نخستین 183 خط.
قسمت 14
اینو بخور خواهر بدنت ضعیف شده
خب
یویان و چون هوا کجان؟
بعد اینکه تو را رسوند رفت دنبال چون هوا
دیروز چه اتفاقی واسه من افتاد؟
چرا همه چی را فراموش کردم؟
قبل اینکه غش کنی چه احساسی داشتی؟
حس کردم داره نیروم از درون خورده میشه
حس کردم اندامم داره ضعیف میشه و سرم گیج میره
یادت نره که تو یه انسانی
دفعه بعد اینجوری قدرتت را خرج نکن
من از یویان شنیدم که
امروز دوبار از قدرتت استفاده کردی
ممکنه واسه همین غش کرده باشی
آره تعجبی نداره
خواهر اون میگه من باعث شدم جون تو به خطر بیوفته
یویان اینا چیه میگی؟
تمام اتفاقات دیروز ایده اون افتاد
این چه کاری بود کردی؟
اون داره دروغ میگه خواهر به من گوش کن
حتی اگه رفتن به اونجا پیشنهاد من هم بوده من خودم قبلا اونجا نرفته بودم
باید از کجا میدونستم یه همچین اتفاقی میوفته
من تو را دیروز دیدم که پشت درخت قایم شده بودی و هیچ کمکی نکردی
تو آدم بده ی اینجایی
من فقط یه دخترم
دیدم شاخه ها داشتن حرکت میکردن خب ترسیدم ازم چه انتظاری داری؟
تو
یویان
حالا که همگی سالمیم، نیسیتم؟
شو هی برو خواهر چون هوا را آزادش کن
برو
من هنوز بهت مشکوکم
برو
خواهر ممنون که حرفم رو باور کردی
کی بهت گفت حرفت را باور کردم
فط چون مدرکی ندارم مجبور شدم آزادت کنم
خواهر
به اون گوش نکن
کافیه دیگه برو و استراحت کن
اگه واقعا تقصیری نداشتی باورت میکنم
خواهر زودتر غذات رو تموم کن
خواهر
پارچه قیمتی ساخته شده
عنکبوت جادویی دوباره به خواب زمستونی رفته
حالا دیگه فقط باید چوب درخت مو را پیدا کنیم
چرا دوباره به جنگل نریم و نبریمش؟
اون فقط یه دختره شیطانیه من ازش نمیترسم
درسته اما اونجا هزاران درخت
با ریشه های یکسانی وجود دارن که همشون توی زمینن
اگه بخواهیم وارد جنگل بشیم دوباره ریشه ها میگیرنمون
پس میگی چیکار کنیم؟
یواش،مراقب باشید
آروم همین جا بذاریدش
خوبه
تابلوی چوب 100 ساله؟
این چوب قدیمی ترین درخت مووهِ ِ
مو جین اینو از کجا آوردی؟
دیروز وقتی داشتم از قصر میومدم یادم افتاد که هنوز چند تا نقاشی های پدرت را دارم
کل روز را گشتم تا تونستم پیداش کنم
موجین تو خیلی خوبی
در مقابلش چیزی ازت میخوام
چی میخوای؟
میخوام بای شنگ واسم کاری که گفتم را انجام بده
میترسم اگه پیشت تنهاش بذارم چیزای بد نشونش بدی
من میخوام باهاش دوست باشم
پس باید از بای شنگ بپرسی که اونم میخواد باهات دوست باشه؟
خواهر من و تو خیلی وقته باهم دوستیم از کی تا حالا من دوست بدی شدم واست؟
شاهزاده سوم
از اونجاییکه شما به خواهر کوچیک کمک کردید منم به قولم وفا میکنم و میام کتابتون را درست کنم
باشه میگم الان کجاوه را بیارن
نیازی نیست تا اونجا قدم میزنم
هی مو جین یادت باشه بای شنگ را به جاهای بد بد نبری
از کی تاحالا تو فوضول من شدی؟
بیا یکم آب بنوش
ممنون
بای شنگ ما خیلی وقت نیست که همدیگه رو میشناسیم
منو به عنوان دوستت قبول داری؟
تو دوست خواهری پسر دوست منم هستی
تو خیلی مهربونی از این به ببعد میتونی منو مو جین صدا کنی
حالا دیگه ما برادریم
