نخستین 199 خط.
،پس يادت باشه ديگه از رايلي معذرت خواهي نميکنيم
اگه دلش نميخواد با ما باشه چونکه
با مامانيت سکس داشتم پس مشکلِ خودشه
ديگه عمراً معذرت خواهي کنيم
تَق ، تَق- !رايلي ، معذرت ميخوام-
راجبم قضاوت نکن
فقط اومدم اين کيف رو به مامانت برسونم
براي يه چيزي ميخوادش ، ولي
اما بذار روراست باشيم، ديگه اين کيف رو نميبنم
ببين چه کرديم ، هان؟
خبراي دسته اول باني ويلر ، مشاور املاک
:)) املاک هاي نازنين از يه خانوم نازنين
اون شعار موقتي هست ديگه ،آره؟
نـه ، جايگاهِ واقعيم رو پيدا کردم
بِرَد درباره من با رئيسش صحبت کرد و قراره منو استخدام کنن
،خانوم ويلر ، مطمئني اين فکره خوبيه
تا زيردستِ يه نفر که باهاش قرار ميذاري کار کني؟
:)) ...اوه، من زيرِ بِرَد کار نميکنم
:)) در محل کار
نـه ، رئيسم خانومه
که يعني لازم نيست زياد قربون صدقشم برم
هاه ، موندم چطوري ميخوام چشِ بازارو کور کنم
مامان ، اين سومين جايگاهي هست که امسال مشغول کار ميشي
در اين مرحله ، بي خيال اين تماس ها بشو بذار برن رو پيغام گير:دي
واوو، اينطوري از يه خانوم تو زندگيت حمايت ميکني ، بن
مچکر ، رايلي
پس امروز براي اولين خونه ـم مياي؟
اوه ، خدا نه درواقع بنده يه کار درست حسابي دارم
خيلي خب
شرکت منو روي يه پرونده خيلي مهم گذاشته، بله
ما نماينده کشيش استاکول هستيم
اوه خداي من ، اون موعظه بزرگ يکشنبه صبح تلويزيون؟
هموني که تموم کردم کليسا رو فريب داد
آره ، آره ، اون مثلِ چي گناهگاره
ظاهراً همينطوره
...خب ، بنجي ، درباره خونه ايي که قراره نشون مُشتري ها بدم
من دوباره از بار شراب و مخلفات کف نميرم
اوه ، بي خيال اون سري براي سرو در کليسا بود
مامان ، وقتي روي يه شغل بيشتر از
اينکه يه موز به عمل بياد تونستي دووم بياري بعدش بهت کمک ميکنم
خوب، دوست دارم بازم ازت تشکر کنم براي اينکه بار ديگر بهم نشون دادي
که شما چيزي بيشتر از يه پسره ناسپاس بدونِ حمايت نميباشي
خيلي خب، اما ميدوني چيه؟ مشکلي نيست
چونکه به کمکت احتياجي ندارم
بنده خانومه حرفه ايي ميباشم
کسي که ميتونه رو دوتا پاهاي خودش واسه ، خب؟ بله
!آآآآآخ ، خدا...اوخ
اين شگفت انگيره ، چطور اتفاقي غيرمنتظره
ميتونه زندگيت رو متحول کنه و مسيرت رو تغيير بده
حمايت نميکنم؟
هيچي مثلِ 6 تا بطري شرابِ الکل دار نميگه حمايت کننده
و يه کم ميگو هاي محشر
با تشکر از من ، مامان بزرگت سريعاً اينجا رو اجاره ميده
نميتونم براي ديدن قيافش صبر کنم
خيلي خب ، بزن بريم
خيلي خب
!و...تموم
20, 40, 60
:l بازنده
دفعه ديگه سر چي ميخواي ببازي؟
ببخشيد، فکر کنم مساوي هستيم
مشروب خوري ، من يُردم بسکتبال ، من بُردم
گلف کوچيک ، تو بُردي
:D دلايلش مشخصه ديگه _چون ريزه ميزه هست»:دي_
خيلي خب ، نه يه چي احتياج داريم امتيازمون برابر نباشه
اوه،خانوم بازي چي؟- !برو بينيم بابا ، نخير-
نه ، آه ، آه ، نه ،نه
من باهات رقابت نميکنم
