نخستین 200 خط.
چی...؟
واقعاً، پسر؟
!هی، پسر - !هی، الفرد -
هی، پسر، پول این آیینه رو میخوام، پسر
!الفرد
هی، الو؟ الو؟
!هی، هی، هی
پسر، میدونم میشنوی دارم باهات صحبت میکنم، پسر
دارم انگلیسی صحبت میکنم - خیلیخب، خونسرد باشید -
بیاید آروم نگهش داریم، خیلیخب، بچهها؟
...مردکه، اگه از جلوی روـم نری کنار - !وُرلداِستار - وبسایتی که در آن فیلمِ دعوا، دزدی و... سیاهپوستان :worldstar ] بارگذاری میشود؛ و قبل از دعوا این واژه را فریاد میزنند که اشاره به [ این دارد که قرار است از واقعه فیلم بگیرند تا همه آن را ببینند
نه، اون کار رو باهامون نکن - نه، نه، نه، نه -
به نظر خودم خیلی مردونگی کردم که به آرومی درخواست خسارت کردم. پس یالا، داداش
نه، شماها امشب آسوپاساید
خب، شما سعی دارید قبل از یکربعبهیازده وارد کلاب بشید که یعنی سعی دارید قبل از یازده وارد کلاب بشید
که یعنی شما هم آسوپاساید. اینجا کسی واسه کس دیگه - خودنمایی نمیکنه - کسی واسه کس دیگه خودنمایی نمیکنه
سلیطه، میشه لطفاً خفهخون بگیری؟ - !با من اونطوری حرف نزن -
من هرجور با هرکی دلـم بخواد حرف میزنم. اگه مشکلی دارید، میتونیم حلـش کنیم. ولی ماشین من ربطی به این ماجرا نداشت، پسر
وایسا، وایسا، پسر، همین الآن داره یه دژا وو»ی دیوانهوار بهم دست میده»
خیلیخب، اون سگه که روـش تگزاس داره کجاست؟ اشاره به لکۀ سفید در پشت سگ که به شکل ایالت تگزاس ] است. صاحب سگ موردنظر همان شخصیست که در پایان این [ قسمت سعی دارد «ارن» را متقاعد کند که از ساندویچ گاز بزند
اوه، اوناهاش
دیوانهواره، پسر
هی، رفیقـت چشـه؟
هی، نگران آیینه باش، پسر
یه آیینۀ دیگه بخر. تو «پیپربوی»ای
ثروتمندی، درستـه؟ - وو، وو، وو -
تو «پیپربوی»ای؟ - خودت میدونی -
پسر، تو خیلی بهدردنخوری، اون میکستیپ «پوستال»، آشغال بود
«چی بود اسمـش؟ «ماکین
ماکین ... ماکین دیگه چه کوفتـیه، «پیپربوی»؟
پسر، خودت میدونی چیه، توی آهنگِ «این د هود» شرحـش ...دادم، مردکه. اصلاً چرا داریم حرف میزنیم، پسر؟ چرا
تف توـش، قضیه چیه؟ چی میگی؟
«این قطعاً میره روی «وُرلداِستار
نه، اینطور نیست! بس کن
مردک، چیکار میکنی؟
مردک، خودت چیکار میکنی؟ - خیلیخب، چی میگی؟ هوم؟ آره -
افرادم اونجا منتظرـمان
مراقب باش، عزیزم. چی میگی؟
یالا! چی میگید؟
صبر کن
این خیلی عجیبـه، پسر
اوه، خدای من
چرا بیدارـی؟
یه خواب عجیب دیدم
داشتم داخل این استخره شنا میکردم ولی شبیه اقیانوس بود و داشتم با یه جلبک دریایی شنا میکردم، ولی جلبک دریایی نبود
مثل، دست بود
و داشتم با این دختره شنا میکردم و اون میگفت که اگه دستها بگیرنـت
میکـِشنـت پایین و غرقـت میکنن پس بالاتر ازـشون، شنا کن
