Europa

Europa

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Europa (1991) - WEB-DL Criterion
ناشر amin_a

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
تاریخ انتشار: 2022-08-13
تعداد دانلود: 69
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

هماهنگی با نسخه دیجیتال کرایتریون: امین افخمی

شما اکنون به صدای من گوش خواهید داد.

صدای من به شما کمک خواهد کرد و شما را به سمت اروپا راهنمایی خواهد کرد .

هر بار که صدایم را می شنوی،

با هر کلمه و هر عدد،

شما وارد یک لایه عمیق تر، باز، ریلکس و پذیرا خواهید شد.

حالا از یک تا ده بشمارم.

با شمارش ده، شما در اروپا خواهید بود.

من میگم یکی

و همانطور که تمام توجه خود را روی صدای من متمرکز می کنید ،

آرام آرام آرام خواهید گرفت

دو

دست ها و انگشتان شما گرم تر و سنگین تر می شوند.

سه.

گرما از میان بازوانت پخش می شود

به شانه ها و گردن شما

چهار

پاها و پاهای شما سنگین تر می شوند.

پنج.

گرما به تمام بدن شما سرایت می کند.

در ششم از شما می خواهم عمیق تر بروید.

من می گویم شش.

و کل بدن آرام شما کم کم شروع به فرو رفتن می کند.

هفت.

شما عمیق تر و عمیق تر و عمیق تر می شوید.

هشت

با هر نفسی که میکشی عمیق تر میشی

نه.

شما شناور هستید.

در شمارش ذهنی ده شما در اروپا خواهید بود.

ساعت ده اونجا باش

من می گویم ده.

تو به صدای باران گوش می دهی

کوبیدن به یک طبل فلزی بزرگ

نزدیکتر برو

یک حصار وجود دارد و باید بایستی.

شما در سراسر راه آهن راه می روید،

و شما با قطار از برمرهاون سفر کرده اید،

و قبل از آن در یک کشتی از نیویورک.

شما در آلمان هستید. سال 1945 است.

نام او لئوپولد کسلر است.

من عموی تو هستم ممکن است مرا در آغوش بگیری

من این نامه را از پدرت دریافت کرده ام .

او این اعصاب را دارد که از من بخواهد برای شما کار پیدا کنم.

خدای من!

آیا او از وضعیت آلمان آگاه نیست ؟

پدر من...

من نمی خواهم چیزی در مورد برادرم بدانم.

او در زمان سختی کشور ما را ترک کرد، به همین دلیل هرگز او را نمی بخشم.

پیوندهای خانوادگی غیرقابل تحمل است!

خب، من هم احتمالاً از محبت خود پشیمان خواهم شد ...

با توجه به موقعیتی که داشتم موفق شدم برای شما شغلی در Zentropa پیدا کنم.

دلایل شما برای درخواست برای این شغل،

و اینکه چرا تو اصلا اینجا هستی، برای من جالب نیست.

-عمو واقعا... -نه تشکر نمیخوام .

Zentropa هیچ تضمینی نخواهد داد

که فقط از مواد جدید برای لباس شما استفاده خواهد شد .

یونیفرم شما ظرف دوازده ساعت تحویل داده خواهد شد .

به یاد داشته باشید که لباس فرم باید دو بار در سال تعویض شود.

لباس فرم متعلق به شرکت است،

اما توسط کارمند پرداخت می شود.

کیف پولت را به من بده لطفا

با تشکر.

آیا برادرزاده شما آماده معاینه است، آقا کسلر؟

ممنونم دکتر.

ممنون آقا کسلر.

نیازی به بررسی بیشتر نیست

برادرزاده شما از سلامتی استاندارد برخوردار است.

هزینه استاندارد، لطفا.

کیف پولتان.

شهروندان آلمانی که با آنها ملاقات خواهید کرد،

همه به شما احساس دوستی می دهند،

اما هرگز برای یک لحظه باور نکنید

که این چیزی جز تلاش برای به دست آوردن چیزی از شماست.

همه آلمانی ها از شما متنفر خواهند شد،

و به نظر من حق با آنهاست.

همه ما در رحمت آمریکایی ها زندگی می کنیم.

مقامات نظامی دست و پای زنتروپا را بسته اند .

هموطنان شما با اروپایی ها بدون احترام رفتار می کنند.

فروتنی، کسلر.

هرگز فروتنی را فراموش نکنید.

پرده ها را نکشید!

چه کار می کنی؟ آیا می خواهید خوابیده را بیدار کنید؟

همه این افراد شب ها کار می کنند و نیاز به خواب دارند.

-فقط می خواستم نگاه کنم... -چیزی برای دیدن نیست!

شما درست بعد از جنگ در آلمان هستید .

سردت هست

شما با لباس هایی که در چمدان دارید خود را می پوشانید .

شما باید آموزش خود را به عنوان هادی ماشین خواب شروع کنید .

وقتی استراحت کردید در مسیر شغل جدید خود خواهید بود.

بلند شو

بلند شو و در راه باش

بیا، بیا!

-عصر بخیر. -عصر بخیر.

-امشب با قطار 317 می روید. -فرانکفورت-برلین.

فردا قطار 212. -برلین-مونیخ.

و سپس در 522.

سپس به اینجا برمی گردیم. حالا ما اوراق خود را دریافت خواهیم کرد.