سلام ، من دني ويلرم تيم هاکي رنجر
:-p اکشال نداره پيرهنم رو دربيارم؟
باشه خانوم درکار نباشه چطوره؟
نه مُخ زدني ، بدونِ گول زدن يا ارتباط برقرار کردن با خانومي
چالش خوبي ميباشه
اينکه خودتو کنترل کني چيزي که من تو وحودم دارم
خيلي خب ، شرطش چيه؟
،خوب ، اين يکي از اون سخت هاش هست
جايزه ش بايد يه حالِ اساسي باشه:دي
همونطور که اين حالِ اساسي به قيافت نميخوره؟
خيلي حالِ اساسي ش بزرگ باشه هرکي موفق شد صورت حساب بار رو ميده
اوه، در خدمتيم
هيچکس تو مُخ نزدن خانوما بهتر از من نيست
اينجا يه بار هست؟
قبلاً هيچوقت اجازه نداشتم اينجور جاها بيام
اوه ، خوب منم اسمش رو بار نميذارم
مخصوصاً با پدر با کمالات شما ، جناب کشيش
بذار بگيم "يه آبميوه فروشي و اينا"
همراه با مشروبات الکي فراوان
آم ، چيزي ميخوري؟
اوه ، نه من چيزي نميخورم الکل و اين چيزا شيطاني ميباشه
درسته
اوه خدا ، جدي ميگي
آره ،منم نميخورم ، منم همينطور
خب چرا اينجا نميشيني
و سعي کن با هيچ موجود بي مزه ايي حرف نزني
خيلي خب؟ ، بفرما-- سلام ، بن هستم-
;;) دوستاي رايلي ، دوستاي منم ميباشن
بن ، پايپر پايپر ، بن
و براي اينکه بدوني ايشون از اون آدماي بي مزه هستن
ببخشيد ، خيلي خب
اوه خداي من ، باورتون نميشه
افتخاري بسيـــار بزرگ
دختر کشيش رو به من سپردن
بله ، شرکت اميدش به منه
تا دوشنبه اونو از مطبوعات بدور نگه دارم
چونکه حسابي با اين پرونده وسواس پيدا کردن
و هر داستاني که بتونن از پاپير دستگيرشون بشه
پس پرستاري بچه ميکني؟- بله ، تقريباً-
آره ، خوب اون حسِ اغوا کردن تاکر
از ما دور نگه بدار- بي خيال خانوم بازي شديم-
خوب ، از طرف خانوماي محترم ، ازتون مچکر ميباشم
اما ميدونين چيه ، فکر نميکنم اين مشکلي باشه
چون کاملاً مطمئن هستم که اون هم تو خطِ آقايون نميباشه
شايد بايد اونو به بن بگي
چي؟ ،نه ، نه ،نه
نه ، نه ، نه !پايپر ، پايپر
نه ، نه ، نه ، نه اين الکل داره
درخواست نوشيدني گناه و مورد دار نکردم
چه مرگته تو؟
پولشو نميدما
اوه خداي من، بن
باورت نميشه ديروز چه اتفاقي افتاد
خونه ايي که ديروز داشتي رو ترکوندي و اولين ملک خودتو اجاره دادي؟
يا يه احمقي يه شمع روشن گذاشته
و تموم آپارتمان رو مثلِ مشعل روشن کرده
ميدونن کار کي بوده؟
هيچ مدرکي نيست- اوه ، خيالم راحت شد-
منظورم اينه ، متنفر بودم از اينکه تو مسئول اين واقعه باشي
اونا که فکر نميکنن ، تو مقصر باشي ، هان؟- اوه ، خدا ، نه-
خدارو شکر که رئيسم يه خانومه
وقتي فشار روي کارکردن باشه ما خانما هوا ي همديگرو داريم
مگر اينکه يه تو يه لباسي چيزي باهم درگير بشيم و بعد ديگه سليطه ميشم
براي ناهار باهم قرار داريم اوه ، اوناهاش
خيلي خب ، ميرم دسنشويي يه سر و رويي درست کنم يه نوشيدني به حساب من بهش تعارف کن
...و به حساب من ، ميدوني که- نه ، بله ، بله فهميدم-
هي، ميتونم يه نوشيدني خدمتتون بيارم؟
:-p ميتوني خيلي چيزا برام بياري
