نخستین 200 خط.
.:: URANUSDVD::. با افتخار تقديم ميکند
، روزی از روزها ، " دختر کوچیکی بود به اسم " الا
، که تو نمیتونستی مث اون ببینی . که چی میتونست باشه
. با جادویی ممکن
. اون برای پدر و مادرش ، پرنسس بود
، اون تاج و تخت نداشت
. ولی مکله-ی کوچولوی قلمروی خودش بود
، کسی که قلمروئش خونه-ش ، چممنزار حاشیه-ی جنگل بود
. جاییکه نیاکانش ، نسل به نسل زندگی کردن
، " آقای " غاز
. با خونواده و حیووناش
. سلام
چکار میکنی ؟ . بذار بقیه غذا بخورن
. نمیخوام شمارو گرسنه ببینم
، " گاس گاس" . تو موش خونگی هستی نه باغ
اینطور نیست ، " جک " ؟ . باید برای غذا صبر کنی
اینطور نیست ، مادر ؟
، فکر میکنی میتونی با اونا حرف بزنی الا " ؟"
تو فکر نمیکنی ؟ - . چرا که نه -
، حیوانات هم میتونن بشنون و حرف بزنن . اگه تو گوش برای شنیدن داری
. پس یاد بگیریم ازشون مراقبت کنیم - کی مراقب ما باشه ؟ -
. معلومه ، فرشته ها - تو بهشون اعتقاد داری ، مادر ؟ -
. خیلی بهشون فکر میکنم - . پس منم باور میکنم -
، پدرش تاجر ابریشم بود . بنابرین همیشه توی جاده ها بود
. اون از سرزمینهای دورتر از قلمرو ، هدایا میاورد
. " الا"
، کجایی دخترم . دختر قشنگم
عشق من کجاست ؟
، الا " وقتی دور میشد" . غیبت طولانیش حس میشد
. ولی میدونست که پدرش همیشه به خونه برمیگرده
. خوشامدی ، پدر
، بزرگ شدی . چه خوشگل شدی
اونجا چی داشتی ؟ - اونجا ؟ -
، دیدم از درخت آویزونه . فکر کردم شاید یه چیزی قایم کرده باشی
. چه زیبا
. درفرانسه ، بهش پاپیون میگن
. پاپیون
مایلی با من برقصی خانم ؟
. خواهش میکنم - . خیلی ممنون -
. روی پا
رقص ؟
. کمی خم شو
. اونا میدونستن که خوشبخترین خونواده هستن
. چون خیلی به هم علاقه داشتن
، ولی درد و رنج میتونه . به هر قلمرویی دسترسی پیدا کنه
چی شده عزیزم ؟
. و به خونه-ی " الا " هم رسید
. متأسفم - . ممنون دکتر -
. خیلی باید برای شما سخت باشه
. " بیا " الا
، الا "، عزیزم" . میخوام یه رازی رو بهت بگم
، رازی که میتونه به راحتی . به کنترل بیماری کمک کنه
. قول بده فراموش نکنی
. شجاع و مهربون باشی
، تو با این کوچیکی ، از خیلی از مردم بهتری
، و بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی . خوبی ، در قدرت رشد میکنه
. این جادوئه - جادو ؟ -
. آره
میتونی نیرومند باشی عزیزم ؟
. قول بده - . قول میدم -
، خُب حالا
. باید زود بریم عزیزم
. لطفا" منو ببخش - . معلومه که می بخشمت -
، با گذشت زمان . درد به خاطره تبدیل میشه
. ولی در قلب " الا " تغییری ایجاد نشد
. قولی که به مادرش داده بود رو فراموش نکرد
. شجاع و مهربان باشه
، درعوض پدر ، خیلی تغییر کرد . و به امید روزهای بهتر بود
، و از خونه-ی اونا . منو همسرم به شادی میخوندیم
. وهیچ آدم خوشبختی رو من نمیشناسم
. پس امروز هم میخونیم
. ازش خوشم میاد چون پایانش شادیه - . و من اینجوری ترجیح میدم -
. پس باید باشه
، " الا"
، به این نتیجه رسیدم که زمان ، بر وفق مراد منه
. که فصل جدیدی رو باز کنه
. معلومه پدر - . چند وقت پیش رو که یادت هست -
، موقع سفر . من آقای " فرانسیس تریمین " رو دیدم
. یاد م میاد که جزو گروه تجار بود
. بود ، متأسفانه مُرد
، همسر بیوه-ی اون . یه زن محترم تنهاست
. هنوز اول جوونیشه
. نمیدونم چرا به من میگی
، نگران نباش . شاید باعث خوشحالیت بشه
. مطمئنن شادی
فکر میکنی شاید هنوز یه فرصت باشه ؟
فقط فکر میکنی کِی ؟
. معلومه پدر
، اون مادرخوانده-ی تو میشه . و تو دوتا خواهر گیرت میاد
. شجاع و مهربون باش
. خوشامدید خانمها
. شما خیلی مهربونید - . خوشامدید -
. چه موی قشنگی داری - . ممنون -
. باید مرتبش کنی - حق با شماست ، میخواین خونه رو ببینین ؟ -
