Sterling Point

Sterling Point

دانلود زیرنویس Farsi/persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Sterling Point 2026 S01E01 1080p AMZN WEB H264-NESTED
ناشر NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-08-05
تعداد دانلود: 86
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi/persian

نخستین 200 خط.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫صداساز رو خاموش کن.

‫لعنت به این روزگار.

‫صداساز رو خاموش کن.

‫- خوبی؟ ‫- آره، منتظرم وارتون بهم خبر بده.

‫وارتون کیه؟

‫میخوای یه چیز ناز بشنوی؟

‫- فکر کنم دوباره عاشق شدم. ‫- آخ جون. همونیه که دیشب صداش رو شنیدم؟

‫خدای من. اونو شنیدی؟

‫- آره. ‫- آره، میدونی

‫همون دانشجوی ‫فرانسوی خوشگلِ تبادلی؟ اسمش...

‫- نه. ‫- ...یه چیزی شبیه کاپوچینو هست.

‫هی، ریلکس کن. چرا واسه یه اردوی تابستونی ‫اینقدر استرسی داری؟

‫این یه اردوی تابستونی نیست.

‫این برنامش از همه برنامه های ‫مدرسه بازرگانی الیت تره،

‫همون مدرسه رویایی خودم، همون میونبر ‫برای ورود به اون مدرسه،

‫همون مهمترین لحظه زندگیم.

‫- این که عملاً تابستونه. ‫- آره، تابستون قبل از سال آخر.

‫- دقیقاً. پس به کی ربط داره؟ ‫- به افسرای پذیرش دانشگاه.

‫تو هفده سالته. ‫طوری رفتار میکنی که انگار سی سالته.

‫فکر نمیکنی پشیمون میشی که تابستونت رو ‫به خوشگذرونی و ولنگاری نمیگذرونی؟

‫نه واقعاً. نه.

‫- صبح بخیر. ‫- سلام، صبح بخیر.

‫- براگل گرفتم. ‫- ممنون.

‫اوه، چه قهرمانی.

‫خب، اوضاع چطوره؟ از وارتون خبری شد؟

‫هنوز نه.

‫- و اون خیلی نسبت به این قضیه بی خیاله. ‫- عالیه.

‫چیه؟ همینه؟

‫آره؟ نه؟

‫قبول شدی؟

‫کانر؟ داره گریه میکنه.

‫نمیتونم بفهمم خوشحاله یا حسابی ناراحت.

‫شما چطور دوقلویی هستین؟

‫- شماها... ‫- انی، خوبی؟

‫- دارم هضمش میکنم. ‫- باشه.

‫آره؟

‫پایان زندگی که براش خودمو تصور میکردم.

‫خیلی متاسفم. خیلی متاسفم. هی، بغلت کنم؟

‫- لطفاً؟ ‫- آره.

‫- همه چی تموم شد. اشکال نداره. ‫- باشه.

‫- ممنون. اوم... ‫- دوستت دارم.

‫- فکر کنم بغل به اندازه کافی بود. ‫- باشه، من میرم.

‫ببین، اگه تو رو نخوان، خودشون ضرر میکنن.

‫واقعاً...

‫واسه گفتن این حرف خیلی دوستت دارم، ممنون. ‫اما عملاً به ضرر خودمه.

‫- به معنای واقعی کلمه. ‫- چه میشه اگه از یه زاویه خوب بهش نگاه کنیم؟

‫میدونی؟ تو 17 سالته. ‫لیاقت خوشگذرونی داری. میتونی سفر کنی.

‫- میتونی با کانر بری یونان. ‫- هی، وایسا! نه، نه، نه.

‫- اون یه سفر من و کاپوچیه. ‫- کیه؟

‫چرا نمیری تایلند

‫با همون دوست پسر صددرصد دگرجنس‌گرات؟

‫نمیتونم باهاش بی‌نهایت کنم ‫تا وقتی که خودش آماده نباشه آشکارسازی کنه.

‫ما از کلاس ششم باهم بودیم. ‫ممکنه دوگانه‌گرا باشه.

‫- منصفانه هست. ‫- و اسمش کاپوسین هست.

‫اگه میخوای بهش اچ‌پی‌وی بدی، ‫دست‌کم درست تلفظش کن.

‫- من اچ‌پی‌وی ندارم. ‫- میدونم نداری. تو اچ‌پی‌وی داری.

‫انی، قول میدم همه چی خوب میشه. ‫سعی کن زیاد نگران نباشی.

‫مخصوصاً واسه یه اردوی تابستونی.

‫برنامه تابستونیه.

‫- اردو. ‫- داداش.

‫میشه همه‌مون...

‫- برنامه تابستونی. ‫- آره.

