نخستین 200 خط.
ترجمه از «Mohammad GH» و «Farshid ACE»
سلام پسر...بیدار شدی
بیا نتیجه ای نگیریم
قهوه توی قوری هست...سوماترا
امممم
انگار توی کما بودم
اره ضربه اون سنگینی همچین کاری با ادم میکنه
اره
اخرین باری که برام صبحانه درست کردی یادم نمیاد
فکر میکنم ماه عسلمون بود
خب مرد فکر کردی که چی کار قراره بکنی؟
با فروشگاه و لندن؟
ببین مرد من میتونم...میتونم فقط اینو بخورم بعد بهش برسیم؟
اره اره پسر ببخشید
گرچه این یه جورایی با عقل جور در میاد...
چی؟
اون همیشه در مورد سوال میپرسید
مهم نبود که ما داشتیم چی کار میکردیم...اون همیشه بحث رو به سمت تو میکشید
اها
اره اون واقعا اونموقع منو میسوزوند
حالا که میدونم چه نیت شومی داشت...
خیلی احساس طرد شدگی نمیکنم
این عالیه مرد
برای تو خوبه
میدونی...همه چیز مساویه
یه شانس خوب وجود داره که اون به خاطر من رفته باشه به جای تو
- ولی حدس میزنم هیچ وقت نمیفهمیم - فکر نکنم
- پلیس...روی زمین - هوی...چه خبره؟
- اه لعنت به تو جورج - سلام مرد
- مرد تفنگ رو بگیر پایین - هوی تفنگ رو بگیر پایین
اوه خدای من
اره
لعنت به تو مرد
- لعنتی - اوه
خیلی خوب بود چیپ
یه بشقاب میخوای؟
نه مرد من خوبم...من چند ساعت پیش چیزی خوردم
امروز صبح شما پسرارو توی جلسه ندیدم
درسته
اون نمیخواد در موردش حرف بزنه اون فقط میخواد صبحانش رو بخوره
نه فهمیدم...تو میتونی بزنیش اطراف واگن ها
تو چی فکر میکنی جورج؟ من میگم اومده اینجا برای انتقام
برای چی؟
مرگ اشتباه...قتل اشتباه
- غیر عمد - درسته
در صورتی که کسی تورو بکشه میشه قتل اشتباه
نه من فکر میکنم اون رو بکشونه دادگاه
و تلاش میکنه ازش دیه بگیره
- من قبلا دیه ام رو دادم - اره دادی
من جلوی یه قاضی وایسادم و اعتراف کردم به کاری که کردم...که من یه مرد رو کشتم
- اره - من برادرش رو کشتم
و من...و من هیچ وقت شونه خالی نکردم من حتی یه بار هم سعی نکردم سرنوشت رو تغییر بدم
- نه تو اونو پیش بردی - و کمکی که لازم داشتم رو گرفتم
و...و من مقاوم شدم و حالا به بقیه کمک میکنم
تو به من کمک کردی
حالا اون میخواد بیاد اینجا چند سال بعد و ...و
چی؟به خودش فشار بیاره برای چند دلار؟
مثل اینکه شما همشو فهمیدین
- با عقل جور در میاد - اره
همه همیشه سعی میکنن تا یه قیمتی روی فقدان های عاطفیشون بزارن
اون احمقه؟
منظورت چیه؟
ببین تو گفتی اون برای دیه گرفتن اینجاست...درسته؟
منظورم اینه که بعد از اینکه تورو پیدا کرد
فکر میکنی چقدر طول میکشه تا بفهمه...همه چی عالیه؟
خب فقط چون... چیپ چیزی نداره...
فقط چون به نظر میاد اون هیچ پس اندازی نداره
این به این معنا نیست که اون روی دیه خط بکشه
روی چی؟
خب اونا میتونن درامدش رو بگیرن
کدوم درامد؟اونا فروشگاه رو فروختن شما الان هیچی ندارین
خب پس اون چرا اینجاس؟
اون اینجاست تا تورو شکار کنه
- مثه یه روح؟ - اهوم
اون فقط اینجاست که زنجیرش رو ببنده
وای
این...
این یه جور...
لعنتی
این تنها توضیحیه که وجود داره
ازین سیب زمینی سرخ کرده ها بازم هست؟
سلام منم
اره من...من خوبم
من...من هنوز نمیدونم...من...من فقط...
اره یکم زمان بیشتر لازم دارم
من فقط میخواستم زنگ بزنم چون...چون امروز روز بزرگمونه و امممممم
من فقط میخواستم که تو بدونی من بهت فکر میکنم
نه دیوید من نمیخوام با مامانت حرف بزنم
سلام سلام
حالتون چطوره؟ عفونت مچ پاتون خوب شد؟
- خیلی فقط این دفعه نرو - به هیچ وجه مرد...من تورو تنها نمیزارم
هی بزار من برم یه هپی میل درجه یک بگیرم
کولر...
