Spartacus

Spartacus

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Spartacus; Blood And Sand All Epidodes Blu-ray 1080-720 P
ناشر moein13155sd
ترجمه از من نیست فقط از نو کد گذاری و هماهنگ کردم

برچسب‌ها

Blu-ray
blu-ray
720
1080
Blu-Ray
تاریخ انتشار: 2018-12-09
تعداد دانلود: 226
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

اسـ ـپـ ـارتـ ـاکـ ـوس: خـ ــون و شـ ـن

مــ ـار قـ ــرمـــ ــز

!دهناي لعنتي تونو ببنديد

ساکت شيد ببينيم اين مرد !رومي چي ميگه

... تراکياييها و جمهوريت

. فرق بين خودشون رو ميدونن...

. هميشه باهم برادر نبوديم

ولي اکنون، مشکلات رو ... به کناري گذاشته و

براي آرمان مشابهمان... . متحد شويم

وارد خاکمون شده و ما رو تحت ... فشار قرار ميديد

بعدش هم در مقابلمان ايستاده... !و ازما کمک ميخواهيد

برداشت شما از دوستي اينه؟

. براي نمايش دوستي نيومدم . صرفاً براي آگاه ساختن شما اومدم

مهرداد سوم و يونانيها دارن از ... جبهه شرقي حمله ميکنن

. و از طرف درياي سياه نزديک ميشن...

. از روستاهاي ما دور هستند

. درسته ... ولي اهالي گاتي

. از اين آشوب سود ميبرند...

سربازهاي بربرشون دارن . در شمال جمع ميشن

با روستاي شما سه يا . چهار روز فاصله دارند

چند نفرند؟ - . هزاران -

. در کنار روم باشيد

قول بديد که بعنوان ... نيروي پشتيباني

. به نبرد ما ملحق بشيد...

در ازاي چي؟

!در ازاي چي؟

. بخاطر پيروزي

اين رو از کجا بفهميم؟

گتاي)ها قبلا هم به خاکهاي) . ما حمله کرده بودند

!زنهامونو مورد تجاوز قرار داده بودن !فرزندانمون رو بقتل رسونده بودن

و هر دفعه اش، اونارو . به عقب رونديم

!حتي اگه دوباره برگردند

. خارج از نوبتش حرف ميزنه

با اينحال کلماتي که از لبانش . بيرون ميريزه بازگوي حقيقته

... اگر قراره با روميها متخد بشيم

!هدف بايد روشن باشه...

. کشتن گتايها

!تمامشون

. خواهند مُرد . تمامشون

کنسول تصميمش رو گرفت؟

. ميجنگيم

از خدايان خواستم که . شمشيرت رو تقديس کنند

وقتي گتايها رو از سرزمينهامون ... بيرون کرديم

ديگه دليلي نميمونه که شمشيرم... . رو بدستم بگيرم

،خوب اگه دستت بدون شمشير بمونه شوهرم چکار خواهد کرد؟

،محصول ميکاره . بز پرورش ميده

... بچه درست ميکنه

ديگه نميجنگه؟

. هيچوقت . هميشه در کنارت ميمونه

کي راه مي افتيد؟

. موقع طلوع آفتاب

. پس بيا تو رختخواب

... اگه قراره آخرين شبمون باشه

. بايد بهترينش بشه...

. قوي باش همسر عزيزم

به اميد اينکه زنم در کنارمه . بيدار شدم

. براي دعا کردن زود بيدار شد

. براي اينکه شوهرش بتونه برگرده

. فکر ميکردم توافق کرديم

. توافق کرده بوديم - جداً؟ -

. خدايان ديشب به پيشم اومدن

. به خوابم اومدن

چي بهت نشون دادن؟

... شوهرم درحاليکه زانو زده بود

. در مقابل يک مار قرمز بزرگ تعظيم کرده بود...

