نخستین 200 خط.
۱۹۶۰ توی یه شب سرد زمستونی، سال
سویانگ رو در حالی که لای یه پتو پیچیده شده بود، روی پلههای یه معبد پیدا کردن
تک و تنها توی سرما رها شده بود و هیچکس نمیدونست از کجا اومده
همینطور که از این یتیمخونه به اون یتیمخونه میرفت، قوی بار اومد
بعدش، به محض اینکه به سن قانونی رسید، بار و بندیلش رو بست و رفت
توی یه شهر بزرگ و شلوغ زندگی میکرد و بیوقفه کار میکرد تا پول پسانداز کنه
یکی از اون همه شغلی که داشت، کار کردن توی یه بار معروف نزدیک دانشگاه بود
اونجا با یه دانشجوی جوان آشنا شد که تازه خدمت سربازیش رو تموم کرده بود
اون پسرِ کشاورزهای فقیرِ برنج توی گانگوون-دو بود
اون دوتا از هم جدانشدنی شدن
و با اینکه چیز زیادی نداشتن، زندگیشون پر از شادی و خنده بود
اما هر چی زمان گذشت
تشخیص واقعیت از خیال برای اون مرد جوان سختتر و سختتر شد
به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا بود
توی یه بیمارستان روانی بستری شد و همونجا به زندگیش پایان داد
و سویانگ و پسرِ تازه متولد شدهشون رو تنها گذاشت
چون بچه خارج از ازدواج به دنیا اومده بود، طبق قانون نمیتونست تابعیت بگیره
این شد که سویانگ دوباره وسایلش رو جمع کرد
با بچهای که تو بغلش بود، تصمیم گرفت زندگی جدیدی رو شروع کنه
و از کره رفت
کیم دونگ-هیون
کجا داری میری؟
هی، فکر کردی کجا داری میری؟
دونگ-هیون
کیم دونگ-هیون
بیا اینجا
مامان، من نمیخوام برم
گفتم که، نمیخوام برم! ساکت باش
میخوام برم خونه
مامان، میخوام پیش تو بمونم
مامان...! مامان
بسه دیگه
چرا مثل بچهها رفتار میکنی؟
از دیدن همهتون خیلی خوشحالم
تابستون بهتون خوش گذشت؟
آره. بله
خوبه، به منم همینطور. من دوشیزه جِین هستم
من معلم کلاس اول امسالتون هستم
چه عالی
آره، و بعدش ما
دونگ-هیون، برو داخل
سلام
خوش اومدی
میخوای بیای پیش ما؟
میتونی همینجا بشینی
یه میزِ خالی اونجاست
آره، چرا نمیای تو؟
احمق
استوارت باسمن؟ حاضرم
سلام استوارت
نیکول بریجز؟ حاضرم
سلام نیکول. خواهرت رو میشناسم
اشلی دیویس؟ حاضرم
چه پاپیون قشنگی
ممنون. خواهش میکنم
سارا جیمز؟
حاضرم. سلام سارا
دونگ-هیون... کیم؟
اوم، دونگ؟
اسمت... اسمت دونگ... هیونه؟
یا کیمه؟ کیمه؟
نه، نه، این... نه، این بده
ولی، ولی خوبه
باشه، باشه، من سر کار نمیتونم در این مورد حرف بزنم
جودی حالش خوبه پسر. اون مسخرهبازی رو تمومش کن
همسرم
ایش، اون چیه؟
داره چی میخوره؟ اون چیه؟
بوی گوز میده. حالم بهم خورد
اون تو برنجه؟ اون چیز زردها چیه؟
مزهاش چطوریه؟
واسه ناهار برنج میخوره؟ خیلی عجیبه
جرئت داری امتحانش کن. بچهها
عمراً
لطفا برگردید سر جاهاتون
چندشه! نکن. زود باش. بخورش
ندوئید
هی میره و میآد، میره و میآد
به محض اینکه بهش گفتم قبوله و معامله اوکیه
دیگه نخواست اون هارلی رو بهم بفروشه
میگه شاید من... خریدارِ لایقی نباشم
بیخیال بابا. جدی؟ جدی
برو کنار
ولی هنوزم میخوای موتور بخری، نه؟
میدونی چیه؟ فکر کنم بهم برخورده
قایقِ لعنتی نخریا. به خدا دارم بهت میگم پسر
دیدی روی قایق چی گیرت میآد؟
خب؟ اونا لباس چرمی نمیپوشن
بیکینی میپوشن
