Cold Case Files: Murder in the Bayou

Cold Case Files: Murder in the Bayou

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Cold Case Files Murder in the Bayou S01E02
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-02-23
تعداد دانلود: 36
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

سالونیا خیلی دوست داشتنی بود دقیقا مثل گل مگنولیا

اون به این طریق کشته شد

من فقط میدونم که اون خیلی ترسیده بود

تقریبا شیش سالم بود مامان مرده؟

مامان من مرده؟

توی خلیج کوچیک ما مردم وحشت کرده بوند

هرگز اینجا اتفاق نمی افتاد

هشدار های زیادی از طرف پلیس هست

پرچم قرمز های زیادی بالا برده شده

کسی تابحال نشنیده بود که مردم چاقو بخورند

اونم اینطوری

به این تعداد ضربه های زیاد و خون زیاد

کشتن یک چیزه

اما هتک حرمت کردن کاملا یک چیز دیگه است

اهانت کردن به یک ادم اینطوری

این خیلی مبهم و خیلی ترسناک بود

و مردم فکر می کردند چه جور هیولایی این کارو میکنه

و آیا هنوز اون بیرونه؟

اون یک قاتل خونسرد بود

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

....:::: ترجمه : حانیه رستم آبادی ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

همند" لوئیزیانا

ما درمنطقه ای هستیم که بیشتر مردم بهش بایو میگویند

من تمام عمرم رو اینجا زندگی کردم

ما اینجا پایتخت توت فرنگی دنیا رو داریم

من خودم در یک مزرعه توت فرنگی کوچیک بزرگ شدم

مردم همند ادم های دوست داشتنی ای هستند

ما کلی خوش میگذرونیم و می خندیم

به هر بهانه ای مهمونی میگیریم

همند بهترین مکان برای زندگی کردن و تشکیل خانواده است

اما میدونید، مثل هر شهر دیگه ای خشونت هم وجود داره

و زمانی خورشید غروب میکند میتونه مکان ناجوری باشه

جایی که ممکنه نتونی خودت رو پیدا کنی

یک صبح گرم و سوزان تابستانی

که خورشید به درخت های سرو کارد میزد

پلیس یک تماس اضطراری از یک ساکن وحشت زده دریافت می کند

در صبح روز بیست و سوم، آگوست"1987

رجینالد رید با مرکز پلیس همند تماس گرفت

که همسرش سالونیا رید

از دیشب به خونه نیومده بود

اون با دوستانش به یک کلوب محلی رفته بود

وقتی صبح روز بعد از خواب بیدار شد

متوجه شد که همسرش نیست

پلیس همند، یک افسر به اونجا اعزام کرد

او با رجینالد دیدار کرد

و بعد شروع کرد به بررسی منطقه

هنگامی که مشغول بررسی بودند

پلیس تماسی دریافت کرد از یک آقا

او محتویات یک کیف رو پیدا کرده بود

تعدادی کارت شناسایی، اعتباری و چند تا چک

چک ها به نام، آدرس و شماره تلفن

سالونیا رید بودند

فقط چند تا بلوک اون طرف تر از جایی که کیف پول پیداشد

مغازه اقای جوهان کارب هست

و توی اون یک پارکینگ رو باز بود

یک شورلت دو در آبی ،مدل 1986

که شماره پلاکش

به نام سالونیا رید ثبت شده بود

پلیس به شیشه سمت سرنشین نگاه کرد

و متوجه جسد سالونیا رید شد

بدن سالونیا ضربه خوره بود

ضربه های چاقو به قفسه سینش و اطراف گردنش

او برهنه بود و صورتش کبود شده بود

همچنین مقدار زیادی ماده سفید رنگ

روی بدنش پاشیده شده بود

پلیس احتمال میداد یک کلمه بوده

متاسفانه تو این افتاب سوزان

این ماده سفید به خون اغشته شده بود

و اونا نتونستند تشخیص بدهند

این یک قتل اتفاقی نبود

این کار یک ادم بشدت عصبانی بود

که می خواست اون رو در اخرین لحظات زندگیش

آزار بده و بهش بی حرمتی و اهانت کنه

یک تیم پزشکی قانونی سرنخ هارو جمع می کنند

ماموران صحنه جرم این خبر دلخراش رو

به خانواده سالونیا رید اطلاع میدهند

من صبح تو خونه ی سالونیا و رجینالد بودم

پلیس اومد و به ما گفت که

سالونیا رو پیدا کردند توی ماشینش

یعنی من، من، من فقط شوکه شدم

اون به این طریق کشته شد

من فقط می دونم که اون خیلی ترسیده بود

سالونیای سن پایین، "سالونیا رید

دختری ساکت با رویاهای بزرگ

توی خانواده پنج تا دختر بود

من بزرگترین دختر بودم و سالونیا چهارمین دختر

سالونیا همیشه آروم و دوست داشتنی و بسیار بخشنده بود

و البته، عزیز دردونه مامان بود

میدونی سالونیا لبخند زیبایی داشت

و اون فقط خوش برخورد بود

سالونیا یک انسان واقعی بود

و زمانی که حضور پیدا کرد

در دانشگاه جنوب شرقی لوئیزیانا

با رجینالد رید آشنا شد

یک افسر نیرو دریایی از یک خانواده معروف در بایو

شکوفایی یک عاشقانه زیر آفتاب داغ لوئیزیانا

سالونیا وقتی که رجینالد رو دید فکر میکرد جذاب ترینه

و یک دل نه صد دل عاشق او شد

