نخستین 200 خط.
>
با دوستم "ارتور کرنبلام" داخل رستوران نشسته بوديم
بود"Horn-Hardat"کافه ترياي
و اين دختر زيبا اومد داخل من به "ارتور" نگاه کردم
و گفتم: "ارتور" اين دختر رو ميبيني؟ قراره باهاش ازدواج کنم
و دوهفته بعد با هم ازدواج کرديم
و الان بيشتر از 50 سال از اون ماجرا ميگذره
و ما هنوز با هم هستيم
*خيلي قشنگه که*
*اين روزها عشقمون پيشمون باشه*
دوست دارم دوست دارم
*نه فقط يک سال*
*بلکه هميشه و روزي که*
*راديو وتلفن*
*و فيلمي که ديديم*
*شايد فقط خيال و توهم بودن*
"سلام "سالي "سالي" اين "هري برنه"
"هري" اين "سالي اُبرايته" از ديدنت خوشحالم
ميخواي شيفت اولو تو رانندگي کني؟ تو که حالا نشستي ،خودت شروع کن
صندوق بازه
بهم زنگ بزن هر وقت رسيدم بهت زنگ ميزنم
تو جاده باهام تماس بگير قبل از اون اينکار رو ميکنم
دوست دارم دوست دارم
متاسفم
از الان دلم برات تنگ شده دلم برات تنگ ميشه
از الان دلم برات تنگ شده
خداحافظ خداحافظ
*در اين زمان،تازه کارها ممکنه خورد بشن *
*جبل اطارق از بين بره*
*اونا فقط از گل و خاک درست شدن*
*اما*
*عشقمون پيشمونه اين روزها*
من روي هم رفته فهميدم که
يه سفر 18 ساعته ست که ميشه شش تا شيفت سه ساعته
يا، به نوبت ميتونيم بر حسب کيلومتر جاهامونو با هم عوض کنيم
يه نَق... يه نقشه روي آفتاب گيره
که من جاهايي رو که بايد شيفتامون رو با هم عوض کنيم روش علامت زدم
انگور؟
نه، دوست ندارم بين وعده هاي غذاييم چيزي بخورم
الان پنجره رو باز ميکنم
چرا قصه زندگيه خودتو به من نميگي؟
قصه زندگيمو؟
ما 18 ساعت وقت براي هدر دادن داريم تا برسيم به نيويورک
با تعريف کردنش حتي از شيکاگو هم خارج نميشيم چون چيز زيادي براي تعريف ندارم
خب، من دارم ميرم نيويورک پس يه اتفاقي ميخواد بيفته؟
آره مثلا چي؟
مثلا قصد دارم براي مدرسه روزنامه نگاري کنم تا خبرنگار بشم
پس ميتوني در مورد چيزهايي که براي ديگران اتفاق افتاده بنويسي
اينم ميتونه يه جَنبش باشه تصور کن هيچ اتفاقي نيوفته
تصور کن که تو هيچوقت با کسي آشنا نشي (هيچوقت به جايي نرسي(پيشرفت نکني
بعدش مي ميري و هيچکس تا دو هفته خبردار نميشه
تا اينکه بوي جنازت به راهرو ميرسه
آماندا" بهم گفته بود که يه نيمه تاريک هم داشتي" به خاطر همين به من علاقمند شد
به خاطر نيمه تاريکت؟ آره. چرا؟ مگه تو نيمه تاريک نداري؟
ميدونم،حتما تو از همون آدماي خوشبختي هستي که خيلي لطيف و ظريفي
منم به عنوان کسي که کنار تو نشسته نيمه تاريک دارم
واقعا؟وقتي يک کتاب جديد ميگيرم هميشه صفحه آخر رو اول از همه ميخونم
اينجوري اگه من قبل از اينکه کتاب رو تموم کنم هم بميرم ميدونم آخرش چي شد
دوست من،به اين ميگن يه نيمه تاريک
اين دليل نميشه که تو ديگه خيلي آدم بدي هستي منظورم اينه آره من اساسا آدم شادي هستم
منم همينطور هيچ اشکالي هم توش نمي بينم
