Steve Jobs: The Man in the Machine

Steve Jobs: The Man in the Machine

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Steve Jobs The Man in the Mane 2015 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
ناشر Barcelona
تصحیح کامل

برچسب‌ها

BluRay
1080
تاریخ انتشار: 2018-11-05
تعداد دانلود: 61
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تقدیم به هواداران استیو جابز

ترجمه و زیرنویس از علی حنیفه

بعد از اون همه مدتی که طول ...کشید تا اینو درست کنیم

خدایا، اینجا رو ببین من تو تلویزیونم

هی،این شگفت انگیز نیست؟- چرا هست-

تو توی تلویزیون نیویورک هم هستی- چی گفتی؟-

تو توی تلویزیون نیویورک هم هستی- نه نه-

آره هستی- واقعا؟ جدی میگی؟-

آره تو نیویورک هم میبیننت- خدایا-

میتونی اینو بزاری تو گوشت

واقعا؟- یه گوشی صدائه-

اونا میخوان باهات حرف بزنن- این واقعی که نیست، نه؟-

شما الان فقط یه عکس از من میخواید؟

اونا اول اینجا تورو مینشونن- خدایا-

لازمه که بهم بگید اتاق استراحت هم کجاست

چون من واقعا در حد مرگ مریضم

و آماده ام که هر ...لحظه بالا بیارم، پس

دقیقا بغل همین راهرو عه- عالیه چون واقعا شوخی نمیکنم-

ما آماده ایم آقایون نیویورک منتظر یه تصویر از ایشونه

اگه چشمامو ببینین متوجه میشین که یکم گریه کردم

و این یکم مسخره به نظر میاد چون من تا حالا این مرد رو ندیده بودم

میدونم زندگی زودگذره اما فقط، میدونید

انتظار داشتم یکم بیشتر تو این دنیا میموند

مطمئنم که همه اینو میدونن اما خب میدونی

آی مکی که الان دارم ازش استفاده میکنم میدونید، اون ساختتش

اون آی مک رو ساخت مک بوک رو ساخت

مک بوک پرو رو ساخت مک بوک ایر رو ساخت

اون آی فون رو ساخت آی پد رو ساخت

آره اون آی پد تاچ رو ساخت اون همه چی رو ساخته

* هی آقای دایره زن برای من یه آهنگ بزن*

* من خواب آلود نیستم و جایی هم نیست که بخوام برم *

* هی آقای داره زن برای من یه آهنگ بزن *

* با صدای صبحگاهی جنگل من دنبال تو میام *

این خیلی عجیبه که همه سیاره باهم حس کنن که یه نفر رو از دست دادن

اما بعد از فوت استیو جابز

سازنده اپل و یک رویاپرداز فوق العاده

همه روزه ما میدیدم که انگار دنیا دچار رستاخیر شده

تو فیس بوک خیلیا عکس پروفایلشون رو به لوگوی اپل تغییر دادن

با یه نوار مشکی که نشانی از احترام بود

ما هشتگ "استیو متشکریم" رو بررسی کردیم

و بهترین توییتی که من دوست داشتم از دیشب

چهارتا حرف ساده بود که میگفتم "آی سد "من ناراحتم

سلام

وقتی استیو جابز فوت کرد من گیج شده بودم

چه غم بزرگی بود برای میلیون ها آدمی که استیو رو نمیشناختن حتی

این وضع رو برای جان لنون و مارتین لوتر کینگ هم دیده بودم

اما استیو جابز خواننده یا یه قانون گذار عمومی نبود

بسیاری از مفسران شگفت زده شده بودن

از این سرعت و قدرت این موج احساسی

این چی بود؟ من که میگم عشق خالص

جابز ثابت کرد که یکی از و شاید تنها فردی بود در دنیا که

توانست فناوری ای رو درست کنه که مردم اون رو دوست داشتند

وال-ای

من فیلم وال-ای رو دوست دارم همونی که پیکسار جابز ساخته

و من آی فونم رو هم دوست دارم

اما غم از دست دادن جابز خیلی بزرگتر از کارهایی که برای ما کرد بود

ما برای اون عزاداری کردیم اما چرا؟

پشت پرده، جابز آدم ظالم، متقلب و بیرحمی بود

اگرچه اون قلب مارو با اینکه اپل ایده های برتر رو ارائه میده، تسخیر کرد

مثل بقیه شرکت ها نبود متفاوت بود

صبح بخیر و به اجتماع سالانه سهامداران اپل در سال1984 خوش آمدید

دوست دارم که مجلس رو با یک شعر قدیمی شروع کنم

یک شعر 20ساله از دیلن از باب دیلن

