نخستین 200 خط.
چه خبر؟
خبری نیست
چیکار داشتی میکردی؟
هیچی
کتاب میخوندی؟ - نه -
بیا، مامانـم میخواد ببیندت
باشه
« فضایل »
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
تو نوشتی سگ، ولی من نوشتم سگها
چرا این اشتباهه؟ - دومی نایـته یا...؟ -
به دایناسور میخوره
یا مری. توی گردنـته
سلام، عزیزم - آره -
جذاب به نظر میرسی - خیلی ممنون -
خب، بیا راه بیوفتیم
این حرفهای به نظر نمیرسه؟
تقریباً یه خرده زیادی حرفهای
کنجکاوم بدونم تهتوش رو در بیاری چی میشه؟
اون صدا رو از کجا آوردی؟ - قرار نیست برگردم سراغـش -
اوه، نه، این، این صدای شکاکانهـمه
آره، آره، میشناسمـش
،فکر نمیکنم حالـش رو داشته باشم عزیزم. دلـم میخواد پیژامهام رو بپوشم
...و... به خدا، صدام گرفته - بیخیال. اون رو ببین -
اگه بمونیم، این سناریوی دوستداشتنی رو خراب میکنیم
زیاد مطمئن نیستم اون چیز خیلی بدی نباشه - خیلیخب -
از نظر من که همهچی تحت کنترله
شما برید، من میخوابونمشون - آره -
آره، یالا دیگه، فقط، میدونی، یه فرصت بهمون بده براتون جبران کنیم
بهترینِ شروعها نبوده، بوده؟
دیروز یه خرده مسخره بود، پس یه فرصت دیگه - بهم بده - آره - آره، به حرف برادرت گوش کن
من حواسـم بهش هست
واسه من حواسـت به انجی و دن هست، زک؟
...چلغوزها - چلغوزها؟ ای گندهگوز. بجنب، برگرد سراغ این -
خب، گوش کنید، صورت، دستها، و دندونها، وقتی بهتون گفته شد برید توی جاتون، تا دیروقت بیدار نمونید
بچۀ خوبی باشید، بچۀ خوبی باشید، بچۀ خوبی - باشید - خیلیخب - بچۀ خوبی باشید
باشه؟ - خیلیخب، یالا، بیا بریم -
هی، زکی - تا بعد، بچهها. یالا -
حواسها جمعـته
!خیلیخب، تا بعد. بچۀ خوبی باشید - !شببخیر -
...پرتقال و سیب
...یه کیوی، گلابی و آناناس
خیلیخب، گندهگوز، بذار ببینیم - گندهگوز؟ -
از کجا آشپزی یاد گرفتی؟
خونۀ خالهام
همون زنیه که وقتی... رفتی لیورپول - باهات زندگی میکرد؟ - آره
آره، آشپز فوقالعادهای بود
پای گوشت، پای کاتج، سوپ نخودسبز
تمام غذاهای خونگی - آره -
لیورپولی، لیورپولی فوقالعادهای درست میکنه - لیورپولی چیه؟ -
یه جورایی مثل تاسکباب ایرلندیـه
آهان - سیبزمینی -
...آره... - میدونی - آنا یه بار سعی کرد تاسکباب بذاره -
جداً؟ - آره، همهمون تا یه هفته اسهال بودیم -
چی؟ از تاسکباب؟
میدونی که تاسکباب رو یه شب تا صبح میذاری تا، میدونی، جا بیوفته؟ بخوام روراست باشم، اون یه هفتهای به حال خودش رهاش کرد
همیشه فرداش بهتره
نه، آره، خب، اون فکر میکرد اگه بذاره یه هفته بمونه، رنگ و بوش بهتر میشه
هوم - کپک میزنه، نه؟ -
!اون خیلی خوبه - اوه، چه خوب - آره -
گوشی توئه؟ - هوم -
پنج یورو باهات شرط میبندم آناست که زنگ زده ببینه من انگشتـت میکنم یا نه
به خدا - ...اَیاَی -
درست نمیگم؟