زندگيش از رگهاش جاري . و خارج ميشد

اينهارو به چي تعبير ميکني؟

. يک اخطار

... اگه به جنگ بري

سرنوشتت شامل چيزهاي . بزرگ و شوم خواهد بود

. گتايها "کوه گرگ" رو پرستش ميکنن

در قلبهاشون جايي براي . مار نيست

. چيزي که ديدي، يه خواب معموليه

اگه نباشه چي؟

. قول دادم، سورا

. با خون و شرفم

. چيزي که مردها بهش اهميت ميدن

هيچ چيزي نميتونه جلوي منو براي . برگشتن به آغوش تو بگيره

. نه گتايها . و نه روميها

!حتي خدايان

. شبهاي سردي خواهم داشت

توي رختخوابم بدون تو چکار کنم؟

. خودتو محکم بپيچ تو لباست

. من رو کنار رونت نگه دار

. اين فکر، هر دومونو گرم ميکنه

!همشونو بکش

. بخاطر تو

!حمله

!خطوط رو خراب نکنيد

!زناي همه تونو ميگام

. تک تکشونو

کجان اين روميهاي ابنه اي؟

!به اين هرزه ها رحم نکنيد

!روميها !به پيش

کجا داريد ميريد؟

!يکم دير کرديد

. اونا ديگه رفتند

!انِ خودم از اين خوشمزه تره

،هر چي بهم دادن !همونو پختم درنيس

!روده و استخوان

گلابر و سربازاش با !گوشت جشن گرفتند

،آخر از همه ما ميخوريم !پس مونده هاي اونارو تقسيم ميکنيم

ولي تو هر حمله بربرها ما رو . ميندازن جلو

شايدم ژنرال گلابر ابنه اي بايد ... از چادر گرمش بياد بيرون

و ببينه سگهاي تراکيايي... . جنون گرفتن

چيزي ميخواستي بگي، فسقلي؟

. قول - چه قولي؟ -

. قولي که به روميها دادم

. روي جسدم و خونم قول دادم

،هممون داديم . بايد گتايها رو به عقب ميرونديم

!ميتونستيم از زمينهاي خودمون دفاع کنيم - . قول داده بوديم -

تو روستاي من همچين چيزي !داراي اهميته

تو روستاي تو؟

بخاطر همين اينجايي؟ بخاطر دفاع از روستات؟

يا اينکه مثل کاري که هميشه ... ميکني، با تعريف

کردن داستانهاي جنگيت... رو زنها تاثير بذاري؟

درست به هدف زدم، مگه نه؟

قول و شرف !همشون به کونم

پشت همه اينا يک جفت ... سينه

!و يک سوراخ تنگ وجود داره...

!ژنرال اومد

ژنرال، براي خط مقدم جبهه !دنبال داوطلب ميگرده

تو! تا طلوع آفتاب گزارش !تاکتيکي رو آماده کن

. وگرنه ارزاقتون قطع ميشه

!دوره خواهش کردن گذشته

اين موضوع رو بعداً ادامه ميديم

اگه مُرديم چي؟

اونوقت پوتينم کونتو تو !اون دنيا پيدا ميکنه

. ايليتيا

اگه من يه آدمکش بودم چي؟

. بيوه ميشدم

... براي دوباره ازداوج کردن

چه مدت بايد عذا بگيرم؟...

. از حدت تجاوز ميکني

. ورود زنان به کمپ ممنوعه

. خيلي با احتياط اومدم

کي، تو؟

يکي از افرادت براي گذشتن از . نگهبانان بهم کمک کرد

... البته اونو با تعقيب کردن زن ژنرال

... با وضعيت لخت در محوطه...

. کمپ تهديد کردم...

پدرت ميدونه در تراکيا هستي؟

... بيخيال، اون بهمراه بقيه مُردنيها

. مشغول دغلبازي تو مجلس سناست...

. هنوز هم فکر ميکنه تو ويلاي کاپوا هستم

. اونجا برهوته

. اصلا بارون نمياد

. بايد اومدنت رو خبر ميدادي

. اونموقع نميذاشتي بيام

. وسط جنگيم

. برات يه هديه آوردم

. چيزي که تو رو ياد روم ميندازه

!شراب سِستي

... تا تو از جنگ کوچکت برام بگي

. منهم جامتو پر ميکنم...

. داستان کوتاهيه

ارتشي متشکل از يونانيان هرزه و ... مهرداد

با استفاده از درياي سياه... . از شرق فشار وارد ميکنن

... من هم اينجا ايستادم

... مرز گوه گرفته ي شمال رو...

. در مقابل اسب سواران بربر محافظت ميکنم...

. مهرداد ... اگه در مقابل اون پيروز بشي

. اسمت زبانزد همه روميها ميشه...

. حمله رو کوتا رهبري ميکنه

. افتخارت رو ميدزده

. اون يه کنسوله . کارش دزديه

. پدرم خيلي نا اميد ميشه

. اين مقام رو براي درخشيدنت به تو داد

،ولي تو اينجا نشستي . زير سايه يکي ديگه ميموني

. من هرکاري از دستم بر مياد ميکنم

. مطمئنم که ميکني ... من فقط

. آرزومه به خونه برگردي...

پدرم نقشه ي تدارک روزي رو ... به همراه نمايشات

. و حظور گلادياتورها در سرش داره...

. همه کاپوا دارن در اين مورد حرف ميزنن

حواسم نبود که . انتخابات نزديکه

براي مبارزات انتخاباتي . هيچوقت زود نيست

... اگه کارها بهتر پيش بره

. تو هم ميتوني در کنارش باشي...

... اگر

!چقدر جدي هستي . نميشه باهات شوخي کرد

. بيا اينجا . هنوز هديه اصلي رو مزه نکردي

. دارن اردوگاه رو جمع ميکنن

... عوضيهاي کوچولوي ترسو

دُمشونو رو کولشون گذاشتن... . و دارن فرار ميکنن

... اگه عقب نشيني کنن

. ميرن بطرف کوههاي شمال...

. ولي اونا دارن به غرب ميرن

غرب؟

،محاصره رو دور ميزنن . به روستاهاي اونور گذرگاه ميرن

. به روستاهاي ما

. کس مشنگا

از گذرگاه کوهي که اونجاست . ميخوان استفاده کنن

... براي رسيدن به روستاهاي جلويي

. حداکثر چهار روز طول ميکشه...

... غذا، ملزومات و زنان . همشون بي دفاعند

شبانه توي کوهستان تغيير . فکر دادن راحته

... براي اينکه وضعيت بدرستي بررسي بشه

. بايد يک رومي بفرستم...

. اگه ميخواي خدايان رو بفرست . اونا هم همين چيزارو ميگن

More Farsi Persian subtitles for Spartacus

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left