هوم. پیچیدهست - میدونم -
...فکر کنم در مورد جامعهست، چون
دختره کیه؟
نمیدونم
چهشکلیـه؟
چاق بود
و جالب نبود
خیلیخب
حسودیـت شد؟
،از داستانـت نااُمید شدم
،چون اول میگی که اون چاق و رواَعصابـه
و یهویی برمیگردی و با این سلیطه عشقبازی میکنی
من اصلاً نگفتم که با هم عشقبازی کردیم
عشقبازی کردید؟ - آره. آره، کردیم -
اوه، پسر
من میشناسمـت - نه، تو من رو نمیشناسی -
اوه، نه - چیه؟ -
بوی دهنـم
اوه، عاشقـشام. چیه؟
کاری؟
دستـم انداختی؟ - مثل یه کاری شدیداً تند؟ -
دیگه داری هذیون میگی
اوه، خوشـم میاد
چیکار...؟ - عاشقـشام -
خیلی احمقای
برام مهم نیست
بهم بگو دوستـم داری
چرا خندهت گرفت؟
چون همیشه اینو میگی، و «منم همیشه میگم: «البته
پس چرا خیلی راحت نمیگی «دوستـت دارم»؟
دوستـت دارم
بیدار شده
قراره با تودلبروییـش همهمون رو بکُشه
یادته که «لاتی» امشب پیش تو میمونه، درستـه؟
سلام علیکم
البته که یادم بود
یادم نبود
چون من جلسۀ اولیا و مربیان دارم
همچنین، نمیخوام همیشه خونۀ مامانبابات باشه
اون اینجا زندگی میکنه
قول میدم خونۀ مامانبابام نمیمونه
بعد از کار میرم دنبالـش
و اگه قراره اینجا بمونی، باید توی اجارهخونه کمکـم کنی
.امشب پول رو بهت میرسونم ساعت چند برمیگردی؟
نمیدونم، احتمالاً طرفهای یازده؟
یازده؟ یازده یهمقدار دیرـه
اولیا رو میبری «مجیک سیتی»؟ «فالیز»؟ میدونی، «چیتاز» واسه این کار، جای بهترـیه
قرار دارم
تو امشب پیش بابائی
مامان امشب با یه پسر جلف میره سر قرار
آره، یه پسر جلف
چی؟
نه، این تأثیر عالیای روی زندگیـت داره
خیلی ممنون
پرواز خوبی داشته باشید
...عذر میخوام، قربان - گُه نخور -
میدونم، نه؟
واقعاً گستاخانه بود، پسر
هی، هی، دیشب توی کلاب کامپاند» غوغایی به پا بود»
پسر، پسرعموـم هشت تا بطری توی اون خرابشده سفارش داد
نفری سه تا هرزه تور کردیم، داداش
اوضاع خفنی بود
هی، قراره واسه سهشنبۀ 2دلاری بریم کلاب «التیمیت». میخوای بیای؟
ارن
هی، ارن
گرفتم
«قیافهای که وقتی سر کار، نشئهای»
ون» داره با افراد دیگه میره سر قرار»
من رو از خونه میندازه بیرون
همچنین من آسوپاسام و نمیتونم کسی رو ثبتنام کنم، چون یه پیرزن نیستم
با این میتونم برم به دریای کارائیب؟
خب، البته که میتونی، عزیزـم
حتی بهت یه پرواز اضافی هم میدم
در صورتی که به لاسزدن با من ادامه بدی
اوه، باشه
این سلیطه شگفتانگیزـه
اون واقعاً زنندهست
نمیدونم، من باشم نگاه میکنم
این زنندهترـه
هی، اون میکستیپ جدید پیپربوی» رو شنیدی، پسر؟»
شنیدم این جمعه میاد بیرون، پسر
کار آخرـش معرکه بود
من زیاد این کارها رو دنبال نکردهام، پسر. نمیشناسمـش
پسر، از غارـت بزن بیرون، پسرک