اونا تمام وقتشون رو با هم دیگه بودند

به نظرم، وقتی که اونارو باهم می دیدی

انگار یک زوج عالی بودند

سالونیا و رجینالد

اولین بار که سالونیا رو دیدم

داشتیم از مراسم پرستش برمی گشتیم

و به این فکر میکردیم که واقعا دختر خوبیه

تو یک چشم به هم زدن

سالونیا و رجینالد باهم ازدواج کردند

اونا به یک خونه ساده در خیابان اپل نقل مکان کردند

چندی بعد زوج جوان صاحب یک فرزند پسر شدند

اونا اسم رجی جونیور و انتخاب کردند

سالونیا برای مادر شدن هیجان زده بود

بعد از مدت کوتاهی رجی به دنیا اومد اون خیلی خوشحال بود

او بی نهایت عاشق پسرش بود

هر یک شنبه اونو به کتابخونه می برد

و براش کتاب می خوند

سالونیا یک مادر فوق العاده بود

پلیس هر چیزی رو که تو ماشین بود جمع اوری کرد

همه ی لباس های سالونیا

و خرت و پرت های کف ماشین

و یک ته سیگار وینستون

سلونیا رید و همسرش سیگاری نبودند

طبق گفته خانوادش و همکارانش اون همیشه

ماشینش رو تمیز نگه می داشته

و بوی سیگار رو دوست نداشته

شاید باید کسی رو پیدا کنیم که سیگاری باشد

این مدل خاص از سیگار

به عنوان مدرک ثبت وضبط شد

همون طور که همه چی به بررسی ها بستگی داره

کاراگاهان اطلاعاتی رو از نزدیکان سالونیا کسب می کنند

درمورد شبی که او به قتل رسید

طبق معمول پلیس همیشه

از افراد مهم که نزدیک ترین

فرد زندگی قربانی است شروع میکند

طبق گفته رجینالد

همسرش با همکارانش رفته بود بیرون

او و پسرش رجی جونیور توی خونه بودند

تمام شب بازی های ویدیویی انجام دادند

و صبح روز بعد متوجه نبودش شد

صبح روز بعد، بیدار شدم مامان اونجا نبود

یادم میاد که تمام فامیل اومدن اونجا و من اتفاقی شنیدم

یکی از عموهام درمورد مرگ مادرم صحبت میکنه

و من یک چیزایی تکرار میکردم مثل مامان مرده؟ مامان من مرده؟

و انگار این زمانی بود که دنیا متوقف شد

و یادم میاد پدرم منو توی بغلش دلداری میداد

روز بعد

کاراگاهان اطلاعات بیشتری درمورد علت مرگ سالونیا به دست اوردند

زمانی که گزارش کالبد شکافی به دستشون رسید

سالونیا شانزده زخم مختلف چاقو متحمل شده

دور گردن و اطراف قفسه سینه اش

جراحات نشان میداد زخم ها دایره ای و عمیق بودند

چیزی بزرگ تر از یک یخ خردکن یا مثل یک پیچ گوشتی کوچیک

متاسفانه،کاراگاهان نتوانستند

آلت جرم رو در صحنه کشف کنند

در نتیجه، کالبد شکافی منجرشد به

سوال های بی جواب بیشتر

هیچ مدرکی دال بر زخم دفاعی روی دستان او وجود نداشت

پس شاید او غافلگیر شده بود

شاید کنار کسایی بوده که فرض میکرده بهشون اعتماد داره

و اونا یکدفعه بهش حمله کردند

این چیزی هست که زندگی یک ادم و گرفت

هتک حرمت و اهانت به یک شخص در این حد

یک بحث دیگست

خوب چه کسی سالونیا رید رو کشته؟

به عنوان یک پسر شیش ساله

به صورت اتفاقی صبح یک شنبه از خواب بیدار شدم

و خبر مرگ مادرم رو شنیدم

این یک چیز کاملا متقاوت بود

جوری که مادرم این دنیارو ترک کرد

یک نفر عمدا زندگیشو ازش گرفت

فقط میخوام بدونم چرا؟

به دلیل به هم وصل بودن شهر همند و حاشیه اش

کاراگاهان برای کسب اطلاعات بیشتر به خانواده سالونیا برگشتند

خواهران او یک حادثه عجیب که هفته قبل اتفاق افتاد رو بیاد میارند

قبل از اینکه سالونیا به قتل برسه

زمانی که رجینالد خارج از شهر بود

خواهرم جکی چند شب پش سالونیا ماند

اون شب عجیب، نزدیکای ساعت 10

جکی میخواست بره بیرون که سیگار بکشه

وقتی در و باز کرد که بره بیرون یک مرد رو اونجا دید

منظورم اینه دقیقا همونجا

جکی گفت:تو کی هستی؟ اینجا چیکار میکنی؟

و اون بهش گفت جیمی ری

اون از تاریکی میاد بیرون جکی رو خیلی ترسوند

انگار یه جورایی تو حیاطش کمین کرد و بهش خیره شد

دوباره در باز میشه سالونیا میاد بیرون

و میگه: تو اینجا چیکار میکنی؟

و شروع میکنه به جیغ زدن

سالونیا از اینکه کسی اونو تماشا کنه وحشت داشت

و می ترسید

جیمی به اونا گفت اونجاست که سالونیا رو کنترل کنه

جکی بهش جواب داد سالونیا یک زن بالغه

و نیازی به کنترل شدن نداره

اونو بیرونش کرد

از زمان این اتقاق

سه روز گذشته بود

قبل از قتل سالونیا رید

جیمی ری حتی در نزدیکی چهارمین منطقه محل زندگی سالونیا و رجینالد

زندگی نمی کرد

Cold Case Files: Murder in the Bayou subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Cold Case Files: Murder in the Bayou

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left