نه، شِیـه. پسرمه، پسرکوچولوم
میرم اینجا جواب بدم، موردی که نداره؟ - نه، نه، نه، من با این یه دلی از عزا در میارم -
سلام، پهلوون
خوبی؟
آره، نه، نه، سعی کردم، اون روز سعی کردم با «اسکایپ» باهات تماس بگیرم
اوه، تازه داری متصلـش میکنی؟
اینترنت آمادۀ استفادهست
باشه
آره
دو تا اتاق خواب؟
عالیه، خیلی عالیه
استخر شنا؟
!اوه، عجب
!عجب، شگفتانگیزه
استخر شنای خودت رو داری
اوه، چه خوب
اسمـش چیه؟
توماس؟
آره، لذتبخشه، مگه نه؟
نه، من... من ایرلندم
آم... آره، پیش بریجـم. داریم یه خونۀ بزرگ رو رنگ میکنیم
آره، آره، شاید یه هفتۀ دیگه، به نظرم
آره، نباید زیاد طول بکشه
باشه، خب، حتماً، قول میدم. آره
...آره. خب، به محض اینکه
،آره، به محض اینکه وصل شد و اینا، ما... با، با با «اسکایپ» با همدیگه صحبت میکنیم، آره؟
باشه. آره، باشه
منم دوستـت دارم، پسرم
آره، قدر یه دنیا
تا ابد
،آره، خدافظ، خدافظ، خدافظ خدافظ، خداحافظ، خداحافظ
ببخشید، ولی... میخوای یه چیزی بذارم روی شامـت، فقط واسه اینکه سردی چیزی نشه؟
نه، نیازی نیست. الان گرسنهام نیست
منم همینطور
خوشمزه بود، ولی دیگه گرسنه نیستم
قصد نداشتم... صحبتـت به گوشـم بخوره
روبراهی؟
آره، خوبـم، آره - واقعاً؟ پسرت چطوره؟ -
آره، استخر شنا داره
اوه، لعنت بر شیطون - نه، اشکال نداره، رفیق. چیزی نیست، نگران نباش -
...تموم شده. نیازی نیست
من خوبـم - عیب نداره. نیازی نیست جلوی من وانمود کنی -
نه، میدونم، آره
آخه سخته. میدونی منظورم چیه؟
آره
آخه واقعاً دلـم براش تنگ شده
نه، میفهمم، به خدا، میدونم چقدر... چقدر سخته
،سعی ندارم مسخرهبازی در بیارم، میدونی فقط... میدونی منظورم چیه؟
پسرمه، مگه نه؟
نه، درک میکنم. بخدا، میدونم
نه، تو... تو درک نمیکنی
،نه، میکنم، واقعاً، میدونم، درک میکنم چون منم نمیتونم پسرم رو ببینم
هان؟
نه... تقصیر تو نیست، خبر نداشتی. ما توی این خانواده دربارهش حرف نمیزنیم
پیشکشیدنـش سخته، میدونی؟
.جو، این خواهر من دینائه»
وقتی 15 سالـش بود حامله شد و ما پیش خودمون گفتیم ،فکر خیلی خوبیه که بچهش رو بدیم به یکی که بتونه، میدونی
ازش مراقبت کنه. کی میدونه اون «...چه گُهی میخواد بخوره، ولی
نمیدونم میدونی یا نه، ولی سقط یه جورایی توی این کشور غیرقانونیه، پس... میدونی، جزء گزینهها نبود
لعنت بر شیطون - مادرم قرار نبود اجازه بده - اون اتفاق وامونده بیوفته و اون بالایی کُفری بشه
متأسفم، ولی احساس بیشعوری میکنم - نه، نباش. تقصیر تو نیست، ولی فقط من رو نسبت به اینکه -
نمیدونم چیزی که داری میکشی چه حسی داره قضاوت نکن، آخه ...من ده سال گذشته رو خودم دارم میکشم، میدونی، پس
اوه، واقعاً از اون بابت متأسفم - متأسف نباش -
عوضیبازی در میارم بهت میگم نمیدونی از چی حرف میزنم، معلومه که میدونی
