The V.I.P.s

The V.I.P.s

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The VIPs 1963 DVDRip x264-Filmbin
ناشر setorg
ترجمه از من نیست، فقط هماهنگ شده با نسخه DVDrip زمان: 01:58:50

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
تاریخ انتشار: 2022-12-25
تعداد دانلود: 66
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

اشخاص سرشناس

با احترام به استاد سعید قطبی زاده عزیز

خواهش میکنم توجه بفرمایید، هواپیمایی ترنس کانادا...

- حقیقت داره جدا شدید، گلوریا؟ - کجا پیداش کردید؟

- درسته که دنبالتون راه افتاد؟ - ارتباطتون کاملا حرفه ایه؟

- بدون شما آینده ای داره؟ - بدون اون شما آینده ای دارید؟

- آقای بودا؟ - خواهش میکنم، شما ...

شما مشکل اضافه وزن ندارید؟

اضافه وزن؟ من؟

اوه چمدونها رو میگید همه اونها متعلق هستند به

خانم گریتی هست، من مثل همیشه، فقط همراه یا مسواک و فیلمنامه ام سفر میکنم .

آقای جاسلین .

- صبح بخیر آقای سندرز . - به اینها نگاه بنداز .

لیست افراد سرشناس امروزه .

همه چی سرجاشه، بجز خانم آندروس که شرایطش کاملا تحت کنترله.

- ایشون الان در حال سفر هستند؟ - بله، قراره یا هلیکوپتر اینجا فرود ببان .

فرمانده میلبنگ الان اونجا هستند و آخرین هماهنگی ها رو انجام میدند. .

تو مراقب افراد بعدی که میان باش .

من باید با این فیلمی های ملال آور ملال آور ملاقات کنم.

بسیار خوب، قربان .

آقای بودا.

باعث خوشبختیه، آخرین باری که ملاقاتتون کردم با BO AC سفر میکردید، به خاطر میارید؟

بله، بله .

حالا اگه دنبال من بتایید، شما رو تا سالن تشریفات همراهی میکنم .

از فیلم آخرتون واقعا لذت بردم، آقای بودا.

لذت؟ پسر عزیز من، ما اینقدرها هم دمده نشدیم .

هدف سینمای مدرن لذت بخشی نیست .

ما امروزه ، دوربینهامون رو همانطور که جراح از چاقو استفاده میکنه، بکار میبریم .

شواتربکر. هدف ما در واقع سرگرمی شده .

پول زیادی توش هست، نه؟

پول، پول، پول .

من هیچوقت خودم رو یا این مسائل آزار نمیدم .

شما باید از دستیار من، دکتر شواتربکر ، نابغه امور مالی من، سئوال کنید .

مائسترو.

بگو ببینیم، یا حالتی بدبینانه، جمعا چقدر سود بردیم .

- بدون در نظر گرفتن توکیو؟ - بدون اون .

توافق نامه ها رو آوردی؟

با کمپانی لیختن استاین یا شرکت هنگ کنگ توافق کردی؟

یا یه جدیدش..

با تونگان

بدون مالیات .

بدون مالیات؟

اوه، شواتربکر عزیز من .

سینیوریتا، خانم پاتر از شما مراقبت خواهند کرد.

خواهش میکنم جهت تشریفات گمرکی و کنترل پاسپورت ...

یه بالای پلکان مرکری سالن، تشریف ببربد.

تمام مسافران سکوی 938 AB ...

چرا من مجبورم یا این کیف مسخره سفر کنم؟

مثل یک چاه بی انتها میمونه .

میدونید، مطمئنم وقتی خونه رو ترک کردم همراهم بود.

بله، متاسفم که بدون گواهی واکسیناسپون نمیتونید وارد آمربکا بشید .

چرا نه؟ من یک بار از یه اییدمی مالاریا در اوگاندا...

بدون اینکه ترریقی داشته باشم، جستم .

حقیقتا از یک آبله کوچولو ترسی ندارم .

بله، ولی متاسفانه این جز مقرراته .

پس خیلی احمقانه است، باید اینجا باشه .

خوب، در هر حال اینجاست .

بله، این یک دفترچه کوپن مربوط یه سال 1946 هست .

بگو !