نه ،تو خيلي سرت با خوشحال بودن گرم بوده اصلا به مرگ فکر کردي؟
آره مصلمه،يه سري فکرهاي زودگذر
که صاف ميره تو ذهنت و از اونور خارج ميشه روزها روش وقت ميذارم
و اين باعث ميشه که تو شخص بهتري باشي؟
ببين،وقتي همه چيز بهم ميريزه من ميخوام براش آمادگي داشته باشم اما تو نه.همش همين
در اين بين، تو کل زندگيتو براي منتظر بودن براش خراب ميکني
اشتباه ميکني نميکنم،اون ميخواد که دختره بره
بخاطر همين اونو سوار هواپيما کرد دختره نميخواست بمونه
البته که ميخواست بمونه
خودت نمي خواستي با "بوگارت" باشي تا با يکي ديگه؟
من نميخوام زندگيمو توي کازابلانکا
کنار مردي که صاحب يه باره سپري کنم
شايد فکر کني که خيلي مغرورم اما نيستم
پس ترجيح ميدادي با يکي که بهش اشتياق وعلاقه اي نداري ازدواج کني؟
و زن اول كشور چكوسلواكى باشم
اما با کسي که تو بهترين سکس زندگيتو باهاش داشتي
فقط به خاطر اينکه صاحب يه باره و اين تمام کاريه که ميکنه باهاش ازدواج نکني؟
آره
و هر زني هم که عقل درستي داشته باشه همين کارو ميکنه زنها اهل عمل اند
حتي "اينگريد برگمن" که به همين خاطر اون آخر فيلم
سوار هواپيما شد
درک ميکنم
چي؟چي؟ هيچي
چي؟ فراموشش کن
چيرو فراموش کنم؟ مهم نيست
نه،بهم بگو
مشخصه که تو تا حالا سکس عاليي نداشتي
دو نفره،لطفا اونجاست
چرا داشتم نداشتي
اتفاقا خيلي هم داشتم و سکس هاي خوبي هم بودن
با کي؟
چي؟ با کي اين سکس عالي رو داشتي؟
نميخوام بگم
باشه.به من نگو
"شل گوردون" شل،شلدون"؟"
نه،نه، تو سکس عاليي با شلدون" نداشتي"
منم داشتم نه،نداشتي
يه "شلدون" ميتونه مالياتتو پرداخت کنه اگه يک کانال اصلي نياز داري،"شلدون" به کارت مياد
اما بد خلق بودن "شلدون" نقطه قوتش نيست اين فقط يه اسمه
"انجامش بده "شلدون "تو حيووني "شلدون
تو ميتوني شلدون .... بزرگ
جواب نميده سلام
چي براتون بيارم؟ من يدونه از شماره 3 ميخوام
سالاد سرآشپز به اضافه روغن و سرکه کنارش
و کيک سيب
سرآشپز و سيب
اما دوست دارم کيک گرم باشه ونميخوام بستني بالاي کيک باشه ميخوام بستني کنارش باشه
من طعم توت فرنگيشو دوست دارم ،اگه دارينش
اگه ندارين،پس بستني نميخوام .فقط خامه پرچرب بيارين فقط در صورتي که واقعي باشه
و داخل قوطي نباشه،هيچي نميخوام
کيک هم نميخواين؟ نه،فقط کيک بيارين و گرم هم نباشه
چي؟ هيچي،هيچي
چطور شد که با "شلدون" بهم زدي؟ از کجا ميدوني ما با هم بهم زديم؟
چون اگه بهم نزده بودين،الان با من نبودي با "شل" بيچاره بودي
اول از همه، من دوست دختر تو نيستم
دوما: به تو ربطي نداره که چرا ما بهم زديم
راست ميگي، راست ميگي نميخوام بدونم
خب، به خاطر اينکه اون حسود بود و من اون روزا با زيرشلواري بودم
متاسفم،به حکم قاضي نياز دارم
با زير شلواري بودي؟ بله
اونا روزايي تو هفته دارن که فکر ميکردم جالبه
بعد يه روز "شلدون" به من گفت که تو هيچوقت يکشنبه ها نميپوشيش
همش مشکوک بود،يکشنبه کجا بود يکشنبه از کجا ميام؟
