Renaissance

Renaissance

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Renaissance 2006 1080p BluRay AC3 x264-HaB
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian Renaissance 2006 زیرنویس فارسی فیلم

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-12-24
تعداد دانلود: 11
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

زود باش فارفلا، بجنب

برو

نمی‌تونم کاراس. نمی‌تونم بکشمت بالا

از اینجا برو. فرار کن. بدو

«دوست دارم زیبا باشم»

«دوست دارم خوش‌هیکل بمونم»

«واسه همینه که اَوالون رو دوست دارم»

«با اَوالون، می‌دونم که زیبام»

«و همین‌طوری هم می‌مونم.»

«اَوالون. برای دنیایی بهتر.»

«سلامت. زیبایی. طول عمر»

«اَوالون. ما در تمام عمر کنار شما هستیم.»

قبلاً پولت رو دادم

بدش به من

شرمنده، خوشگله

یکسری هزینه‌های جانبی داشتم

ایلونا اینجاست

با من درنیفت

اگه می‌خوایش، باید بهای منو بدی. ولش کن بره

عزیزم... بزن به چاک

بیرون

چه غلطی داری اینجا می‌کنی؟

سلام بیسلان. شروع نکن ایلونا

قضیه دیمیتری چیه؟ شنیدم امروز نرفتی سر کار؟

مزخرف نگو

برات یه کار پشت‌میزیِ راحت پیدا کردم... اوه

حداقل کاری که می‌تونی بکنی اینه که دو روز پشت‌سرهم سر کار حاضر بشی

اخراجت می‌کنن. اوه خدای من، نه، این یکی نه

اصلاً نمی‌شه باهات حرف زد بیسلان

تو اصلاً تلاشی هم نمی‌کنی

بهتره بری. مریض‌هات حتماً منتظرن

ایلیچ؟

ایلیچ؟

سلام

بخش K، مستقر بشید

برین، برین

عملیات لغو شد. گروگان در خطره. عقب‌نشینی کنید

باورتون می‌شه؟ همین الان بکشید عقب

گروگان در خطره. کاراس، چه غلطی داری می‌کنی...؟

فکر می‌کنی نگران اونم؟

نفلت می‌کنم. خب، واسه خودت مردی شدی، نه؟

تو چی؟

دیگه تمومه تئو

فقط چشم‌هات رو ببند و تا وقتی بهت نگفتم بازشون نکن

چشم‌هات رو ببند

برو. برو

هی آمیل، زنت چطوره؟

خب، وقتی خونه نیستم عصبانیه

ولی وقتی اونجام، بدتره

لحظه‌شماری می‌کنم بچه‌اش به دنیا بیاد

کاپیتان

دادستان رِپاراز بیرون منتظرته

ایلونا تاسویِف. یکی از محقق‌های جوان اَوالون

بسیار باهوش. در ۱۳ سالگی توی قفقاز جذب شده

سوگلیِ نایب‌رئیس شرکت، پل دِلِنباخ

اَوالون می‌خواد پیدا بشه. اونم زنده

هر کاری لازمه بکن ولی برِش گردون

واقعاً هیچ‌وقت حرف نمی‌زنی یا این فیلمته؟

«ایلونا تاسویف

زنی ۲۲ ساله با آینده‌ای درخشان

در راه رفتن به یکی از درمانگاه‌های ما برای نیازمندان، ربوده شد

آیا اَوالون می‌تونه به سادگی از این بگذره؟

نه. ما چنین جنایتی رو

حمله‌ای به یکی از ارزشمندترین کارکنان‌مون می‌دونیم

و اون رو حمله‌ای به کل مجموعه‌مون تلقی می‌کنیم.»