خیلی حالبه، از کجاعالم اومده اینجا؟

جدا از کارت واکسیناسپون ...

متاسفانه نمیتونم اسمتون رو در پرواز شماره 905 ییدا کنم .

گفتید در لیست کلاس ارزان؟

ارزانترین راه برای رفتن یک فلوریداس؟

- بله . - پس همونه، درسته .

- میشه دویاره اسمتون رو تکرار کنید؟ - برایتون، مثل اسم شهر برایتون .

خوب، خانم برایتونی اینجا نمی بینم .

من خانم نیستم .

آرزو میکردم که هنوز بودم .

خوب دوشیزه خانمی هم در اینجا نیست .

مطمئنم که اسمم اونجاست .

همه چی ردیفه؟

فکر کنم کاملا اینطور نباشه .

حضرت علیه یا پرواز 905 عازم میامی هستند .

دوشس برایتون .

اوه، بله در لیست حرف دال .

درست خواهد بود؟

ایشون زمانها رو قاطی کردن ، "خواهد بود؟"..."بود؟"

- هست . - معذرت میخوام، علیاحضرت .

حالا در مورد واکسیناسیون ...

ممکنه تو پاسپورتتون پیداش کنید .

پاسپورت، همین الان که نگاه کردم نبود.

میدونم نبود.

وگرنه یادم میومد.

اوه، عزیز .

شما چقدر باهوش هستید.

حقیقت اینه که من یک ذره عصبی هستم .

آخه اولین باریه که پرواز میکنم .

و امروز صبح مجبور شدم که قرص های انرژی بخش آرمسترانگ، از خدمتکارهام، رو قرض بگیرم .

سرحالم آورد، ولی الان اثرش رفته .

همه جوره، اینطور بنظر میرسه .

بنابر این باید منو ببخشید .

اجازه بدید به دوشیزه پاتر معرفیتون کنم .

ایشون مراقب شما خواهند بود و شما رو به سالن تشریفات راهنمایی میکنند .

حال شما چطوره دوشیزه پاتر؟

علیاحضرت به یک تعطیلات کوتاه تشریف میبرند؟

اوه، نه عزیزم، نه .

برای کار میرم .

دارم بعنوان مشاور مدیر روابط عمومی ...

هتل سلطنتی آتلانتیک، به ساحل میامی میرم .

- چه سرگرم کننده . - نه برای سرگرمی نیست، برای پوله .

می بینی، مجبورم برای حفظ خونه ی قدیمی ام، این کارها رو انجام بدم .

فکر میکنم خانم آندروس باشند . بله خودشون هستند .

چند ساله ایشون رو همراهی میکنید فرمانده؟

- پنج ساله . - باید شغل خوبی باشه .

منظورم اینه که بنظر نمیرسه از بیرون اومدن از نیروی دریایی پشیمون باشید .

شغل خیلی خوبیه، اون کارفرمای سخاوتمندیه .

- همسر خیلی خیلی دوست داشتنی برای شوهرشون هستند خیلی هم جذاب هستند .

- ممنون فرمانده . - خانم آندروس ...

ایشالا که پرواز خوبی داشتین .

آقای آندروس .

من عاشق اینام . آرزو میکردم که یک ناوگان از اینا داشتم .

شما همیشه میتونید یک ناوگانش رو بخرین .

بله .

عقیده خوبیه، بهم یادآوری کن .

عصبیت کردم؟

تو هرگز منو عصبی نمیکنی، چطور؟

فکر میکنم وقتی از بالای وینزر میگذشتیم، وقتی آرایشت رو تجدید میکردی دستات میلرزبد.

فکر کنم باید اثر مشروب زیادی، از مهمونی خداحافظی بوده باشه .

- اون مرد، سندرزه . - بله .

- خانم آندروس . - حالتون چطوره؟

شنیدم تعطیلات رو عازم جامائیکا هستید.

آیا امروز عازم نیویورک هستید؟

- نه فردا. - چه هوشمندانه، خستگیتون در میره .

- آقای آندروس، کاملا جای خوشبختیه . - برای منم کاملا همینطور، آقای سندرز .

شما همیشه اسم منو خاطرتون هست .

چیزی نیست، شما بهترین مدیر پذیرش کلیه خطوط هوایی جهان هستید.

