A Giraffe on the Balcony

A Giraffe on the Balcony (Una jirafa en el balcón)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Una Jirafa En El Balcon 2024
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-02-23
تعداد دانلود: 38
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

‫سلام وانگ

‫ممنون همه چیز خوبه؟

‫چه مرد چینی خوبیه خانم مهربون دوست دارم اینجوری کار کنم

‫چه خبر خولیتو

‫صبح بخیر لیدیا حالت چطوره؟

‫صبح بخیر

‫خولی اسم من خولیه به زبان کاتالان

‫باشه خولی خوبه

‫بذار ببینم

‫این دفعه برات بیشتر کاپرزه آوردم

‫پس سویاییا چی شد؟ قول داده بودی چندتا سویایی هم بیاری

‫نکنه سوسیس توفو هم درست میکنی؟

‫دیروز یه آلمانی شیرینی وگان میخواست

‫چندش آوره

‫دفعه بعد برات میارم

‫نکنه داری به اون مرد چینیه میدی

‫داری با پسر خورشید تابان بهم خیانت میکنی

‫وانگ چینیه نه ژاپنی

‫خب که چی

‫ ...خورشید تابان مال ژاپنه ‫بیخیال

‫ولش کن

‫شیرینی وگان

‫شیرینی وگان آینده همینه

‫من رو آینده تف میندازم خولیتو

‫اعلان

‫سلام عزیزم ساعت چنده؟ دارم میام

‫نه من دارم میام

‫یا عیسی مسیح

‫افتضاحه

‫نه خیلی قشنگه شبیه صورت آدمه

‫آشغاله

‫ ولی من عاشقشم خیلی نرمه ‫سلام مامان

‫ببخشید ‫بالاخره اومدی

‫ببخشید

‫سلام لیدیا

‫شهربازی باحاله ‫نه

‫آره نقشه خوبیه ‫شهربازی باحاله

‫اون ازش متنفره ولی من عاشقشم

‫وقتی بچه بود کلی پول خرجش کردم نمیدونم چطور شهریه دانشگاهت رو دادم

‫ خب حالا ‫میتونی اون چیزه رو برام بگیری یا نه؟

‫دخترت اون خرس بزرگه رو میخواد

‫کدومه؟ ‫اون یکی

‫نکنه ویار داره ‫نکنه بچه با چهارتا دست به دنیا بیاد؟

‫ ویار مال غذاست ‫...نه

‫ شاید میخواد خرسه رو بخوره ‫درسته

‫خواهش میکنم

‫باشه بیا انجامش بدیم تو هم هستی ‫نه نه

‫آره ‫بزن بریم اینجوری دو تا شانس داریم

‫نه ‫به نوه‌ات فکر کن

‫از من که بدتر نمیتونی باشی

‫به خاطر نوه‌ات و دست‌های بیچاره‌اش انجامش بده

‫قرمزه مال من

‫بزن بریم ‫بریم خرسه رو بگیریم

‫لعنتی

‫بگیر اینو

‫لعنتی

‫آره لعنتی آره سه تا سه تا خوبه مگه نه

‫هیچی نخورد

‫واقعا هیچی نخورد خیلی بده اینو نگاه کن

‫بهتر از هیچیه

‫نسخه کوچیکش رو میگیری

‫چیپس شکلاتی میخوای یکی با شکلات پر شده

‫تمام روز همینطوریه ‫تمام روز همینه

‫تمام روز همینه ‫بریم چیپس بگیریم

‫چقدر دمدمی مزاجی ‫کیف پولم رو یادم رفته میرم بیارمش

‫ برای من چندتا پوراس سفارش بده ‫الان برمیگردم

‫دوباره امتحان میکنم ببینم

‫چندتا باید بزنم تا خرس بزرگه رو بگیرم

‫پنج تا توپ قرمز ‫پنج تا توپ قرمز

‫خوبه

‫خرسه رو بده به من مرسی عزیزم

‫خیلی خوشمزه‌ان نه

‫بزن بریم ‫لعنتی

‫چطوری گرفتیش

‫بهش گفتم دخترم بارداره اونم فروختش. به همین راحتی

‫ممنون و مرسی که با تیراندازیت شوهرم رو خجالت زده نکردی

‫پوراس‌های من کو

‫پوراس نداریم فقط چیپس داریم