میتونم بهت کمک کنم؟
اره اومدم اینجا تیلی رو ببینم
قرار ملاقات قبلی داری؟
اه نه ولی من...شوهرشم
متاسفم اون گفت کسی مزاحمش نشه
میشه فقط بهش بگی منم و...و اینکه من باید باهاش حرف بزنم
متاسفم اون گفت کسی مزاحمش نشه
این یه مسئله مهمه
اون گفت کسی مزاحمش نشه
رفیق به نظر میاد اون نمیخواد تورو ببینه
شاید دفعه بعد...فقط بهش زنگ بزن
پس من مجبور نیستم این همه راه رانندگی کنم و ازینجا بریم بیرون
اره اره میدونم
من معذرت میخوام
راستش صدات به سختی شنیده میشه...تو توی...تو توی یه جشنی؟
اها تو...با اون یارو پذیرشیه درگیر شدی
نه نه نه...اره تو...تو پول دادی برای اتاق اره
اره میدونم...متاسفم
باشه باید برم
حمایت کنید و این رو امضا کنید... میدونی...ممنون
- نجات ونیز...طومار امضا کنید...نه؟ - نه ممنون
- سلام میخواستم بهت زنگ بزنم - اوه جدی؟
اره...بعدا قراره چیکار کنی؟
اه هیچی...برنامه ای ندارم چرا؟میخوای کاری کنی؟
کلی از ما میریم ابت کینی برای راهپیمایی
برای اعتراض به پیشرفت اون هتل
- تو باید بیای - باشه اره...اه کی؟
بیا
خوب نجات بدیم؟ چجوری...چجوری باید این کارو بکنم؟
پس تو و چیپ ها؟
اره اره دوباره پیش همیم
اممم
بیخیال اونجوری نگام نکن
- چجوری؟ - اینجوری...انگار بازیچه شدم
نشدم...اون الان داره از یه قانون سخت رد میشه
اره باشه...منظورت فروشگاهه؟
اره فروشگاه و...اون قسمتش
فقط... فقط کلی ازین کسشرا هم هست
بنابراین...؟
ببین...پسر بدی نیست خب؟
اون الان داره از کلی اشفتگی رد میشه
پس بهش سخت نگیر...باشه؟
خیلی خوب
ما نمیتونیم بقیه ادمارو برای ناراحتی خودمون سرزنش کنیم
- چیپ اینو گفت؟ - نمیدونم...اره شاید
درسته خب من بایدبرم...نمیخوام اولین روز کاری دیر برسم
- درسته - بعدا میبینمت...خداحافظ
- اره خوب نجات بدیم - اره
من فکر نمیکنم که تا حالا بیشتر از 600 شمرده باشم قبلا
وای مرد...لعنتی
این نشونه خوبی نیس
به نظر میاد اونا فروشگاهت رو فروختن
- دارمش - خوبه
کولر من تورو لازم دارم برای رسوندن این جعبه به وینر کاوفمن
- چی؟چرا من؟من چی کار کردم؟ - خب تو ماشین داری
و این کاریه که حتی تو هم نمیتونی گند بزنی بهش
بیخیال من تازه رسیدم اینجا اون جای پارک عالی رو ببین
شرمنده
نمیتونیم با پست بفرستیم...یکم طبیعت دوستانه تر؟
نه
- میتونم حداقل پول بنزین بگیرم؟ - نه
سلام چیپ
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
با یه زن اینجوری حرف نمیزنن
حق با توئه
تو اینجا چه غلط میکنی؟
لعنتی...پسر تو ونسا وایزی...
مدیر برنامه های فوق العاده
من چند سال قبل یه نوار براتون فرستادم چون من یه جورایی...تفریحی استند اپ کار میکنم
ولی طانر اصلیم درام هست
- یه نوار؟ - اره حدس میزنم...حدود ده سال پیش
ولی شانس دیدنش رو تا الان پیدا کردی؟
جایی هست که بشه خصوصی صحبت کرد؟
بیا دفتر من
- ایا تو...؟کولر... - درسته اره ببخشید
هی این خیلی جالب بود...باید بعدا انجامش بدیم
و این یه افتخاره که وی دابز رو توی دنیای زنده دیدم
شنیدم که رفته بودی خونه تا تیلی رو ببینی
اها...فهمیدم تو برای پاک کردن اینجایی
اون نمیتونه کمکت کنه چیپ اون در مورد فروشگاه خیلی بد فکر میکنه
من مطمئنم این یه مشت توی شکمه ولی اون...
اون نمیتونه از رابطش با وینر استفاده کنه
تا روی ساخت و ساز تاثیر بزاره و اون رو به مسیر دیگه ای ببره
- اون میخواد تو اینو بدونی - رابطه عاشقانه با وینر؟
- اون بهت گفت که اون... - فکر نمیکردم با وینر باشه
- اوه - تا الان
پس اممم...تو جای خونه چی کار میکردی؟
- من یه معامله جدید میخوام - یه معامله جدید؟
این کاری نیست که تو میکنی؟
من با تیلی صحبت میکنم ببینم میتونم چیزی برات اماده کنم یا نه
نه..اون امروز اتفاق میوفته
باشه
وای...یادم نمیاد هیچوقت انقد صریح دیده باشمت
زمان بد
- سلام - سلام
تو خوبی؟همه چی تحت کنترله؟میدونی داری چی کار میکنی؟
اره فکر کنم...ممنون
همه خیلی خوب کمک میکنن مخصوصا پسرا
- خوبه...اگه کمک خواستی من اینجام - خوبه ممنون
هی...
متاسفم
تو و چیپ قرار گذاشتین...درسته؟
نه ما قرار نذاشتیم ما فقط میرفتیم بیرون در واقع
خب یه چیزی تو این مایه ها
ولی ایا تو بیشتر میخواستی یا...؟
من میفهمیدم داشتم چی کا میکردم...من بالغم
من مجبور نبودم بزارم که خودم ضربه ببینم اگر خودم نمیخواستم
No comments yet. Be the first to leave one.