نخستین 138 خط.
...کوییچی ، من
ماکوتو
Game Over مترجم
تعطیلات تابستونی آشنای دوست بچگیم میاد به پایتخت
اون بیرحمه،وحشی و پسرونس
وقتی با هم بازی میکردیم منو تو دردسر های زیادی انداخته
ولی فک کنم هنوز دوسش دارم
...اون روز
کوییچی احمق
ما دعوا کردیم،و قبل اینکه بشه درستش کنیم از هم جدا شدیم
اونو از اون زمان ندیدمش
اومدم
هی خیلی وقت گذشته ندیدمت، کوییچی
آره،گذشته...ماکوتو
تو موهات رو بلند کردی
بابت غذا ممنون
خیلی خوب بود
جدی؟
خیلی خوش حال شدم
من خیلی تمرین کردم که بهتر شم
میرم ظرفارو بشورم
بابت زحمت ببخشید
مشکلی نیست
به خودت فشار نیار
اوکی
اون همیشه انقد ناز بود؟
کامل با قبلش خیلی فرق کرده
و اونو فراموش کرده؟
ماکوتو، چایی میخوای؟
ماکوتو؟
اوه، اون خوابیده
اون...خیلی خوشگل شده
من باید درباره اون دعوا ازش معذرت خواهی کنم
و بعد
ماکوتو؟
ماکوتو
نه نه، نمیتونم ج فکری باخودم کردم؟
اره، میخواستم معذرت خواهی کنم
اگه این کارو کردم، ازم ناامید میشه
ولی اون دعوا رو یادشه؟
شاید فقظ منم که دارم دربارش سروصدا در میارم؟
ولی بازم
چرا انقد طول میکشه؟
اوپس
موهات
مهم نیست اون،،چرا هیچ کاری نکردی؟؟
تو با دخترای مو بلند خیلی جنتلمنی، نیستی؟>
چ نوع دختری دوس داری ، کوییچی
چرا برات مهمه؟
فقظ بگو بهم
خب، ناز و دخترونه، با موهای بلند
چی؟ دقیقا برعکس منه
میدونی من نمیتونم موهام رو بلند کنم
از من خیلی متنفری؟
منظورم این نیست،، احمق نشو ، من فقظ
!برام مهم نیست!! ،،کوییچی احمق
میدونستم بخاظر موهام ازم متنفر باشی
بعد تو دور شدی
یادت مونده
چطور میتونم فراموشش کنم؟
همیشه یادم بوده
کار اشتباهی کردم که هنوز دوست دارم؟
هنوز نفهمیدی، احمق
ماکوتو، ببخشید
منم دوست دارم
همیشه دوست داشتم
ولی
ولی موهای من هنوز کوتاهن
کی اهمیت میده؟
ولی من بیرحمم
و من خیلی بچم
این درست نیست، تو خیلی نازی
واقعا؟ولی
ولی،،، واستا
چرا اونو دوباره گذاشتی رو سرت؟
گفتم که برام مهم نیست موهات چقدری باشه
چونکه من خجالت میکشم
حس میکنم اینجوری میتونم صادق تر باشم
بده؟
نه خوبه
نه... نیپلم
حس عحیبی میده
نکن
ماکوتو، مثل اینه که داره آتیش میگیره
کوییچی
ماکوتو، میتونم؟
ها؟واستا
بزار من اول انجامش بدم
و-واستا
کیرتو بزار اونجا
ماکوتو
خوبه
سفته
خوبی؟
زیاده روی نکن
اوکیه، اصلا درد نمیکنه
در عوض خیلی حس خوبی داره
فک کنم بخاطر اینه که تمرین کردم به فکر کردن درباره تو
تمرین کردی؟
میتونی حرکت کنی،کوییچی
حس عالی بهم بده، باشه؟
بگو، حس خوبی میده؟
حس خوبی داخل من بهت میده؟
اره،این...عالیه
من...واقعا خوشحالم
کوییچی،بکن...محکم تر بکن
حسش...عالیه
کوییچی
ماکوتو،نمیتونم دیگه نگهش دارم
اینجوری بده به من
یچیزی داخل مور مور میکنه
گوییچی
میتونم هنوز ادامه بدم
نه نمیتونم
نگاه نکن، خجالت آوره
احمق
چرا درش آوردی؟
من میخوام با تو سکس کنم نه با یه تیکه کلاه گیس
ولی...ولی اگه دوباره نذارمش چیزای بدی میگم
درست نیست
خیلی نازی، همینجوری که هستی عالی ای
گفتم بهت
همینجوری که هستی دوست دارم
ولی،کوییچی
کوییچی...کوییچی
کوییچی...کوییچی، م-من عا-عاشقتم
چرا دروغ گفتی؟
خیلی خجالت زده بودم
و بچه هم بودیم
آه خدا،، منم خجالت کشیده بودم
لعنتی، منم خیلی به تو میدون دادم چون باید خجالتت رو پنهون میکردی
من یاد گرفتم آشپزی کنم و ممه هام رو بزرگ کردم
خب، من افکار مو ایم رو درست نکردم
ببخشید، باشه؟
و منظورت چیه ممه هات رو بزرگ کردی؟
چظور باید این یکی رو میفهمیدم؟
من متفاوت بودم تو معمولا چطور فیلم بازی میکنی؟
اینجوری یهویی همچیین سوالی میپرسی؟
No comments yet. Be the first to leave one.