جلوی کشتی میشینن و یه ذره شامپاین میخورن
مدلها. لنگر رو بنداز
آره
تو
اگه یه بار دیگه بهم دست بزنی، میکشمت
آروم باش، خانومِ کوچولو
نه
به من دست نزن، فهمیدی؟
یالا بریم! بگردید مامان و باباتون رو پیدا کنید
روز خوبی داشته باشی
بریم. میبینمت اشلی
بالاخره
میدونم، فردا میبینیمت! خداحافظ
میبینمتون بچهها. از این طرف
خسته نباشید
دونگ-هیون؟
کیم دونگ-هیون؟
دونگ-هیون
امروزت چطور بود؟ کلی دوست جدید پیدا کردی؟
خانم کیم؟ خانم کیم، سلام. من دوشیزه جِین هستم
میتونم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟
اوه، بله
اینجا لیستی از اسمهاست
که فکر میکنم براش مناسب باشن
یه نگاهی بهشون بندازید و در موردش فکر کنید
و هر وقت انتخابتون رو کردید، به ما بگید
من خودم دیوید رو بیشتر از همه دوست دارم
مایکل جردن
نمیتونی اسم مایکل جردن رو بذاری
چرا نه؟
دیوید چطوره؟ به نظرت دیوید اسم قشنگی نیست؟
نه! میخوام مایکل جردن باشم. مشکلِ این یارو چیه؟
پس یه اسم دیگه انتخاب کن
قبلاً گفتم که، میخوام مایکل جردن باشم
نمیشه. پس یه اسم دیگه انتخاب کن
چیز دیگهای نمیخوام! میخوام مایکل جردن باشم
باشه. پس میتونی مایکل کیم باشی. یا حتی جردن کیم. اما نمیتونی
نه! گفتم که میخوام مایکل جردن باشم! مایکل جور
بس کن
رانندگی یاد بگیر لعنتی
نمیتونی مایکل جردن باشی، فهمیدی؟
دیگه هم تکرار نمیکنم
پس زود باش و یه اسم دیگه انتخاب کن
اگه نمیخوای اسمت رو عوض کنی، مجبور نیستی
میتونی همون دونگ-هیون بمونی، از نظر من مشکلی نداره
هر جوری که دوست داری رفتار کن
دونگ-هیون، داری چیکار میکنی؟
دونگ-هیون؟
دونگ-هیون، میتونی بیای یکم شکر برام بریزی؟
کیم دونگ-هیون؟
با من قهری؟
دونگ-هیون؟ میشه لطفا بیای بهم کمک کنی؟
از دستم عصبانیای؟
کیمچیِ مورد علاقهات رو درست کردم
دونگ-هیون
کیم دونگ-هیون
اومدی
میتونی یکم از اون شکر رو بریزی اینجا؟
اینجا. توی دستم
خوبه. یه بار دیگه
آفرین
میخوای یه ذره بچشی؟
واقعاً؟
پس انگار خودم باید بچشمش
خیلی خوب شده
میخوای یه لقمه امتحان کنی؟
چطوره؟
باید شیرینترش کنیم؟
نه
تندیش چی؟
خوبه
خوبه؟
یکی دیگه میخوای؟
باااشه
بگو آآآ
گیمباپِ امروزت رو دوست داشتی؟
فردا واسه ناهار چی میخوای؟
بولگوگی؟ اومورایس؟
چی میخوای بخوری؟
مامان؟
همم؟
میشه فردا یه چیز متفاوت واسه ناهارم بذاری؟
چی دوست داری؟
فقط... همون چیزی که بقیه بچهها میخورن
و بقیه بچهها چی میخورن؟
نمیدونم. فقط غذای کرهای نباشه
حتماً
این کار رو میکنم
این طرف
میشه با این روی میز رو دستمال بکشی؟
خوبه
مامان، میتونم الان برم بازی کنم؟
آره، برو بازی کن
شیم چونگ یه آرزو کرد
و خودش رو انداخت توی اقیانوس
شالاپ. شالاپ
همینطور که... غرق میشد... عمیق توی اقیانوس
چش-چش-چشماش رو باز کرد
چشماش رو باز کرد. چشماش رو باز کرد
اما در کمال تعجبِ شیم چونگ
دید که توی قصرِ اژدها از خواب بیدار شده
پاد... شاه اژدها
پادشاه اژدها
پاد... شاه اژدها
مامان؟
همم؟
چطوره که من
چرا من فقط مامان دارم و بابا ندارم؟
چون بابات رفته به آسمون
چرا؟
مطمئن نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.