من بهش گفتم و اون باور نکرد
چي؟ اونا يکشنبه ها نيستن
چرا نه؟ بخاطر خدا
باشه،پس 15% سهم من ميشه 90 سنت
$6.90
هفت دلار ميذاريم
چي؟
چيزي روي صورتمه؟
تو خيلي جذابي
ممنون
آماندا" هيچوقت نگفت که انقدر جذابي"
شايد فکر نميکنه که من جذابم
فکر نميکنم مسئله مهمي باشه ظاهرا ، تو خيلي جذابي
آماندا" دوستمه"
خب؟
خب بايد با اون باشي خب؟
تو ميخواستي مخ منو بزني
نه،نميخواستم
چي؟
يه مرد نميتونه به يه زن بگه که جذابه بدونه اينکه بخواد مخشو بزنه؟
باشه،باشه
باشه، بيا فقط براي اينکه بحث بخوابه بگيم که اون يه مخ زني بود
ميخواي چيکارش کنم ؟اصلا پسش ميگيرم باشه؟ پسش ميگيرم
نميتوني پسش بگيري؟
چرا نه؟ چون وقعا انجامش دادي
قراره چيکار کنيم؟زنگ بزنيم پليس اين اتفاق افتاده
فقط ولش کن
باشه؟ عاليه "ولش کن" .اين سياسته منه
"اين چيزيه که من هميشه ميگم:"ولش کن
ميخواي شب رو تو متل بمونيم؟
ديدي چيکار کردم؟ ولش نکردم "هري"
گفتم ميکنم اما نکردم من نميخوام ولش کنم
"هري" چيه؟
ما تازه داريم با هم دوست ميشيم باشه؟
عاليه،دوست بهترين چيزه
اينو بفهم که ما هيچوقت نميتونيم با هم دوست باشيم
چرا که نه؟ چيزي که ميخوام بگم اينه که
و اين به هيچ وجه مخ زني نيست از هر نظر
زن و مرد نميتونن با هم دوست باشن
چون هميشه پاي سکس وسطه
درست نيست
من تعداد زيادي دوستِ پسر دارم و سکس هم در کار نيست
تو که نميدوني اما من ميدونم
تو نميدوني اما من ميدونم
فکر ميکني که ميدوني
يعني ميگي من همينجوري بدون فکر با اونا سکس ميکنم؟
نه،اونا همشون ميخوان با تو سکس کنن
نميخوان ميخوان
از کجا ميدوني؟
چون هيچ مردي با زني که فکر ميکنه جذابه نميتونه دوست بشه
براي همين هميشه ميخواد باهاش سکس کنه
يعني ميگي مردا ميتونن با زنهاي که جذابيتي ندارن دوست بشن؟
نه خيلي، چون دوست دارن با همونا هم سکس کنن
اگه نخوان با تو سکس کنن چي؟
مهم نيست ، با يکي ديگه سکس ميکنم و دوستيمونم محکوم به فنا ميشه
حدس ميزنم پس ما قرار نيست با هم دوست بشيم
آره، فکر کنم
خيلي بد شد
تو تنها کسي بودي که تو نيويورک ميشناختم
ترجمه
ترجمه شده
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط Lovely
ترجمه شده توسط Lovely.
ترجمه شده توسط Lovely.Sami
ممنون که رسونديم خواهش ميکنم،خوش گذشت
از ديدنت خوشحال شدم آره
خب،زندگيه خوبي داشته باشي تو هم همينطور
ما تو دبيرستان عاشق هم شديم آره، ما از اوناييم که تو دبيرستان عاشق هم شديم
اما بعد از سال آخر دبيرستان پدر و مادرش نقل مکان کردن
اما من هيچوقت فراموشش نکردم اون هيچوقت منو فراموش نکرد
نه، چهرش همش جلوي چشام و تو فکرم بود
و 34 سال بعد وقتي که داشتم تو خيابون "برادوي" قدم ميزدم
ديدم که از شيريني فروشي اومد بيرون
به هم نگاه کرديم
اون اصلا چهرش تغيير نکرده بود
No comments yet. Be the first to leave one.