خواهر ایلونا

بیسلان تاسویف. اونم توی اَوالون کار می‌کنه، ولی توی بخش بایگانی

ایلونا قبل از شیفتش توی درمانگاه رفته بود اونو ببینه

دکتر جوناس مولر، مافوقش، گزارش اولیه رو داد

اطراف کلوپ ۷۱، یه جنگلِ تمام‌عیاره؛ چهارتا قتل، ۳۲تا خفت‌گیری

اینا اصلاً برات جذابیتی داره؟ ها؟

بعد از جلسه توجیهی می‌بینمش. شاید بخوای اینو بهش بگی

می‌خوام همه‌چیز رو بدونم

عادت‌هاش، بدی‌هاش، وسواس‌هاش، نقاط ضعفش، فانتزی‌هاش

اسم دوست‌هاش، معشوقه‌هاش، همکارهاش

از اَوالون فایل آدرس‌های کاری، تقویم‌ها و تحقیقاتش رو خواستیم

لیست مریض‌هاش رو هم بگیر

اگه توی همکاری‌شون سنگ‌اندازی کردن، به رپاراز گزارش بده

دایره منکرات و مواد مخدر لیست مشتری‌های پاتوقیِ کلوپ ۷۱ رو بهمون می‌دن

مگر اینکه درخواست باج بشه، وگرنه از سه حالت خارج نیست:

جاسوسی صنعتی، سرقت یا جرم جنسی

زمان جرم دقیقاً افتاده بین گشت‌های منظم

هیچ ضبط تصویری‌ای نداریم

طرف خیلی سریع، حسابگر و مجهز عمل کرده

ممکنه این اولین آدم‌ربایی‌ش نباشه

آمیل، دنبال سوابق مشابه بگرد؛ روانی‌ها، زندانی‌هایی که تازه آزاد شدن

مونتویا، تو برو سراغ ماشین ایلونا

توی منطقه قصبه برو سراغ گاواری و لیونِت

اگه ماشین پیدا بشه، اون بهمون خبر می‌ده

اول، پیداش می‌کنیم

بعدش می‌خوابیم

کسی نمی‌خواد بهم بگه اون کجا رفت؟

وُلر: «کفش پیاده‌روی، سایز هشت

با توجه به عمق ردپاها، وزنش بیشتر از ۶۴ کیلو نیست.»

یه زن؟ «یا یه نوجوان

یه مشت آشغال جمع کردیم و فرستادیم واسه دی‌اِن‌اِی

تا ته سیگار، پوسته‌های تنقلات...» ۵۰

«درباره دکتر مولر اطلاعات پیدا کردم

قدیما توی اَوالون کاره‌ای بوده، محقق ژنتیک. آدمِ شماره‌یک‌شون.»

دارم می‌آم

«وقتی برادرش مُرد، همه‌چیز رو رها کرد تا به نیازمندها برسه

تقریباً ۴۰ ساله که رئیس این درمانگاهه.»

«بله، اینجا بازم موی سگ هست. یه شورت کهنه هم پیدا کردم...»

«بیشتر وقت‌ها توی آزمایشگاه اَوالون کار می‌کنه.»

ایلونا تاسویف هروقت وقت داشته باشه، اینجا شیفت وامیسته

«روش عجیبی واسه تمدد اعصابه.»

تماس با دنیای واقعی به آدم دیدِ درستی می‌ده

«تحقیقات ژنتیکی پر از خطره.»

«شغل‌های خطرناک‌تری هم سراغ دارم.»

تحقیق یه نبردِ دائمیه، کاپیتان

اگه هدف رو گم کنی، راهت رو گم می‌کنی

من همیشه به محقق‌های جوان توصیه می‌کنم که آستین بالا بزنن

«واسه همین خودتون تحقیق رو کنار گذاشتین؟»

خوب تحقیق کردی

فهمیدم اینجا بیشتر از یه آزمایشگاه می‌تونم مفید باشم

با این حال، توی اَوالون موندی

آدم به همین راحتی اَوالون رو ترک نمی‌کنه

ساعت ۱۲:۳۴ با پلیس تماس گرفتین

«یه جوون ۲۲ ساله نیم ساعت برای کار دیر کرده

اینکه خیلی زود آژیر خطر رو زدین.»

انگار کاری که کردم درست بوده

اون هیچ‌وقت دیر نمی‌کرد. حتی یک بار، حتی یک دقیقه

«ایلونا فداکاری‌های زیادی کرد تا به جایگاه امروزش برسه

هیچ‌چیز نمی‌تونست حواسش رو پرت کنه

اون یه زن جوانِ استثنایی بود.» و زیبا

«اون مجذوب‌کننده‌ست

جراحی عصبی‌ت می‌کنه؟»

فقط بیمارستان‌ها. همه‌مون خاطرات بدی داریم

تموم شد سیسیلیا، کارم تمومه. خیلی خوب بود دکتر مولر

ممنون

«یه چیز دیگه.»

