نخستین 200 خط.
سی نما تقدیم می کند
« كمپانيِ توهو تقديم ميکند »
« هفت سامورايي »
"تهيه کننده : "سوجيرو موتوکي
"فيلمنامه : " آکيرا کوروساوا " - "شينوبو هاشيموتو" - "هيدئو اوگوني
"عکاس : " آسائيچي ناکاي
" کارگردان هنري : "سو ماتسوياما
"نورپردازي : "شيجرو موري
"ضبط : "فوميو يانوکوچي
" موسيقي : "فوميو هاياساکا
"محققان تاريخي : " ک. ايزاکي - ي. سوجينو" - " اينوري کانکو" - "شيجرو اِندو
" دستيار کارگردان : "هيروميچي هوريکاوا
" گريم : "جونجيرو يامادا
.تهيه شده در کمپاني توهو
"تدوين : "هيروشي نزو
...بازيگران
"توشيرو ميفونه" در نقش " کيکوچيئو"
"تاکاشي شيمورا " در نقش " کامبي"
"کيکو سوشيما " در نقش "شينو "
"يوکيئو شيمازاکي" در نقش "همسر"
"کاماتاري فوجي وارا " در نقش "مانزو "
"داسکه کاتو" در نقش "چيچيروجي"
"کو کيمورا " در نقش " کاتسوشيرو "
"مينورو چي آکي" در نقش "هيهاچي"
"سجي مياگوچي" در نقش " کيزو"
"يوشيئو کوسوگي" در نقش "موسوکه"
"بوکوزن هيداري" در نقش "يوهي"
"يوشيئو اينابا " در نقش " گوروبي"
"يوشيئو سوچيا " در نقش "ريکيچي"
"کونينوري تودو" در نقش "پدربزرگ "
"اجيرو تونو" در نقش "دزد "
" کيچيجيرو اودا " در نقش "ديده بان راهزنها "
"جون تاتارا " در نقش "حمال"
"آتسوشي واتانابه" در نقش "شيريني فروش "
"سو جين" در نقش "نوازندهي کور"
" شيمپي تاکاگي" در نقش "سردستهي راهزنها"
" کارگردان : " آکيرا کوروساوا
...در اوايل قرن شانزدهم ، جنگهاي داخلي در ژاپن بيداد ميکرد
...و کشاورزان در همه جاي کشور مورد تجاوز ...
.راهزانان ظالم قرار ميگرفتند ...
!بياين آذوقه اين روستا رو هم بگيريم
!صبر کنيد
.پاييز پارسال اين روستا رو غارت کرديم
.ممکنه چيزي نداشته باشن
.وقت برداشت جو برميگرديم
يعني خدايي وجود نداره ازمون حمايت کنه؟
!ماليات زمين
!بيگاري
!جنگ
!خشکسالي
!و حالا هم راهزنها
!خدا ميخواد همهي ما کشاورزها از گرسنگي بميريم
.حق با اونه ، بهتره بميريم
!ناشکري نکن
!کاريش نميشه کرد
!بريم پيش کلانتر
!بريم به پاش بياُفتيم
اين کار چه فايدهاي داره؟
!اون هميشه بعد از رفتن راهزانها سر و کلهاش پيدا ميشه
!بياين همه چيزمونو بديم به راهزنها! تموم ذخيرهي غذامونو
!و بعد خودمونو دار بزنيم
!شايد اين جوري کلانتر يه کاري انجام بده
.بهتره از چوب خيزران نيزه درست کنيم
!بياين همهي راهزنها بکشيم ، همه شونو بکشيم
!اگه همه شونو بکشيم ، ديگه هرگز برنميگردن
.من موافق نيستم
!غير ممکنه
!تو خيلي راحت ساموراييهاي آواره رو ميکشي ، اما راهزنها رو نميتوني
!تموش کن
!الان وقت جنگ و دعوا نيست
!به هيچ وجه نميتونيم شکستشون بديم
!اگه شکست خورديم چي؟ همه مونو ميکشن
!حتي به زنهاي حامله هم رحم نميکنن
!ساکت شو
!قتل عام شدن از اين وضعي که حالا داريم بهتره
.کشاورزها به دنيا پا ميزارن که عذاب بکشن
!سرنوشت ما همينه
.بهتره با فروتني ازشون استقبال کنيم
.تموم محصول رو بديم بهشون
...و التماسشون کنيم تا يه چيزي برامون بزارن که تلف نشيم
...بايد به پاشون بياُفتيم ، تنها راه زنده موندن همينه
فکر ميکني به حرفهامون گوش بدن؟
نکنه فراموش کردي؟
...برنجي که ميخوريم ، چطور
!بهتره بريم پيش پدربزرگ
!و ازش کمک بخوايم
.باهاشون معامله کنيم. البته بستگي به اونا داره
!اون جماعت از گرگ هم بدترن. اگه پاهاتو بهشون بدي
.دفعه بعد طالب دستات ميشن
.هيچ حدي نميشناسن
!پاييز بعد دوباره سر و کله شون پيدا ميشه
ولي اگه شکست بخوريم... چي؟
!به درک
.در هر صورت بدون آذوقه ميميريم
!باهاشون ميجنگيم
!اين بي احتياطيه
.ما کشاورزيم. نميدونيم چطور بايد بجنگيم
!سامورايي استخدام ميکنيم
!سامورايي استخدام کنيم؟ هرگز همچين چيزي نشنيدم
.من با چشمهاي خودم ديدم
.زماني که دهکدهي اصليم رو به خاکستر تبديل کردن
...در حين فرار بهاينجا ، ديدم که
...به يه دهکده هيچ آسيبي نرسيده بود. اونا سامورايي استخدام کرده بودن ...