سوار شو عزیزم .

- آوردیش؟ - آوردم .

دستبند، از یاقوت سرخ و الماس کار شده یا طلای سفید، نوشته هم داجلسه .

بله .

ممنون، ترتیب کارها رو واسم میدی؟

- بله قربان . - ممنون جان .

چرا پل؟

در طول این 11 سال هیچوقت گذاشتم بدون اینکه چیزی بهت کادو بدم، بری سفر؟

فقط برای 10 روز در جامائیکا .

برای من خیلیه .

بازش کن .

چرا وقتی که خودت میری سفر ...

واسم هدیه نمیاری؟

گاهی اوقات چند ماه طول میکشه نیستی .

اون فرق میکنه، من برعکس عمل میکنم و خودم رو واست هدیه میارم .

بله، همینطوره .

خیلی زیباست .

میدونستم از طلای سفید خوشت میاد در مورد سنگهاش خیلی مطمئن نبودم .

خوبند؟

بله، خیلی خوبند .

خیلی ممنونم .

یه نوشته هم داخلش هست ...

چی نوشته؟

بذار سورپرایز بمونه .

عزیزم .

برای یک کادوی ناقابل در حد کارت تبریک کریسمس ...

متاسفم .

اجازه بدید از بین این گله راهنمایی اتون کنم .

یه لحظه .

یه چهره آشنا.

مارک؟

سلام، پل .

اومدی بدرقه فرانسیس؟

- نه، داره میره سفر؟ - آره، یک چند روز میره جامائیکا .

فرانسیس ببین کی اینجاست؟

فرانسیس، از بین این همه آدم .

- چه سورپرایز خوشحال کننده ای . - ممنوم مارک .

- پس عازم جایی هستی؟ - نیویورک .

- با پرواز ویژه امپریال؟ - بله .

اوه ، تو و فرانسیس میتونید یا وراجی سر و کله هم رو ببرید .

- صندلیها قابل تغییره؟ - میشه هماهنگ کرد.

- اگه شماره صندلیتون رو داشته باشم ... - نه، حقیقتا .

فکر کردم که تو پرواز یک خورده بتونم بخوابم .

شاید بعدا بتونیم تو سالن همدیگه رو ببینیم .

منتظرتون هستم .

بدلیل خاصی میری سفر؟

نه حقیقتا، برای تعطیلات .

- این دفعه کی خرجت رو میده؟ - خودم .

نه بابا

- کازینو انتظارت رو میکشه؟ - کازینو و یک چند یا چیز دیگه .

خوب، بفرمایید بریم سالن .

منظورت سالن تشریفانه؟ نه رفیق، من جای خودم رو میشناسم .

ولی تو رو تو هواپیما می بینم فرانسیس .

تو آوریل یک سفر دریایی ما میای؟

- کاپری، سیسیل، ... - میتونم بدونم کیا هستند؟

بله، فکر میکنم لیست مهمونها رو داریم .

چند ین کنتس ثروتمند حساس سوار بر عرشه ...

و چندین و چند زن مسن میلیوتر رو میتونی سرکیسه کنی .

این شد، می بینمت .

یادتون نرفته که ساعت 11 جلسه دارید؟

- نه جان، ممنونم . - میرم کارت پرواز خانم رو ردیف کنم .

در مورد تعویض صندلیها متاسفم، فکر کردم ازش خوشت میاد.

گفتم که میخوام یک خورده بخوابم .

میدونم رفتارش یک کم خجالت آوره، یا حدی ژیگولوست و قمارباز درمان ناپذیر.

ولی میتونه سرگرم کننده باشه و من دوستش دارم .

امیدوارم همه چی مورد رضایت باشه ، آقای آندروس .

اگه چیزی احتیاح داشتین، از دوشیزه پاتر درخواست کنید .

هر کاری داشته باشید، انجام میده .

ببخشید لطفا .

اوه سلام، من مانگروم هستم، پال لس مانگروم .

اسمم تو لیست هست، خانم، منشی من هستند .

- متاسفم، نمیتونم ...بذار ببینیم ... - این پاسپورت آقای مانگرومه .

ویز ا صفحه24 و گواهی واکسیناسپون ایشون .

The V.I.P.s subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left