«ایلونا روی چی کار می‌کرد؟ تحقیقش چی بود؟»

«داشت روی پایان‌نامه دکتراش توی رشته بیوژنیک کار می‌کرد

درباره "پروجریا"؛ نوعی ناهنجاری ژنتیکی»

که ویژگی‌ش پیری زودرسه

بیشتر هم توی بچه‌ها

یه نبردِ طولانی و سخت که خودم قدیما توش می‌جنگیدم

سال‌ها پیش

اوه

دلت واسم تنگ شده بود؟ کاراسِ لعنتی

متنفرم از اینکه می‌آی اینجا. منم همین‌طور. حرف بزن

هیچ‌کس هیچی از دختره نمی‌دونه

ولی خواهرش توی کلوپِ بلیتز و ۷۱ پلاسه

یه چیزی بگو که ندونم

هیچی دستم نیست، هیچی، حتی یه سرنخ. بلوندت غیب شده

تو شعبده‌بازی گوران. دارم هر کاری از دستم برمی‌آد می‌کنم

«بیشتر تلاش کن.» «باشه، باشه.»

فقط واسه تو، با تخفیف

یکی از دوستام که غیب‌گوئه، توی گویِ بلورینش چیزهایی می‌بینه

«اون می‌تونه...» «من حوصله‌ش رو...»

خواهرش رو تعقیب کن

و یه چیزِ درست‌وحسابی واسم بیار

با کمال میل

عسلِ من

شامپاین؟

ممم

اون کجاست دیمیتری؟

باهاش چیکار کردی؟

فکر می‌کنی من گرفتمش؟

آخه من با اون سلیطهِ ازخودراضی چیکار دارم؟

منم فکر کردم اومدی منو ببینی. با من بازی نکن دیمیتری

دیشب باهاش دیدمت، یادت می‌آد؟

دیدی؟ اومم

چی دیدی؟ هنوز به پلیس‌ها چیزی نگفتم

این چیزی بود که خودش می‌خواست

ازم خواست براش بدزدمش. بدزدی؟

این چیه؟

هنوز قسط آخرش رو نداده

«سلامت، زیبایی، طول عمر

اَوالون. ما در تمام عمر کنار شما هستیم.»

اوه

ولم کن. ولم کن! آروم باش

نمی‌خوام بهت صدمه بزنم. قبلاً زدی

آآآغ

کدوم گوری بودی؟ به تو چه؟

فکر می‌کنی من دزدیدمش؟ تو بگو

پلیس تویی

نمی‌تونم وقتم رو برای تعقیبِ تو تلف کنم. خب، پیدام کردی که

چته تو؟ همیشه همین‌طوری هستی؟

فقط روزهایی که خواهر کوچیکم رو می‌دزدن

ما همیشه با هم اختلاف داشتیم

حتی وقتی بچه بودیم. قبل از اینکه پدرومادرمون توی

توی جنگ مُردن؟

من ۱۵ سالم بود. ایلونا فقط ۱۰ سالش بود

بعد از اون، من ازش مراقبت کردم

با هم صمیمی هستیم، ولی رابطه‌مون پیچیده‌ست

وقتی اَوالون کشفش کرد، باید حدوداً ۱۳ سالش بوده باشه

ما رو آوردن اینجا

اگه اون نبود، ما هنوز همون‌جا بودیم

دِلِنباخ؟ اون عوضش کرد

الان خیلی اعتمادبه‌نفس داره

و دکتر مولر چی؟

وقتی پایان‌نامه‌ش رو شروع کرد باهاش آشنا شد

بهش قول داد اگه هفته‌ای سه شب توی درمانگاه شیفت واسته، کمکش کنه

واقعاً همدیگه رو تحسین می‌کنن

کسی به ذهنت می‌رسه که انگیزه‌ای داشته باشه؟

ببین، تو خواهرت رو بهتر از من می‌شناسی

اگه چیزی دستگیرت شد تردید نکن، زنگ بزن

می‌تونم امشب اینجا بمونم؟

این‌طوری می‌دونم کجا پیدات کنم

More Farsi Persian subtitles for Renaissance

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left