نخستین 150 خط.
زیرنویس و ترجمه PaiN
.تو روشنایی زندگیم بودی
چرا نمیگی چه احساسی داری؟
...نمیتونم با کلمات بیانش کنم
.میفهمم
.به خاطر همه چیز ازت ممنونم
پایان
سینما
...خب
وجدانا مرده چی میخواست بگه؟
جان؟- جان؟-
میگم، عاشق همدیگه که نبودن یا همچین چیزی، درسته؟
.سرو تهش میزدی نه جالب بود نه جذاب
!چی؟- !چی؟-
!معلومه که عاشق هم بودن
،همدیگرو میخواستن .اما باید جدا میشدن
!یه تراژدی خفن بود
چطوری؟ اینا که اصلا به همدیگه .نگفتند که عاشقت هستم
پس چجوری عاشق پیشه هستن؟
نگاه، تو یه رابطهی عاشقانه .جنبههای زیادی وجود داره
.باشه، یه دور دیگه میبینیمش
فقط این دفعه، کنارت میشینم
و همهچیز رو برات توضیح میدم .تا شیرفهم شی
تازه یادم اومد که یه کاری !هست که باید انجام بدم
!تا بعد
!در رفت نامرد
کونوهامارو و رِمون
!یه فیلم عاشقانه؟
.فک کردم قراره فیلم اکشن باشه
،دهنت، اگه وقت داری همچین فیلمایی ببینی
.جاش تمرین کن
!...ای بابا دارم میگم که
.هیچی بیخیال
تو چی همچین چیزایی میبینی؟
!دوستدختر من طریقت نینجایی من هست
.هدف من هوکاگه شدن هست
نمیتونم حواسم رو به چیزایی مثل .رابطههای عاشقانه پرت کنم
چی داری بلغور میکنی؟
.دیگه مشکلی نیست
خانم...حالت خوبه؟
!عالی بود
!من الآن پرواز کردم
ها؟
تا حالا اینجوری از بالا !یه شهر رو ندیده بودم
!شرمنده
.یهو جو گرفتتم و خیلی بالا پریدم
فکرشم نمیکردم همچین چیزی رو !تجربه کنم
.لطفا منو ببخشید
.اسم من "یویمورا رِمون" هست
اینقد داشتم لذت میبردم که یادم رفت .به خاطر نجات دادنم ازتون تشکر کنم
.متاسفم
.همین که سالمید من خوشحالم
!باعث افتخارمه که اینقد لذت بردید\
...میگم
چرا داشتن تعقیبتون میکردن "رمون"سان؟
...چون
.من برای گشتوگذار به این دهکده اومدم
،راهمو گم کردم و گذرم به اونا خورد
...و فک کنم با حرفام ناراحتشون کردم
.متوجهام. باعث تاسفه
!آها راستی
!باید به خاطر نجات دادنم تشکر کنم
!نه لازم نیست
.نیازی نیست به خودتون زحمت بدین
.همهچیز حله
!اما
،خواهشا خودتون رو ناراحت نکنید
.و به گشتوگذارتون ادامه بدید
،اگه اینجوریه
یه غذایی هست که خیلی وقته !میخوام بخورمش
برگری رعد و برق
!ممنون که واسه ناهار دعوتمون کردید
.اشکالی نداره
اگه بدون انجام کاری میرفتم
.خیلی عذاب وجدان میگرفتم
...به هر حال
فکرشو نمیکردم چیزی که میخواست !بخوره همبرگر باشه
.هی، مثل اینکه هنوز بچه است
هی؟
!ممنون که صبر کردین
ای-
این دیگه چیه؟
!جدیدترین غذای توی منو هست
!همبرگر لیموی فوقالعاده ترش
!به نظر که خوشمزه است
!از چیزای ترش خوشم میاد
اما تو عمرم همچین غذایی .رو تا حالا نخوردم
!چی؟- !چی؟-
چیز عجیبی گفتم، نه؟
.اصلا
!رمون"سان"
!اینجوری میخورنش
!ترشهههههه
!فهمیدم
!ترشهههههه! اما خوشزه است
!ترشمزگیش غیرقابل توصیفه
توی دهکدهی "دایدای" که ازش اومدم همچین
.غذای خوشمزهای وجود نداره
...من
من از این به بعد توی !دهکدهی مخفی برگ زندگی میکنم
!چه خوب
!داری بیش از حد واکنش نشون میدی
.کونوهامارو"سان، یالا تو هم امتحانش کن دیگه"
ها؟
.باشه
!ترشهههه
!حالتون خوبه؟
...را-راستش، من از چیزای ترش خوشم نمیاد
...شرمنده
.از این استفاده کنید
...ممنون
...خودم می شورمش
!و بهتون برمیگردونمش- .نی"چان، خیلی ضایعی"-
.خیلی ببخشید
روحمم خبر نداشت که از .چیزای ترش خوشتون نمیاد
!مشکلی نیست
گفتم شاید با اون کمکم از چیزای ...ترش خوشم بیاد
.اما واسه شروع برای من زیادی بود
خب بعدش کجا بریم؟
جان؟
رمون"سان، مگه نمیخواید به" گشتوگذارتون ادامه بدید؟
!خب ما بهتون این اطراف رو نشون میدیم
.نمیخوام مزاحم بشم
!شما مراحمی
.تازه میتونیم مراقبتون هم باشیم
!خیلی ازتون ممنون میشم
!هی، برای ما مثل آب خوردنه
هی؟
!خیلی خوبه
اونا سنگ یادبود هوکاگههای
.قبلی هستند که خیلی دربارشون شنیدم
...اون سومی از چپ
!بابابزرگه "نی"چانه
.آ-آره
...اما من در حد بابابزر
.همسطح پدربزرگم نیستم
...شرمم میاد که اینو بگم
،اما هدفت هوکاگه شدنه مگه نه "نی"چان؟
دوستدخترت طریقت نینجایی تو هست، مگه نه؟
!هووی
!خیلی حرف میزنی
.چقد خوب
اینکه برای خودت یه هدف ...تعیین کنی و به دنبالش بری
به نظرم توانایی به انجام این کار .واقعا بینظیره
!آره
!هنوز جاهای زیادی مونده که ببینی
!باشه
دامپلینگ سرا
!چه نازن
دوست داری یکیو بخری؟
No comments yet. Be the first to leave one.