Bank of Dave 2: The Loan Ranger

Bank of Dave 2: The Loan Ranger

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Bank Of Dave 2 - The Loan Ranger 2025
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-02-27
تعداد دانلود: 56
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

‫این یک کلیپ از مستند اخیر بود

‫درباره تاسیس اولین بانک اجتماعی این کشور

‫آره بانک دیو

‫در استودیو خود دیو رو داریم که از برنلی اومده هی

‫خیلی خوبه که اینجایی دیو ‫ممنون که دعوتم کردید خوشحالم که اینجام

‫اولین ایده بانک دیو کی به ذهنت رسید؟

‫خب زمان بحران مالی بود

‫من یه کسب و کار داشتم

‫یه کسب و کار خوب فروش ون و مینی بوس

‫ولی خیلی از مشتری ها و دوستام مشکل داشتن

‫اینا آدمایی بودن که من بهشون اعتماد داشتم پس پول خودمو بهشون قرض دادم

‫و مطمئنا روی پاشون وایسادن و پولمو پس دادن

‫بعضی هاشون ازم خواستن پول اضافی که درآورده بودن رو سرمایه گذاری کنم

‫ولی برای این کار باید یه بانک میداشتم

که اسم خودتو گذاشتی روش

‫خب در دفاع از خودم بگم

‫اسم بانک دیو ایده نیکی همسرم بود

‫اون تو این راه همیشه پشتم بوده عالی بوده

‫خب چطور بودم؟

‫واقعا لازمه به افتخارت غذا بدم دیو؟

‫آره

‫عالی بودی ‫ممنون

‫میتونیم بریم خونه حالا؟

‫میتونیم از لندن بریم ولی هنوز برنامه رادیویی تو منچستر داریم

‫پس ‫اوه

‫کی فکرشو میکرد معروف بودن اینقدر خسته کننده باشه؟

‫اوه بس کن

‫کسی برای دیو تماس گرفته؟ بریم سراغ میویس از سالفورد

‫چی میخوای بپرسی میویس؟

‫ممنون که تماسمو قبول کردی گراهام

‫خواهش میکنم

‫آقای فیشویک

‫بگو دیو اینجوری انگار کار بدی کردم

‫باشه سلام دیو

‫اینو بگو اگه من از بانک شما 200 پوند قرض بگیرم

‫بعد یک سال چقدر باید بهت بدم؟

‫خب ما نرخ بهره های مختلفی داریم

‫بستگی به توان پرداختتون داره

‫ولی به طور میانگین کمتر از 8 درصده

‫اگه محاسبه من درست باشه بعد یک سال باید 216 پوند بدی

‫درسته و هزینه دیرکرد چی؟

‫نه نه تا وقتی دلیل خوبی داشته باشی هزینه دیرکرد نمیگیریم

‫چه خوب

‫میخواستم بهت بگم

‫دوازده ماه و خرده ای پیش من 200 پوند

‫از یکی از این شرکت های وام فوری گرفتم کوییک دو

‫اونا تو تلویزیون تبلیغ دارن و اسمشون روی لباس فوتبالیست هاست

‫پس میدونستم قانونی هستن

‫پس 200 پوند قرض گرفتی الان چقدر بدهکاری؟

‫1480 پوند و 34 پنس

‫شوخی میکنی؟

‫ای کاش میکردم

‫من بازنشسته ام اصلا نمیتونم اینو پرداخت کنم

‫صبر کن داری میگی اونا ازت گرفتن

‫6000 درصد بهره؟

‫به علاوه هزینه دیرکرد

‫واو

‫ببخشید ولی این واقعا جنایتکارانه است

‫درست میگی دیو فکر میکنم باید یه کاری بکنی

‫من؟

‫ببین من فقط دیو از برنلی هستم

‫هر کاری از دستم بربیاد میکنم

‫40 میلیون پوند وام دادم و شغل ایجاد کردم

‫40 میلیون؟

‫اونا بیشتر از یک و نیم میلیارد وام دادن

‫این یعنی هزاران و هزاران نفر آدم آسیب پذیر

‫تو سراسر این کشور که ازشون سوء استفاده شده

‫تو میگی میخوای به مردم عادی کمک کنی

‫پس ما چی؟ ما به کمک نیاز داریم

‫میویس ممنون

‫وقتمون تموم شد دیو ممنون که با ما بودی

‫من نه ممنون که دعوتم کردید

‫و شنیدم یکی دیگه رو پیدا کردی

‫و من هیچوقت برات مهم نبودم

‫شنیدن این از درون منو میشکنه

‫و دیدنت مثل چاقو منو میبره

‫و فکر کنم هر گلی خار داره

‫همه با هم

‫مثل هر شبی که سپیده داره

‫مثل هر کابویی که آواز غمگینشو میخونه

‫هر گلی خار داره

‫ممنون

‫آفرین دیو آفرین

‫ممنون

‫عالی بود دیو

‫هی یه سوال ازت دارم ‫بله؟

‫تا حالا با این شرکت های وام فوری سر و کار داشتی؟

‫چی؟ کوییک دو و اسنپ کش ادونس و اینا؟

‫آره همونا ‫عمرا

‫میدونی این نامردا چقدر بهره میگیرن؟

‫خیلی بیشتر از بانک دیو این که مشخصه

