشه.
پالمر اونجاست.
توپ جلوی نیمکت ذخیرهها به بیرون میره.
مردم فکر میکنن اون یهویی میاد و هزارتا گل میزنه.
هنوز سختترین لیگ برای خارج شدن توی کشور همین لیگه.
بدون هیچ شکی.
یه تکل خشن از جونز.
اون بینیش شکست.
چطور داور این خطا رو نمیگیره.
این کاملا خطاست. مشکلش چیه؟
مولین یه توپ بلند رو میندازه.
و پیرسون رونو میندازه رو زمین. این خطاست؟
داور میگه که نیست.
من هنوز اون موقع فکر میکردم...
"کار درستی رو برای حرفهی خودم انجام دادم؟"
"برای خانوادهام چطور؟" و...
من توی لیگ دسته یک فصل خوبی رو داشتم.
و اون شب به نوعی منو مطمئن کرد که تصمیم درستی گرفتم.
ورکسام جلو میفته!
توی بازی اولش...
اولی پالمر ورکسام رو جلو میندازه.
برو دیگه.
این چاقوی آشپزخونهست، مگه نه؟
من دیگه توی اینکار حرفهای شدم.
خب، بودم.
امیدوارم خوب باشه.
ما این فصل شروع کندی داشتیم.
با تغییر عمده توی بازیکنا...
و مربی جدید، این یه فراینده.
زمانبره.
ولی یه چیزی زیرشه.
نوشته "جعبهی خالی" من اینو...
این احتمالا فقط...
- درش بیاریم؟ - برای ثابت نگه داشتنشه.
هدف نهایی صعوده.
راحتترین راه برای رسیدن به این...
برنده شدن توی لیگه،
من دوست دارم ورکسام رو به اون سطح ببرم...
و این به من اجازه میده که خونه بمونم...
و یه آیندهای رو بسازم.
آره؟ آره؟
داره به اونجا میرسه.
بیشتر احتمال داره...
کی سالگرد رو یادش بره؟
کی بیشتر احتمال داره ۲ تا پیام پشت سر هم بده؟
آره.
من و کلسی وقتی ۱۵ سالمون بود توی مدرسه همو دیدیم،
و از اون موقع با همدیگه بودیم.
این رابطه برای هر دوی ما خوب بوده.
ما از هم دور بودیم،
ما با هم بودیم،
و حالا ما اینجا برگشتیم پیش هم.
این عالیه که من میتونم زندگیم رو با کلز به اشتراک بذارم...
و اون هم میتونه این کارو بکنه.
وقتی فهمیدیم که من حامله هستم،
خیلی خوشحال بودیم.
ما در طی دوران کرونا سقط جنین ناخواسته داشتیم.
برای همین وقتی فهمیدم که حامله هستم...
بهطور ویژهای خاص بود.
ما توی جای خوبی هستیم.
ما داریم آیندهی خودمون رو میسازیم...
و توی دوران خوبی هستیم و امیدوارم ادامهدار باشه.
و امیدوارم با ورکسام بتونم بهترین عملکردم رو داشته باشم،
با حداکثر توانم بازی کنم،
و کاری کنم صعود کنیم.
تصور کن به این برسی...
و نتونی ازش سر در بیاری...
چطور اینو توضیح میدی؟
من حتی موقع رانندگی نمیتونم نقطهی کورم رو ببینم.
من اینجوریم.
کلا دیگه جاده رو بیخیال میشی.
میگن "توی فوتبال هیچ دوستی نیست."
این چرته چون...
من توی فوتبال دوستای خیلی خوبی پیدا کردم.
و اینجا من آدمای فوقالعادهای رو ملاقات کردم.
و همهی اونا کمکم کردن با اینجا خودمو وفق بدم...
و هر روز خوش بگذرونم.
و اونا هم یه گروه آدمن که همهشون یه چیز رو میخوان.
صعود.
پنجرهی انتقالات ژانویه دیروز بسته شد،
و احتمالا برای ما سودمند بوده.
ما همهی قطعات پازل رو داریم.
فکر میکنم الان توی مقطعی از فصل هستیم که کاملا روی غلتک افتادیم.
برام مهم نیست کی گل میزنه. فقط برد توی این بازیها مهمه.
و وقتی همهی اینا با هم هماهنگ بشن،
فکر میکنم دیگه توی لیگ تیمی نمیتونه جلوی ما رو بگیره.
من خیلی مصمم هستم که باعث ترقی این شهر بشم.
من هر کاری در توانم هست رو برای این هدف میکنم.
و قراره ۱۸ بازی باقیمونده هیجانانگیز باشه.
یه نبرد واقعی...
در صدر لیگ ملی
هیدن.
گرایمز زودتر به توپ میرسه.
ریس هال جانسون.
توپ به لوک یانگ میرسه، اون به لیام مکآلیندن پاس میده.
اون از وقتی وارد زمین شده تغییر زیادی رو ایجاد کرده.
توپ رو به محوطه میاره. موقعیت خوبیه.
و توپ به جهت مخالف دروازهبان میره، خوب دروازه رو نجات داد.
دوباره برمیگرده و اولی پالمر گل میزنه!
این بار تونست توپ رو وارد دروازه کنه و ورکسام توی بازی پیش میفته!
عجب لحظهایه برای ورکسام!
ورکسام ۱ چسترفیلد ۰.
نباید به اولی پالمر یه فرصت دوباره برای گل زدن داد!
وای! خیلی خوشگل بود!
و این اژدهایان سرخ هستن...
که توی تکنیک استادیوم پیش میفتن!
و بازیکن تکنیکیای هم هست.
و توپ به محوطه میره.
و وارد دروازه هم میشه!
توپ برای ورکسام وارد دروازه میشه!
یه گل دیگه! نتیجه ۰ - ۲ میشه!
و بازی به پایان رسید...
در تکنیک استادیوم.
و ورکسام ۳ امتیاز بازی رو کسب کرد.
ورکسام! ورکسام!
- اون یکی شانسی بود. - میدونم، میدونم.
و این ورکسامه...
که ۳ امتیاز بازی رو بدست میاره.
به یک سوم نهایی فصل وارد میشیم...
و ورکسام با روحیهی بالا به سمت بازی بیست و نهم خودش میره...
بعد از بردش در برابر چسترفیلد،
و حالا در جایگاه پنجمه...
و دنبال اینه که تیم ضعیف آلدرشاتتاون رو نابود کنه.
توپ به مولین میرسه.
اون شوت میکنه!
و گل میزنه!
با توپ جلو میرن.
No comments yet. Be the first to leave one.