ولي نوشيدني براي الان خوبه و زياد نوشيدني قوي ايي نباشه
ميخوام هوشياريم سرجاش باشه وقتي ميخوام يه نفر رو اخراج کنم
ميخواهي کسي رو اخراج کني؟
بله ، خانوم قد بلند بلوند اسمش باني ـه
اما اون پسره بازيچه دستش ، بان بان صداش ميکنه
که منم دوست دارم بگم اوق ، اوق
چرا؟ ميشناسيش؟- بله ، منم بهش ميگم ، ماماني-ماماني-
ببين ، من فقط اونو به خاطر اينکه بِرَد خوشحال باشه قبول کردم
که خيلي هم _طعنه دار_مسخره هست چون بِرَد رو قبول کردم تا منو خوشحال کنه
فقط بهش يه شانس دوباره بده ، خواهش ميکنم
.اووه، اووه ، ميدونم چطوره يه جاي ديگه بهش بدي؟
و اگه نتونست اونو اجاره بده کاملاً موظف هستي اونو اخراج کني
خوشم اومد از نوع بيانش
چي، بهش يه جا ديگه بدي؟- نه، اينکه موظف باشم اخراجش کنم-
تا دوشنبه وقت داره کاراشو کنه تا اخراج بشه
ممنون براي ايده خوبت
آره، اصلاً حرفشو نزن
نـه ، جدي ميگم ، ميشه بهش اشاره ايي نکني؟
خيلي خب ، اين آپارتمان محيطي بي طرف هست
هيچ خانومي تا اطلاع ثانوي اجازه ورود نداره
!اوه ، خداي من ، بايد مراقب پايپر باشين
آره، کيفش رو گُم کرده يه جايي بين خونه من و بار
و نميتونم تموم شهر رو با اون اينور اونور برم
چون رسانه ها همه جا اونو دنبال ميکنن
پس...من فقط به محضِ اينکه بتونم زودي برميگردم ، باشه؟
مچکر ، مچکر
نگران نباش ، مطمئنم رايلي کيفت رو پيدا ميکنه
يه چي بهم ميگه که پيداش نميکنه اوپس
بايد به رايلي زنگ بزنم؟
چرا زنگ نميزني يه ماشين برام بگيري که از اينجا برم؟
فکر کنم اون دقيقاً برعکسِ کاري هست که رايلي از ما خواست انجام بديم
باشه
پس اينطوري پيش ميريم
...تو برو برام يه نوشيدني بريز ، تو هم کارت ها رو بُر بزن ، و
يه بازي کوچيکي باهم ميکنيم
اي جان ، چه جاي قشنگي
اينجا رو 3 سوت نشده اجاره ميدم
چطوره بگيم تا دوشنبه؟
خوبه که هميشه هدف داشته باشيم
2تا اتاق خواب ، پذيرايي آشپزخونه
اوه
و يه نما از با نمک ترين کليساي کوچولو تو دنيا
هيچ کمکي براي اجاره دادن اينجا لازم ندارم
!اوه خداي من !چه ...کوفتي شد
_خدايي باني عالي خودشو انداخت زمين :دي پيشنهاد ميشه اين صحنه رو چند بار جلو عقب کنيد:دي_
!همه چي رديفه
!شما دوتا چه مرگتونه؟
دو دقيقه ميرم بيرون ، شما دوتا سعي ميکنين
به اين دختر بيچاره تکيلا بدين بخوره و پوکر لُختي بازي کنين؟
معجزه بود که تو خيابون گيرش اوردم
آره ، يه چيزي بود
!خوب، اينطوري نيست !اين پوکر بازي و تکيلا خوري فکره اون بود
واقعاً؟ ميخواين باور کنم
اين دختر معصوم ، بي گناه جوان هر دوتاتون رو سر ميز
مست کرد ، شلوارتون رو در اورد و زد به چاک؟
:l چرا که باور نکني؟ !قبلاً از اين اتفاقا افتاده
...خيلي خب ، پايپر ، وسايلت رو بردار ، ميريم
دربونِ خونمه
الو ، سلام ، بله
چي؟ شوخي ميکني
نه ، نه ، نه ، نه مشکلي نيست
باشه ، ممنون
خوب، شونصدتا عکاس بيرون ساختمونم هستن
No comments yet. Be the first to leave one.