‫من میخوام بیشتر درباره شون بدونم فکر میکنی کی بتونه کمک کنه؟

‫آه آره

‫الیور اونجاست داوطلب مرکز مشاوره شهروندانه

‫حسابداره

‫با خیلی از مردمی که مشکل مالی دارن سر و کار داره

‫الیور گفتی؟ ‫آره

‫ممنون جف ‫خواهش میکنم

‫الیور؟ ‫بله

‫سلام من دیو هستم

‫الیور هستم سلام دیو

‫تو از بانک دیو هستی؟

‫بله خودمم

‫خب زویی رو داریم زویی کجاست؟ زویی؟

‫خوشبختم ‫تویی؟

‫ببین جف بهم گفت تو با مرکز مشاوره شهروندان کار میکنی

‫آره

‫تا حالا با کسایی که مشکل وام فوری دارن برخورد داشتی؟

‫خب آره صدها نفر

‫همین جا تو برنلی مثل یه بیماری همه گیره

‫ری رو که میشناسی درسته؟

‫اوهوم

‫خب زندگیش از هم پاشید

‫بعد از اینکه دو تا از این وام ها رو بدون اینکه به زنش بگه گرفت

‫این اتفاقی بود که افتاد؟

‫و اونها بیلی و تد هیلد هستن

‫این برادرا از اسنپ کش ادونس وام گرفتن

‫فقط برای اینکه بتونن حقوق کارمنداشونو بدن

‫و مجبور شدن مغازه رو ببندن؟ ‫آره

‫و فقط اینجا نیست

‫تو کل کشور هزاران نفر دارن به فقر کشیده میشن

‫من نمیفهمم اینو

‫این شرکت ها چطور دارن با این کار در میرن؟

‫خب این ایده دولت ماست از مقررات دوستدار کسب و کار

‫که در واقع یعنی کمک به رفقای پولدارشون

‫مادر زویی مجبور شد ماشینشو بفروشه

‫هنوز هم خیلی از پرداخت وامش عقبه

‫میدونم

‫میدونم میخوام یه کاری در این مورد بکنم فقط

‫مطمئن نیستم چی

‫خب

‫یکی مثل تو دیو

‫شانس این رو داری که یه تغییر بزرگ ایجاد کنی

‫و منم هر کاری که بتونم انجام بدم

‫فقط بهم بگو و من اونجا خواهم بود

‫ممنون رفیق ‫آره

‫وقتی روزت شب تنهاییه

‫صبر کن

‫اگه حس میکنی میخوای ول کنی

‫باز داری گوگل میکنی؟

‫آره داشتم

‫دارم یه مقاله درباره شرکت های وام فوری میخونم

‫یه فنجون چای؟

‫ممم عالی میشه

‫هی خواننده دیشب رو دیدی؟

‫آره باورنکردنی بود تا حالا مثلشو نشنیده بودم

‫باید قبل از اینکه دوباره برم اونجا کلاس آواز برم

‫آه

‫سلام جسیکا هستم

‫جسیکا؟ جسیکا مورآ؟ نویسنده برتر مالی؟

‫من دیو فیشویک هستم

‫من شما رو میشناسم؟

‫نه ولی من دیو از بانک دیو هستم

‫چی؟

‫من بانک دیو رو راه اندازی کردم

‫این واقعیه؟

‫آره یه بانکه

‫اوه شوخی نمیکنی

‫باشه خب چطور میتونم کمکت کنم؟

‫من فقط مقاله هات درباره شرکت های وام فوری رو خوندم

‫فوق العاده هستن

‫ممنون

‫آره و من میخوام همه این شرکت ها رو تعطیل کنم

‫خب اونا تقریبا الان تعطیل شدن

‫یعنی بیشترشون

‫واقعا؟ ‫اوهوم

‫خب نه تو بریتانیا

‫در واقع اوضاع داره بدتر میشه و من میخوام جلوشونو بگیرم

‫باشه خب چطور میخوای این کارو بکنی؟

اصلا نمیدونم برای همین دارم با تو صحبت میکنم

‫خب فکر کنم باید به مقامات فشار بیاری

‫ولی ممکنه خیلی طول بکشه

‫ما وقت نداریم

‫هزاران و هزاران نفر از مردم عادی دارن رنج میکشن

‫نمیتونن منتظر بمونن تا مقامات از جاشون بلند شن

‫باید همین الان یه کاری بکنیم

‫آره موافقم ام

‫حرفتو میفهمم ولی نمیدونم چطور

‫هوم منم همینطور

‫اگه هزینه پرواز و اقامتت رو بدم میای اینجا؟

‫اینجا کجاست؟

‫برنلی

‫برنلی؟ تا حالا اسمشو نشنیدم

‫نه؟ تو لنکشایره

‫انگلستان

‫اوه اوه اونجا خیلی دوره

‫ببین ممنون از پیشنهادت

‫ولی من زیاد سفر نمیکنم

‫اصلا فقط از خونه تا دفتر میرم و همونم دوست ندارم

‫حتی اونم دوست ندارم انجام بدم ‫حداقل بهش فکر میکنی؟

‫من واقعا به کمک و بینش تو در این مورد نیاز دارم

‫و کی میدونه؟ شاید حتی یه داستان خوب برای روزنامه ات گیر بیاری

‫میتونم

‫آره ولی من نمینویسمش ‫متاسفم به هر حال موفق باشی

‫خداحافظ

‫من واقعا نمیبینم این ارز بلاک چین موفق بشه

‫باور کن تا چند سال دیگه خیلی بزرگ میشه

‫آره خب تو اینجوری میگی

Bank of Dave 2: The Loan Ranger subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left