اون چی گفت ؟ - . میخواد مزرعه رو بهمون نشون بده -
. باعث افتخاره - حیوون نگه میدارین ؟ -
. خیلی جالبه
. " لوسیفر"
. اون خانم ، نامادری آینده بود
. با احساسی قوی و سلیقه ای خاص
، اون رنج میبرد . ولی خودشو خوب نشون میداد
. من زیبایی دختر شمارو پنهان کردم - ، اوه ، شبیه -
. مادرشه
. طبیعیه
از کی خونواده-ی شما اینجان ؟
. بیش از 200 سال - به بازسازی فکر نکردین ؟ -
. اناستازیا "، خفه شو"
. شاید جدی بگیرن
. نامادری " الا " ، خانم بانشاطی بود
. وسعی میکرد کمی به خونه شادی بیاره
. ببین کی اینجاست
،" ژاکلین ، تدی ، ماتیلدا" . گاس گاس " شکمو"
چکار میکنی ، " لوسیفر " ؟
، ژاکلین " مهمون منه" . و خوردن مهمون مجاز نیست
. اینهمه-ی خوراک گربه برای تو
. ما باید به هم کمک کنیم
. مهمونی رو از دست دادی - . خیلی کار دارم که بکنم -
. فردا صبح زود میرم
. ولی تازه از سفر برگشتی
واقعا" مجبوری بری ؟
. فقط چند ماه عزیزم
دوست داری چی برات بیارم ؟
. خواهرخونده هات ، چتر آفتابی خواستن
تو چی دوست داری ؟
، اولین گلهای شاخه ای که به شونه-ی پدرم میرسن . رو برام بیار
. درخواست جالبیه
، باید توی راه با خودت برداری
. و به من فکر کنی که گاهی بهش نگاه میکنی
. و وقتی برگردی میفهمم
، من اینو میخوام
. هرجوری که هست برگرد
. برمیگردم
، تا من برمیگردم . دوست دارم با نامادریت و خواهرخونده هات باشی
. حتی اگه گاهی اوضاع فرق داشته باشه
. قول میدم - . ممنون -
. " من همیشه کنارت هستم ،" الا
، و مادرت هم اینجاست . حتی اگه اونو نبینی
. این قلب این خونه-ست
. باید بخاطر اون این خونه رو دوست داشته باشی
. خیلی دلم براش تنگ شده
تو چی ؟
. خیلی زیاد
. غمگین نگاه نکن
، چتر . برای پوست من
. پس شاید گاهی پوست منو نشناسی
. " خدافظ " الا
. دوستت دارم - . منم همینطور -
. بزودی می بینمت
، الا "، عزیزم"
. دوری گریه نداره
. درسته خانم - . مجبور نیستی اینجوری صدام کنی -
. مادام بهتره
،" اناستازیا "و" دریسلا . همیشه یه جور اتاق انتخاب میکنن
. اونا خیلی باوقار و خونگرم هستن
. از جلوی چشمم دور شو
دوست داری ، نه ؟ - . حس میکنم چشمات دنبال یه چیزیه -
. فکر کنم توی اتاق جاشون تنگه
، اتاق من بزرگتره
. شاید بخوان اونجا باشن
. چه فکر خوبی
. چه دختر خوبی
. میتونم بخوابم - . زیرشیروونی ، خودشه -
زیرشیروونی ؟ - . آره ، فقط موقتی -
. تا بقیه اتاقها رو بازسازی کنیم
، زیرشیروونی تمیز میشه . ولی خارج از حوصله-ی ماست
، و اینکه خیلی راحته ، تمام این آشغالارو با خودت ببر
. به همون زشتی که مال خودت رو نگه داشتی
خُب
. مهم نیست که کسی اینجا سرک بکشه
. " سلام ،" گاس گاس
. بیا " گاس گاس " ، بیا ، این یکی میشه
. پس اینجا هم پناهگاه تو
. و بنظر میرسه مال من
. خواهر ، مث اینکه داره با خودش حرف میزنه
. خیلی مسخرست
، بدون گربه
. و بدون خواهرخوانده
. خواهر تنبلی داریم
. دو تا دارم - . میشنوم -
با کی حرف میزد ؟ - . اون دوونه-ست -
. صبح بخیر - . " صبح بخیر ، دوشیزه " الا -
. " صبح بخیر ،" تام
. همه چی مرتبه
اشکال نداره یکی بردارم ؟ . چه تخم مرغهای قشنگی ، تبریک میگم ، ممنون
. تمیزه
. " ممنون دوشیزه " الا - . خواهش میکنم -
. " الا"
، خواهرخوانده ها خیلی از صبح زود خوششون نمیاد
، خیلی تمایلی به هنرهای خانه داری ندارن
. درحقیقت اونا از هیچی خوششون نمیاد
. خفه شو
، الا " با دریافت نامه ای از پدرش" . به آرامش رسید
. هفته ها و ماه ها گذشت
، ولی پستچی هرابر از یه نقطه از زمین . نامه میاورد
، تا یک روز عصر
آقای ، " فارمر جان " ؟
، دوشیزه " الا " ، پدرت
. توی راه مریض شد
، اجازه بده خانم جوان ...اون
، تموم کرد . فقط از شما و مادرتون حرف میزد
No comments yet. Be the first to leave one.