‫باشه پس کجان ‫چه خوشمزه

‫غذا تا پونزده دقیقه دیگه آماده میشه

‫شیرینی‌ها آره عاشق شیرینی‌هات هستم ‫اون گوجه و ریحونیه

‫کاپرزه ‫آره

‫میرم چای درست کنم کسی میخواد؟

‫نه من از مال خودم میخورم

‫منم از مال تو میخورم

‫چطوری میتونی اونو بخوری؟ سوزش معده‌ام رو بدتر میکنی

‫یکم شیر گرم بخور برای سوزش معده خوبه شیر گرم قبل خواب

‫مامان به خوردی بگو دیگه بهم زنگ نزنه خواهش میکنم

‫با نامزد سابقت حرف نمیزنی باشه ولی من نمیخوام سنگ صبورش باشم

‫احمق بیست بار بهش گفتم زنگ نزنه دیگه بسه

‫ببینش لیدیا عین نوجوون‌ها شده

‫میدونم دارید چیکار میکنید؟ دوتایی افتادید به جونم

‫یه چیزی بپرسم چرا میخواید اسم نوه‌ام رو این چیز وحشتناک بذارید

‫عین اسم یه تیکه ماشینه فرشته کوچولو اسمش رو میذارید بیل

‫ این چیه؟ ‫شبیه شاتون سوخته میشه بیل پویگ مدینا

‫مگه قشنگ نیست؟ چرا نمیذارید کاربراتور یا کمک فنر؟

‫بیل اسم پدربزرگ بود برای بارسلونا بازی میکرد

‫حداقل اگه برای رئال مادرید بازی میکرد ولی بارسا

‫ديدم داشتي اين کارو ميکردي خودم ديدمت

‫بيل براي يه پيرمرد خوبه بيل ببخشيد ‫ولي براي يه بچه کوچولو و بيچاره

‫مامان بس کن با اسم بچه من کاري نداشته باش

‫اين بچه ماست و ما هر اسمي که بخوايم روش ميذاريم

‫ولي اين فکر تو نبود فکر خوانيتو بود همش فکر اون بود

‫به من نگو خوانيتو

‫هر چي دلم بخواد صدات ميکنم خوانيتو با جي يا هر چيز ديگه

‫يا بهتره بگم جوانکی مثل ايستگاه مترو

‫آره درسته

‫شوخي ميکنم تو باباي خيلي خوبي ميشي دوستت دارم

‫منم دوستت دارم

‫درباره عضو جديد خانواده چي فکر ميکني؟

‫ميدوني چيه اگه ميخواي ميتوني خودت اسمشو انتخاب کني به تو بستگي داره

‫فکر خوبيه اگه تو اسمشو ميذاري پپ منم ميذارم لئو

‫لئو ليونل درسته ‫ليونل

‫لعنتي همه ما يه گذشته اي داريم درسته مامان شوهر اوله اينجا چند سالش بود

‫تو اين عکس حدود پنج سالش بود من تو لباس پوشوندن افتضاحم

‫ميبينم

‫قرار بود مورچه باشه شبيه تله تابي شده

‫هنوزم همينجوري به نظر ميرسه به جز گوشاش

‫واي خدا ميتونم داشته باشمش؟

‫اگه طلاق ميخواي مال خودت

‫ازش متنفره من ميزدم به ديوار اون برميداشت هي اين کارو ميکرديم

‫يه همسايه آوردش بعد از اينکه از سطل آشغال پيداش کرد

‫لعنتي نميدونستم داري شورش راه ميندازي

‫خیلی اينجا بودم ولي هيچوقت اين کتابارو نديده بودم

‫کتاب چرت و پرت اينا مال گذشته منه

‫اينارو خوندي؟

‫نه فقط جوون و احمق و کنجکاو بودم دنياي ديگه اي بود

‫زمان ديگه اي بود الان به درد نميخوره بذارش زمين

‫وقتي دانشجو بودي کنجکاو نبودي؟

‫فقط در حدي که مجله ميکروهابي رو براي بازيهاي ويديويي بخرم

‫اين تمام آموزش نظامي من بود

‫مامان اين چيه؟

‫آشغال

‫ولي تو رو احضار کردن که تو دادگاه درباره ناپديد شدن بابام شهادت بدي

‫اون چهل سال پيش بود حالا ميخوان برن دادگاه خواهش ميکنم

‫بخون با صداي بلند

‫ميدونم چي توش نوشته ‫بخونش

