نخستین 194 خط.
آلبوم هیت چارلی ایکسسیایکس، «برت»
نه تنها به رتبهی اول بریتانیا رسیده، بلکه تازه به عنوان «کلمهی سال» هم انتخاب شده
این رکورد ثابت میکنه که چارلی واقعاً یه هنرمندِ پاپِ پیشرو توی نسل خودشه
همه دارن دربارهی «تابستونِ برت» حرف میزنن
مردم قفل کردن روی مدلی که تو این موسیقی رو ارائه دادی
رقصش... اون سیبِ معروف. میگن تو یه رنگ خاص رو مالِ خودت کردی
یه پدیدهی فرهنگی با رنگ سبزِ لجنی
این دقیقاً نقطهی مقابلِ قصههاییه که یه شبه به موفقیت میرسن
«برت» درهای جدیدی رو به سمت دنیای عامهپسند برای چارلی باز کرده
حالا حتی توی فرهنگ لغت هم یه تعریف جدید براش نوشتن
واقعاً میخواید «برتها» (بچههای لوس و سرکش) این کشور رو اداره کنن؟
همین الانشم به اندازهی کافی گند زدن
چارلی! وای خدا. خداروشکر که اینجایی
کات
خُب، میخوای یه بار دیگه بریم؟
امم، باشه. آره، آره
اوکی
سلام، چارلی ایکسسیایکس هستم. دارین به برنامهی «برکفست» گوش میدین
همینطور ادامه بدین
شما هم دارین «تابستونِ برت» رو تجربه میکنین؟
ببخشید، چی بود دوباره؟
باید بگم «من چارلی ایکسسیایکس هستم» یا «این چارلی ایکسسیایکسه»؟
یه بار دیگه، ما توافق کردیم که... لوید، من فقط
«سلام، من چارلی ایکسسیایکس هستم
دارین به برکفست گوش میدین. تابستونِ برت تا ابد.»
یه لحظه صبر کن. «این چارلی ایکسسیایکسه.»
نه. «من چارلی ایکسسیایکس هستم.» وای خدا
اوکی. لوید، فکر نمیکنی کلِ این قضیهی
«تابستونِ برت رو ادامه بدین» یه ذره خَز و لوس شده؟ یعنی، واقعاً
میخوام بگم، کلش لوسه
«حتماً اپلیکیشن برکفست رو دانلود کنین
تا لیستِ آهنگهای ضروریِ برتِ من رو بشنوین.» اصلاً به حرفم گوش نمیدی
ما باید دقیقاً سرِ ۵ ثانیه تمومش کنیم
پس باید یه کم سریعتر بگی
توی ۵ ثانیه نمیتونم بگم. غیرممکنه
مجبوری انجامش بدی. خُب، من که نمیخوام
«و پیج برکفست رو دنبال کنین تا شانسِ برنده شدن بلیتِ
تورِ جدیدِ برتِ من رو داشته باشین.»
حاضری دوباره بریم؟
عالیه. واقعاً عالیه
امم، بچهها حتماً از این نسخه خیلی راضی میشن
میشه دربارهی زمانبندیها حرف بزنیم؟ -چی؟ نه تیم
هنوز یه برداشتِ درستوحسابی نداشتیم، پس
مگه چندتا میخواستن؟
فقط... به نظرِ من که فوقالعاده بود
امروز باید سه تا ویدیو برای تیکتاک بسازیم. باید تا آخرِ روز تمومش کنیم
من انجامش نمیدم. خواهش میکنم
گوشیت رو از جلو صورتم بکش کنار
در ضمن، باید برای این فیلمِ کنسرت، یه تماس با کمپانی داشته باشیم
مگه قبلاً باهاش موافقت کردیم؟
فکر کنم فقط بگم «سلام، من چارلی ایکسسیایکس هستم» بهتره
میدونی چیه؟ اصلاً هر چی تو بگی. تو چارلی ایکسسیایکس هستی
هستم، و تو هم عاشقِ همین ویژگیِ منی. -
عاشقشم. خیلی خُب، بیاین سوار شیم
میشه بقیهاش رو توی هواپیما تموم کنین؟
ولی حتماً بخواب چارلی. خیلی مهمه
کلاً این روزا میخوابی؟
توی پرواز اصلاً انجامش نمیدم... -باشه
در ضمن، اصلاً هم متاسف نیستم
آره، فهمیدم. باشه
نه. به دوربین نگاه نکنم؟ اوه، نه. نمیکنم. اِ، نگاه کردم؟
پاسپورتت همراهته؟