نویسندگان و نقادانی که با قلمتون پیشگویی میکنید، بیاید

و چشمانتان را خوب باز نگه دارید که شانس دوبار نمی آید

و درباره چرخی که هنوز درحال چرخیدن است قضاوت نکنید

و درباره اینکه چه کسی آنرا میچرخاند هم صحبت نکنید

برای بازنده ای که ممکن است برنده شود برای زمانی که آنها تغییر میکنند

جابز عاشق دیلن بود نمیدونم شاید بخاطر اینکه اون یه جور نبود

اون یه راوی بود که میتونست هرچیزی که ما دوست داریم باشه

من حتی نمیدونم که "به اندازه برج ساعت" چه معنی میده

فکر میکنم یکی از بهترین و زیبا ترین و

ناب ترین قطعات شعری بود و برای من، مثل استیو بود

باید خارج از اینجا راهی باشد ...اون میگفت

چی بود؟

دلقک به دزد گفت

اون هردوتاشه

* حتما باید راه خروجی از اینجا باشد *

* دلقک به دزد گفت *

* اینجا خیلی سردرگم کننده س *

* من نمیتونم رها نشم *

* مرد تاجر، اونا نوشیدنی منو خوردن *

* شخم زن زمین من رو شخم زد *

* هیچکدوم از اونا دیگه اینجا نیستن *

* که بدونن چی ارزش داره *

چیزی اینجا توی زندگی درجریانه

بالاتر از زندگی و کار و کارنامه

روی دیگر سکه ای هم هست

این همون چیزیه که

باعث میشه مردم بخوان به جای بانکداری شاعر باشن

و من فکر میکنم این همون روحی هستش که میشه توی یه محصول قرارش داد

و این محصولات میتونن تولید بشن و به دست مردم برسن

و اونا میتونن این روح رو حس کنن

کامپوتر یه وسیله درسته یه وسیله هرروزه

یک راه ساده برای فهمیدن سرچشمه اینکه چطوری کار میکنه

اینکه کامپیوتر تقریبا مرده

اون بدون اینکه کسی بهش دستور بده کاری نمیکنه

وقتی من بزرگ میشدم کامپوترها وسایل دوست داشتنی نبودن

اونا چیزی بودن که مردم ازش میترسیدن

اونا بزرگ، فاقد شخصیت و ساخته کارخونه های بی توجه بودن

اما برای جابز فرق داشت

من اولین کامپیوترم رو وقتی 12 سالم بود تو ناسا دیدم

ما یه مرکز محلی ناسا اطرافمون داشتیم که یه پخش کننده بود

که به یه کامپوتر خیلی بزرگ تو یه جایی وصل بود

این یکی از وسایلی هستش که احتمالا در آینده ازش استفاده میشه

خیلی شبیه یه ماشین تایپ معمولیه

یه وسیله از ادوار گذشته

که طوری برای استفاده دیگر ماشین ها طراحی شده

اونا واقعا برای مردم نیستن

من دومین کامپیوتر رو چند سال بعد دیدم یه پیولت پاکارد 9100

ماشین حساب الکترونیکی 9100

خیلی بزرگ بود. یه صفحه کوچیک کاتود نوری روش برای نمایش داشت

و من این شانس رو پیدا کردم تا تو سال 1968 بایکی از اونا کار کنم

من شروع کردم به

هر سه شنبه شب میرفتم به آزمایشگاه پائولو آلتو که برای هیولت پاکارد بود

من تمام لحظاتم رو صرف این کردم که برای اون بتونم برنامه بنویسم

من شیفته اون شده بودم

ما یه وسیله اشاره ای داشتیم به اسم ماوس

نمیدونم برای چی ماوس صداش میکردیم

در سال 1968 مخترع ماوس استنفورد داوگ انگلبارت

خواسته جدیدی درباره

تغییر رابطه طبیعی بین ما و کامپیوتر هامون داشت

اگه تو دفترتون به عنوان یه کارمند روشنفکر هستید

که یه صفحه کامپیوتر داره و

با یه کامپیوتر که همه روز براش فعاله پشتیبانی میشه و

اونقدر سریع پاسخگوئه، با دقته

خیلی سریع برای فرمان های شما پاسخگوئه

حاضرید چقدر براش بپردازید؟

ما به یه راهنمای تازه نیاز داریم تا این رابطه رو هدایت کنه

تمام بزرگسالی من صرف ساختن کامپیوترهای شخصی شد

خب سابقه کاریم و تمام تلاشهای کاری من

و میدونید تمام بزرگ شدن من همشون یه جور بودن

و این خیلی سخته که بخوام اونا رو از هم جدا کنم

من از سیلیکون والی کالیفورنیا اومدم

و شما اطراف اونجا کلی کیت الکترونیکی پیدا میکنید

معلم الکترونیک من فهمید که من استعداد زیادی تو کامپیوتر دارم