‫به دليل افشاي پرونده هاي ديکتاتوري نظامي

‫اين دادگاه به اطلاعات مهمي درباره

‫ربودن و ناپديد شدن شهروند اسکار آلبرت مدينا دست يافته

‫اسکار

‫در بيست و هشتم مارس 1978

‫به دليل آشنايي شما با قرباني

‫قاضي محترم لاگارا شما را به عنوان شاهد احضار ميکند

‫مامان چرا اينو انداختي تو آشغالا؟ تو ميري

‫منظورم اين نبود تو بايد بري

‫من اونجا نبودم چيزي براي گفتن ندارم

‫ولي من دارم من حق دارم بدونم چه بلايي سر بابام اومده

‫ميدوني چيه من قبلا همه چيزو بهت گفتم

‫من هيچي رو ازت پنهون نکردم والريا

‫ولي هنوز چيزايي هست که بايد بدونيم

‫بابات يه مرد درستکار بود به باورهاش وفادار بود

‫به زنش يه مرد بي نقص بود تمام

‫اينجا نوشته يه سري پرونده هست شايد

‫يه انقلابي واقعي براي همين کشتنش

‫اين تمام چيزيه که بايد بدوني و کافيه

‫نه چيزاي بيشتري هست اينو دارن ميگن چيزايي که ما نميدونيم

‫من باباي واقعيمو ميخوام نه اوني که تو مدرسه نقاشيشو ميکشيدم يادته؟

‫من هميشه خانوادمو نقاشي ميکردم مامانم دوست پسر فعليش و

‫بالا تو آسمون روي يه ابر بابام

‫اين باباي الانمه و اون يکي باباي واقعيمه که از بهشت مراقبمه

‫جمله لعنتي تو ذهنم حک شده

‫تو نقاشيات من خيلي کوچيک بودم

‫چي؟

‫کوتوله در حالي که بقيه غول پيکر بودن

‫من فقط يه بچه بودم

‫دقت کن تو براي بچت همينقدر کوچيکي

‫بدبخت شدي اينو روانشناسا ميگن

‫اينجوري نيست

‫شوخيامون الان نجاتت نميده تو و تناقضات خودت

‫تروتسکي سنگربندي شده با يه غرور گنديده که به بهشت اعتقاد داره

‫نه گور باباي بهشت من به اون چرت و پرتا اعتقاد ندارم

‫تو خيلي ناسپاسي خيلي قدرنشناسي که اينجوري

‫با مامانت رفتار ميکني بعد از اين همه کاري که کردم ‫ما درباره قدرشناسي حرف نميزنيم

‫ما درباره حق من براي دونستن حرف ميزنيم ‫پس من ميرم

‫صبر کن چي؟ ‫کجا ميري؟

‫آرژانتين

‫والريا خواهش ميکنم مثل بادکنک شدي چرت و پرت نگو

‫اگه من الان نميتونم برم تو ميري تو به من مديوني

‫آخرين بار کي رفتي اونجا؟

‫خيلي وقت پيش

‫خيلي وقت پيش حداقل بيست سال

‫براي مرگ مادربزرگ رفتي و ديگه برنگشتي

‫من برنميگردم هزار و پونصد تا پول بليط ندارم

‫نميخوام بدهکار بشم نميخوام سيزده ساعت سوار هواپيما باشم

‫گور باباي آرژانتين. فراموشش کن

‫باشه اگه مشکل پوله نگران نباش من بهت قرض ميدم

‫آره تو اجاره خونمو ميدي بيمه رو ميدي هواپيما رو ميدي همه چيزو تو ميدي

‫ولي من مامانم و تو دختر مني

‫نميتونم همينجوري برم . من کار دارم

‫چه کاري؟ تو بازنشسته اي مامان

‫من ميذارم شيريني پزي کني چون دوست داري و يکم راه ميري

‫اگه اونجا چيزي پيدا کنيم چي؟

‫من چيزي تو آرژانتين گم نکردم

‫خوش به حالت چون من يه پدر از دست دادم

‫اينجا چيه سنگه؟

‫بذار من بگيرمش ‫نه خودم ميتونم تلفن واله

‫خيلي عصبي هستي

A Giraffe on the Balcony subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left