آنا، اگه یه بار دیگه دربارهی پاسپورتم بپرسی
قضیهی فیلمِ کنسرتِ برت رو ردیف کردین دیگه، نه؟
آره
چون آمریکاییها دارن میان
درسته. آره، صد در صد. خیلی خُب
الکس؟ ردیفی؟ آره
امروز شبیه من لباس پوشیدی. همه چی اوکیه؟
لابد دفعهی بعد میخوای بری حموم آفتاب؟ آره، لی
شاید بهتره کتت رو دربیاری. -فکر میکنی کت خیلی ضایعه؟
نمیخوام فک کنن یه مدلِ «بچهگونه» از من رو راه انداختیم
آره، حتماً
تست صدا، یک، دو، سه
آمریکاییها دارن میان. - لعنتیها میلیونی دارن میان
تامی، خوش اومدی
آره. باز هم خیلی ممنون که برای این موضوع اومدین اینجا
میخواید یه معرفیِ کوتاه داشته باشیم؟
من جیمی هستم. نه
بریم سر اصلِ مطلب. چارلی ایکسسیایکس
تابستونِ محشری بود، مگه نه؟
چطوری این جریانِ «برت» رو زنده نگه داریم؟
آره، جاش، تو میخوای بگی
حتماً
امم، خُب... میدونین، ما واقعاً شوکه شدیم
از اینکه چقدر این داستانِ «تابستونِ برت» بزرگ و همهگیر شده
چطوری از این موقعیتِ خفن استفاده کنیم و هیجانش رو حفظ کنیم؟
میدونی، چطوری زندهاش نگه داریم؟
چون طبیعتاً ما همیشه میدونستیم
که چارلی یه هنرمندِ واقعاً نوآور و پیشروئه، میدونی؟
یعنی، اون واقعاً خلاقه
ولی، منظورم اینه که این سطح از موفقیت
فکر نمیکنم هیچکدوممون میتونستیم پیشبینیش کنیم
آره. اون همیشه سبکِ خاص و طرفدارای خاص خودش رو داشت
اما الان دیگه واقعاً دیوانهکننده شده
آره، پس به جای اینکه عجله کنیم برای کارِ بعدی
بهتره روی چیزی که جواب داده تمرکز کنیم، درسته؟
خُب، فیلم کنسرت چارلی ایکسسیایکس؟
بله. سرمایهگذاریِ آمازون رو هم گرفتیم که عالیه
این میتونه راهِ ما برای تازه نگه داشتنِ «برت» باشه تا
خُب، مثلاً تا تابستونِ سالِ دیگه
امم، ما واقعاً تونستیم اون آدمِ کاربلد رو بیاریم
یوهانس گادوین رو راضی کردیم. آره
اون کارگردانِ معروفیه. همهی کنسرتهای بزرگ رو کار کرده
کیتی، جاستین... فکر میکنم یوهانس برای این کار عالیه، واقعاً
به شرطی که چارلی و تیمش با همه چیز موافق باشن، درسته؟
آره. یعنی اون واقعاً برای این کار ذوق داره
تا جایی که ما خبر داریم، از این برنامه
خیلی خوشحاله و قند تو دلش آب شده، امم
پس ما واقعاً میخوایم این کار رو همین الان، یا حتی زودتر شروع کنیم
زودتر؟ خُب این که غیرممکنه
آره. نه، البته
امم، ما فقط... حسِ خیلی خیلی خوبی به این کار داریم
اوکی، خوبه
خُب، راهاندازیِ پروژهی «هوارد استرلینگ» همین هفتهست
اون جریانِ بانکی رو میدونین دیگه؟ «برت کوین»؟
یه چیزی تو این مایهها. -یه کارتِ بانکیه. کارتِ «برت»
هر چی. فعلاً خداحافظ. خداحافظ
خیلی ممنون. بله. ممنون تامی
واقعاً ترکوندم
قشنگ ورق رو برگردوندم. وای خدا
وقتی توپ رو انداختی تو زمینِ من، با خودم گفتم... -خیلی خفن بود
میدونم، میدونم. مثلِ اون بسکتبالیستها بود، امم
جردن و اینا. وحشتناک بود. آره. خیلی باحال بود
خُب، این هم از این. چارلی ایکسسیایکس
عجب مسیرِ فوقالعادهای رو طی کرده
پارسال تقریباً هیچکی نمیشناختش و حالا دیگه همه جا حرفِ اونه
شرط میبندم حسابی از خودش راضیه و کیف میکنه