‫- انی تو برنامه تابستونی قبول نشد. ‫- اردو.

‫باز اشتباه گفتم. ‫خیلی متاسفم.

‫برنامه تابستونیه.

‫لعنتی، راست میگی.

‫- اردوی تابستونیه. ‫- موافقم.

‫- بازم اشتباه کردم. ببخشید. ‫- برنامه تابستونی.

‫صبر کن. من واکسن اچ‌پی‌وی رو زدم؟

‫چون اون راست میگه. ‫این ویروس همه جا هست.

‫- خوبی. ‫- صبر کن، بابا، جدی میگم.

‫این ویروس بهت سرطان مخرج میده.

‫آره، میدیم.

‫علائم اچ‌پی‌وی.

‫بیا دوباره و دوباره اجرای سینتیا اریوو ‫از "ادلوایس" تو کندی سنتر رو ببینیم.

‫واقعاً آرامش‌بخشه.

‫قبلاً انجامش دادم.

‫- چی؟ ‫- آره. حتی فایده‌ای نداشت.

‫- الان تابستون چیکار کنم؟ ‫- نمیدونم. میتونی...

‫- شروع کنی به مصرف اس‌اس‌آر‌آی؟ ‫- آره.

‫ولی حس میکنم ‫شخصیت اعتیادپذیری دارم، پس...

‫میدونی چیکار میتونم بکنم؟ ‫میتونم الان با تو بیام تایلند.

‫میتونه جالب باشه.

‫دلیلی داره که نمیخوای من بیام؟

‫نه. نه. اصلاً. خیلی دوست دارم.

‫فک کنم فقط...

‫فک کنم یه جورایی توقع داشتم این تابستون

‫یه جور "کار خودمون رو بکنیم" باشه.

‫ببخشید. تو داری، مثل اینکه...

‫- میگی واسه تابستون از هم جدا بشیم؟ ‫- نه.

‫- انی، نه. ‫- باشه.

‫چی؟ نه. من فقط...

‫- مگه تو میخوای واسه تابستون جدا بشی. ‫- باشه. الیور، بیا فقط...

‫- باشه. ‫- همه چی خوبه. این... چه خبره؟

‫من میگم تو...

‫- چه خبر، بچه ها؟ ‫- کانر!

‫- پدربزرگ مُرد. ‫- چی؟

‫نه "پدربزرگ" واقعی. پدر مامان. ‫همونی که ظاهراً افتضاح بوده.

‫ببخشید. بود.

‫چه خبر، الیور؟ موهات رو دوست دارم.

‫ممنون. شما یه پدربزرگ دیگه هم دارید؟

‫پدر مامانمون. ولی میدونی چطور نمیتونیم ‫درباره مامان حرف بزنیم

‫چون بابامون اخمو و ناراحت میشه؟

‫درباره این پدربزرگ هم همینطوره. ‫از وقتی مامان مُرده، ندیدیمش.

‫- یعنی کل زندگیتون؟ ‫- آره. ظاهراً آدم بسیار زورگیری بوده

‫- و همه ازش متنفر بودن. ‫- از کجا فهمیدی مرده؟

‫یه نفر از دفتر وکالت زنگ زد ‫و شروع کرد به حرفای حقوقی زدن.

‫و من گفتم، "لعنتی. کمک. یه بزرگتر لازم دارم.

‫- خواهرم با شما تماس میگیره..." ‫- من میگیرم.

‫تو فقط باید بری چون ما داشتیم حرف میزدیم.

‫- تو و من؟ نه. ‫- آره.

‫- باشه. ‫- نه، نداشتیم.

‫- نه، داشتیم. این بی‌ادبیه. ‫- و این به اندازه...

‫به اندازه مرگ یه پدربزرگ ‫ازخودبیگانه مهم نیست.

‫تقریباً هیچی.

‫- شما باید باهمدیگه حرف بزنید. ‫- ممنون.

‫- خیلی برای فقدانتون متاسفم. ‫- ممنون.

‫باشه.

‫- دوست دارم، عزیزم. ‫- خداحافظ.

‫- بالاخره میخواست آشکارسازی کنه؟ ‫- میکشمت.

‫- نه! ‫- نابودت میکنم، لعنتی!

‫خب، ممنون که قبول کردید ببینیدم.

‫هیچ نکته شخصی‌ای فراتر از ‫ این دستورالعمل‌ها نیست،

‫پس مستقیم میریم سر اصل مطلب.

‫خیلی خب. گوردون به تو، استیون، ‫چیزی نذاشته.

‫هیچی.

‫و به کانر و انی جیکابسون،

‫گوردون شما رو ذی‌نفعان ‫ امانت‌نامه‌اش قرار داده،

‫که وقتی ۱۸ ساله بشید، کنترلش دست شماست.