،هی، ببین، اینجا رو باش ویدیوـش رو اینجا دارم
هی، محشره، نه؟
اون خالهزادهمه
لعنتی، چه گوشتیـه
حرفهام برات عجیبـه؟
.«نه، «پیپربوی پیپیربوی» پسرخالهمه»
اگه اون پسرخالهته، پسر، باید تا قبل از اینکه باهاش قرارداد امضا کنن، بری سراغـش، پسر
بهش هفت «اِم» رو پیشنهاد کنی [ Manpower - Material - Money - Methods Machine - Moral - Management of time ]
یه پیشنهاد واقعیـه؟
اون «اِم»های واقعی، پیشنهاد واقعیـه
خیلیخب، پسر، بعداً میام پیشـت
کجا میری؟ میری باهاش صحبت کنی؟
هی، سلام من رو بهش برسون
اینی که توی ویدیو کنار ممهگندههاست، واقعاً پسرخالهته؟
تو «پیپربوی» رو نمیشناسی
پسرـم
سلام، بابا. مامان کجاست؟
سلام، ارن - سلام، مامان -
چطورـی؟ - خوب -
تو چطورـی؟
خوبام - خوبـه -
میخوای تعارف کنی بیام تو؟
نه - چرا؟ -
وسعـم نمیرسه
بیخیال، واقعاً فکر کردی واسه پول اومدهام اینجا؟
همین فکر رو میکنیم، بله
دنبال الفردم. همچنین، میتونید برید لاتی رو از خونۀ کایا بردارید؟
من دارم یه کار گیر میارم و «ون» هم سر قرارـه
کار پیدا کردی؟ - هی، خوش به حالـش -
آره، کار پیدا کردم
و ممنون، مامان
من پسرـتام، ارن
من قبلاً اونتو پیش شما زندگی میکردم، یادته؟
قبلاً؟ دیروز وقتی اومدم خونه، یه تیکه عن به اندازۀ بازوـم منتظرـم بود
قراره انقدر باهوش باشی که یادت نَمونه سیفون رو بکشی؟
من نبودم - تو بودی. چک کردم -
بهتره یه چیز درستحسابی بخوری
بهجای اونهمه آبنبات و کلوچه و هر چیز دیگهای که ریده بودیشون
با یه تیکه چوب، جداشون کردی؟
الفرد توی «آپارتمانهای گلنوود»ـه
دوستـت دارم، پسرـم
هی، این شیره به درد میخوره؟
واسه چه کاری؟
نوشیدن
نه، پسر، ازـش برای نوشیدن استفاده نکن
چشمیتون شوخیبردار نیست
اون دریوسـه
کلوچه؟
ممنون
...خب، زو تایکون - میخوای توی کار «پیپربوی» دست داشته باشی -
چی؟
نه - بیخیال، پسر -
مردم الکی خوشرفتاری نمیکنن، ارن
آخرین باری که با یه دختر که سعی نداشتی ترتیبـش - رو بدی، خوشرفتاری کردی، کِی بود؟ - امروز صبح
داری در مورد دخترـت صحبت میکنی، پسر. قبیحـه
نه، اگه سعی میکردم ترتیبـش رو بدم، قبیح بود
صدقه نمیخوام، میخوام کارـت رو مدیریت کنم
مدیریت؟
میدونی کلمۀ «منیج» از کجا نشأت میگیره؟
«منـوس». به لاتین یعنی «دست»
شاید، ولی بهخاطر استدلالـم میگم نه
...منیج» از کلمۀ «من(مرد)» نشأت میگیره، و»
اون توی حیطۀ تو نیست
حیطهم؟ - آره، پسر، من به مالکوم احتیاج دارم -
تو خیلی شبیه مارتینای
میدونی باهاش چیکار کردن؟ کشتنـش
مالکوم رو هم نکشتن؟
اوه، نه. همچین حرفی زدن. ولی کسی تا قبل از مراسم خاکسپاری، جنازه رو ندید
No comments yet. Be the first to leave one.