فکر میکنی چارلی به این فکر میکنه که قدمِ بعدیش چیه؟
ما که قطعاً بهش فکر میکنیم. حالا که «تابستونِ برت» داره تموم میشه
داریم آهنگهایی رو پخش میکنیم که فکر میکنیم موسیقیِ متنِ چند ماهِ آیندهتون باشن
باهامون باشین تا ببینین نفرِ بعدی کیه
امم، اوکی، پس برای فردا ساعت ۹ صبح یه تماسِ کاری داریم
مجبوریم توی راهِ عکاسیِ «ووگ»
تماسِ تصویریِ فیلمِ کنسرت رو انجام بدیم
تیم گفت وقتِ دیگهای برای انجام دادنش نداریم
باشه، خیله خب
اوکی. بعدش، داشتم دنبالِ یه چند روز وقتِ خالی میگشتم که بری تعطیلات
هنوز اون پیشنهادِ «ایبیزا» رو داریم. خیلی راحته، کلاً در حدِ یه پُسته
آره، ولی آنا، چرا باید الان برم تعطیلات؟ آخه
باشه
دارم تمریناتِ تور رو شروع میکنم. واقعاً دیوانگیه که الان بذارم برم
آره. بیخیال
خیلی اتفاقات داره میافته، میدونی؟ - اوکی
ببخشید
شب بخیر
این هم نگاهی به اجراهای اون توی جشنوارههای اوایلِ تابستون بود
به زودی، اولین تورِ بزرگ و اختصاصیِ خودش رو شروع میکنه
برای اینکه بیشتر برامون بگه، لطفاً به چارلی ایکسسیایکس خوشآمد بگین
خیلی خوشحالم که اینجایی. واقعاً منتظرِ این لحظه بودم
چه حسی داره که یه تابستونِ کامل رو مالِ خودت کردی؟
آدمهای زیادی نیستن که بتونن همچین ادعایی کنن
فکر کنم تا اینجای کار فقط تو بودی و «پسرِ سَم» (قاتل زنجیرهای)
واو. چه همنشینهای خوبی، امم
آره، راستش استیون، خودبهخود اتفاق افتاد
و تازه اعلام کردی -میخوام دقیق بگم-
داری توری رو شروع میکنی که ظاهراً
«بزرگتر و بهتر از هر چیزیه که تا حالا ازت دیدیم.»
قراره با همین فرمون واردِ «پاییزِ برت» بشی و پارتی کنی؟
قراره رقصِ «آبسیب» راه بندازی؟
تا حالا یه خط پودرِ «کدو تنبل» بالا کشیدی؟
میدونی چیه، تا این لحظه که هنوز نه
اما... من عاشقِ پارتیام
این خودش یه شغلِ تماموقته عزیزم. میفهمی؟ - وای خدا
پس این قراره خداحافظیِ بزرگِ «برت» باشه؟
پایانِ یک دوران؟
امم
امم، سوالِ خوبیه. آه
نمیدونم... واقعاً نمیدونم. یعنی، آه
فکر کنم باید منتظر بمونیم و ببینیم چی میشه
و، آه... تو هم که اونجا میآی. شنیدم اهلِ پارتی هستی
اوه، این یه شغلِ تماموقته عزیزم. -
خیلی ممنون که اومدی. متشکرم
بلیتهای تورِ «برت» الان برای فروش گذاشته شده. چارلی ایکسسیایکس، حضارِ گرامی
امم، اوکی. صبح بخیر، صبح بخیر، صبح بخیر
اون ایمیل رو خوندی؟
اوه، آره. لعنتی
الان یه تماسِ تصویری دربارهی فیلمِ کنسرت داریم
با کمپانی و کارگردانه، تا مطمئن بشن که ازش راضی هستی
آنتن نمیده. اسمِ کارگردان چی بود؟
یوهانس؟
یانیس
وای خدا. آره، اینجا آنتن نمیده. ببخشید
باید جامون رو عوض کنیم. بیا جامون رو عوض کنیم
ببخشید. میدونم دوست نداری عقبعقب بری
اشکال نداره. بیا انجامش بدیم. اوکی
اوکی
امم
خیلی خب، فکر کنم وصلم. - وصلی؟ وصلم. وصلیم
سلام. درود
سلام. من با تامی اینجام. چارلی
چارلی، داریم تو رو به یوهانسِ فوقالعاده وصل میکنیم
کارگردانِ فیلمِ کنسرتت
سلام چارلی! درود
No comments yet. Be the first to leave one.