حالا که برادریم
میتونی مشکلاتت را رها کنی و بهم بگی
راستش تو درست میگی
ولی من کسی نیستم که بتونم رهاشون کنم
...ِ پس تو عاشق
قبلا
من توی گروه اپرا(تئاتر) کار میکردم
من عاشق دختر گروه شدم
واسه همین
کم کم از تئاتر بازی کردن هم خوشم اومد
اما بعد
اون به من خیانت کرد
اون مرد در حالیکه در حال عشق بازی بود
از اون موقع تا حالا نتونستی فراموشش کنی؟
اول فک کردم که
بعد از 4 یا سال میتونم فراموشش کنم
اما بعدا فهمیدم که
فرقی نمیکنه چه 30 سال چه صد سال
واسه بقیه زندگیم
باید با خاطره اون زندگی کنم
اون نه تنها یه عالمه خاطره ازش خودش برام به جا گذاشت
بلکه خلاءیی هم درون قلب و روحم ایجاد کرد
حتی در زیر پوستم
بای شنگ
گذشته دردناکت را فراموش کن
و اگه هر کمکی خواستی ازم دریغ نکن
هنوز نخوابیدی؟
داره مهلت 7 روزم تموم میشه باید زودتر تمومش کنم
راستی
کارم داشتی؟
اومدم که بهت بگم حواست به چون هوا باشه
بهش مشکوکم
مهم نیس چی شده اون فقط یه دختره نه شیطان
نگران نباش
مهم نیس چی فک میکنی فقط مواظب باش
دفعه قبلم بهت همینجوری صدمه زد
میدونم نگرانمی من چیزیم نمیشه
فردا به قصر میری؟
آره
امشب تمومش میکنم و فردا با موجین به قصر میرم
پس منم یواشکی تعقیبتون میکنم
اخیرا شاهزاده جوان کاری نکرده
میترسم این آرامش قبل از توفان باشه
باشه
پادشاه
پنج روز گذشته و شما هنوز قول تابلویی که بهم دادید را عملی نکردید
کمی صبر کنید تابلو همین الان توی راهه
بیایید
همینجا بذاریدش
ادای احترام پدر ادای احترام پادشاه
خوب موقعی اومدید
شو ژنگ
نقاشی را به سفیر نشون بده
چه کسی اینو کشیده؟
سفیر
خانومی که اینجان دختره استاد ژنگ هستن
ایشون این نقاشی را کشیدن تونستیم خوشحالتون کنیم؟
آقای ژنگ
اون دختر داره؟
بله دخترشون من هستم از نقاشی راضی هستید؟
ممنون سرورم
دقیقا همونیه که میخواستم
خوبه
چوبش منحصر به فرده
دقیقا مثل نقاشی هاییه که پدرشون میکشید
خانوم ژنگ
شما هم مثل پدرتون استعداد بی نظیری در نقاشی دارید
خیلی خوشحالم که از نقاشی خوشتون اومده اما سوالی از شما دارم
سوال؟
چه سوالی؟
پدرم چند سال قبل بدون هیچ دلیلی در قصر مرد
من از خیلی ها سوال کردم ولی هیچکدوم نمیدونستن آیا شما میدونید چی شد که مرد
...من نمیدونم اون موقع چه اتفاقی افتاده اما کسی را میشناسم که
شاید بتونه به سوالتون جواب بده
اون شخص کیه؟
جینگ فی
جینگ فی
بله
الان جینگ فی کجاست؟
سرورم
خیلی وقته که از ایشون خبری نیس
بعد از اون اتفاق شاید هنوزم در قصر سرد باشن
بسیار خب
از اونجاییکه سفیر
از نقاشی خوشش اومده
من اجازه میدم جینگ فی را در قصر سرد ملاقات کنید
تا ازش حقیقت را بپرسید
ممنون پادشاه
خیلی خب
سفیر
من به خواستتون عمل کردم
و امیدوارم شما هم به قولتون در مورد قبیله مو لائو عمل کنید
و باعث سطح پایداری در اونجا بشید
نکران نباشید سرورم
من همین الان به قبیلم بر میگردم
تا همین کارو انجام بدم
خوبه
پدر
پس من خواهر ژنگ را تا قصر ملکه مشایعت میکنم
باشه
پس زود تر برید
بله پادشاه
No comments yet. Be the first to leave one.