‫شامل...

‫یک قطعه زمین در کانادا.

‫- اون کانادایی بوده؟ ‫- با کانادا شوخی نکن.

‫آره. در ماسکوکا.

‫- من واقعاً از گرگ میترسم. ‫- یعنی مامان کانادایی بوده؟

‫- لهجه‌اش خیلی غلیظه. نمیفهممش. ‫- هیچکس اینجا کانادایی نیست.

‫- میشه لطفاً... ‫- آره.

‫- ببخشید. ‫- گوردون همچنین

‫این نامه‌ها رو برای انی و کانر گذاشته.

‫- خیلی ممنونم. ‫- ببخشید.

‫میشه نامه‌ها رو بخونیم؟

‫بعداً دراینباره حرف میزنیم. ‫باید برم سر کار.

‫- بابا، اونا مال ما هستن. ‫- آره.

‫- هی. ‫- بله؟

‫هر چیز دیگه‌ای درباره این موضوع ‫مستقیماً به من گفته بشه.

‫متوجه میشی؟

‫باشه.

‫و باز هم، خیلی برای ‫درگذشت پدربزرگتون متاسفم.

‫- راحته. ما که نمیشناختیمش. ‫- کانر.

‫واقعاً؟ تولدت؟

‫باشه.

‫"انی. بزرگترین حسرتم اینه که ‫بیشتر برای دیدن تو تلاش نکردم."

‫"به خاطر این نبود که دوستت نداشتم."

‫"نباید با این برنامه ‫موافقت میکردم. متاسفم."

‫"امیدوارم استرلینگ پوینت ‫حقیقت رو برملا کنه."

‫"این محبوب‌ترین جای مادرت روی زمین بود."

‫"اما مهم‌تر از همه، انی، پیداش کن."

‫"بعد از من بهش نیاز خواهد شد. ‫با عشق، گوردون."

‫لعنتی.

‫ممنون عزیزم. بگم "بونژور"؟

‫"مرسی" هست.

‫هی، کانر.

‫واقعاً باید یه دقیقه باهات حرف بزنم.

‫سلام. تو کاپوسین هستی؟ سلام.

‫من انیم. از آشنایی با تو خوشحالم.

‫انگلیسیش خیلی خوب نیست.

‫- من انگلیسی‌ام روانه. ‫- چی؟ نه.

‫- آره. خدای من. ‫- کانر، باید تمرکز کنی

‫چون این یه مسئله نسبتاً فوریه.

‫گوردون کل زندگیمون برامون نامه مینوشته. ‫بابا توی گاوصندوق قایمشون کرده.

‫صبر کن. ما گاوصندوق داریم؟

‫آیا الماس توش پیدا کردی؟ ‫جواهرات نابی؟

‫کانر! توی آخرین نامه‌ای که گوردون نوشته، ‫گفته "پیداش کن."

‫- پیدای کی؟ ‫- دقیقاً! یه چیزی داره اتفاق میفته.

‫باید الان بفهمیم چه خبره.

‫اون حتی از نظر خونی به ما ربطی نداره. ‫حالا که مُرده، چه فرقی میکنه؟

‫برات مهم نیست که بابا کل زندگیمون ‫به ما دروغ گفته؟

‫شماها فرزندخوانده‌اید.

‫آره. پدر و مادرمون سعی کردن بچه‌دار بشن، ‫ولی بابامون اسپرمش مشکل داره، پس...

‫اون تنها خویشاوند خونی منه.

‫- باید برم کانادا. ‫- اگه میخوای تو این قضایا کنکاش کنی،

‫برو جلو،

‫ولی لطفاً اینو برای من خراب نکن.

‫نمیخوام چیزی رو برات خراب کنم.

‫ولی میتونی، یه جورایی، منو پوشش بدی

‫اگه بخوام برم؟

‫- بگو با الیور تایلندم. ‫- آره، باشه. هرچی.

‫باید بریم وسایلمون رو ‫برای پرواز به ایبیزا ببندیم.

‫- فکر کردم داشتید میرفتید یونان. ‫- آره، ایبیزا، یونان. احمق.

‫آره.

‫ببخشید، بابا.

‫ببخشید.

‫ببخشید. میشه یه بالش و پتو بدید، لطفاً؟

‫ما اینا رو فقط برای پروازهای ‫ بیشتر از دو ساعت داریم،

‫- ولی بذار ببینم چی پیدا میکنم... ‫- پرواز بیشتر از دو ساعت نیست؟

‫ما در نیویورک سیتی هستیم، خانم. ‫مقصد تورنتو.

‫پرواز ۴۵ دقیقه‌ست.

‫چهل و پنج دقیقه؟

More Farsi/persian subtitles for Sterling Point

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left