نخستین 200 خط.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
هرگونه انتشار و پخش اين زيرنويس تنها با ذکر اسامي مترجمين مجاز است
هيچکس حرف منو باور نکرد
ولي من چيزهايي ميدونم که بقيه نميخوان باور کنند
تا حالا وقتي ساعتتون را نگاه مي کنيد روي بازوتون
خراش ديديد ؟
شايد گربه پنگولتون کشيده باشه شايد هم بخاطر يک شيشه شکسته باشه
اما اين اتفاق کي افتاده ؟
اصلا يادتون نمياد
اما حقيقت اينه که يک هيولا چنگتون زده
اونها دوست دارند روي آدمها بخزند
و همون زمانه که انقدر سريع حرکت مي کنند که فقط آثار خراششون به جا ميمونه
جي مو
يادت مياد چرا اينجايي ؟
پارانويا
هيولا تو اين دنيا وجود داره ؟
من ... هيچ هيولايي نمي بينم
اين چيه ؟
برش يک کاغذ
وقتي داشتيد کتاب ورق مي زديد دستتون بريده منم همينطور فکر مي کردم
اين از برش يک کاغذ نيست
اما مجبور شدم حرفي را بزنم که اون خودش دوست داشت بشنوه تا بتونم از اونجا برم
مامان . اون روز من خيلي جلوي در منتظرت بودم
اونها گفتند نتونستند پيدات کنند
الان کجايي ؟
حالت چطوره ؟
من توي يک سوپرمارکت کار ميکنم
بازار کساده
پس مديرم مجبورم ميکنه شبها اعلاميه پخش کنم
کار سختيه
اما منم سخت کار ميکنم
اميدوارم روزي که بهتر باشه را ببيني
اما فعلا من يک دختر معموليم
... چي
کي اين کارو کرده ؟
دوباره داره اتفاق ميفته
اعلاميه هات را تموم کردي ؟ تقريبا تمومه
هميشه آهسته اي
اي احمق ! آخرش اگر نتوني ادامه بدي اخراجت ميکنم
برو بيرون و اعلاميه ها را پخش کن و تا تموم نشده حق نداري بري خونه
من خيلي تلاش کردم تا جا بيفتم
اما همين الان
دوباره اون صداي عجيبو شنيدم
فکر نکنم
راهي براي خلاص شدن از شر اون وجود داشته باشه
منگ
آقا . آقا . ميخواي بري سوپرمارکت ؟
چيه ؟ بسته است . فردا بيا
فردا سالگرد افتتاحيه است . فروش ويژه داريم . 888 تا خرج کنيد و 888 تا جايزه نقدي بگيريد
انتخاب آسان . خريد آسان هر دفعه پايين ترين قيمت را داريم
گوش کن
من يک شکارچيم . شکارچي هيولا
تو اعلاميه تو پخش ميکني و من با هيولاها مقابله ميکنم
بعد از امشب . فقط همه چي را فراموش کن
باشه ؟
متشکرم
آقا ! چه هيولايي ؟ آقا
اينجا يخ زده
يک نگاه به اطراف بنداز
ما خيلي دير رسيديم
في
في
اونها مشکلشون چيه ؟
بهت که گفتم امروز روز خوبي ميشه
ميبيني ؟ اگر اينو بگيريم بقيه سال کارمون حله
تو يک آفت واقعي هستي بايد خودم داد و قال کنم . درسته ؟
هي . اونجا رو
تو چي هستي ؟
تو ميتوني منو ببيني ؟
رييس . اون ميتونه منو ببينه
بيا اينجا
بيا
اونجا . پاهاشو بلند کن
اون خيلي سنگينه
بايد با پليس تماس بگيريم ؟
با پليس تماس بگيري و بهشون بگي يک هيولا ديدي ؟
اون چي بود ؟ شايد کنتور زده بالا
الان دما چقدره ؟
بذار يادت بندازم هيولا بيدار ميشه
و هر لحظه بدون تهويه هوا ممکنه پيداش بشه
چيزي نگو
همينجا بمون و بيرون نرو بيرون خيلي خطرناکه
هي خانم . اون شوخي نمي کنه
همونطور که گفت ما شکارچي هاي هيولا هستيم
اولين قدم براي شکار هيولا به دام انداختن اون به وسيله يک افسونه
رييسم داره يک منطقه زندان براش درست ميکنه
نگران نباش . من هواتو دارم
... با توجه به
همکاري خوب شما دو تا اونها را خوب ميکنه
مثل سرماخوردگيه
نگران نباش . حالشون خوبه ميفهمي ؟
نه نه نه . اونها تکون خوردند
اونها زنده هستند پس معلومه که تکون ميخورند بهت که گفتم داخل بموني
طلسمو کامل کردي ؟ آره . انجام شد
از سر راه برو کنار . اينجا خطرناکه با دام فريبش بده
چرا هميشه اين بلاها بايد سر من بياد ؟ بيا چاقالو
انگا يکم کارديو لازم داري
دنبالم بيا
همينطوري نفس بکش . ادامه بده
