نخستین 164 خط.
زیرنویس و ترجمه Patrick
.پیرزن هنوز نیومده
.آره
،خوبه خودش ازمون خواست پیگری کنیم
.حالا دیر کرده
.من دیگه خسته شدم
.پس چارهای نیست
.بیا بریم ببینیمش
!باشه
.این جا نیست
!داداش، کانکیتسو اون جاست
.آره
چکار کنیم؟
.من میرم دنبال کانکیتسو
.تو برو آساکی رو پیدا کن
.باشه
خاطرهدزد
!لعنتی! تله بود
این جا چکار میکنی؟
فق اهالی دایدای حق دارن
.به این مکان مقدس بیان
.بهتون گفتم از این جا برید
چرا هنوز این جایید؟
.یک شکایت رسمی از کونوها ترتیب میدم
.از دهکده بندازینش بیرون
.بله
...خب، بعدی
!پیرزن این جا نیست
...فکر کردم داخل عمارت باشه، ولی
هان؟
کانکیتسو؟
این جا چکار میکنه؟
!آساکی سان
همم؟
.همه جا رو دنبالت گشتم
چرا سر وقت نیومدی سر قرار؟
هان؟
...ای بابا
پسرم، درست نیست بی اجازه .وارد خونهی مردم بشی
.تا به کسی نگفتم فورا این جا رو ترک کن
هان؟
چی میگین!؟
!...اون
کانکیتسو ساما قطعا داره !یه چیزی رو قایم میکنه
!باید جلوشو بگیرم
...میخواستی با ما صحبت کنی، آساکی سان
.زود باش برو
.اگه کسی ببینتت دردسر میشه
وایسا، چی؟
منو یادش نیست؟
این جا چه خبر شده؟
.حس بدی به قضیه دارم
.تا مراسم عروسی چیزی نمونده
.دیگه وقتشه که این رو بشکنم
!دست نگه دار
چی!؟
...اوهوی
.این گیرهی موی عزیز رمون ساماست
!پسش بده
!ولم کن
!گفتم ولم کن
...این
مال رمون ساماست؟
!به چه جراتی میخواستی گیرهی مو رو بشکنی
!کانکیتسو ساما هرچز چنین کاری نمیکنه
تو کی هستی!؟
به چی میخندی؟
.انگار برای پاک کردن حافظه ی تو کافی نبود
.باید خودت کاملا محو بشی
کانکیتسو ساما؟
!تو همون پسرهای؟
حالت خوبه؟
!اوه
تو کی هستی عوضی؟
...پس یکیشون این جا بود
چی؟
.فقط دو روز دیگه
،نمیذارم کسی مانع کارم بشه
تا وقتی که مراسم عروسی من و رمون !کامل انجام بشه
چی تو سرته!؟
.به تو ربطی نداره
،حتی اگه بفهمی هم یادت میره
!آساکی سان، برو قایم شو
!مراقب باش
!آساکی سان
!فرار کن
!آساکی سان
خب چی میخواست بگه؟س
چی؟
خب نه عاشق هم بودن نه چیزی، درسته؟
.اصلا برام جالب نبود
هان!؟
!خیلی هم عاشق هم بودن
.عاشق هم بودن ولی باید جدا میشدن
!خیلی غمگین بود آخرش
چی؟ آخه هیچ حرفی درباره عشق و عاشقی .که نزدن به هم
چطور میتونستن عاشق هم باشن؟
!سبک نینجایی من دوستدخترمه
!هدف من هوکاگه شدنه
نباید با مسائل عاشقانه از !مسیرم منحرف بشم
.خب، دیگه طوری نیست
.لطفا منو ببخش
.من رمون یوئیمورا هستم
.خیلی ممنون، بوروتو
!هیچ وقت محبتت رو فراموش نمیکنم
تو کی هستی!؟
داخل معبد چکار میکردی؟
هان؟
.بگیریدش
!کانکیتسو ساما
!اطاعت
!مقاومت نکن
...آهای، صبر کنید
!فرار کن
!باید همین اطراف باشه
!پیداش کنید
!بله
اینا دیگه کین؟
و اینکه این جا کجاست؟
!پیداش کردم
!حرکت نکن
!تف
بریم دنبالش؟
.نه، وقت رو با اون هدر ندید
.باید برای مراسم آماده بشیم
تا وقتی اون گیرهی مو دور در از دسترس رمون هست
.دیگه لازم نیست نگران چیزی باشیم
داستان سوما راک رو میفهمم
ولی چرا اینقدر بی احتیاطی کردی؟
!ازت بعیده
.دهکدهی دایدای ازمون شکایت کرده
.ادعا میکنن که وارد حریم مقدسشون شدی
واقعیت داره؟
.بله
چرا بدون اجازه حتی از ما رفتی اون جا؟
هیولایی که خاطرات مردم رو میدزده؟
.داستان وحشتناکیه
.ولی مراسم این دهکده قرنهاست که پا بر جاست
.دقیقا برای همین مسئله
اگه بگن اقدامت تجاوز به حریمشون بوده
.اونم سوءاستفاده از قدرت، نمیشه خلافشو ثابت کرد
.متوجهم
.کانکیتسو آکیتسوکی یه شکایت مجزا هم ترتیب داده
.میدونم چنین کاری از تو بر نمیاد
چیزی هست که به ما نمیتونی بگی؟
.نه
.این یعنی همهی ادعاهاشونو میپذیری
.بله
.نمیخوام برای اقداماتم بهانه بیارم
.که اینطور
.خب، پس تا مدتی در بازداشت خونگی به سر میبری
.متوجهم
!اخخ
هان؟
چی؟
...اه
این جا چکار میکنم؟
.یادم نمیاد
.خب... برم خونه دیگه
مراسم رو بندازیم جلوتر؟
.بله. سوما داره قویتر میشه
.درسته، حق با توئه
.منم تو همین فکر بودم
...باید زودتر خطر رو از دهکده دور کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.