و این استعداد بیشتر از چیزایی هستش که اون قراره به ما بگه

اون میدونست وقتی که من تو کلاسم فقط میشینیم

با بقیه شوخی میکنم

مثلا سیم ها رو دور دوشاخه هایی میپیچیدم و

و وقتی رادیو رو بهش وصل میکردن اون میترکید

خیلی سخته بخوام فکر کنم که

من حتی یه دوست هم خارج از بچه های عشق تکنولوژی داشته باشم

من واز رو وقتی 12 13 سالم بود دیدم

اون اولین کسی بود که دیدم بیشتراز من درباره الکترونیک میدونه

و یکی از چیزایی که من و واز ساختیم جعبه آبی بود

یه روز من یه مجله برداشتم و

شروع کردم به خوندن یه داستان درباره مزاحم تلفنی ها و جعبه آبی

وقتی مزاحم تلفنی یه کاری رو شروع میکنه

مثل اون اتفاقی که تو تلفن خونه هتل سی دی نیویورک افتاد

مردم نقاب هاشون رو بیرون میزدن و اسم های واقعیشون رو نمیگفتن

جعبه آبی یه وسیله ای بود که یه آوایی رو به صدای گوینده اضافه میکرد

و به وسیله اون آوا ها شما میتونستید به هرجایی از دنیا زنگ بزنید

وقتی داستان رو نصفه خونده بودم به استیو جابز خبر دادم

و پشت تلفن براش شروع به خوندن کردم

این یه راه برای دور زدن کل سیستم تلفنی بود

برای اینکه فکر کنن شما یه کامپیوتر تلفنی هستید

و این سیستم رو باز میکرد تا شما به هرجایی از دنیا بتونید رایگان زنگ بزنید

شما میتونید از دشت سفید نیویورک با یه تلفن پولی زنگ بزنید

اونم ماهواره ای به اروپا

و دور دنیا بچرخید و به تلفن های پولی نزدیکتون زنگ بزنید

سی ثانیه تو تلفن داد بزنید

و این از آخر تلفن اونور میاد بیرون

اون میگه "سلام" و بعد یه لحظه مکث "بعد از اونور جواب میاد "سلام حالت خوبه؟

من خوبم" میدونی؟"

یکی ممکنه بگه که خب چرا یه نفر باید بخواد اینکار رو بکنه؟

برای اینکه شرکت مخابرات رو دور بزنه

و باید بگم که خب این غیرقانونیه

تو کالج که بودم یه جعبه آبی مخصوص خودم داشتم که خیلی مهم بود

چون تماس راه های دور واقعا اونجا گرون بود

و این یه ویژگی بود تا اونو بتونیم به بقیه قالب کنیم

و این یه نکته تجاری مهم برای جابز هم بود

اونقدر که کارای تکنیکیش رو به بقیه سپرد

خب من طراحی این جعبه آبی رو داشتم

من تو اون یه حرکتی زدم که تا حالا به این خوبی نزده بودم

اونم تو هیچ کدوم از طراحی های عمرم

:و استیو جابز گفت هی چرا اینو به بقیه نفروشیم؟

میدونی خب خیلی زود آدمایی که میخوای بهشون زنگ بزنی تموم میشن

اما این خیلی عجیب بود که دوتا نوجوون

این وسیله رو بسازن که ارزشش 100 دلار باشه

و زیربنایی به ارزش صدها میلیون دلار رو کنترل کنه

اونم به وسعت کل شبکه مخابراتی دنیا

ما یه جورایی دنیا رو تحت تاثیر قرار دادیم میدونی؟

به وسیله اون جعبه ها کنترلش کردیم

اما چیزی بیشتر از کنترل کردن بود

و خب برای اپل تاثیرگذاری بود و اونها خیلی بهم نزدیک و مرتبط بودن

من واقعا الان خوشحالم که

اون کارو کردیم چون اگه ماجرای اون جعبه های آبی نبود

الان اصلا چیزی به اسم کامپیوتر اپل وجود نداشت

من فکر میکنم که استیو جابز یه قصه گو بود

این حس همیشه بود که اون انگار داره یه شخصیت رو روایت میکنه

اولین باری که نشستم باهاش تا یه قصه درست کنیم

اون سریع از من پرسید که

کتاب "ساختار انقلاب علمی" از توماس کهن رو خوندم؟

فکر کردم میخواد خودشو با چیزی که از تو

نوشته های کهن پیدا کرده همسان کنه

نتایج تصادفی همیشه خالق

تغییرات هستند مثل اینکه مردم هر روز صبح از خواب بیدار میشن و

به راه جدیدی فکر میکنن

و معتقدم که اون خودش رو اون تغییر دهنده میدونست

More Farsi Persian subtitles for Steve Jobs: The Man in the Machine

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left