بيا . بايد يک جاي امن براي قايم شدن پيدا کنيم
از اين طرف
هي چاقالو
چرا اونها را دنبال مي کني ؟
بيا . با من بيا
يالا . بيا دنبالم
داداش ! تمرکزت روي من باشه
داري چکار ميکني ؟ کاغذ ؟
دارم ميندازمش تو تله از اون طرف . برو
بيا
اينجا خيلي به هم ريخته است از کجا بفهمم از کدوم طرف بايد برم ؟
برو
خيلي سريعه
به هم ريختن قفسه هاي فروشگاه تو رو نقطه هدف نميکنه
مگه دارم باهات شوخي ميکنم ؟
قلقلک بده ! قلقلک بده ! اونقدر قلقلکت ميدم تا بميري
بيا منو بگير . اما تو که نميتوني
شما حالتون خوبه ؟
اي لعنتي
فشار بده
هي چاقالو بيا اينجا
حالا بايد با نسخه واقعي من روبرو بشي
رييس . مواظب دختره باش
وقت نمايشه
اوه
گوه خوردم . گوه خوردم
داشتم شوخي مي کردم . تو چرا انقدر جدي گرفتي ؟
ديگه گير افتادي چاقالو
سرگرم شدي ؟
اگه ميتوني بيا منو بگير
بهم نشون بده چي داري
ديگه نميتوني حرکت کني . ها ؟
اگر راست ميگي الان خودنمايي کن فکر کردي خيلي جذابي ها ؟
چرا آزاد ميشه ؟
چي ؟
تو دايره را نبستي
ببين چکار کردي
برو
دختره
خيلي بحال بود اما ديگه اين کارو نکن
حالا روشن شد که من توهم نزده بودم
کس ديگري هم در دنيا هست که ميتونه هيولاها را ببينه
حالت خوبه ؟
حالا حرفمو باور ميکني ؟ وظيفه ما تبديل هيولاها به کريستاله
کاغذ . بيا بريم
من هنوز داشتم حرف ميزدم
.. تو هيولا زياد مي بيني ؟ و من
تکونش بده مرد خوب
مي بينمت
هي
تو .. حالا من با اين به هم ريختگي چکار کنم ؟
خانم . من بهتون گفتم که بخاطر هيولاها اينجا اومديم
بايد خدا را شکر کني که زنده اي
بالاخره کسي که دنبالش بودم را پيدا کردم
بيارش پيش من
همش دارم به اون دختره فکر ميکنم
تو سوپرمارکتو با اون همه به هم ريختگي ول کردي
بايد احساس گناه داشته باشم ؟
با فروشنده تماس بگير ببين کريستال چقدر ميارزه
چشم
متوجه شدي که يتي همينطور دنبال دختره مي رفت ؟
از نظر تو عجيب نبود ؟
چيش عجيب بود ؟
خوب . هيچي تو اين دنيا عجيب نيست
به شغل من نگاه کنيد
بعضي آدمها دزد مي گيرند
اونوقت من هيولا مي گيرم
ما ميريم همونجايي که هيولاها مي روند
هيچوقت از خودم نپرسيدم اين واقعا همون کاريه که من بايد انجام بدم
هر چند ، ديگه براي پرسيدن اين چيزها خيلي دير شده
چرا قفله ؟
تو اين کارو کردي ؟ ميخوام با پليس تماس بگيرم
حدود ساعت 10 شب ، سوپرمارکت ما را اين ابله ها خراب کردند
رييسمون ما را بخاطر تنبلي سرزنش کرد و اون هم براي اينکه انتقام بگيره همه جا را خراب کرد
ديدي ؟ اونها دارند درباره تو حرف مي زنند . درسته؟ اين همون دختره توي عکسه
اسم او لي جي مو است اون همه را ناک اوت کرد . اصلا ديوانه است
تمام وسايلت اينجاست برشون دار و برو
ديگه اتاق براي اجاره نداريم
رواني
اون خيلي بچه خوبي به نظر ميرسه چطور تونسته همچين کاري انجام بده ؟
مامان
تو دوباره هيولاها را ميتوني ببيني ؟
ببين . اونجاست
يک هيولا داره دنبالم مياد
هر دفعه کار اشتباهي انجام ميدي ميگي تقصير هيولاها بوده
همه ميگن من يک رواني بزرگ کردم
الان خوشحالي ؟
ميدوني چرا اينجايي ؟ پارانويا
با عرض پوزش . شماره اي که با آن تماس .. گرفته ايد اشغال مي باشد . لطفا دوباره
من خيلي سعي کردم عادي رفتار کنم
... مامان
تو الان کجايي ؟
رييس . طلسم صلح کنده شده
نميتوني فقط اون درو باز کني ؟
نميخواستم همسايه ها مزاحمم بشوند اينطوري بهم خوشامد ميگي ؟
اگر برادر ژنگ نبودي وقتمو اينجا تلف نمي کردم
شارلين پول کافي آوردي ؟ ما امروز چيزهاي واقعا خوبي داريم
خوب . کريستال يتي کجاست ؟
کريستال کجاست ؟
اوه نه
کجاست ؟
No comments yet. Be the first to leave one.