...اما پدربزرگ ، دهکده با دهکده فرق داره
ما خودمون آش جو ميخوريم. به ساموراييها چي بديم؟
!ما ميتونيم ارزن بخوريم
به نظر تو يه سامورايي فقط به خاطر غذا راضي ميشه برامون بجنگه؟
!همه شون متکبرن
!سامورايي گشنه پيدا کنيد
، آدمي که گشنه باشه ، يه چيز ميخواد واسه خوردن ...آدمي هم که خوابش بياد ، يه جا واسه خواب ميخواد
!چطور جرأت ميکني؟
!درسته که فقيرم ، ولي از شما گدايي نميکنم
!احمق
.بهت گفته بودم
...به عمل اومدن
.البته. ده روز گذشته
حالا چيکار کنيم؟
!اينا زودتر از ما کاشتن. محصول ما هنوز نرسيده
!سر تا پا خيسم
يه سامورايي پيدا کردي که هم ارزون باشه هم قوي و هم مشتاق واسه کمک؟
.فقط چندتا مونده. ارزون ميدم
!عجب حماقتي
به چي ميخندي؟
!اون يارو کوره
شما نميخواين؟
.نه ، ممنون
.پهن اسبو به اونا ترجيح ميدم
!اون فقيره
.من خودم همهي چيزهاشو ديشب دزديدم
.شمشيرشو کشيد ، ما هم حسابي زديمش
.الان ديگه زير خط فقره
.اونا فقط ارزن ميخورن
حقيقت داره؟
.غذاي مناسب بخوريد والا به شب کوري مبتلا ميشيد
.همهي اينا رو ميدم در غبال يه مشت برنج
.بابا شما ديگه کي هستيد
!حيف شد
!با برنجي که داريم ميشد چهل تا از اون کلوچهها رو بخريم
!ساکت شو
مگه حرف بدي زدم؟
!اين کودنها واقعاً ديوانهان
!حيف شد! عجب حماقتي
.اون سامورايي همه چيز خورد
.همه چيز نوشيد
.بعدش منو زد و رفت
!يه سامورايي باهوش
!با اين يکي که خودشو زده به خواب خيلي فرق داره
!بياين از اينجا بريم! بياين برگرديم خونه
!داره گريه ميکنه
!دلش براي زنش تنگ شده
!من حاضرم کلي پول بدم تا عشق بازيشون رو ببينم
!بياين برگرديم خونه! خواهش ميکنم
برگرديد! شما پول خريد شيريني هم نداريد ، چطور ميخواين سامورايي استخدام کنين؟
.به علاوه ، ما چيزي در مورد ساموراييها نميدونيم
.ما فقط با بذر و زمين سر و کار داشتيم
.ساموراييهاي قدرتمند هيچ وقت ازمون حمايت نميکنن
!و اونايي که هم مشتاق کمک هستن ، همه ضعيفن
.من ديشب شکست خوردم چون گشنه بودم
!دروغ گو
!تو که پول قمار رو داشتي
!جونت ميخاره؟
!دعوا شروع شد
!اين طرف ، اين طرف
!بس کن
!خيلي غم انگيزه
!ادامه بده
!ادامه بده! ما هواتو دارم
تو خودت هم دوست داري برگردي ، مگه نه؟
!معامله با راهزنها غيرممکنه
!چه کاري از دستمون برمياد؟
!مجبوريم با راهزنها کنار بيايم
!باشه
!قبوله
...اما
اين بار ميخواي چي بهشون پيشنهاد بدي؟
دخترتو؟
!خيلي خوشگله! شايد قبول کنن
چه اتفاقي اُفتاده؟
!يه دزد رفته تو اصطبل
!وقتي پيداش کرديم ترسيد و رفت اون تو
چند نفر هستن؟
.فقط يکي
يکي؟
چزا خودتون حسابشو نميرسين؟
.نميتونيم
.يه بچه رو دزديده
!ميگه اگه حمله کنيم ، بچه رو ميکشه
گوش کن! شنيدي؟
!بچهي بيچاره
!از ديشب تا حالا اونجان! طفل معصوم
!صداش گرفته
!فقط هفت سالشه
!بيچاره پدر و مادرش
قضيهي اون سامورايي چيه؟ چرا داره سرشو ميتراشه؟
.نميدونم
.قول داد که بچه رو نجات بده. گفت که دوتا کوفته برنجي حاضر کنيم
.بعد شروع کرد به تراشيدن سرش و درخواست يه اباي بلد هم کرد
!من که نميدونم اينجا چه خبره
!من يه راهبم
!من يه راهبم
No comments yet. Be the first to leave one.