جدول زمانی، لیست فروش، رسید، نمودار برق، دسته چک سبز،

کتاب بلیط، دفترچه حساب و مجله سبز.

متشکرم، فرولین شولزه.

بازرس شما را روی میز گردان 3 می خواهد .

واقعا؟

قول داده ام دیگر نگویم

اما من فکر می کنم او یک سورپرایز برای شما دارد.

متشکرم. بیا دیگه!

صبر کن. من می بینم که آقای کسلر جوان هنوز ضمانت خود را پرداخت نکرده است.

فکر می کنم الان خیلی بهتر بیکاری در آلمان را درک می کنم .

مردم فقط نمی توانند اینجا کار کنند.

این فقط برای پرسنل راه آهن است.

عقب بمان!

اینجا، کسلر!

فکر کردم فورا بهت بگم کسلر.

ماشین 2306 به نظم برگشت.

-راستی آقا بازرس؟ -بله، لعنتی، کسلر!

برادرزاده شما با ما شروع بسیار خوبی دارد .

لطفا دسته را بچرخانید؟

بله آقا بازرس!

آهنگ 8، کسلر. آهنگ 8.

شما افتخار خدمت در کلاس اول را خواهید داشت

خوابیده برای دویدن تحت شرکت احیا شده Zentropa.

ما روز و شب کار کرده ایم تا آن را به نظم برگردانیم

و اکنون دوباره اجرا خواهد شد.

من درک می کنم که شما به طور خاص می خواهید یک هادی ماشین خواب شوید.

یک انتخاب خوب

اما این یک حرکت نمادین است که مدیریت به شما داده است،

یک خارجی، شغل

ما با موضوع مهم حمل و نقل انسان سر و کار داریم

که هیچ مرزی نباید مانع از آن شود.

من هم به عنوان هادی ماشین خواب شروع کردم ،

و باور کن

آن روزها شادترین روزها بودند

کار یک راننده موتور هیجان انگیز است،

سیستماتیک در برج نیز همینطور است،

اما فقط هادی ماشین خواب است

در تماس مستقیم با مسافران

یک کار خوب او می تواند بگوید:

آسوده باش، سفری خوش را برایت تضمین می کنم،

خوب بخوابی.

-درسته، کسلر؟ -حتما، آقا بازرس.

من این را یک وظیفه اسطوره ای می نامم.

در طول دوره آموزشی خود عموی خود را همراهی خواهید کرد .

امتحان شما سه ماه دیگر است،

پس از آن می توانید پیشرفت کنید،

اما می توانید همه چیز را در مقررات خدمات بخوانید .

اینجا می آید.

بفرمایید تو، بیا تو.

لطفا آقای رهبر ماشین خواب

راه آهن به برلین بهترین بخش ما است.

زمانی که در آمریکا بودم

من به اندازه کافی خوش شانس بودم که با خانم جورج پولمن آشنا شدم .

او این دوز را که خود آقای پولمن حمل می کرد به من داد.

دوتا بگیر!

و لهشون کن...

... همانطور که در کشور شما مرسوم است.

توجه لطفا!

قطار برلین-Ostbahnhof

بر فراز Bebra Erfurt و Halle،

تا چند دقیقه دیگر برای حرکت در سکوی شش آماده خواهد شد .

بلیط!

نه، درجه یک! اولین کلاس!

اولین کلاس! بلیط!

بلیط! نه، درجه یک!

فقط درجه یک! نه!

نه، درجه یک! بلیط!

پول! لطفا! خواهش می کنم آقا!

به ما پول بده!

آقا!

اصلا نجابت نداری؟

سایه ها باید الان پایین باشند. اینها قوانین هستند.

لطفا گوش کن، آقا کسلر.

اوضاع برای مدتی ساکت خواهد بود.

من الان بازنشسته می شوم اگر شما اینقدر مهربان باشید

همانطور که همه چیز را زیر نظر داشته باشید.

من رمز عبور را به شما می سپارم.

من در آشپزخانه هستم اگر به من نیاز دارید.

و در نظر داشته باشید

که محفظه خصوصی مدیریت گرفته شده است.

من وارد شدم!

حالا می توانید تخت را مرتب کنید.

ببخشید مزاحمتون شدم عمو به کمک نیاز دارم

عمو یا دایی؟

عمو یا دایی؟

خواهش میکنم ببخشید اولین سفر منه...

آلمانی شما اصلا بد نیست آقا کسلر.

لطفا ادامه بدهید.

من این آزادی را گرفتم که کمی در مورد شما اطلاعات کسب کنم.

نام من کاترینا هارتمن است.

همانطور که ممکن است بدانید خانواده من صاحب Zentropa هستند.

شما زمان غیرعادی را برای آمدن به آلمان انتخاب کرده اید.

یک آمریکایی در شغل غیرنظامی این روزها منظره نادری است.

لطفا، کنجکاوی من را ببخشید، اما، شما اینجا چه کار می کنید؟

من هادی ماشین خواب هستم.

من فقط سعی می کنم بفهمم چرا یک جوان آمریکایی

می خواهد در این محیط غم انگیز توریست بازی کند .

فهمیدم سربازی را رد کردی؟

مجبور شدم بیام اینجا

چرا؟

من معتقدم که من به عنوان یک غیرنظامی اینجا کار می کنم،

سهم کوچکی در تبدیل جهان به مکانی بهتر است.

More Farsi Persian subtitles for Europa

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left