نه، عیب... عیب نداره
پسره یا دختر؟
یه پسرکوچولو
فین
فین - میتونی ببینیـش؟ -
نه، نمیتونم. از موقعی که به دنیا اومده، ندیدمـش
اما تونستم روـش اسم بذارم
یعنی... جنگجو
یه جنگجؤ سلتی کوچولوئه، مبارز کوچولو
مایکل، و آنا، و همه میدونن؟
آره، راستـش اونا خیلی تلاش کردن که... بهش جا بدن
...ولی
مادرم قرار نبود بذاره اون اتفاق بیوفته
پس به همین خاطر، میدونی، تمام مسخرهبازیهام رو تحمل کردن، چون بهجای اون، به من جا دادن
بنابراین سعی میکنم زیاد کُفرشون رو در نیارم
اوه، دینا، خیلی متأسفم - نه، متأسف نباش. لطفاً دیگه این رو نگو -
من متأسف نیستم، من واسه خودم احساس تأسف نمیکنم
روحـمم خبر نداشت
میدونی که تو شگفتانگیزی، نمیدونی؟
نه
نه، من داغونـم
اوه، لعنت بر شیطون. چیکار داریم میکنیم؟
نه، نباید اونکارو بکنیم - نه، نمیتونیم -
نه
بهشون قول دادیم، مگه نه، که کاری نمیکنیم - آره -
به محض اینکه پاشون رو از در میذارن ...بیرون، ما... شروع میکنیم به
.نه، نباید، نباید، نباید اینکارو بکنیم میدونی منظورم چیه؟ آخه... آخه زیادهرویه
خب، قطعاً نه با اون، میدونی، پیشبند
...آخه نتیجهای نداره. آخه
آخه، زمان مناسبی نیست
میخوای من برم، یا...؟
آره. آره، شاید، شاید، نه... باید تمیزکاری کنیم، مگه نه؟ ظرفها و اینا رو بشوریم
خب، نمیشه زیادی تمیزکاری کرد، وگرنه... توی این خونه عین فرشتههای وامونده به نظر میرسیم، نهار درستکردن و این کارها
ببخشید
ولی واقعاً دلـم میخواد
من یه عمره با کسی نبودم - یه عمر چقدر میشه؟ -
حدود دو سال و نیم
.عیب نداره، مجبور نیستیم کاری بکنیم میتونیم فقط... میدونی، بشینیم اینجا
میخوام فقط در آغوش بگیرمـت
آره؟
آره، اگه اشکالی نداشته باشه؟ - نه -
...اه... آ
میشه اون رو درآری؟ - آره -
احساس میکنم قراره یه نفر از همسران استپفورد» رو بغل کنم»
نه، بد برداشت نشه، رنگـش خیلی ...بهت میاد، میدونی، ولی، آخه
نه، نه، میخوام، آره
خوبی؟ - آره، آره، فکر کنم، آره -
دلـت نمیخواد...؟
چرا، چرا، فقط... فقط یه خرده مضطربـم
اشکال نداره
چیزی نیست
روبراهی، جو؟ - روبراهی، جو؟ - چه خبرا، رفیق قدیمی؟ -
روبراهی، کریگی؟
کوندهکوچولو
ببخشید، من...؟
بهخاطر کاریه که من دارم میکنم؟ ببخشید
نه. نه، نه، نیست
خوبه، جو
خوبی؟ خوبی، جو؟ روبراهی؟ - آره - ...من اینجا میشینم، باشه؟ فقط -
روبراهی؟
میتونی گریه کنی، رفیق
روبراهی، جو؟ خوبی؟
نه، خوبی
خوبی
خب، واقعاً داری من رو میترسونی، جو
میشه لطفاً بس کنی؟
...ما فقط - !بس کن -
جو، فقط میخوام با یکی تماس بگیرم، باشه - !بس کن -
فقط... فقط لطفاً بشین اونجا و مشکلی برات پیش نمیاد
!اه! کردم
!درش بیار
!کمکـم کنید، لطفا - آره، یه آمبولانس احتیاج دارم، لطفاً -
No comments yet. Be the first to leave one.